یادداشت| مکتب لاجوردی تراز ماندگار عدالت اسلامی
- اخبار استانها
- اخبار اردبیل
- 29 مرداد 1405 - 09:02
خبرگزاری تسنیم - ناصر عتباتی رئیس کل دادگستری استان تهران؛ شهید سیداسدالله لاجوردی از زمره مدیران و کارگزاران کمنظیر تاریخ قضایی و زندانبانی معاصر ایران بود که پیش از تبدیل یک مسئله به ساختار اداری، ماهیت و ریشههای عمیق انسانی آن را به درستی ادراک میکرد او در مسند مدیریت نظام زندانهای کشور، مدیریت را صرفا بر پایه نظارتهای آماری یا چارچوبهای سختافزاری بنا ننهاد، بلکه با بررسی میدانی و تفکیک دقیق پروندهها به این واقعیت دست یافت که بخش قابل توجهی از محبوسان، مجرمان سابقهدار یا مفسدان باانگیزه مجرمانه نیستند این گروه شامل بدهکاران جرایم غیرعمد، محکومان مالی، بدهکاران دیه ناشی از سوانح و حوادث کارگاهی و متعهدان مهریه و نفقه بودند که به دلیل تنگی معیشت و فقر اقتصادی در حبس مانده بودند همین تشخیص دقیق و عمیق، مبدأ یکی از ماندگارترین و اثربخشترین ابتکارهای اجتماعی و نهادی پس از انقلاب اسلامی یعنی تشکیل ستاد مردمی رسیدگی به امور دیه و کمک به زندانیان نیازمند شد.
در سال 1369، شهید لاجوردی با بازخوانی مداوم آمارهای ثبتشده متوجه تکرار نام شماری از مددجویان شد که ماهها و سالها صرفا به سبب دیون مالی و ناتوانی در تادیه حقالناس در حبس به سر میبردند این مشاهده بنیادین، او را به یک فرضیه روشن و تحولآفرین در علم اداره زندانها رساند مبنی بر این که نظام زندانبانی تنها با اعمال مجازات و افزایش مدت حبس قادر به گرهگشایی از چالشهای این دسته از مددجویان نیست او حبس بدهکار معسر را نه درمان مسئله، بلکه عامل بازتولید بحران میدانست و بر این باور بود که باید راهبردی نو برای جلب مشارکتهای عمومی، همافزایی خیرین و تلفیق فتوت دینی با رسالت قضایی پیریزی کرد از همین نقطه فکری و عملیاتی، نخستین آیین گلریزان در ماه مبارک رمضان همان سال شکل گرفت و بستری مستحکم را برای بنیانگذاری ساختار ستاد دیه فراهم آورد.
اهمیت جایگاه و نقش فکری شهید لاجوردی در فرایند تاسیس ستاد دیه در این نکته نهفته است که او ماهیت زندان را از سطح یک مجازات بازدارنده صرف به ساحت پاسداری از کرامت انسان، صیانت از حقالناس و پیشگیری از تباهی بنیانهای اجتماعی ارتقا داد در اسناد و مدارک رسمی این نهاد مردمی ثبت شده است که استمرار حبس افراد به سبب بدهیهای ناشی از غفلت، تصادف و تکالیف مالی، افزون بر تحمیل فشارهای فرساینده بر شخص مددجو، کانون خانواده او را نیز در معرض مستقیم فروپاشی، فقر مفرط و آسیبهای ثانویه قرار میدهد بنابراین رویکرد راهبردی او تنها به آزادی فیزیکی یک زندانی ختم نمیشد، بلکه متضمن نجات یک زنجیره انسانی، ترمیم شبکه پیوندهای خانوادگی و صیانت از امنیت روانی جامعه بود.
تحول این تفکر از یک ایده مترقی به یک نهاد پایدار حقوقی و اجتماعی در سال 1376 به بار نشست و ساختاری منسجم و ملی پیدا کرد با این حال در حافظه تاریخی دستگاه قضایی کشور، شهید لاجوردی همواره به عنوان معمار فکری و سیاستگذار اصلی این جریان شناخته میشود فلسفه وجودی ستاد دیه بر این منطق استوار است که نظام قضایی باید میان مجرم مخل نظم عمومی و فرد ناتوان از پرداخت بدهی تفاوت ماهوی قائل شود این تمایز بنیادین، بازتاب نگرش رحمانی و منظومه اخلاقی مدیریتی بود که زندانی را نه یک برگه بازجویی یا یک شماره در آمار، بلکه انسانی در معرض لغزشهای مالی و دگرگونیهای ناخواسته معیشتی به شمار میآورد.
