ازآتشزدن پرچم آمریکا تا10سال اسارت/چرا پیش از انقلاب،ضدانقلاب داشتیم؟
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 31 شهريور 1405 - 14:05
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، روایت دفاع مقدس تنها از 31 شهریور 1359 و آغاز حمله رژیم بعث عراق به ایران شروع نمیشود؛ بخشی از این روایت به سالهایی بازمیگردد که هنوز جنگ تحمیلی آغاز نشده بود و نیروهای انقلاب درگیر حوادث و ناامنیهای مختلف در نقاطی از کشور بودند. برای شناخت این دوره، باید پای خاطرات افرادی نشست که بخشی از این اتفاقات را نه از پشت کتابها، بلکه از نزدیک تجربه کردهاند.
سردار سعید طایفه نوروز از جمله پیشکسوتان این عرصه است؛ فردی که از مبارزات دانشجویی و زندان سیاسی پیش از انقلاب تا عضویت در سپاه، حوادث کردستان، حصر سنندج، دفاع مقدس و 10 سال اسارت در عراق را تجربه کرده است. روایت او اما فقط بازخوانی خاطرات شخصی نیست؛ در میان این خاطرات، یک پرسش تاریخی بارها تکرار میشود و او بر ضرورت پاسخ دادن و تبیین آن برای نسل امروز تأکید دارد: اگر انقلاب هنوز به پیروزی نرسیده بود، چرا از همان روزهای پیش از پیروزی، جریانهای ضدانقلاب شکل گرفته بودند و پس از پیروزی نیز در نقاط مختلف کشور در برابر انقلاب ایستادند؟ در ادامه گزارشی از مصاحبه اختصاصی با او در دفتر تسنیم را میخوانید:
روزهای مبارزه؛ از دانشگاه تا زندان قصر
تسنیم: اگر بخواهیم از مبارزات شما پیش از انقلاب شروع کنیم، برجستهترین خاطراتی که در ذهن دارید چیست؟
طایفه نوروز: یکی از برجستهترین خاطرات ما مربوط به دوران دانشجویی و اتفاقات 16 آذر است. آن زمان دانشجوی دانشگاه تربیت معلم بودیم و در مجموعه ورزشی و خوابگاه و محل برگزاری فعالیتهای ورزشی حضور داشتیم. در آن دوره، به مناسبت 16 آذر در بسیاری از دانشگاهها اعتراضها و تجمعهایی شکل میگرفت. ما هم در دانشکده تجمع کردیم. گارد جاویدان، درهای محل را بسته بود و ما درها را شکستیم و زنجیرههایی را که ایجاد کرده بودند پاره کردیم و از محل خارج شدیم.
حرکت ما به سمت دهکده المپیک ادامه پیدا کرد و تعداد زیادی از دانشجویان در این حرکت حضور داشتند. در دهکده المپیک، مسابقات ورزشی برگزار میشد و ورزشکاران کشورهای مختلف، از جمله آمریکا، حضور داشتند. ما وارد سالن غذاخوری شدیم و در اعتراض به سیاستهای آمریکا علیه این کشور شعار دادیم. پرچم آمریکا روی یکی از میزها قرار داشت؛ در مقابل آمریکاییها پرچم را پایین آوردیم، زیر پا گذاشتیم و آتش زدیم. این اتفاق در آن زمان یک حرکت اعتراضی بود و بعد از آن، 32 نفر از دانشجویان را دستگیر کردند که دو نفرشان دختر بودند.
تسنیم:چه حوادثی پس از دستگیری شما رقم خورد؟
طایفه نوروز: ما را به زندان قصر بردند و در میان زندانیان سیاسی قرار گرفتیم. اتفاق جالب این بود که بسیاری از زندانیانی که گرایشهای چپ داشتند، وقتی شنیدند افرادی در حضور ورزشکاران آمریکایی پرچم آمریکا را آتش زدهاند، باورشان نمیشد و از پشت پنجرهها نگاه میکردند که ببینند این افراد چه کسانی هستند که چنین کاری انجام دادهاند.
در میان آن 32 نفر، دو دختر هم بودند که یکی از آنها بچه کوچک داشت و حتی هنگام دستگیری، برای آخرین بار به فرزندش شیر داد و بعد او را به زندان بردند. اینها از خاطرات برجسته دوران دانشجویی ماست که در نهایت به زندان سیاسی و تحمل دوران حبس منجر شد.
