به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، امام خمینی(ره) چهار سال پیش از مشروطه چشم به جهان گشودند (اول مهر 1281/ 20 جمادیالثانی 1320) در هنگام کودتای سوم اسفند 1299 هجده سال از عمر مبارکشان گذشته بود و در عنفوان جوانی به سر میبردند. امام، این دوران آشفتگی، ناامنی را از نزدیک شاهد و ناظر و در همین ایام با اسلحه و تفنگ و سنگر آشنا شد، چنانکه خود میفرمایند: در برابر خانهایی که منطقه را ناامن کرده بودند ایستادگی کرده است.
سال 1339 قمری سال مهاجرت امام به اراک (سلطانآباد) جهت ادامه تحصیل همزمان، با فشارهای رضاخان بر حوزه بوده است که باعث شد حضرت امام در آن سالها تجربیات مهمی کسب کند. در نیمه دوم حکومت رضاخان که همزمان با کشف حجاب و برداشتن لباس روحانیت بود، امام در دوران جوانی به سر میبرد و تجربه بسیار تلخی را گذراند. با توجه به سخنرانیهای حضرت امام میتوان این دوران را دوران تکوین اندیشههای سیاسی ایشان عنوان کرد. در فضای سیاسی حاکم بر جامعه، تجربیات بسیاری اندوختند که در شکلگیری مؤلفههای اساسی تفکر تاریخی سیاسی و سپس مواضع ایشان در مقابل رژیم پهلوی تأثیر عمیق گذاشته است.
نخستین واکنش امام به دولت رضاخان، سه سال پس از سقوط این دولت یعنی در 15 اردیبهشت 1323 بوده است که در این زمینه اطلاعیهای انقلابی صادر نمودند و مردم و روحانیون را دعوت به قیام برای خدا و مبارزه با بدعتها و ظلمهای رضاخانی کردند. از جمله مبارزه با فحشا و فساد و اعتراض به از بین بردن مدارس دینی و موقوفات، ترویج کتابهای ضد شیعی کسروی و ... .
نگاه امام نسبت به شخص رضاخان اینگونه بوده است که ایشان از ابتدا رضاخان را مزدور انگلیسیها میدانست و معتقد بود که با ریاکاری مردم را فریفته است و پس از استحکام قدرت به مبارزه با دین و مذهب و حتی مظاهر آن خواهد پرداخت.
«ابتدا با ظاهری مقدس و علاقه به اسلام، علاقه به روضهخوانی حضرت سیدالشهدا، اینطور علاقه را به او نشان دادند و او هم خوب عمل کرد ... ابتدا با این سلاح وارد شد در کشور ما، یعنی آوردندش در کشور با قلدری، آنها را که مراکز قدرت بودند کنار گذاشت و عشایر را و کسانی که قدرتی در ایران داشتند. آنها را با قلدری و نقشه شکست داد ... نقشه دوم این بود که اسلام را هرچه میتواند از آن قیچی کند ... روحانیون را منزوی کردند و از هر جا هم که یک صدایی از آنها بلند میشد و یک قیامی میکردند آن را خفه میکردند.»
کلاً موضعگیری حضرت امام در مورد حکومت رضاخان ذیل سه محور قابل بررسی است:
1ـ وابستگی رضاخان به بیگانگان
از جمله در این خصوص میفرمایند: «از آن روزی که رضاشاه به امر انگلستان حمله کرد به ایران و کودتا کرد، اولش اشخاص به اطلاع میفهمیدند و بعد هم شروع کرد به اراذلی و اوباشی...»
و یا در جای دیگری میفرمایند: «در این عصر که من درک کردم و گمان دارم هیچ یک از آقایان درک نکردهاید، ابتلای رضاخان است که انگلیسیها آن وقت رضاخان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند، رضاخان پس از کودتا، خود را بسیار مذهبی نشان میداد و در جلسات روضهخوانی شرکت میکرد اما پس از رسیدن به قدرت به مبارزه با مذهب پرداخت، رضاخان مأمور اجرای مقاصد اجانب بود ... و خدا میداند چه مصیبتها در زمان آن کشیدیم ...»
2ـ عدم مشروعیت پهلوی به دلیل برقراری نظام کودتایی و سرنیزه
امام، کودتای رضاخان را که بهدلیل برخورد با مردم بر اساس قلدری و تکیه بر سرنیزه بنا شده بود نمیپذیرفت و به همین دلیل با حکومت پهلوی به مبارزه پرداخت. در این باره میفرمایند: «یک مجلسی را درست کرد، یک مجلس غیرقانونی، غیرملی، برخلاف قانون اساسی بود. آن مجلس برخلاف قانون اساسی آمد و رضاشاه را نصب کرد به سلطنت و قاجاریه را خلع کرد. یعنی مجلس مؤسسان درست کردند آن هم با سرنیزه، سلسله پهلوی را به سلطنت نصب کرد و خلع کرد سلطنت سابق را، این طرز آمدن سلسله پهلوی روی کار و اصل اساس سلطنت پهلوی.»
