به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، فتنه شکست خورد. قرار بود ترامپ روایت تحولات درون ایران را در دست بگیرد.
تصویری که ترامپ میخواست از درون ایران به جهان مخابره کند، شامل وجوه مختلف بود:
الف- اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی هستند.
ب- مردم ایران به خیابانها آمدهاند و علیه جمهوری اسلامی شعار میدهند.
ج- مردم ایران خواهان روی کار آمدن یک حکومت غربگرای وابسته به آمریکا هستند.
د- مردم ایران از ترامپ میخواهند دخالت کرده و به ایران حمله نظامی کند.
هـ- جمهوری اسلامی در مقابل مردم ایران ایستاده و آنها را به خاک و خون کشیده است.
و- با دخالت نیروی هوایی آمریکا، مردم ایران پیروز شده و جمهوری اسلامی کنار میرود.
اما تصویر ترامپ از این روزهای ایران، 22 دی به کلی مخدوش شد. جمعیت حاضر در خیابانهای همه شهرهای ایران آنقدر زیاد بود که کسی نتواند آن را سانسور کند. در تهران طبق برآوردهای نهادهای مسؤول، 3 میلیون نفر به خیابان آمدند. مهمترین پیامی که حضور دهها میلیونی مردم در راهپیمایی 22 دی همه شهرهای ایران، به جهان مخابره کرد این بود: جمهوری اسلامی ایران دهها میلیون هوادار دارد که در سختترین روزهای کشور، پای کار حکومت ایستادهاند و برای دفاع از آن، حاضرند جان خود را فدا کنند.
این پیام همه طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی را برای اینکه القا کند نظام جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است، با شکست مواجه کرد.
در واقع این راهپیمایی دهها میلیونی باعث شد سناریوی جنگ مسلحانه داخلی در ایران، با شکست مواجه شود. ترامپ و نتانیاهو با به راه انداختن اغتشاشات و حملات تروریستی دنبال این بودند جنگ مسلحانه داخلی در ایران شکل بگیرد و این جنگ زمینهساز دخالت نظامی آمریکا شود. دستکم بخش اول این سناریو با شکست مواجه شد. مهمترین دلایل شکست این سناریو عبارت است از:
1- اغتشاشات و حملات تروریستی پنجشنبه شب (18 دی) تصویری کوچک از چیزی بود که ترامپ و نتانیاهو برای ایران طراحی کرده بودند. انتشار تصاویر گوشهای از این جنایات باعث شد اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، فورا صف خود را از آشوبگران و تروریستها جدا کنند. مردم متوجه شدند پنجشنبه 18 دی، روز سیزدهم جنگ نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود که بامداد 23 خرداد علیه ایران به راه افتاد.
2- ورود نیروهای انتظامی و حافظان امنیت به ماجرا و حضور گسترده و حسابشده آنها در شهرها باعث شد تهماندههای تروریستها نتوانند پروژه آشوب و تروریسم خیابانی را ادامه دهند.
3- قطع اینترنت باعث شد شبکههای ترور و آشوب نتوانند همانند گذشته طراحی سیا و موساد را ادامه دهند.
4- راهپیمایی دهها میلیونی مردم در روز 22 دی باعث شد القائات دشمن درباره اینکه جمهوری اسلامی پشتوانه مردمی ندارد، نقش بر آب شود.
اکنون میتوان با قطعیت گفت بخش نخست فتنه ترامپ و نتانیاهو برای گسترش ناامنی و جنگ داخلی در ایران با شکست مواجه شده است.
میماند مساله حمله نظامی آمریکا به ایران.
ترامپ در آخرین اظهارات خود درباره حمله نظامی به ایران، به گونهای سخن گفت و موضع گرفت که احتمال این حمله کاهش یافته است. با این حال، وضع و حال ترامپ به گونهای است که اینک کمتر کسی در دنیا روی حرفهای او حساب میکند. به همین ماجرای تهدید ایران به حمله نظامی دقت کنید؛ پر است از اظهارات و مواضع متناقض. او در روزهای نخستین آشوب، یک توئیت منتشر و تهدید کرد در صورت برخورد با اغتشاشگران، آمریکا آماده است به ایران حمله کند.
