ابن‌سینا و «آیه نور»؛ الگویی ماندگار برای تفسیر فلسفی قرآن

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، ان‌شاءالله رحمتی رئیس بنیاد علمی‌وفرهنگی بوعلی‌سینا در حکیم هزاره‌ها و بیست و یکمین بزرگداشت سالانه شیخ‌الرئیس، ابن سینای بزرگ با قدردانی از انجمن آثار و مفاخر، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر مجموعه‌های برگزارکننده و حمایت‌کننده این برنامه اظهار کرد: موضوع سخن من تفسیر ابن‌سینا از سوره نور، به‌ویژه آیه شریفه «الله نور السماوات و الارض» است و معتقدم این اثر با وجود حجم اندک، تأثیری دوران‌ساز در تاریخ فلسفه و عرفان اسلامی داشته است.

وی افزود: ابن‌سینا در این اثر الگویی برای فهم فلسفی قرآن ارائه کرده و از سوی دیگر نشان داده است که قرآن می‌تواند منبع الهام یک فیلسوف برای اندیشه‌ورزی فلسفی باشد؛ تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که جریان‌هایی در فلسفه و عرفان اسلامی، هم در شیوه تفسیر قرآن و هم در الهام گرفتن از قرآن برای فلسفه‌پردازی، از این رویکرد تأثیر پذیرفته‌اند.

وحدت حکمت و نبوت در اندیشه ابن‌سینا

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا با اشاره به یکی از مبانی مهم اندیشه ابن‌سینا گفت: یکی از مقدمات ضروری برای فهم نگاه ابن‌سینا، توجه به وحدت حکمت و نبوت در اندیشه اوست؛ از نظر ابن‌سینا، حکمت و نبوت از یک سنخ‌اند و فلسفه را می‌توان شعبه‌ای از پیامبری دانست.

رحمتی ادامه داد: دلیل این مسئله آن است که هم نبی و هم فیلسوف، در اتصال به عقل فعال صاحب معرفت می‌شوند؛ بنابراین، در نگاه ابن‌سینا، معرفت صرفاً حاصل ابتکار عمل انسان نیست، بلکه منبعی بیرون از انسان وجود دارد که افاضه‌کننده معرفت است.

وی با مقایسه این دیدگاه با برخی نظریه‌های معرفت‌شناختی جدید عنوان کرد: در برخی دیدگاه‌های جدید، تجربه دینی بیش از آنکه دریافت معرفت از یک منبع بیرونی تلقی شود، تجربه‌ای انسانی و برخاسته از ابتکار و فعالیت خود انسان در نظر گرفته می‌شود؛ اما ابن‌سینا چنین نگاهی ندارد و وحی را ابتکار عمل الهی و امری غیبی می‌داند.

تفاوت نگاه ابن‌سینا با دکارت

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا برای تبیین تفاوت این نگاه با معرفت‌شناسی جدید گفت: در صدر معرفت‌شناسی جدید، اندیشه دکارتی قرار دارد که با جمله مشهور «می‌اندیشم، پس هستم»، آغاز اندیشه و تجربه را از «من» می‌داند.

رحمتی افزود: در مقابل، در اندیشه‌ای که بر وجه انفعالی معرفت تأکید می‌کند، ابتدا «اندیشیده‌شدن» اتفاق می‌افتد و سپس انسان می‌تواند از اندیشیدن و بودن خود سخن بگوید؛ یعنی انسان در مقام دریافت‌کننده معرفت، صرفاً فاعل و آغازگر نیست، بلکه با یک منبع معرفت ارتباط برقرار می‌کند.

وی تصریح کرد: این نگاه برای فهم معرفت نبوی در اندیشه ابن‌سینا اهمیت دارد؛ زیرا از نظر او وحی و معرفت نبوی، نتیجه صرف فعالیت ذهن انسان نیست، بلکه نوعی افاضه معرفت از منبعی فراتر از انسان است.

«فکر» و «حدس»؛ دو مسیر دستیابی به معرفت

رحمتی با تشریح نگاه ابن‌سینا به فرآیند شناخت بیان کرد: در تفکر معمول، انسان از معلوماتی که در اختیار دارد، جست‌وجو می‌کند تا از طریق یافتن حد وسط به مجهول برسد. در منطق نیز حد وسط مانند سنگی است که انسان برای عبور از یک نهر عریض، از آن برای رسیدن به سوی دیگر استفاده می‌کند.

وی ادامه داد: ابن‌سینا در کنار «فکر»، نوع دیگری از رسیدن به مجهول را نیز مطرح می‌کند که «حدس» نام دارد. در حدس نیز حد وسط وجود دارد، اما این حد وسط بدون حرکت تدریجی ذهن و بدون جست‌وجوی طولانی، بی‌درنگ برای انسان آشکار می‌شود.

