پارادوکسی از کاهش سفرها و رشد آمار گردشگر در همدان
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 05 مهر 1405 - 16:09
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، پنج مهر، روز جهانی گردشگری، امسال در همدان در حالی از راه رسیده که میان «رونق گردشگری» روی کاغذ و «توان سفر» در زندگی روزمره مردم فاصلهای قابل تأمل وجود دارد. از یکسو آمارها از میلیونها بازدید از جاذبههای همدان، افزایش ظرفیت اقامتی و میلیاردها تومان سرمایهگذاری در پروژههای گردشگری خبر میدهند و از سوی دیگر، برای بخشی از خانوارها، سفر دیگر یک برنامه معمول سالانه نیست، تصمیمی است که باید میان اجارهخانه، درمان، آموزش، خوراک و سایر هزینههای ضروری جایی برای آن پیدا کرد.
اما اینجا یک تناقض جدی وجود دارد، تناقضی که شاید بشود آن را پرسش اصلی گردشگری در روزهای گرانی دانست اینکه وقتی تعداد بازدیدکنندگان بیشتر میشود، آیا واقعاً سفر برای مردم راحتتر شده یا فقط تعداد کسانی که هنوز توان سفر دارند، در حال ثبت شدن است؟
عددها بهتنهایی جواب این سؤال را نمیدهند. ممکن است یک جاذبه در یک سال چند صد هزار بازدید بیشتر ثبت کند، اما پشت همین عدد، خانوادهای باشد که به جای سفر سهروزه، یک سفر یکروزه رفته، به جای هتل در خانه اقوام مانده و به جای رستوران، غذای خانه را داخل ماشین گذاشته است. حتی ممکن است یک خانواده که قبلاً سالی سه یا چهار بار چمدان میبسته، حالا یک بار سفر برود و همان یک سفر را هم با حسابوکتاب دقیق هزینه بنزین، اقامت و غذا مدیریت کند.
مسئله دقیقاً همینجاست، رشد تعداد بازدیدکننده لزوماً به معنی رونق سفر نیست. برای فهم وضعیت واقعی باید پرسید مسافر چند شب مانده، چقدر خرج کرده و اصلاً چند بار در سال توانسته سفر برود. ممکن است آمار ورودی یک جاذبه بالا باشد، اما سهم سفر از سبد هزینه خانوار کوچکتر شده باشد. این دو اتفاق نهتنها میتوانند همزمان رخ دهند، بلکه در اقتصاد تورمی کاملاً قابل تصورند.
برای استان همدان، این تفاوت اهمیت بیشتری دارد. استانی که بخش مهمی از گردشگری آن به مسافر داخلی و سفرهای کوتاهمدت وابسته است، نمیتواند فقط به شمارش ورودیها دل خوش کند. گردشگر زمانی برای اقتصاد شهر مهم است که بماند، غذا بخورد، اقامت کند، خرید کند و بخشی از پولش در کسبوکارهای محلی بچرخد وگرنه ممکن است همدان در آمارها شلوغتر شده باشد، اما در دخل رستوراندار، هتلدار، راهنمای تور، راننده و فروشنده صنایعدستی، اتفاق چندانی نیفتاده باشد.
به همین دلیل شاید در هفته گردشگری امسال، به جای یک سؤال تکراری روتین که چند گردشگر وارد همدان شدند؟ باید سؤال سختتری پرسید، این گردشگرها چند بار در سال میتوانند سفر کنند و چقدر از درآمدشان را هنوز حاضرند برای سفر کنار بگذارند؟
عددهایی که از رونق میگویند
محسن معصومعلیزاده، مدیرکل سابق میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان، در آیین تکریم و معارفه مدیرکل جدید که 10 شهریور برگزار شد، گزارشی از عملکرد چهار ساله این ادارهکل ارائه کرد.