تسنیم: در دوران زندان، شرایط زندانیان سیاسی چگونه بود؟
طایفه نوروز: در زندان، بندی وجود داشت که افرادی که در این بند بودند، هنوز در مرحله بازجویی قرار داشتند و نمیدانستند چه سرنوشتی در انتظارشان است؛ اینکه چند سال زندان خواهند داشت یا قرار است با آنها چه برخوردی شود. فضای خاصی بر آن بند حاکم بود و افراد خیلی مراقب بودند که با چه کسی صحبت میکنند و چه اطلاعاتی منتقل میکنند.
بعدها و در جریان تحولات آن دوران، قرار شد زندانیان سیاسی مانند سایر زندانیان محاکمه شوند و برای آنها قرار صادر شود. برای ما هم قرار 600 هزار تومانی صادر شد. خانوادهها باید سند میگذاشتند تا زندانی آزاد شود. داماد ما که پزشک بود، سند خانهای را که در قیطریه داشت، برای آزادی ما گذاشت و از این طریق آزاد شدیم.
از مبارزه دانشجویی تا شکلگیری سپاه
تسنیم: شما بعد از پیروزی انقلاب وارد سپاه شدید. نحوه شکلگیری و عضوگیری سپاه در آن سالها چگونه بود؟
طایفه نوروز: ما در همان سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب وارد سپاه شدیم. آن زمان هنوز چیزی به نام استخدام به شکل امروزی مطرح نبود و بیشتر عضوگیری انجام میشد. خود من در میدان جمهوری از افرادی بودم که در روند عضوگیری سپاه فعالیت داشتم. کارتهایی در اختیار افرادی قرار میگرفت و آنها افراد مورد اعتماد را معرفی میکردند و بعد مراحل مختلف بررسی انجام میشد.
عضویت در سپاه در آن دوره آسان نبود. فرد باید معرفی میشد، تحقیق محلی درباره او انجام میگرفت، مصاحبه میشد و بعد مراحل دیگری از جمله امتحان کتبی را پشت سر میگذاشت. فلسفه اولیه سپاه این بود که تعداد محدودی نیروی برجسته در هر شهر و استان حضور داشته باشند؛ افرادی که فقط از نظر نظامی توانمند نباشند، بلکه از نظر فکری و ایدئولوژیک نیز شناخت داشته باشند و بتوانند مسئولیتهای مختلف را برعهده بگیرند. با آغاز جنگ و نیاز گسترده به نیروی انسانی، این روند بهتدریج گستردهتر شد.
تسنیم: در همین دوران با شهید ناصر کاظمی نیز ارتباط داشتید؟
طایفه نوروز: بله، ناصر کاظمی همکلاسی و دوست ما بود. ما با هم در زندان سیاسی بودیم و بعد از انقلاب، زمانی که در سپاه میدان جمهوری فعالیت میکردم، او نزد من آمد. من عضو سپاه بودم و او را برای عضویت معرفی کردیم و برای آموزش به پادگان امام علی در سعدآباد فرستادیم. یک دوره آموزشی را گذراند و بعد وارد سپاه شد.
بعد از آن دیگر او را ندیدم تا اینکه به مسئولیتهای مختلف رسید و بعدها فرمانده سپاه و فرماندار بانه شد و در کردستان به شهادت رسید. ارتباط ما از همان دوران دانشجویی و زندان سیاسی شکل گرفته بود و مسیر زندگی هرکدام از ما بعد از انقلاب به شکل متفاوتی ادامه پیدا کرد.
حصر سنندج؛ نبردی پیش از آغاز جنگ
تسنیم: شما در ابتدای انقلاب مسئولیت فرماندهی سپاه همدان را نیز برعهده داشتید. مهمترین اتفاق آن دوران چه بود؟
طایفه نوروز: یکی از مهمترین اتفاقات آن دوران، حوادث کردستان و حصر سنندج بود. پس از پیروزی انقلاب، سنندج درگیر درگیریهای شدید شد و نیروهای کومله و دموکرات بخشهایی از شهر را در اختیار داشتند. نیروهای ارتش در پادگان محاصره شده بودند و نیروهای سپاه نیز در باشگاه افسران حضور داشتند. شرایط به گونهای بود که عملاً بخشهایی از شهر در اختیار نیروهای مخالف قرار گرفته بود.