رئیس انجمن بوعلی‌سینا گفت: دو تفاوت اساسی میان فکر و حدس وجود دارد؛ نخست اینکه فکر فرآیندی تدریجی و زمان‌مند است، در حالی که حدس به صورت آنی و در یک لحظه رخ می‌دهد. تفاوت دوم این است که در فکر احتمال خطا وجود دارد، اما ابن‌سینا برای حدس نوعی کامیابی در دستیابی به حد وسط قائل است.

رحمتی با تأکید بر معنای خاص حدس در فلسفه ابن‌سینا اظهار کرد: گاهی حدس را به معنای شهود ترجمه می‌کنند، اما به نظر می‌رسد در اینجا با نوعی شهود اشراقی مواجه هستیم؛ یعنی امری که از بالا برای انسان حاصل می‌شود.

وی افزود: نکته مهم این است که در چنین دیدگاهی، آنچه از طریق کشف و شهود حاصل می‌شود، الزاماً یک مدعا نیست، بلکه می‌تواند برهان باشد. برای مثال، اگر فردی مسئله علمی یا یک معادله ریاضی را به‌درستی حل کند، اینکه راه‌حل را از کجا به دست آورده، مسئله اصلی نیست؛ مهم آن است که راه‌حل درست و قابل ارائه باشد.

عقل انسانی؛ از استعداد تا عقل قدسی

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا با اشاره به مراتب عقل در فلسفه ابن‌سینا گفت: از نظر ابن‌سینا، نفس انسان هنگام دستیابی به معرفت، یک لوح کاملاً نانوشته نیست، بلکه از ابتدا دارای قوه و قابلیت شناخت است.

وی ادامه داد: ابن‌سینا نخستین مرتبه عقل را «عقل هیولانی» می‌نامد؛ یعنی عقلی که دارای قوه و استعداد شناخت است. این وضعیت را می‌توان به فردی تشبیه کرد که خواندن و نوشتن نمی‌داند، اما استعداد یادگیری آن را دارد.

رحمتی افزود: در مرحله بعد، «عقل بالملکه» قرار دارد؛ یعنی فرد اصول و مبانی شناخت را آموخته و با تمرین می‌تواند آن را در خود شکوفا کند. پس از آن «عقل بالفعل» قرار می‌گیرد که در آن قوه و قابلیت شناخت به فعلیت رسیده است.

وی بالاترین مرتبه را «عقل مستفاد» دانست و گفت: عقل مستفاد از این جهت در معرفت‌شناسی ابن‌سینا اهمیت دارد که وجه انفعالی عقل در آن بسیار پررنگ است؛ یعنی عقل معارف خود را از منبعی دیگر دریافت می‌کند و به فعلیت کامل می‌رسد.

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا تصریح کرد: ابن‌سینا درباره این مرحله تعبیر بسیار مهمی دارد و آن را «ضرب من النبوة، بل أرفع قوتها، قوة قدسیة، و هی أعلی مراتب الإنسانیة» می‌داند؛ یعنی این مرحله را نوعی از نبوت، بلکه بالاترین مرتبه قوه نبوت و قوه‌ای قدسی و بالاترین مرتبه انسانی معرفی می‌کند.

در اندیشه ابن‌سینا، کمال انسان با عقل سنجیده می‌شود

رحمتی با تأکید بر اهمیت این تعبیر گفت: از نظر ابن‌سینا، بالاترین مرتبه انسان، مرتبه عقلانی اوست و انسان بر اساس عقلش سنجیده می‌شود، نه صرفاً بر اساس عملش.

وی افزود: این مسئله نشان‌دهنده تکریم دانایی و حکمت در اندیشه ابن‌سینا و دیگر فیلسوفان اسلامی است. حتی در برخی تفاسیر فلسفی بعدی نیز مراتب بالای انسانی و بهشتی با پیشرفت عقلانی انسان پیوند خورده است.

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم(ص) درباره امیرالمؤمنین(ع) بیان کرد: مضمون این روایت آن است که وقتی مردم با انواع اعمال نیک به خداوند تقرب می‌جویند، انسان باید با عقل خود به خداوند نزدیک شود و از این طریق بر دیگران سبقت بگیرد؛ این مسئله نشان می‌دهد که عقل و دانایی در سنت اسلامی جایگاهی بسیار بلند دارد.

تطبیق مراتب عقل با «آیه نور»

رحمتی در ادامه به بخش اصلی بحث خود، یعنی تفسیر ابن‌سینا از آیه نور پرداخت و گفت: ابن‌سینا پس از طرح مباحث معرفت‌شناختی، مفاهیم مطرح‌شده را با اجزای آیه شریفه نور تطبیق می‌دهد.