وی اعلام کرد: در 9 ماهه سال 1404 حدود 4 میلیون و 500 هزار بازدید از اماکن و جاذبههای گردشگری همدان ثبت شده و تعداد اقامت گردشگران نیز به بیش از 670 هزار نفر رسیده است. در همان گزارش، از افزایش ظرفیت اقامتی استان به 4 هزار و 590 تخت، اجرای 40 پروژه زیرساختی و سرمایهگذاری گردشگری با بیش از 26 هزار میلیارد ریال سرمایهگذاری و پیشبینی اشتغال حدود 2 هزار نفر نیز سخن گفته شد.
این آمارها در نگاه اول تصویر امیدوارکنندهای از گردشگری همدان ارائه میکنند اما یک نکته در خوانش آنها نباید نادیده گرفته شود: بازدید، معادل سفر نیست و سفر نیز الزاماً معادل هزینهکرد بالا و ماندگاری گردشگر نیست.
ممکن است یک گردشگر از چند جاذبه بازدید کند، اما شب را در خانه اقوام بگذراند، ممکن است خانوادهای به همدان بیاید اما سفر را کوتاه کند؛ یا مسافر به جای هتل، اقامتگاه ارزانتر انتخاب کند و بخش کمتری از درآمدش را در مقصد خرج کند حتی در نوروز 1404 نیز آمارهای رسمی استان نشان میداد بیش از 911 هزار بازدید از جاذبههای همدان تا 12 فروردین ثبت شده است در همین بازه، 1.5 میلیون وسیله نقلیه وارد استان شده بود بنابراین مسئله امروز فقط «چند نفر به همدان میآیند؟» نیست پرسش مهمتر این است که چند نفر میتوانند بمانند، چقدر هزینه میکنند و چند بار در سال امکان سفر دارند؟
یک سفر، چند تصمیم اقتصادی
بنابرآنچه گفته شد برای یک خانواده چهار نفره همدانی، تصمیم به سفر دیگر فقط انتخاب مقصد نیست، اول باید حساب کند بنزین چقدر میشود؟ بعد اقامت، غذا، ورودی جاذبهها، بعد تفریح بچهها و در نهایت، هزینههای پیشبینینشده اگر با یک حساب سرانگشتی هر یک از این موارد را بررسی کنیم برای سفر به مقصدی که از همدان 3 یا 4 ساعت فاصله دارد هزینه یک باک بنزین5000 تومانی تا رسیدن به مقصد حدود 150 تا 200 هزارتومان، یک وعده غذایی که میانگین قیمت هر پرس حدود300 هزارتومان باشد یک میلیون و 200 هزارتومان، ورودیها با حداقل قیمت 250 تا500 هزارتومان برای هرنفر، و سهم محدودی برای تفریح بچهها حدود یک میلیون تومان در نظر گرفته میشود که در مجموع حدود 3 میلیون تا 4 میلیون تومان آن فقط برای یک روز میشود، با این حساب هزینه یک سفر معمولی دو روزه برای یک خانواده چیزی نزدیک به 10 میلیون تومان خواهد شد.
برای همین اگرچه سفر در بین بسیاری از خانوادهها حذف نشده، اما کوچک شده است، این شاید مهمترین اتفاقی باشد که باید در هفته گردشگری دربارهاش حرف زد.
شهروندان چه میگویند؟
از همینرو برای اینکه بررسیها در این خصوص شکل واقعیتر و ملموستری داشته باشد بهتر است از فضای اداری و آمارهای رسمی بیرون بیاید، از همینرو کافی است پای صحبت مردم بنشینیم.
سارا احمدی، مجرد و یکی از کارمندان همدانی است که میگوید: دوستدار سفر هستم به ویژه از نوع طبیعتگردی، قبلاً سالی دو بار حداقل میتوانستم سفر بروم اما حالا اگر سالی یک بار بتوانم سفر چندروزه بروم برایم تقریبا یک هدف بزرگ شده است.
به گفته این شهروند، مسئله فقط هزینه رفتوآمد نیست، هزینه اقامت، غذا و تفریح هم به مرور به رقم نهایی سفر اضافه میشوند و باعث میشوند قبل از انتخاب مقصد، اول سراغ حسابوکتاب جیبش برود.