سپاه همدان و تیپ سه زرهی همدان برای شکستن این محاصره وارد عمل شدند. در جریان این عملیات، نیروهایی از سپاه همدان در مناطق مختلف حضور پیدا کردند و درگیریهایی نیز رخ داد که تعدادی از نیروهای ما در آن به شهادت رسیدند. پیش از عملیات آغاز جنگ قابل پیشبینی بود و ما در نزدیکی مرزها مستقر بودیم. شب پیش از عملیات در تاریکی هوا صدای جابهجایی مهمات به گوش میرسید و در گزارش به فرمانده گزارش دادیم. اینجا ضدانقلاب به میان آمد و اجازه مقابله به ما داده نشد و گزارش شد نیروهای خودی هستند.
اما کمی قبل از این عملیات از بالای کوه دیدیم که از حیث تعداد و ظاهر مانند کبریت، تانک صف کشیده است و گرای دقیقی بدست آورده بودند و به صورت هدفمند تیراندازی میکردند. در نهایت نیروها به سمت سنندج حرکت کردند و حصر شهر شکسته شد. این عملیات پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی انجام شد و یکی از مهمترین تجربههای نظامی نیروهای آن دوره بود.
تسنیم: چرا بر حوادث کردستان پیش از آغاز جنگ تأکید دارید؟
طایفه نوروز: چون این اتفاقات قبل از جنگ تحمیلی رخ داد. ما در کردستان درگیر بودیم و در همان زمان، گروههایی در سنندج بخشهایی از شهر را در اختیار گرفته بودند و حتی بحث تشکیل حکومت و ساختار جداگانه را دنبال میکردند. ما برای شکستن این وضعیت وارد عمل شدیم و حصر سنندج را شکستیم.
شهید صیاد شیرازی نیز بعدها به این عملیات توجه ویژه داشت. ما دو عملیات در کردستان داشتیم که یکی حصر سنندج و دیگری عملیات بانه بود. بعد از اسارت و بازگشت نیز به واسطه ارتباطی که با شهید صیاد داشتیم، در برنامههای مربوط به معرفی عملیاتهای دفاع مقدس حضور پیدا میکردیم و برای دانشجویان دانشکده افسری درباره این عملیاتها توضیح میدادیم.
سؤال کلیدی تاریخ انقلاب؛ چرا ضدانقلاب شکل گرفت؟
تسنیم: شما در صحبتهایتان تأکید ویژهای داشتید که «قبل از پیروزی انقلاب، ضدانقلاب داشتیم». منظورتان از این تعبیر چیست؟
طایفه نوروز: من این سؤال را بارها مطرح کردهام که آیا ما قبل از پیروزی انقلاب ضدانقلاب داشتیم یا نه؟ پاسخ من این است که بله، داشتیم. سؤال اصلی این است: اگر انقلاب هنوز پیروز نشده بود، چرا ضدانقلاب شکل گرفته بود؟ وقتی ملتی در حال انقلاب است و هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده، چرا باید جریانهایی در برابر آن قرار بگیرند؟ نمونه آن را در کردستان، گنبد، خوزستان و مناطق دیگر دیدیم. این مسئلهای است که باید برای مردم تبیین شود.
برداشت من این است که قدرتهایی که سالها بر کشورهای جهان سوم مسلط بودند، میدانستند که ممکن است این کشورها روزی برای استقلال خودشان قیام کنند. بنابراین برای آن زمان نیز تدبیر کرده بودند. در این نگاه، به مناطق خاصی خدمات کمتری داده میشد و بر تفاوتهای قومی، زبانی و جغرافیایی تکیه میشد تا اگر روزی جنبشی شکل گرفت، بتوان آن را در برابر حکومت مرکزی قرار داد. من معتقدم این موضوع در مورد مناطقی مانند کردستان، ترکمنصحرا، خوزستان و مناطق دیگر نیز قابل بررسی است.
