از گنج‌نامه تا کرمانشاه؛ روایت دختری که اصالت را در کوچ جست‌وجو می‌کند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، محوطه نمایشگاه اقوام و عشایر همدان پر بود از رنگ و بوی زندگی ایلیاتی؛ از سمبوسه‌های داغ خوزستانی تا آش کارده شیرازی. اما در میان این همه تکاپو، غرفه‌ای ساده با سیاه‌چادری متفاوت، نگاهم را به خود خیره کرد. غرفه عشایر همدان؛ جایی که یک پارادوکس زنده در قامت دختری جوان، تمام پیش‌فرض‌های ذهنی‌ام را به چالش کشید.

ظاهرش به کلیشه‌هایی که از دختر عشایر در ذهن داریم، نمی‌خورد؛ یک دختر با جثه کوچک که کارت‌خوان به دست بود و در دنیای خودش سیر می‌کرد. اما وقتی گفتگو را با او آغاز کردم، متوجه شدم با دختری روبه‌رو هستم که کوچ را نه یک اجبار، بلکه یک انتخاب آگاهانه می‌داند.

او از زندگی در کوه و کمر می‌گفت؛ از تابستان‌هایی که در گنج‌نامه و حیدره قاضی‌خانی می‌گذرد و زمستان‌هایی که در کوچ به کرمانشاه سپری می‌شود. وقتی از او پرسیدم که آیا زندگی مدرن شهری و راحتی‌های آن را به سختیِ کوچ ترجیح نمی‌دهد، با لبخندی که عمق اصالتش را نشان می‌داد، پاسخ داد: زندگی عشایری همه‌اش شیرین است. من دل و جگر تازه و آش ترخینه و گزنه‌ای را که با دست مادر بزرگم تهیه می شود را با هیچ کافه و رستورانی در شهر عوض نمی‌کنم.

زهرا ملکجانی،  دختر عشایری از ایل ترکاشوند، تنها راوی سنت نیست. او پیوند میان ده‌ها سال زندگی ایلیاتی و نسل جدید است؛ کسی که در کنار دوشیدن گوسفندان و مشک‌زنی با مادربزرگش، تئاتر می‌نویسد و کارگردانی می‌کند. او از نمایش خیابانی پنجره‌ای به میناب می‌گفت که در میدان امام خمینی(ره) همدان اجرا کرده است. برای او، استفاده از پنل‌های خورشیدی و تکنولوژی، نه به معنای فاصله گرفتن از اصالت، بلکه ابزاری برای ادامه حیات در دل طبیعت است.

وی می‌گوید: پدر و مادرم در شهر خانه دارند، اما من زندگی عشایری را ترجیح می‌دهم. حتی اگر دانشگاه قبول شوم، بعد از اتمام درسم ، باز هم به این کوه و این سبک زندگی نزد مادربزرگم  برمی‌گردم. با یک غرور خاصی نام مادربزرگ را به زبان می آورد، گویا تنها الگوی یگانه زندگی اش است. زنی که همانند دیگر زنان عشایر تمام مسئولیت های خانواده بر عهده ی اوست.

روایت این دختر، تلنگری است به ما؛ اینکه شاید اصالت، نه در دوری از تمدن، بلکه در انتخابِ ریشه باشد. زهرا ، دختر عشایری که با ذوق از شب‌های کوهستان و آمدن گرگ ها تا نزدیکی چادرشان می‌گوید، تاکید می کنند که آزادی و طبیعت را به کافه‌نشینی‌های بی‌روح ترجیح می‌دهد. این همان نسلی است که می‌تواند با نگاهی تازه به هنر، پنجره‌ای جدید به روی فرهنگ غنی عشایر همدان باز کند.

انتهای پیام/