وی ادامه میدهد: الان قبل از اینکه بگویم کجا دوست دارم بروم، باید ببینم چقدر میتوانم هزینه کنم. قبلاً مقصد را انتخاب میکردم و بعد برای هزینهاش برنامه میریختم، ولی الان تقریباً برعکس شده یعنی اول بودجهام را مشخص میکنم و بعد میبینم با آن پول کجا میتوانم بروم.
محبوبه و رضا، زوج جوان همدانی که یکی دو سالی از ازدواجشان میگذرد، از جمله کسانی هستند که تغییر شرایط اقتصادی را در انتخاب مقصد سفرشان احساس کردهاند و میگویند: سفر همچنان یکی از تفریحات مورد علاقهشان است، اما دیگر مثل گذشته نمیتوانند مقصد را صرفاً براساس علاقه انتخاب کنند؛ فاصله و هزینه، حالا بخش مهمی از تصمیم آنهاست.
محبوبه میگوید: سفرهای ما بیشتر به مقصدهای نزدیک محدود شده مثلاً نهاوند، تویسرکان یا روستاهای اطراف همدان. جاهایی که بتوانیم با ماشین شخصی برویم و همان روز برگردیم یا نهایتاً یک شب بمانیم. وقتی مقصد دورتر باشد، هزینه بنزین و رفتوآمد، اقامت و غذا همه با هم جمع میشود و رقم نهایی خیلی بالا میرود.
رضا هم میگوید: چند سال اول زندگی مشترک، آنها بیشتر به دنبال تجربه کردن مقصدهای جدید بودند، اما حالا برای هر سفر یک سقف هزینه مشخص در نظر میگیرند و ادامه میدهد: الان اگر بخواهیم مثلاً سه چهار روز جایی برویم، باید از قبل پولش را کنار بگذاریم. برای همین ترجیح میدهیم چند سفر کوتاه و نزدیک داشته باشیم تا اینکه یک سفر طولانی برویم و بعد تا مدتها مجبور باشیم هزینههای دیگر را کنترل کنیم.
این زوج میگویند: انتخاب مقصدهای نزدیک برایشان فقط یک تصمیم اقتصادی نیست شکل سفرشان را هم تغییر داده است. به جای اقامت چندروزه در یک شهر دیگر، بیشتر سراغ طبیعتگردی، روستاها و مقاصد اطراف همدان میروند سفرهایی که هزینه اقامت در آنها کمتر یا حتی صفر است.
شهره مرادی، 45 ساله و مادر است، میگوید: در تصمیم خانواده برای سفر، مشکل فقط قیمت هتل و اقامت نیست؛ چیزی که سفر را برای خانوادهها گران میکند، جمع شدن مجموعهای از هزینههای کوچک و بزرگ کنار یکدیگر است.
وی ادامه میدهد: وقتی درباره هزینه سفر حرف میزنیم، معمولاً همه اول سراغ هتل میروند، در حالی که هزینه فقط هتل نیست. رفتوآمد، بنزین، غذا، ورودی جاذبهها، تفریح بچهها و حتی خریدهای کوچک در طول سفر را که کنار هم میگذاری، میبینی رقم خیلی بیشتر از چیزی شده که اول فکر میکردی.
مرادی میگوید: برای خانوادهای که چند فرزند دارد، این هزینهها سریعتر خودش را نشان میدهد مثلاً شاید یک خانواده بتواند هزینه یک اتاق را بپردازد، اما وقتی قرار است چهار نفر غذا بخورند، چند جا بلیت بخرند و برای تفریح هزینه کنند، دیگر رقم نهایی با چیزی که اول در ذهنمان داشتیم خیلی فرق میکند، به گفته وی همین موضوع باعث شده خانوادهاش در انتخاب مقصد و مدت سفر محتاطتر باشند.
رضا سلطانی، بازنشسته 63 ساله همدانی، میگوید: از تغییراتی که در سالهای اخیر در رفتار سفر خودم و اطرافیانم دیدم ، این است که قیمت حالا زودتر از مقصد وارد تصمیمگیری میشود. به زبان سادهتر، دیگر اول نمیپرسیک «کجا برویم؟» و بعد حساب کنند چقدر هزینه دارد اول سقف هزینه را مشخص و بعد براساس همان سراغ مقصد میرویم.