وی افزود: در آیه شریفه آمده است: «الله نور السماوات و الارض، مثل نوره کمشکاة فیها مصباح...» و ابن‌سینا هر یک از این مفاهیم را با یکی از مراتب عقل و معرفت انسانی تطبیق می‌دهد.

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا توضیح داد: «مشکات» یا چراغدان با «عقل هیولانی» تطبیق داده می‌شود؛ عقلی که هنوز نور و فعلیت ندارد، اما قابلیت نورانی‌شدن در آن وجود دارد. «زجاجه» یا شیشه چراغ نیز با «عقل بالملکه» تطبیق می‌شود؛ زیرا شیشه گرچه خود چراغ نیست، اما شفاف شده و بخشی از قابلیت آن برای دریافت و انتقال نور آشکار شده است.

وی ادامه داد: ابن‌سینا در ادامه، درخت زیتون را با مرتبه فکر و روغن زیتون را با مرتبه حدس تطبیق می‌دهد. درخت برای رسیدن به روغن نیازمند طی مراحل و فرآیندی تدریجی است، اما روغن زیتون چنان قابلیت نورافشانی دارد که قرآن درباره آن می‌فرماید: «یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار»؛ یعنی نزدیک است که بدون تماس با آتش نیز بدرخشد.

رحمتی تصریح کرد: در این تطبیق، روغن زیتون می‌تواند نماد انسانی باشد که صاحب حدس و دارای نوعی قابلیت شهود نبوی است؛ هنوز نور به آن نرسیده، اما آمادگی درخشیدن را دارد و هنگامی که نور به آن برسد، «نور علی نور» تحقق پیدا می‌کند.

وی افزود: بنابراین، از نگاه ابن‌سینا دو عنصر باید در کنار یکدیگر وجود داشته باشد؛ نخست قابلیت و آمادگی درونی انسان و سپس تابش و افاضه نور معرفت. این ترکیب، انسان را به بالاترین مراتب معرفت می‌رساند.

تأثیر تفسیر ابن‌سینا بر حکمت اسلامی

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا با تأکید بر اهمیت تاریخی این تفسیر اظهار کرد: کاری که ابن‌سینا در تفسیر آیه نور انجام داده، از این جهت دوران‌ساز است که نشان می‌دهد می‌توان از یک آیه قرآن هم تفسیر فلسفی ارائه کرد و هم از محتوای آن برای فلسفه‌پردازی الهام گرفت.

رحمتی گفت: این مسیر در اندیشه فیلسوفانی مانند سهروردی گسترش بیشتری پیدا کرد. ابن‌سینا بیشتر بر وجه معرفت‌شناختی این بحث تأکید دارد، در حالی که سهروردی وجه وجودشناختی آن را نیز توسعه می‌دهد.

وی با اشاره به نمونه‌ای دیگر از ظرفیت مفاهیم قرآنی برای توضیح معرفت افزود: در آیه 96 سوره انعام، خداوند با تعبیر «فالق الإصباح» یعنی شکافنده صبح و سپیده معرفی شده است. اگر این مفهوم را از منظر معرفت‌شناسی نگاه کنیم، می‌توان آن را به شکافته‌شدن و شکوفایی عقل انسان از طریق معرفت تشبیه کرد.

«معرفت صبحگاهی» و معنای اشراق

رحمتی با اشاره به مفهوم معرفت اشراقی در سنت فلسفی گفت: در بررسی معادل‌های «معرفت اشراقی» در سنت‌های مختلف، تعبیر بسیار جالبی در مکتب هرمسی لاتین دیده می‌شود که معنای آن «معرفت صبحگاهی» یا «معرفت بامدادی» است.

وی خاطرنشان کرد: این تعبیر از این جهت قابل توجه است که با مفهوم «فالق الإصباح» در قرآن نزدیکی معنایی دارد؛ یعنی معرفتی که همچون صبح و سپیده، تاریکی نادانی را می‌شکافد و امکان ظهور دانایی را فراهم می‌کند.

رئیس بنیاد بوعلی‌سینا در پایان گفت: معرفت اشراقی در سنت فلسفی اسلامی را نباید صرفاً در معنای عام و رایج عرفانی آن فهم کرد، بلکه این مفهوم می‌تواند ناظر به نوعی معرفت باشد که در آن، قابلیت انسانی با افاضه نور معرفت همراه می‌شود و انسان را از مرحله استعداد و جست‌وجو به مرحله فعلیت و شناخت می‌رساند.

انتهای پیام/