از 182 شب ایستادگی تا شادی؛ جشن میلاد و حلقه‌های شادی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، امشب یکصد و هشتاد و دومین شب حضور مردم در کف خیابان بود؛ اما این بار، خیابان چهره دیگری داشت. مردمی که شب‌های پیش برای ایستادگی و مقاومت در میدان‌ها جمع می‌شدند، امشب در شب میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع)، حلقه‌های شادی ساختند و صدای کف‌زدنشان در میادین شهر پیچید. انگار همان مردمی که ایستادن را انتخاب کرده بودند، امشب به دنیا نشان می‌دادند که در دل ایستادگی، هنوز می‌شود شادی را هم زنده نگه داشت.

 امشب همدان حال‌وهوایی متفاوت از شب‌های دیگر داشت؛ میادین شهر یکی پس از دیگری میزبان جشن‌هایی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) بودند و مردم برای حضور در این جشن‌ها به خیابان‌ها آمده بودند. از هر گوشه شهر صدای شادی به گوش می‌رسید و جمعیت در اطراف برنامه‌ها و میادین، صحنه‌ای متفاوت از شب‌های معمول همدان ساخته بود. امشب انگار جشن فقط به یک مراسم و یک نقطه از شهر محدود نشده بود و هر میدان، روایت خودش را از این شب شاد داشت. مردم همدان امشب آمده بودند تا در کنار هم، شادی را نه فقط تماشا کنند، بلکه خودشان بخشی از آن باشند.

اما آنچه بیش از همه فضای این شب را متفاوت می‌کرد، حضور عروس و دامادهایی بود که هم‌زمان با برگزاری مراسم‌های جشن خود، به میان تجمعات مردم می‌آمدند. ماشین عروس‌ها در میان جمعیت به‌سرعت نگاه‌ها را به خود جلب می‌کرد و چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید تا مردم دور آن‌ها حلقه بزنند. جمعیت با دیدن عروس و دامادها شور بیشتری می‌گرفت و صدای دست‌زدن‌ها بلندتر می‌شد. عروس‌ها و دامادها هم در میان مردمی که بسیاری از آن‌ها را هرگز ندیده بودند، به بخشی از جشن بزرگ شهر تبدیل می‌شدند. امشب عروسی‌ها تنها در تالارها و مراسم‌های خصوصی برگزار نمی‌شدند و بخشی از شادی آن‌ها به خیابان و میدان آمده بود.

در بعضی از میادین، مردم عروس و دامادها را در حلقه‌های بزرگ شادی خود می‌کشیدند و با دست‌زدن و تشویق، صحنه‌ای متفاوت رقم می‌زدند. جوان‌ها، خانواده‌ها و کودکانی که برای شرکت در جشن‌ها آمده بودند، در کنار هم می‌ایستادند و بدون اینکه بسیاری از آن‌ها یکدیگر را بشناسند، برای یک شادی مشترک دست می‌زدند. کسی میزبان دیگری نبود و در عین حال، همه در شکل‌گرفتن این جشن سهم داشتند. عروس‌ها از میان جمعیت عبور می‌کردند و لبخند و شادی‌شان به جمعیت منتقل می‌شد. مردم هم با حلقه‌زدن دور آن‌ها، شادی یک عروسی را برای چند دقیقه با تمام شهر قسمت می‌کردند.

هر میدان، یک جشن؛ هر جمعیت، یک حلقه شادی

اگر کسی امشب از میدانی به میدان دیگر می‌رفت، در هر نقطه با جمعیتی روبه‌رو می‌شد که به شکلی در حال جشن‌گرفتن بودند. برنامه‌های میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) مردم را دور هم جمع کرده بود و فضای شاد شهر، بسیاری را برای ساعت‌ها در میادین نگه می‌داشت. صدای دست‌زدن‌ها، شور جمعیت و رفت‌وآمد مردم در گوشه‌وکنار شهر، تصویری ساخته بود که کمتر شبی می‌توان مانند آن را در همدان دید. خانواده‌ها در کنار یکدیگر ایستاده بودند و کودکان در میان شلوغی جمعیت، بخشی از شادی بزرگ‌ترها بودند. امشب میادین همدان بیش از هر زمان دیگری شبیه محل قرار همه مردم شهر شده بودند.