وی ادامه میدهد:قبلاً مقصد را انتخاب میکردیم و بعد قیمت را درمیآوردیم. اگر مثلاً تصمیم میگرفتیم برویم شمال یا مشهد، بعد حساب میکردیم چقدر پول لازم داریم و برایش برنامه میریختیم. الان اول قیمت را درمیآوریم، بعد میبینیم با پولی که داریم اصلاً کجا میتوانیم برویم.
وی معتقد است برای یک بازنشسته، افزایش هزینههای روزمره باعث شده سفر بیش از گذشته نیازمند برنامهریزی باشد و میگوید: هزینههای زندگی که بالا میرود، پولی که برای سفر میماند کمتر میشودبنابراین اگر بخواهیم سفر برویم، باید از قبل حساب کنیم کجا ارزانتر درمیآید، چقدر مسیر دارد و اقامتش چقدر میشود.
به گفته سلطانی، همین تغییر باعث شده مقصدهای نزدیکتر برایش جذابتر شوند برای همین تاکید میکند: اگر جایی نزدیک باشد و بتوانیم با ماشین برویم و یکی دو شب آن هم در مجموعههای اقامتی ادارات بمانیم، خیلی راحتتر است. سفرهای دور را باید مدت بیشتری برایش پول کنار گذاشت.
و شاید جمله رامین موحدی یک جوان 30 ساله همدانی، خلاصه تمام این تغییرات باشد، جملهای کوتاه که پشت آن یک واقعیت اقتصادی بزرگتر پنهان شده است، دلمان سفر میخواهد، ولی جیبمان مقصد را انتخاب میکند!
وی میگوید: هنوز سفر را دوست دارد و حتی برایش برنامهریزی میکند، اما دیگر نمیتواند مثل گذشته صرفاً براساس علاقه تصمیم بگیرد، برای همین ممکن است دلش بخواهد برود شمال یا یک شهر تاریخی را ببیند اما وقتی هزینه رفتوآمد، اقامت و غذا را حساب میکند میبیند باید گزینه دیگری انتخاب کند.
به گفته او، سفر برای بسیاری از جوانها حذف نشده، اما شکلش تغییر کرده است و ادامه میدهد: اگر پول بیشتری داشته باشم، چند روز میروم. اگر نه، یک مقصد نزدیک انتخاب میکنم و همان روز برمیگردم. گاهی هم سفر را عقب میاندازم تا بتوانم هزینهاش را جور کنم.
همین جمله، دقیقترین تصویر از وضعیت امروز سفر است اینکه مردم هنوز میل به سفر دارند، اما قدرت خریدشان دامنه انتخاب را تعیین میکند مقصد دیگر فقط براساس زیبایی، علاقه یا جذابیت انتخاب نمیشود، فاصله، قیمت اقامت، هزینه غذا و حتی مقدار بنزین مصرفی هم در تصمیم نهایی نقش دارند.
در چنین شرایطی، صنعت گردشگری با یک تناقض روبه است اینکه تقاضا برای سفر از بین نرفته، اما توان پرداخت آن محدودتر شده است بنابراین مسافر همچنان وجود دارد، اما مسافری که بیشتر حساب میکند، کوتاهتر میماند و قبل از بستن چمدان، اول سراغ ماشینحساب میرود.
گردشگر هنوز هست، اما ارزانتر سفر میکند
بنابرانچه گفته شد اتفاقاً دادههای استان همدان نیز نشان میدهد همدان همچنان مسافر جذب میکند مثلا در نوروز 1404 بیش از 911 هزار بازدید از جاذبههای استان تا 12 فروردین ثبت شد و اقامت گردشگران نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد 20 درصدی داشت اما سؤال بعدی مهمتر است این گردشگر چقدر میماند؟چقدر خرج میکند؟و چه مقدار از پولی که همراه خود آورده، در همدان میماند؟در مراسم تودیع مدیرکل سابق نیز معاون امور مجلس، حقوقی و استانهای وزارت میراث فرهنگی، «ماندگاری گردشگر» را حلقه مفقوده گردشگری همدان عنوان کرد و این یعنی مسئله استان دیگر صرفاً «گردشگر بیاوریم» نیست و باید به این فکر کرد که گردشگر را بیاوریم، نگه داریم و کاری کنیم پولش در اقتصاد محلی بچرخد.