چند روز بعد، ساعتی پس از اغتشاشات و اقدامات تروریستی شامگاه پنجشنبه 18 دی او گفت کشتهشدگان در حوادث ایران، زیر دست و پا جان باختهاند و او نمیتواند کسی را مسؤول جان باختن این افراد بداند. پس از انتشار تصاویر آشوبها و اقدامات تروریستی 18 دی ترامپ مجددا علیه ایران موضع تهاجمی اتخاذ کرد. ترامپ ساعاتی قبل از حماسه میلیونی 22 دی گفت آمریکا آماده حمله نظامی به ایران است. حتی گفت ارتش [آمریکا] 3 طرح برای حمله نظامی به ایران روی میز او گذاشته است و او در حال بررسی این طرحهاست. سهشنبه و بویژه چهارشنبه، روزهای اوج تهدیدات ترامپ مبنی بر حمله نظامی به ایران بود، به گونهای که برخی رسانههای غرب مدعی شدند حمله آمریکا به ایران طی 24 ساعت آینده انجام میشود. با این وجود از نیمه دوم روز چهارشنبه، ادبیات ترامپ مجددا تغییر کرد.
ترامپ این بار به جای کشتهشدگان، دست روی دستگیرشدهها گذاشت و درباره اعدام آنها برای ایران خط و نشان کشید. ترامپ این بار مدعی شد اگر این افراد اعدام شوند، حمله نظامی به ایران انجام خواهد شد. این یک نوع عقبنشینی آشکار از تهدیدات پیشین ترامپ درباره کشتهشدههای حوادث ایران بود. این روند عقبنشینی شامگاه پنجشنبه 25 دی وارد مرحله جدیدی شد. فاکسنیوز، رسانه تندروها که روابط بسیار نزدیکی با ترامپ دارد، با سیدعباس عراقچی مصاحبهای انجام داد که به اعتقاد کارشناسان، جدا از محتوای آن، صرف وقت دادن به عراقچی برای بیان واقعیات حوادث تروریستی ایران برای جامعه آمریکا یک نشانه دیگر مبنی بر عقبنشینی ترامپ از موضع حمله نظامی به ایران بود.
نهایتا این روند عقبنشینی با اظهارات روز جمعه ترامپ تکمیل شد. ترامپ این بار در اظهارنظری جالب مدعی شد قرار بود 800 نفر از دستگیرشدگان حوادث اخیر در ایران اعدام شوند اما جمهوری اسلامی ایران از اعدام این افراد صرفنظر کرده است. ترامپ حتی از مقامات ایران به خاطر اعدام نکردن این 800 نفر تشکر کرد. در واقع ترامپ از موضع تهدید ایران به حمله نظامی به خاطر کشتهشدگان آشوبها و حوادث تروریستی اخیر، به جایی رسید که ادعا کرد ایران دستگیرشدگان را اعدام نمیکند و به همین خاطر از مقامات ایران تشکر کرد. این تغییر موضع یک عقبنشینی آشکار در ادبیات تهدیدآمیز ترامپ علیه ایران بود.
روز جمعه خبرنگاری از ترامپ پرسید آیا تماسهای مقامات کشورهای عرب و اسرائیل در عقبنشینی وی از تهاجم نظامی به ایران موثر بوده است؟ ترامپ در پاسخ، با رد این موضوع گفت خودش به این تصمیم رسیده است.