و در جای دیگر میفرمایند: «ما شاهد قضیه بودیم که این موادی که [قانون اساسی] درست شد و اینها را به این سلطنت منحوسه رساند با سرنیزه بود، با سر نیزه رضاخان بود. نه اینکه مردم مجلسی درست کردند ... مردم اختیاری نداشتند، [با] سرنیزه این کارها را درست کردند.»
3ـ انتقاد سخت از دینستیزی رضاخان
رضاخان برای استحکام حکومت خود پس از کودتا برای فریب مردم خود را بسیار مذهبی و متدین نشان میداد. با شرکت در جلسات روضهخوانی آن هم به صورت پابرهنه، تلاش میکرد تا حمایت تودههای مردم را به دست آورد اما پس از رسیدن به قدرت به مبارزه با فرهنگ و مذهب پرداخت که حضرت امام این حرکات ریاکارانه رضاخان را نوعی نفاق سیاسی عنوان کردند و در این باره میفرمایند: «در محرم روضه داشت، در یک جا بود که روضهخوانی داشت، و خودش هم حاضر میشد. دستجات از ارتشیها راه میانداخت که من او را خودم دیدم و دستجات مختلفی از ارتشیها راه میانداخت و آن وقت معروف بود که خود او در ماه محرم تکیههایی که در تهران بود، میگفتند که میرود، بعضیها میگفتند که پیاده میرود، همه تکیهها را در این شبهای محرم ... تا آن وقتی که قدرتش محکم شد، مأموریتش را شروع کرد و مهم مأموریتش یکی این بود که روحانیون را بکوبد.»
حضرت امام با مقایسه دوران قاجاریه با رضاخان معتقد بودند که دوره پهلوی به مراتب از دوره قاجاریه بدتر بوده است. در این دوره فحشا و منکر آزاد بود اما مردم آزادی واقعی نداشتند.
میفرمایند: «... دوره سابق هم دوره قجر بود و آنها هم فاسد بودند اما نه به فساد اینها، این پدر و پسر، رکورد فساد را شکستند.»
ایشان ضمن مقایسه رضاخان با شاهان قجری معتقد بودند که شاهان قجر در این مملکت جنایت کردهاند ولیکن رضاخان به این مملکت خیانتهای زیادی کرد. ایشان میفرمایند: «... ایران در این مدتی که خودمان یادمان هست... این است که از آن اولی که رضاخان آمد در ایران کودتا کرد تا حالایی که بحمدالله غلبه حاصل شده در طول این پنجاه سال که شاید سختترین ایام بود بر ملت ایران، اینها اگر جنایتکارتر از همه سلاطین سابق نبودند، خیانتکارتر بودند. ممکن است کسی بگوید آغامحمدخان قاجار هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آغامحمد خان قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمدخان قجر منابع مملکت خودش را داده باشد. جنایتکار بود اما خیانتکار نبود ...»
اقدامات رضاخان در مبارزه با روحانیت و دین اسلام
علت مقابله رضاخان با روحانیت به قرار ذیل است:
امام یکی دیگر از دلایل برخورد رضاخان با روحانیت را مقابله روحانیت با استقرار تجدد اسلامستیز میدانست. پایگاه اندیشههای روحانیت ریشه معنوی و سنتی داشته که جهت حفظ و نگهداری آن مانع غلبه متحدان غربگرا میشد. روحانیت در مقابل افراط و تفریطهایی که در آن زمان صورت میگرفت به مقابله برمیخاستند از جمله مقابل کشف حجاب.
حضرت امام در اینخصوص میفرمایند: «... اول هدفی که رضاخان در نظر گرفت کوبیدن روحانیت بود به اسم اینکه میخواهم اصلاح بکنم، تمام کارهایشان از اول تا آخر به اسم اصلاح و به اسم ترقی دادن کشور بود...»
چنانکه میدانیم اندیشه «تجدد» رضاخان با فشار خارجیها بود، حرکتی که سالها قبل در عثمانی آغاز شده بود. لذا امام اعتقاد داشتند از رضاخان که سواد آنچنانی نداشت بعید بود چنین تفکری داشته باشد. امام معتقد بودند که این ایده از سوی اجانب به رضاخان تحمیل شد.