مشتری هنوز هست، اما مشتریِ قبلی نیست
راهنمایان تور هم احتمالاً اولین گروهی هستند که تغییر رفتار مسافر را میبینند.در چنین بازاری، تور یکروزه و مقصدهای نزدیک جذابتر میشوند چون مسافر میتواند هزینه اقامت را حذف کندهمدان از این نظر یک مزیت دارد مثلا برای مسافر تهران، کرج، قزوین و بخشهایی از غرب کشور، مقصدی است که میتواند در قالب سفر کوتاه تعریف شود.
حامد مجتبایی، راهنمای تور همدانی، در گفتوگو با تسنیم در همدان، تغییر رفتار مسافران را از نزدیک لمس کرده است. او میگوید هنوز تقاضا برای سفر وجود دارد، اما مسافر امروز با مسافر چند سال قبل یک تفاوت مهم دارد قبل از اینکه درباره مقصد سؤال کند، درباره قیمت میپرسد.
مجتبایی میگوید: مردم هنوز دنبال سفر هستند، اما بیشتر از قبل قیمتها را مقایسه میکنند. تورهای یکروزه و دو روزه راحتتر فروخته میشوند و مقصدهای طبیعتگردی و تاریخی نزدیک هم طرفدار بیشتری دارند، چون هزینه سفر در آنها قابل کنترلتر است.
به گفته این راهنمای تور، کوتاه شدن سفر یکی از نشانههای تغییر قدرت خرید مسافران است و ادامه میدهد: وقتی سفر دو یا سه روزه گران تمام شود، خیلیها ترجیح میدهند یک برنامه یکروزه انتخاب کنند. اینطوری هزینه اقامت حذف میشود و بخش قابل توجهی از هزینه سفر پایین میآید.
مجتبایی تأکید میکند: حتی نوع سؤال مشتریان هم تغییر کرده است مشتری امروز قبل از هر چیز قیمت نهایی را میپرسد. قبلاً بیشتر درباره کیفیت هتل، برنامه سفر، خدمات تور و جاذبههای مقصد سؤال میکردند، اما الان برای خیلیها اول باید مشخص شود که کل سفر چقدر هزینه دارد.
وی معتقد است همین مسئله باعث شده مقصدهای نزدیک و تورهای اقتصادی در بازار سفر جای بیشتری پیدا کنند مسافر همچنان میخواهد از خانه بیرون بزند و مقصد جدیدی ببیند، اما حاضر نیست برای چند روز سفر، بخش بزرگی از درآمد ماهانهاش را هزینه کند
سفر به مقصدی کوتاه یک برگ برنده طلایی برای همدان
زمان کوتاه سفر به همدان از نظر مسافت و نزدیکی به بسیاری از شهرهای کشور به ویژه مرکز کشور و غرب شاید اتفاقاً نسخه نجات گردشگری همدان میتواند در شرایط فعلی باشد.همدان میتواند مقصد یک خانواده باشد که پنجشنبه عصر از تهران حرکت میکند، شب را در همدان میماند، صبح هگمتانه و بوعلی را میبیند، ظهر غذای محلی میخورد، عصر گنجنامه را میبیند و برمیگردد یا حتی سفر یکروزه خانوادهای از ملایر، نهاوند یا تویسرکان، این مدل سفر شاید پول کمتری وارد استان کند، اما برای شرایط اقتصادی امروز یک مزیت دارد اینکه مردم توان پرداختش را بیشتر دارند.