تسنیم: این مسئله چه ارتباطی با حوادث کردستان داشت؟
طایفه نوروز: بعد از پیروزی انقلاب، تعدادی از زندانیان سیاسی که گرایشهای چپ داشتند، به کردستان رفتند و آنجا تشکیلات ایجاد کردند. در سنندج، نیروهای دموکرات بخشهایی از شهر را در اختیار گرفتند و شرایط به جایی رسید که نیروهای ارتش در پادگان محاصره شدند. ما برای شکستن این محاصره وارد عمل شدیم و حصر سنندج را شکستیم.
به همین دلیل است که میگویم باید این مسائل برای مردم تبیین شود. وقتی کسی میپرسد چرا پس از پیروزی انقلاب ضدانقلاب شکل گرفت، باید یک قدم به عقب برگشت و پرسید چرا اساساً پیش از پیروزی انقلاب هم جریانهای مخالف شکل گرفته بودند؟ این اتفاقات بخشی از تاریخ انقلاب است و نمیتوان آنها را بدون توجه به شرایط آن روز بررسی کرد.
جهاد تبیین؛روایت تاریخ برای نسل امروز واجب فوری است
تسنیم: شما در سخنانتان به تأکید رهبر انقلاب بر «جهاد تبیین» اشاره کردید. این مسئله را چگونه میبینید؟
طایفه نوروز: حضرت آقای شهید و آقا سید مجتبی بر جهاد تبیین تأکید داشتهاند و از آن به عنوان یک واجب فوری یاد شده است. من این تعبیر را اینطور میفهمم که تبیین باید در زمان خودش انجام شود و نباید آن را آنقدر به تأخیر انداخت که نسل بعدی دیگر نداند چه اتفاقی افتاده است. نماز واجب است اما ممکن است قضای آن را بعداً به جا بیاوریم، اما وقتی گفته میشود جهاد تبیین «واجب فوری» است، یعنی باید در همان زمان نسبت به آن اقدام کرد.
ما خودمان در برنامههایی که برای دانشجویان و نسلهای بعد برگزار میکردیم، همین کار را انجام میدادیم. هر سال به مناسبت سالروز عملیات حصر سنندج، برای دانشجویان دانشکده افسری درباره آن عملیات توضیح میدادیم و روند اتفاقات را برای آنها تشریح میکردیم. به اعتقاد من، کسی که در یک حادثه حضور داشته، وظیفه دارد آنچه را دیده و تجربه کرده، تا جایی که میتواند برای نسل بعد روایت کند.
تسنیم: چرا معتقدید باید درباره چرایی شکلگیری ضدانقلاب پس از انقلاب بیشتر صحبت شود؟
طایفه نوروز: مردم باید بدانند که بعد از پیروزی انقلاب چه اتفاقاتی افتاد و چرا در مناطق مختلف درگیری ایجاد شد. اگر فقط بگوییم انقلاب پیروز شد و بعد جنگ شروع شد، بخش مهمی از اتفاقات سالهای ابتدایی انقلاب را حذف کردهایم. در کردستان، گنبد، خوزستان و مناطق دیگر حوادثی اتفاق افتاد و باید درباره آنها صحبت شود.
من معتقدم این مسائل را باید در چارچوب تاریخ آن دوران دید. انقلابهای دیگر هم مراحل مختلفی داشتهاند. انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه نمونههایی هستند که بعد از مرحله براندازی، وارد مراحل دیگری شدند و اتفاقات و درگیریهای گستردهای در آنها رخ داد. اما در انقلاب اسلامی، نگاه و جهانبینی اسلامی در نحوه برخورد با مخالفان تأثیر داشت.
چرا انقلاب اسلامی وارد مسیر «تصفیه» نشد؟
تسنیم: منظورتان از تفاوت انقلاب اسلامی با انقلابهای دیگر چیست؟
طایفه نوروز: بعد از پیروزی انقلاب، همه کسانی که در حکومت قبلی مسئولیت داشتند، کشته نشدند. امام خمینی(ره) عفو عمومی اعلام کردند و تعداد زیادی از افراد باقی ماندند و حتی بعدها با انقلاب همراه شدند. در استان همدان نیز از میان نیروهای ساواک، تنها تعداد بسیار محدودی اعدام شدند و بسیاری از افراد باقی ماندند.