«... نمیتوانیم باور کنیم که این اساس از مغز خشک خود رضاخان بود زیرا که این یک شالوده متفکرانه بود که بیدستور مدبرانه دیگران انجام نمیگرفت و اکنون هم پیروی از آن نقشه کمک به خرابی مملکت است ...»
رضاخان اندیشه «تجددخواهی» را از برخی میراثخواران مشروطه به عاریت گرفت که پس از تحولات بهوجود آمده در ترکیه سعی کرد تا الگویی از فعالیتهای کمال آتاتورک را انتخاب و در ایران پیاده کند؛ چنانکه حضرت امام در این خصوص میفرمایند: «... این مرد بیصلاحیت وقتی که به ترکیه رفت، آنجا دید که آتاتورک یک همچو کارها و همچو غلطهایی کرده است، از همانجا از قراری که آن وقت میگفتند تلگراف کرده است به عُمال خودش که مردم را متحدالشکل کنید ... بهانه دوم او به تقلید از آتاتورک قضیه «کشف حجاب» بود با آن فضاحت. خدا میداند که به این ملت چه گذشت.»
امام بارها در سخنرانیها و خاطرات خود برخوردهای توهینآمیز عاملین رضاخان با روحانیت را با شیوههای مختلف به تفصیل بیان نمودند. به اعتقاد ایشان تبلیغات رضاخان طوری بود که بر ملت نیز تأثیرگذار بود (البته نه همه مردم) و در تحلیلهای افراد فریبخورده ریشه عقبماندگی ایران از آمدن و نفوذ اسلام به ایران دانسته میشد و روحانیت به عنوان ابزار نشر اسلام مورد تحقیر عدهای متجددنما از هر نوع قشری قرار میگرفت. شعرای عصر پهلوی سرودههای بسیاری را در قالب شعر، طنز، داستان و لطیفه در این خصوص سروده یا نگاشتهاند که اگر جمعآوری گردد کتاب پرحجمی خواهد شد.
حضرت امام میفرمایند: «[رضاخان] روحانیون را آنطور کوبید، تبلیغات راه انداختند، شعرا بر ضد روحانیون، دستگاهها تجهیز شدند بر ضد روحانیون، به طوری که قشرهای ناآگاه هم برگشتند از روحانیت.»
یکی از اساسیترین اقدامات رضاخان، در ممنوعیت برگزاری مجالس روضهخوانی بوده است که حضرت امام بارها آن را نکوهش کرده است. ایشان در این خصوص میفرماید: «یک رشته هم جلوگیری از منابر و جلوگیری از روضهخوانی و خطابه، به هر عنوان در تمام ایران [بوده] شاید گاهی اتفاق میافتاد که عاشورا یک مجلس نداشت. بعضی از اشخاصی که یک قدری مثلاً جرأت داشتند نصف شب، آخر شب، سحر، مجلس داشتند که اول اذان مثلاً تمام بشود.»
کشف حجاب و عکسالعمل امام
یکی از اقدامات پهلوی اول کشف حجاب و متحدالشکل کردن لباسهای عموم مردم بود. نخستین موردی که حضرت امام روی آن حساسیت نشان دادند تقلید رضاخان از آتاتورک بود که کوشید لباسهای سنتی و محلی را برچیند و با فرض بر اینکه لباسهای سنتی مانع تجدد است و باید از بین برود، طرح متحدالشکل کردن لباسها را داد و به زور سعی در انجام این طرح داشت. کشف حجاب در ذهنیت تاریخی امام بسیار منفی است و آن را به عنوان یک اقدام ضددینی مورد سرزنش قرار داده و ظلمی نابخشودنی به جامعه دانستهاند: «در طول این مدت هم گرفتاریهای همه جانب ملت ما را چه مردها و چه زنها همه میدانید. شاید بسیاریش را یادتان نباشد که من یادم است که اینها در زمان رضاخان به اسم اتحاد شکل، به اسم کشف حجاب، چه کارها کردهاند، چه پردهها دریدند از این مملکت، چه زورگوییها کردند و چه بچهها سقط شد در اثر حملههایی که اینها میکردند به زنها که چادر را از سرشان بکشند.»
با این سیاستهای غلط که رضاخان در مبارزه با مظاهر دینی و پیش گرفتن روشهای استبدادی و از بین بردن قدرت ملت داشت، پشتوانه مردمی را کلاً از دست داد و در دوران بحران نه تنها کسی از او حمایتی نکرد بلکه مردم از رفتن او شادیها کردند.
نویسنده: جهانگیر قاسمی، پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر ایران
انتهای پیام/