گردشگری باید به سفره مردم برسد
در همین خصوص محمدرضا اکبری، مدیرکل جدید میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی همدان، در آغاز دوره مدیریتش صریحاً بر این نکته تأکید کرده که فعالیتها و پروژههای گردشگری باید به اثرگذاری مستقیم بر اقتصاد و معیشت مردم منجر شوند.
این ادعا شاید مهمترین جمله برای فهم آینده گردشگری همدان باشد، چون گردشگری فقط هتل و موزه و جشنواره نیست اگر یک رویداد برگزار شود اما رستوران محلی، فروشنده صنایعدستی، راننده، راهنمای تور، اقامتگاه بومگردی و فروشگاه محلی سهمی از آن نداشته باشند، بخشی از زنجیره اقتصادی گردشگری ناقص مانده است از همین زاویه، حرفی که در مراسم تودیع مدیرکل سابق درباره رشد زیرساختها زده شد، یک روی سکه است روی دیگر سکه این است که این زیرساختها باید مشتری داشته باشند.
هگمتانه جهانی شد حالا نوبت جیب همدانیهاست؟
در همین راستا باید اشاره داشت که ثبت جهانی هگمتانه یکی از مهمترین اتفاقات گردشگری سالهای اخیر همدان است و اتفاقا محسن معصومعلیزادهمدیرکل سابق آن را مهمترین دستاورد دوره مدیریتی خود در حوزه میراث فرهنگی عنوان کرده است. در چهار سال گذشته نیز 350 پروژه مرمتی و زیرساختی در بناها و محوطههای تاریخی استان اجرا شده است اما ثبت جهانی، پایان کار نیست حتی شاید تازه شروع کار باشد چون ارزش واقعی یک برند گردشگری زمانی مشخص میشود که اثرش در اقتصاد شهر دیده شود یعنی مسافر بیشتر بماند، یعنی بازار صنایعدستی گرم شود، یعنی رستورانها مشتری بیشتری داشته باشند، یعنی اقامتگاهها پر شوند، یعنی راهنمای تور کار بیشتری پیدا کند و در نهایت یعنی بخشی از پول گردشگر وارد جیب شهروند همدانی شود.
نسخه همدانیِ سفر ارزان
به گزارش تسنیم، همدان برای این بازار میتواند چند محصول مشخص از جمله تورهای یکروزه خانوادگی، بستههای دو روزه اقتصادی، تخفیفهای گروهی، مسیرهای ترکیبی هگمتانه ـ بوعلی ـ باباطاهر ـ گنجنامه، گردشگری روستایی، غذاهای محلی و تورهای طبیعتگردی کمهزینه داشته باشد، حتی میتوان برای مسافر قیمت نهایی را از ابتدا روشن کرد از هزینه حملونقل، اقامت، دو وعده غذا و ورودی جاذبهها چرا که براساس گفتههای مردمی وقتی خانوادهها بدانند برای یک سفر دو روزه دقیقاً چقدر باید کنار بگذارد، تصمیمگیری برایش سادهتر میشود و برکسی پنهان نیست که در اقتصاد تورمزده، شفافیت قیمت خودش بخشی از محصول گردشگری است.
امروز اگر از یک مدیر گردشگری بپرسیم وضعیت سفر چطور است، احتمالاً مجموعهای از اعداد روی میز میآید از جمله 4.5 میلیون بازدید، بیش از 670 هزار اقامت،4590 تخت، دهها پروژه گردشگری، 350 پروژه مرمتی، هگمتانه جهانی و..، همه اینها واقعیاند و مهماما یک عدد در این میان کمتر اندازهگیری میشود اینکه چه تعداد خانواده هستند که دیگر نمیتوانند سفر بروند؟شاید نقشه جامع تحول و پیشرفت اقتصادی گردشگری دقیقاً باید از همینجا شروع شود و آنچه باید بیشتر دربارهاش حرف زد، قدرت خرید گردشگر است چون در نهایت، رونق گردشگری را نه تعداد بنرهای هفته گردشگری، نه تعداد افتتاحیهها و نه حتی تعداد بازدیدها، بلکه یک چیز تعیین میکند، آیا مردم توان دارند دوباره چمدان ببندند یا نه؟
انتهای پیام/