این تفاوت را باید در جهانبینی اسلامی دید. در صدر اسلام نیز وقتی پیامبر اسلام(ص) پس از سالها آزار و اذیت به مکه بازگشت، همه مخالفان را نکشت. افرادی بخشیده شدند که حتی در دشمنی با پیامبر نقش داشتند. ما اگر میگوییم انقلاب اسلامی، باید این رفتار را نیز در چارچوب جهانبینی اسلامی آن ببینیم؛ اینکه همه چیز بر مبنای انتقام و کشتار تعریف نشد.
تسنیم: شما این موضوع را چه ارتباطی با تبیین تاریخ انقلاب میدانید؟
طایفه نوروز: به نظر من، وقتی درباره انقلاب صحبت میکنیم، باید تمام مراحل آن را برای مردم توضیح بدهیم. باید گفته شود که چه اتفاقاتی پیش از پیروزی رخ داد، بعد از پیروزی چه حوادثی اتفاق افتاد و چرا در برخی مناطق درگیری شکل گرفت. اگر اینها تبیین نشود، نسل بعد فقط نتیجه نهایی را میبیند و از مسیر رسیدن به آن اطلاعی ندارد.
همانطور که درباره حصر سنندج، مبارزات پیش از انقلاب و دوران اسارت باید روایت شود، درباره اتفاقات سالهای ابتدایی انقلاب نیز باید روایت دقیق وجود داشته باشد. این همان چیزی است که من از آن به عنوان ضرورت جهاد تبیین یاد میکنم.
از کردستان تا آغاز جنگ تحمیلی
تسنیم: بعد از این حوادث، چگونه وارد جنگ شدید؟
طایفه نوروز: ما پیش از آغاز رسمی جنگ، در کردستان درگیر بودیم. در یکی از عملیاتها، شهید شاهحسینی را که فرمانده عملیات بود، در صلواتآباد از دست دادیم. شرایط مرزی نیز بسیار نامناسب بود و ما سه پاسدار را برای حضور در منطقه مرزی سرپلذهاب در اختیار داشتیم.
پیش از آغاز حمله سراسری عراق، در کرمانشاه جلسهای با حضور بنیصدر داشتیم. ما به او گفتیم که وضعیت بسیار بدتر از چیزی است که تصور میشود و عراق بهزودی حمله خواهد کرد. تأکید کردیم که عراق قصد حمله دارد و باید برای آن آماده بود. بعد از آن، شهید صیاد نیز با بالگرد او را به منطقه مرزی برد تا وضعیت را از نزدیک ببیند، حتی در آن روز بالگرد دچار آسیب و سقوط شد اما مشکلی پیش نیامد. او میدانست که جنگ صورت میگیرد و مخالف آن نبود و دنبال دفع خطر نبود.
تسنیم: از روزهای آغاز جنگ و اسارتتان چه چیزی در ذهن شما مانده است؟
طایفه نوروز: وقتی جنگ آغاز شد، ما در منطقه بودیم و درگیریها را از نزدیک دیدیم. بخشی از نیروهای سپاه را از نیروهای ارتش جدا کردند و آنها را به سمت بغداد بردند. عراقیها میخواستند بدانند چه کسانی عضو سپاه هستند و با بعضی از اسرا برخورد بسیار سختی داشتند. به همین دلیل، به بچهها گفته بودیم اگر از آنها پرسیدند، تا جایی که میتوانند چیزی نگویند و جان خودشان را حفظ کنند.
خود من نیز بعد از اسارت، ابتدا از سایر نیروها جدا شدم، چراکه لحظات اولیه اسارت گفتند که من فرمانده سپاه همدان هستم. در یک محل کوچک بازجویی شدم و به دلیل اینکه زبانهای فارسی، انگلیسی، ترکی و کردی را تا حدی میدانستم، درباره اینکه کرد هستم یا نه از من سؤال کردند. حتی فردی را برای بازجویی من آوردند که خودش کردی میدانست. در نهایت نتوانستند اطلاعات خاصی از من به دست بیاورند. بیرون دربهای اتاق بازجویی اعدام افراد صورت میگرفت. تصور کردند من کردم و تصمیم به اعدام من گرفتند اما فردی کردی که از من مصاحبه میگرفت با پرسیدن سوالات تخصصی ثابت کرد من کردی را صرفا آموختهام. سپس من را به سمت بغداد منتقل کردند.