به هر حال، اکنون - بر اساس اظهارات ترامپ - موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران، رنگ باخته است. با این حال همانگونه که گفته شد تناقضات رفتاری و مواضع متضاد ترامپ در قبال موضوعات مختلف باعث شده است بسیاری کارشناسان بر این عقیده باشند با وجود عقبنشینی کلامی ترامپ از حمله نظامی به ایران هنوز نمیتوان با قطعیت حمله نظامی آمریکا به ایران را منتفی دانست.جدا از انجام یا عدم انجام حمله نظامی آمریکا به ایران، عوامل متعددی وجود دارد که باعث میشود دولت ترامپ نسبت به انجام حمله نظامی به ایران مردد شود یا این حمله برای آنها دارای ملاحظات جدی باشد.
نخستین و مهمترین عامل، پاسخ ایران است. تقریبا عمده کارشناسان امنیتی و مقامات دولت آمریکا و همینطور رژیم صهیونیستی و حتی کشورهای عرب منطقه به این نتیجه رسیدهاند در صورت انجام حمله نظامی آمریکا به ایران، جمهوری اسلامی مجموعهای از پاسخهای سخت و ویرانگر را اجرا خواهد کرد. این پاسخها شامل این موارد است:
الف- حمله به همه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه: از ترکیه و عراق و سوریه گرفته، تا اردن، عربستان، قطر، امارات، کویت، بحرین و عمان. ایران به آمریکاییها و همینطور سران کشورهای فرق اطلاع داده در صورت حمله آمریکا قطعا به این پایگاههای نظامی حمله خواهد کرد.
ب- حمله موشکی ویرانگر به رژیم صهیونیستی: رژیم صهیونیستی به صورت آشکار در اغتشاشات و حوادث تروریستی ایران دست داشت. برخی مقامات، کارشناسان و رسانههای رژیم نیز اذعان کردند مأموران موساد در حوادث تروریستی اخیر ایران به صورت مستقیم و میدانی حضور داشتهاند. به همین خاطر بخشی از پاسخ ایران به حمله نظامی آمریکا، تنبیه سخت رژیم صهیونیستی است. بر همین اساس، یکی از گزینههای پاسخ ایران به حمله نظامی آمریکا شلیک چندصد موشک به صورت هماهنگ به مراکز مهم سرزمین اشغالی است.
ج- فعال شدن اضلاع مختلف جبهه مقاومت در منطقه غرب آسیا: ایران در جنگ 12 روزه از این ظرفیت خود استفاده نکرد اما این بار طبق برنامهریزیهای انجامشده، در صورت گسترش جنگ با آمریکا، جبهه مقاومت نیز علیه منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام توان خود فعال خواهد شد.
د- مختل شدن جریان انرژی در منطقه: در این مورد نیز ایران آماده است در صورت نیاز، توانمندی و نقش خود در تامین امنیت جریان انرژی در غرب آسیا را یک بار هم که شده؛ به رخ آمریکا و همه کشورهای دنیا بکشد.
هـ- حمله به آمریکاییها و منافع واشنگتن در سراسر دنیا: ایران هنوز این بخش از توانمندی خود را رونمایی نکرده است اما بدون تردید در صورت نیاز، ایران سورپرایزهای مهمی در این حوزه برای آمریکا و رژیم صهیونیستی کنار گذاشته است. مجموعه این موارد در کنار برخی موارد دیگر که فعلا ضرورتی به بیان آنها نیست، در شمار عواملی قرار میگیرد که باعث میشود دونالد ترامپ نسبت به استفاده از گزینه نظامی علیه ایران، تردیدها و ملاحظاتی داشته باشد.
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال روز پنجشنبه در گزارشی نوشت میان مشاوران ترامپ بر سر حمله نظامی به ایران، اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. برخی رسانههای آمریکایی نیز فاش کردند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا از مخالفان جدی حمله نظامی به ایران است و بر همین اساس گفته میشود ونس و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا چندین طرح جایگزین غیرنظامی به ترامپ پیشنهاد دادهاند. همزمان با تغییر لحن و ادبیات ترامپ درباره حمله نظامی به ایران، بسیاری از کارشناسان این گزاره را مطرح کردهاند که مشاوران ترامپ به این نتیجه رسیدهاند با توجه به مجموعه عوامل و مختصات پاسخ ایران، هزینههای حمله به ایران بیشتر از فواید ژئوپلیتیک این حمله برای آمریکا است و اساسا منشأ تردید ترامپ برای استفاده از گزینه نظامی علیه ایران نیز همین هزینهها و خسارات است.
