به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردستان، برای درک چرایی شکلگیری معماریهای امروزی، ابتدا باید مفهوم انرژی را شناخت و در بسیاری از تمدنهای کهن، اشکال هندسی خاصی همچون هرمها، سازههای هشتوجهی و گنبدها بهعنوان قویترین ساختارها برای انتقال انرژی شناخته میشدند و این فرمها نهتنها در معماری ایرانی، بلکه در تمدنهای بزرگ باستانی نیز کاربرد گسترده داشتهاند.
بر اساس این دیدگاه، نوع بنا و کارکرد آن نقش تعیینکنندهای در نوع انرژی منتقلشده دارد و برخی سازهها بهگونهای طراحی شدهاند که انرژی منفی یا شرارت را تقویت کنند، در حالی که اماکن مذهبی مانند مساجد با هدف انتقال انرژی مثبت و آرامشبخش ساخته شدهاند و همین تفاوت، معماری را به یکی از عوامل تأثیرگذار بر حالوهوای روحی انسان تبدیل میکند.
گفته میشود محل ساخت بسیاری از بناهای مهم جهان، بر روی تقاطع خطوط انرژی زمین انتخاب شده است؛ خطوطی که نقاط استراتژیک انرژی را مشخص میکنند و هنگامی که معماری، اشکال هندسی مقدس و این خطوط انرژی با یکدیگر تلفیق میشوند، به باور برخی، فضاهایی خاص شکل میگیرد که نماد تقاطع دو جهان تلقی میشود.
از سوی دیگر، انسان موجودی کاملاً انرژیمحور است و بدن انسان از سلولها، مولکولها و در نهایت ذرات بنیادی تشکیل شده و در بنیادیترین سطح، از انرژی ساخته شده و بر همین اساس، انسان هم دریافتکننده انرژی محیط است و هم توانایی ارسال انرژی مثبت یا منفی به پیرامون خود را دارد.
محیط اطراف انسان نقش مهمی در این تبادل انرژی ایفا میکند و حضور در طبیعت یا اماکن مذهبی، بهویژه مساجد، معمولاً با احساس آرامش همراه است؛ چراکه فعالیتهای انسانی نظیر عبادت، ذکر و نیایش، نوع انرژی فضا را مثبت و روحانی میکند به همین دلیل است که اغلب مساجد با ساختارهایی مشابه، شامل گنبدها، ستونها و فرمهای هشتوجهی طراحی شدهاند.
در نهایت، درک ارتباط میان معماری، انرژی و انسان میتواند نگاه ما را به فضاهای شهری و ساختمانهای امروزی تغییر دهد و اگر این پیوند بهدرستی شناخته نشود، انسان ناخواسته در معرض انرژیهای منفی محیطی قرار میگیرد؛ موضوعی که برخی آن را نتیجه طراحیهای هدفمند و پشتپرده در معماری معاصر میدانند.
یادداشت از مهدی مشتاقی، کارشناس مسائل تاریخی