10سال اسارت؛ از اولین سلول تا اردوگاه
تسنیم: اولین شب اسارت را چگونه به یاد میآورید؟
طایفه نوروز: من را به سلولی بردند و تنها بودم. در آنجا از پنجرهای که ارتفاع زیادی داشت، فقط کمی نور وارد میشد. از کنار سرویس بهداشتی اجازه خواستم وضو بگیرم و نماز بخوانم. بعد وارد سلول شدم و مدتی بعد یک افسر عراقی برگشت و دوباره سراغ من آمد، فردی را با چشمها و دستهای بسته به اینجا آورد. او از من کمک خواست، کنارش رفتم و دستها و چشمانش را باز کردم. او نیز ایرانی بود.از او پرسیدم که نمیداند چند سال بناست اسیر بمانیم؟ خود فکر میکردم یا دو الی سه ماه و نهایتا سه الی چهار سال باشد. اما او برآورد کرد ده سال اسارت به طول بینجامد و همان شد.
صبح که شد، صدای همهمه و صحبت فارسی از اتاق مجاور شنیدم. افسر آمد و مرا تنها به اتاقی بردند که تعداد زیادی اسیر ایرانی در آن بودند و کسی که شب قبل اورا یافته بودم در همان اتاق ماند. پیژامه ای شبیه لباس سپاه به تن داشتم و در این اتاق همه اسرا عقب رفتند و تنها یکی از آنها از ته سالن آمد و کنار من نشست. بعد اسمها را میخواندند و افراد را یکییکی میبردند. در نهایت دستهایم را از پشت بستند، چشمهایم را بستند و سوار خودرو کردند و به سمت بغداد بردند. بعداً ما را به زندان ابوغریب منتقل کردند و مدتی بعد نیز به اردوگاه رفتیم.
تسنیم: وقتی وارد اردوگاه شدید، نخستین برخوردتان با سایر اسرا چگونه بود؟
طایفه نوروز: در اردوگاه تعداد زیادی اسیر حضور داشتند. در همانجا همان نیرویی را که در مراحل اولیه اسارت در آنشب دیده بودم، دیدم. بعد مشخص شد که او را به جای من کتک زده بودند؛ چون در یکی از مراحل، اشتباه گرفته بودند که او، من است. او میگفت به خاطر تو چقدر کتک خوردم و این اتفاق یکی از خاطراتی بود که هیچوقت فراموش نکردم.
اسرا از گروههای مختلف بودند؛ پزشک، مهندس، کشاورز، کارمند، صنعتگر و افراد مختلف در میان آنها حضور داشتند. در مقاطعی حتی زن و بچه و کودکان نیز در میان اسرا بودند. در سالهای اول جنگ، تعداد زیادی اسیر گرفته شده بود و بعد بهتدریج این تعداد افزایش پیدا کرد.
از 29 تا 39 سالگی؛ یک دهه در اسارت
تسنیم: دوران اسارت برای شما 10 سال طول کشید. امروز وقتی به آن دوران نگاه میکنید، چه حسی دارید؟
طایفه نوروز: ما از 29 سالگی تا 39 سالگی درگیر این دوران بودیم. وقتی اسیر شدیم، دو فرزند داشتم؛ یکی پنج ساله بود و دیگری هنوز به دنیا نیامده بود و حدود دو ماه بعد از اسارت من متولد شد. شاید برای خیلیها عجیب باشد، اما امروز به دوران اسارت غبطه میخورم. اگر دوباره به همان سن و سال برگردم، حاضر هستم این مسیر را دوباره طی کنم.
اسارت برای ما فقط تحمل زندان و سختی نبود؛ یک دوره کامل از زندگی بود که در آن انسان با شرایطی روبهرو میشد که شاید در زندگی عادی هیچوقت تجربه نکند. از همان روزهای اول تا اردوگاهها و سالهایی که گذشت، اتفاقات و خاطرات زیادی داریم که هرکدام میتواند موضوع یک روایت جداگانه باشد.