یکی از مهمترین ملاحظات ترامپ در اقدامات نظامی علیه دیگران، این است که این حمله با بیشترین فایده و کمترین هزینه و به سرعت انجام شود. به اعتقاد کارشناسان، فرمت حمله نظامی مد نظر ترامپ، ورود سریع و خروج سریع از مهلکه است. نظیر آنچه او در قبال ونزوئلا انجام داد. با وجود لشکرکشی ترامپ به اطراف ونزوئلا اما در نهایت ترامپ کار را به سیا واگذار کرد تا در نهایت آمریکا طی چند ساعت، حملاتی محدود علیه ونزوئلا انجام دهد و همزمان اقدام به ربایش مادورو کند. این مدل دقیقا منطبق بر فرمت مد نظر ترامپ یعنی ورود سریع و خروج سریع از جنگ است، به گونهای که حمله با بیشترین فایده و کمترین هزینه برای آمریکا همراه باشد اما درباره ایران این سناریو ممکن نیست. حمله به ایران یک جنگ کوتاهمدت نخواهد بود. پاسخهای ایران به حمله احتمالی به گونهای است که آمریکا نمیتواند به سرعت میدان جنگ را ترک کند. حمله به ایران در هر سطحی انجام شود، ورود به یک جنگ گسترده خواهد بود که به مرور سطح تنش و درگیری افزایش خواهد یافت.
به همین خاطر پاسخ ایران به گونهای خواهد بود که ترامپ نتواند به سرعت جنگ را خاتمه دهد و این اساسا مورد پسند ترامپ نیست.
سرلشکر محسن رضایی پنجشنبه شب در یک گفتوگوی تلویزیونی دقیقا به همین موضوع اشاره کرد. او خطاب به ترامپ تصریح کرد در صورت حمله آمریکا به ایران، جمهوری اسلامی قطعا درخواست ترامپ برای آتشبس را نخواهد پذیرفت. اظهارنظر محسن رضایی، منطبق بر دکترین دفاعی ایران در برابر هر نوع تهاجم نظامی آمریکاست.
بر اساس این دکترین دفاعی، آمریکا میتواند جنگ علیه ایران را شروع کند اما قطعا نمیتواند هر زمانی که تصمیم گرفت به این جنگ خاتمه دهد و این یعنی جنگ طولانیمدت؛ یعنی همان چیزی که ترامپ در یک سال اخیر نشان داده بشدت از آن اجتناب میکند، چرا که میداند وقوع جنگ طولانی، با وعدههای ترامپ به هوادارانش در تضاد آشکار است و قطعا میتواند در انتخابات پیش روی کنگره، روی رای آمریکاییها اثر بگذارد.
مهمترین دلیل مخالفت جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده با حمله نظامی به ایران نیز ناشی از همین نگرانی است. ونس نماینده و حافظ منافع حزب جمهوریخواه در دولت ترامپ است و آنها میدانند حمله نظامی آمریکا به ایران یعنی ورود آمریکا به باتلاق جنگ طولانیمدت؛ اقدامی که خلاف وعدهها و شعارهای انتخاباتی ترامپ است و قطعا جنبش «ماگا» نسبت به آن واکنش منفی نشان میدهد. بنابراین مشخص است یکی از ملاحظات و نگرانیهای دولت ترامپ نسبت به حمله نظامی به ایران، مساله مدت زمان جنگ است.
در کنار این گزاره، یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد که باعث شده است مخالفان حمله نظامی به ایران در آمریکا دستشان برای ابراز مخالفت با این حمله، پرتر از موافقان حمله باشد.