جشن‌ها امشب فقط روی سن‌ها جریان نداشتند و مردم از پایین به تماشای برنامه‌ها ننشسته بودند؛ بخش بزرگی از شادی در خود جمعیت شکل می‌گرفت. هر جا صدای دست‌زدن بلند می‌شد، چند نفر دیگر هم به جمع اضافه می‌شدند و حلقه‌های شادی بزرگ‌تر می‌شدند. بعضی تنها برای دیدن برنامه آمده بودند، اما دقایقی بعد خود را در میان جمعیتی می‌دیدند که با هم دست می‌زدند و شادی می‌کردند. حضور عروس و دامادها نیز این فضای جمعی را پررنگ‌تر کرده بود و مرز میان مراسم عروسی و جشن عمومی شهر را از میان برداشته بود. امشب انگار همه بهانه‌ای پیدا کرده بودند تا چند ساعتی از خانه بیرون بیایند و سهمی از این شادی داشته باشند.

شبی که با شب‌های دیگر فرق داشت

همدان شب‌های شلوغ و پررفت‌وآمد کم ندیده است، در شب‌های مقاومت و ایستادگی کم نگذاشته است، اما امشب حال‌وهوای دیگری داشت. در شب میلاد پیامبر مهربانی‌ها(ص) و امام جعفر صادق(ع)، شادی از یک میدان به میدان دیگر کشیده شده بود و هر گوشه شهر بخشی از این فضای متفاوت را به نمایش می‌گذاشت. جمعیت‌هایی که دور مراسم‌ها ایستاده بودند، عروس‌هایی که با لباس سفید در میان مردم دیده می‌شدند و حلقه‌هایی که ناگهان در میان میدان شکل می‌گرفت، تصویر امشب را با هر شب دیگری متفاوت کرده بود. شاید برای همین بود که مردم عجله‌ای برای رفتن نداشتند و بسیاری ترجیح می‌دادند بیشتر در خیابان و میان جمعیت بمانند. شهر امشب زنده‌تر، شلوغ‌تر و شادتر از شب‌های معمول بود.

شادی امشب البته تنها به یک عروس، یک داماد یا یک گروه خاص تعلق نداشت و میان مردم دست‌به‌دست می‌شد. مردمی که شاید لحظه‌ای قبل یکدیگر را نمی‌شناختند، کنار هم می‌ایستادند و برای عروس و دامادی که از میانشان عبور می‌کرد، دست می‌زدند. لبخند یک نفر به دیگری منتقل می‌شد و صدای کف‌زدن‌ها، جمعیت را با خود همراه می‌کرد. این همان چیزی بود که فضای امشب را از یک مراسم معمولی فراتر می‌برد؛ اینکه مردم تنها تماشاگر یک جشن نبودند، بلکه خودشان جشن را ساخته بودند. امشب در میادین همدان، شادی از برنامه‌ها به مردم و از مردم به سراسر شهر سرایت کرده بود.

همدان امشب یک شهر نبود؛ یک جشن بزرگ بود

شاید فردا دوباره همه‌چیز به روال همیشگی بازگردد و میادین همدان بار دیگر فقط محل عبور مردم و خودروها باشند. اما امشب، هر میدان برای ساعاتی به محل شکل‌گیری یک خاطره جمعی تبدیل شده بود؛ خاطره‌ای از جمع‌شدن مردم، از دست‌زدن‌های ممتد و از عروس‌هایی که بی‌آنکه برنامه‌ای از پیش تعیین شده باشد، وارد تجمعات مردم شدند و با شور آن‌ها همراه شدند. امشب خیلی‌ها شاید فقط برای تماشای جشن از خانه بیرون آمده بودند، اما در نهایت خودشان بخشی از داستان این شب شدند. داستانی که در آن، مردم یک شهر دور هم جمع شدند و برای چند ساعت، شادی را با هم تقسیم کردند.

در شب میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع)، میادین همدان شاهد صحنه‌هایی بود که با شب‌های معمول شهر تفاوت داشت. صدای جشن، حضور گسترده مردم، حلقه‌های شادی و عروس و دامادهایی که در میان جمعیت قرار می‌گرفتند، همگی دست‌به‌دست هم داده بود تا چهره‌ای متفاوت از شهر شکل بگیرد. امشب، همدان فقط میزبان چند جشن نبود؛ خود شهر به یک جشن بزرگ تبدیل شده بود. میادین شهر پر از مردمی بود که آمده بودند تا در شادی شریک شوند و برای چند ساعت، لبخند را به خیابان‌ها بیاورند. شاید بهترین توصیف برای این شب همین باشد؛ امشب همدان برای خودش عروسی گرفته بود و هیچ‌کس دلش نمی‌خواست این جشن به این زودی تمام شود.

انتهای پیام/