پس از آزادی؛ از سپاه تا ستاد آزادگان
تسنیم: بعد از آزادی و بازگشت، فعالیت شما چگونه ادامه پیدا کرد؟
طایفه نوروز: بعد از بازگشت از اسارت، دوباره به سپاه برگشتم. مدتی در نیروی زمینی بودم و بعد به نیروی قدس رفتم و در دانشکده علوم و فنون نیروی قدس مسئولیت داشتم. پس از مدتی نیز به ستاد کل نیروهای مسلح رفتم. شهید صیاد شیرازی در این مسیر نقش داشت و بعد از بازگشت ما از اسارت، ما را به ستاد کل برد.
بعدها در ستاد آزادگان نیز مسئولیت پیدا کردم و در سال 83 به عنوان رئیس ستاد آزادگان کشور معرفی شدم. در آنجا احساس کردیم هنوز درباره فرهنگ اسارت و زندگی آزادگان کار جامع و کاملی انجام نشده است. به همین دلیل موضوع تدوین مجموعهای درباره فرهنگ اسارت را دنبال کردیم.
چاپ 86 جلد کتاب فرهنگ اسارت
تسنیم: در آن دوران چه اقدامی برای ثبت خاطرات آزادگان انجام شد؟
طایفه نوروز: برای تدوین فرهنگ اسارت، از افراد مختلف خواستیم طرح و پیشنهاد خودشان را ارائه کنند. یکی از کسانی که پیشنهاد داد، مسعود دهنمکی بود. او خودش اسیر نبود، اما طرحی که ارائه کرده بود بسیار جامع بود و آن را انتخاب کردیم. ابتدا قرار بود دو جلد کتاب نوشته شود، اما بعد مشخص شد این حجم از خاطرات و اطلاعات در دو جلد نمیگنجد.
در نهایت کار بسیار گسترده شد و مجموعهای در 86 جلد درباره فرهنگ اسارت تدوین شد. این کار چند سال طول کشید و به یک مجموعه مرجع برای شناخت بخشهای مختلف زندگی اسرا تبدیل شد. این تجربه به من نشان داد که ثبت خاطرات و روایتهای افراد، اگر بهدرستی انجام شود، میتواند بخش مهمی از تاریخ را برای نسلهای بعد حفظ کند.
تسنیم: اگر بخواهید مهمترین پیامی را که از این سالها برای نسل امروز دارید بیان کنید، چه میگویید؟
طایفه نوروز: مهم این است که مردم بدانند برای انقلاب، دفاع از کشور و حفظ استقلال چه اتفاقاتی افتاده است. نباید تصور کنیم همه چیز از روز پیروزی انقلاب آغاز شد و قبل و بعد از آن هیچ اتفاقی نیفتاده است. مبارزه پیش از انقلاب، حوادث کردستان، حصر سنندج، آغاز جنگ، اسارت و سالهای بعد از آن، همه حلقههای بههمپیوسته یک دوره تاریخی هستند.
من دوباره بر همان مسئله جهاد تبیین تأکید میکنم. کسی که چیزی را دیده و تجربه کرده، باید آن را روایت کند. اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت میکنند و ممکن است نسلهای بعد تصویری متفاوت از آنچه اتفاق افتاده، دریافت کنند. به همین دلیل است که معتقدم جهاد تبیین باید جدی گرفته شود و روایت تاریخ را نباید به سالهای دور موکول کرد.
روایت سردار سعید طایفه نوروز از سالهایی که از مبارزات دانشجویی و زندان سیاسی آغاز شد و به حضور در سپاه، حوادث کردستان، حصر سنندج، دفاع مقدس و 10 سال اسارت رسید، تنها روایت یک رزمنده از میدان جنگ نیست؛ بخشی از خاطرات نسلی است که تحولات بزرگی را در تاریخ معاصر ایران از نزدیک تجربه کرده است. در میان این روایت، یک پرسش محوری بارها خود را نشان میدهد: چرا در حالی که انقلاب هنوز به پیروزی نرسیده بود، جریانهای مخالف آن شکل گرفته بودند و چرا پس از پیروزی نیز در نقاط مختلف کشور با آن درگیر شدند؟ پاسخ این پرسش، از نگاه این پیشکسوت، نیازمند بازخوانی دقیق حوادث سالهای پیش و پس از انقلاب و ثبت روایت کسانی است که در متن این اتفاقات حضور داشتهاند؛ ضرورتی که او آن را در امتداد «جهاد تبیین» میداند.
مصاحبه از فرناز خوش شنو
انتهای پیام/