واقعیت جامعه ایرانی بسیار متفاوت از آن چیزی است که در روزهای نخستین آشوب در ایران، بویژه در یکی دو روز اول پس از حوادث شامگاه پنجشنبه 18 دی، به ترامپ منتقل کردهاند. ادعای مضحک ترامپ مبنی بر سقوط مشهد نشان میدهد کانالهایی که او از آنها اخبار و اطلاعات ایران را دریافت میکند، غیرمعتبر هستند و هدف آنها کشاندن پای آمریکا به جنگ علیه ایران است. با این حال راهپیمایی دوشنبه 22 دی، همانند عصای موسی(ع) سحر ساحران را باطل کرد. حضور میلیونی مردم در سراسر کشور و حمایت صریح از جمهوری اسلامی به وضوح نشان داد جمهوری اسلامی ایران یک پشتوانه مردمی کمنظیر دارد، به گونهای که هیچ کشوری در غرب آسیا از چنین سرمایه اجتماعیای برخوردار نیست. بنابراین بر اساس اظهارات مقامات، صاحبنظران و کارشناسان رسانهای آمریکایی و غیرآمریکایی، انگاره سقوط جمهوری اسلامی از طریق حمله نظامی آمریکا یک تصور اشتباه و کاملا غلط است.
این صاحبنظران معتقدند حمله نظامی آمریکا به ایران نهتنها منجر به تغییر حکومت ایران نمیشود، بلکه باعث تقویت جایگاه جمهوری اسلامی در بین مردم ایران و همینطور ملتهای منطقه خواهد شد.
بر همین اساس، مخالفان حمله نظامی به ایران در آمریکا در مجموع معتقدند این حمله، هم با پاسخهای ویرانگر و خسارتبار ایران مواجه خواهد شد، هم به احتمال زیاد زمینه یک جنگ طولانیمدت را ایجاد میکند و هم موقعیت جمهوری اسلامی را در درون و بیرون ایران تقویت خواهد کرد. بنابراین حمله احتمالی، اساسا منجر به تغییرات ژئوپلیتیک مد نظر ترامپ نخواهد شد. به نظر میرسد مجموع این استدلالها باعث شده است در شرایط فعلی و دستکم در اظهارات و مواضع ترامپ، موضوع حمله نظامی به ایران از اولویت خارج شود.
نکته بسیار مهم در این باره این است که در هر حالتی، این ملاحظات درباره حمله نظامی آمریکا به ایران وجود دارد. یعنی هم پاسخ سخت ایران، هم گزاره طولانی شدن جنگ و هم تاثیر این حمله بر جایگاه داخلی و منطقهای ایران، همواره چه در زمان فعلی و چه در یک بازه زمانی نزدیک یا دور وجود دارد. ترامپ در صورتی که تصمیم به حمله نظامی علیه ایران بگیرد، با این ملاحظات روبهرو است. پاسخ ایران به حمله نظامی آمریکا واقعیتی نیست که تابع زمان فعلی باشد. حمله آمریکا در هر زمانی رخ دهد، با پاسخ سخت ایران مواجه خواهد شد.
به همین خاطر اگر ترامپ در نهایت - چه اکنون و چه در آینده نزدیک یا دور - تصمیم به حمله نظامی علیه ایران بگیرد، این ملاحظات، موانع و هزینهها درباره تبعات این حمله وجود خواهد داشت.
آیا ترامپ با توجه به این واقعیتها و ملاحظات، واقعا در تصمیم خود برای حمله نظامی به ایران تجدیدنظر کرده است و به جای حمله نظامی، مجموعهای از اقدامات مانند تحریم و تشدید فشار اقتصادی به ایران را جایگزین میکند؟
آیا ترامپ برای حمله به ایران، تصمیم نهایی خود را گرفته اما انجام آن را به زمانی موکول کرده که پنتاگون و رژیم صهیونیستی برای مقابله با پاسخهای ایران به آمادگی کامل برسند؟
آیا حمله نظامی آمریکا به ایران قریبالوقوع است و تغییر ادبیات و لحن ترامپ درباره این حمله صرفا یک عملیات فریب برای غافلگیر کردن ایران است؟
باید منتظر ماند و دید ترامپ در نهایت چه تصمیمی علیه ایران خواهد گرفت. تصمیم ترامپ هر چه باشد، بدون شک تصمیم ایران تغییری نخواهد کرد.
آنچه آمریکا و رژیم صهیونیستی طی 2 هفته گذشته در ایران مرتکب شدند، یک فتنه و توطئه بسیار خطرناک موجودیتی علیه ایران بود؛ فتنهای که به وضوح ابعاد نقشه خطرناک ترامپ و نتانیاهو برای ایران را آشکار کرد. ایران اکنون در موقعیت و شرایطی قرار دارد که باید همه اندوخته قدرت سخت و نرم خود را که طی 47 سال گذشته تجمیع کرده، به میدان آورد. چه در حوزه تجهیزات و توانمندی سخت دفاعی و چه در حیطه توانایی نرم و نفوذ در جغرافیای پیرامونی، همه باید آماده بالفعل شدن باشد. اکنون پای ایران در میان است. پروژه تجزیه ایران مهمترین دستور کار ترامپ و نتانیاهو علیه کشورمان است. روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال روز جمعه در گزارشی، نقشه پنهان غرب علیه ایران را فاش کرد و با اشاره به طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تجزیه ایران، پردهپوشی و ملاحظات را کنار گذاشت و نوشت: تجزیه ایران منافع آمریکا در غرب آسیا را تضمین میکند.
بنابراین بیراه نیست اگر گفته شود اکنون خطرناکترین نقشه و فتنه آمریکا و غرب علیه ایران طی یک سده اخیر در حال پیادهسازی و پیگیری است.
به همین خاطر نه جمهوری اسلامی، بلکه ایران در معرض یک خطر موجودیتی جدید قرار دارد. ترامپ رودربایستی را کنار گذاشته و با بیاعتنایی و پشت پا زدن به همه قواعد استعمار نو، نشان داده است هیات حاکمه آمریکا در حال بازگشت به استعمار کهنه است؛ استعماری که کشورهای دارای قدرت نظامی، برای غارت سرمایههای دیگر کشورها عملا و علنا دست به کار میشوند. آنچه ترامپ با ونزوئلا میکند و آنچه دارد برای گرینلند نقشه میکشد، مصادیق محرز بازگشت به استعمار کهنه است. آمریکا در این مسیر همه قواعد و مناسبات نظم جهانی پس از جنگ دوم جهانی را زیر پا گذاشته و میگذارد و حتی به نزدیکترین متحدان خود هم رحم نمیکند. بنابراین موضوع بسیار جدی است. نقشهای که ترامپ و نتانیاهو برای ایران کشیدهاند در واقع هیچ ارتباطی با ماجرای اعتراضات ندارد. اعتراضات، اغتشاشات و اقدامات تروریستی در ایران را در راستای نقشه اصلی برای تجزیه ایران و غارت نفت و معادن کشور طراحی و پیگیری کردهاند. در واقع، غارت ایران بخشی از طراحی آمریکای جدید برای سلطه بر جهان است.
به همین خاطر است که اکنون جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده باید همه قدرت و توان خود را به کار بگیرد تا این نقشه شوم علیه ایران را خنثی کند.
جمهوری اسلامی اینک بزرگترین مدافع و پاسدار ایران است. آنچه آمریکا پیش روی جمهوری اسلامی گذاشته است، انتخاب بین 2 گزینه است:
اول - جنگ نظامی
دوم - تسلیم و تحویل ایران بدون جنگ.
شروط آمریکا برای مذاکره با ایران به وضوح در راستای نقشه ترامپ برای بلعیدن ایران است. ترامپ میگوید ایران باید ذخایر اورانیوم غنیشده 3.67 تا 60 درصد خود را تحویل دهد و از کشور خارج کند. دهها هزار موشک بالستیک خود را از بین ببرد و تنها تعداد محدودی موشک، آن هم با برد 300 تا 400 کیلومتر در اختیار داشته باشد و همینطور ایران باید متحدان خود در جبهه مقاومت را خلع سلاح کند.
ماجرا کاملا واضح است. ترامپ از جمهوری اسلامی میخواهد ایران خلع سلاح شود، به گونهای که در مقابل هر نوع تجاوز و تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک خود، عملا هیچگونه توان دفاعی و پاسخگویی نداشته باشد. معنی دقیق این پیششرطها این است که جمهوری اسلامی، ایران را تمام و کمال در اختیار ترامپ قرار دهد؛ در واقع نفت و همه منابع و ذخایر طبیعی و ثروت ایران و ایرانیان تحویل ترامپ داده شود تا پس از آن، ترامپ و شرکای او براحتی مرزهای جدیدی در ایران بکشند و تجزیه ایران را کلید بزنند.
این نقشهای است که نه فقط برای ایران، بلکه برای همه کشورهای منطقه کشیدهاند. رسانههای ترکیه طی روزهای اخیر که موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران مطرح شد، صراحتا نوشتند کشور بعد، ترکیه است و در صورتی که ترامپ بتواند نقشه خود علیه ایران را محقق کند، به سرعت سراغ ترکیه خواهد آمد. عربستان سعودی هم بخشی از نقشه خاورمیانه جدید است. در صورت فائق آمدن آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران و ترکیه، عربستان لقمهای بسیار راحت برای ترامپ و شرکاست. نتانیاهو چندی پیش صراحتا اعلام کرد آرزوی دیرینه صهیونیستها یعنی اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات را پیگیری میکند؛ اظهار نظری که بلافاصله با واکنش سعودیها مواجه شد، چرا که ریاض فهمید در نقشه جدید ترامپ و نتانیاهو، عربستان یک قربانی راحتالحلقوم است. به هر حال، اکنون همه چیز شفاف است. نقشه کاملا لو رفته و ترامپ هیچ ملاحظه و رودربایستیای برای پیگیری این نقشه ندارد. در این شرایط، کشوری که ضعیف است تبدیل به یک کیک میشود تا قدرتها هر کدام سهمی از آن بردارند. آنهایی که قدرت دفاع از خود دارند راهی جز مقاومت و مقابله با این نقشه خبیث و شرورانه ندارند.
لذا جمهوری اسلامی ایران اکنون در موقعیتی است که باید همه قدرت و اندوخته دفاعی و بازدارندگی خود را به صحنه بیاورد. باید به طرف متجاوز فهمانده شود در برابر هر نوع حمله و تهاجمی، ایران از همه ظرفیتهای دفاعی و بازدارندگی خود استفاده خواهد کرد. نظیر همین اقدامی که ایران در واکنش به تهدیدات اخیر ترامپ اعلام کرد. این صرفا یک تهدید نیست، این تصمیم قطعی جمهوری اسلامی برای خنثی کردن نقشه شومی است که علیه ایران کشیدهاند. قطعا هم ترامپ و هم نتانیاهو فهمیدهاند تهدیدات ایران، نه صرفا برای ایجاد بازدارندگی، بلکه برآمده از تصمیمی است که در همه لایهها و ارکان تصمیمگیری جمهوری اسلامی اتخاذ شده و همه در ایران به آن معتقد و وفادارند. این تنها راهحل خنثیسازی نقشه شوم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران است. اگر قرار است موجودیت و تمامیت ارضی ایران حفظ شود، تنها راهش، ایستادگی و مقاومت جمهوری اسلامی است.
منبع: وطن امروز
انتهای پیام/