فهم دقیق شهید لاجوردی از رسالت اصلاحی زندانها ناشی از تلفیق تجربه مستقیم، روحیه ایثارگری و جهانبینی توحیدی او بود در منظومه مدیریتی وی، اعمال قانون هرگز به معنای تحقیر شخصیت افراد، پایمال شدن کرامت انسانی یا تعدی از موازین شرعی و اخلاقی نبود اسناد و سیره رفتاری او به وضوح نشان میدهد که حتی در مواجهه با سختترین متهمان و سرسختترین خطوط انحراف، رعایت احترام انسانی، انضباط کاری و حفظ حریم قانون را فریضهای تخلفناپذیر میدانست و بر رفتار مأموران نظارتی دقیق اعمال میکرد. چنین مرزبندی دقیقی میان اقتدار قضایی و اجتناب از خشونت بیضابطه، از او مدیری ساخت که در مرزداری از حاکمیت قانون و برخورد با اخلالگران قاطع و سازشناپذیر بود و در عین حال در برابر مددجویان آسیبپذیر و نیازمند با نهایتی از شفقت، دستگیری و رأفت اسلامی رفتار میکرد
یکی از محوریترین جنبههای نگاه ساختاری شهید لاجوردی به حوزه زندانبانی، درک پیوند جداییناپذیر میان سرنوشت مددجو و آینده خانواده او بود. او بر این واقعیت اشراف داشت که در حبس ماندن سرپرست خانواده به دلیل بدهی غیرعمد، آغازگر یک سقوط معیشتی و اخلاقی برای همسر و فرزندان خواهد بود. از این رو ستاد دیه پاسخی ساختارمند به یک بحران چندلایه اجتماعی محسوب میشد که در آن پیشگیری از جرایم ثانویه، حمایت از کیان خانواده و احقاق
حقوق شکات و طلبکاران به موازات هم دنبال میشد تلفیق سنت حسنه انفاق با سازوکارهای حاکمیتی نشان داد که ساختار قضایی هرگاه به سرمایههای اجتماعی و باورهای دینی آحاد ملت متصل شود قادر است دشوارترین گرههای حقوقی و مالی را با همدلی و مشارکت عمومی باز کند
ظرفیتهای معنوی جامعه از نگاه این شهید والامقام، بالاترین تکیهگاه برای پیشبرد اهداف اصلاحی و تربیتی بود او با بهرهگیری هوشمندانه از فضای روحانی ماه مبارک رمضان، گفتوگوهای مستقیم با مددجویان، تدارک محافل اندیشهورزی و استفاده از توانمندیهای مبلغان و عالمان دینی، زندان را به دانشگاهی برای هدایت، توبه و خودسازی مبدل میساخت. شهید لاجوردی با درک تفکیک میان خطاکار نادم و مجرم لجوج، از ابزارهای فرهنگی و تربیتی به بهترین شکل بهره میجست و ستاد دیه را به عنوان مکمل عینی و مادی این فرآیند تربیتی مستقر میساخت تا راه بازگشت مددجوی اصلاحشده به آغوش جامعه و بازار کار بدون مانع مالی هموار گردد.
ماندگاری ستاد دیه در تاریخ خدمات اجتماعی کشور به این سبب است که شهید لاجوردی یک دغدغه فردی و موقت را به نهادی پویا، قانونمند و ریشهدار تبدیل کرد او با این مجاهدت اثبات نمود که میتوان از بستر زندانبانی، ساختاری برای ترمیم شکافهای اجتماعی و عدالتگستری پدید آورد الگویی که وی بنیان گذاشت در گذر دههها منشأ نجات صدها هزار نفر از بدهکاران نیازمند و تسکینبخش آلام هزاران خانواده چشمانتظار بوده است این اقدام ارزشمند، مسائل اقشار ضعیف و آسیبدیدگان ناشی از نوسانات اقتصادی و حوادث را از حاشیه به کانون توجه سیاستگذاران قوه قضاییه منتقل کرد
شخصیت فردی و اخلاق حرفهای لاجوردی آمیزهای کممانند از پاکدستی، سادهزیستی، قاطعیت در صیانت از بیتالمال و عطوفت خالصانه نسبت به مستضعفان بود او از رفتارهای تشریفاتی و اقدامات نمایشی فاصله میگرفت و مدیریت را امانتی برای احیای حق و تحقق آرمانهای الهی انقلاب اسلامی میشمرد نگاه او به زندان، نه حصاری از بتن و آهن برای تنبیه صرف، بلکه عرصهای برای بازیابی کرامت، بازپروری و بازگشت به مدار بندگی و حیات شرافتمندانه بود.
باید تاکید کرد که میراث جاودان شهید سید اسدالله لاجوردی برای امروز و آینده دستگاه قضا، درس مدیریت جهادی، مردمپایه و مبتنی بر کرامت انسانی است، ستاد دیه سندی درخشان از درآمیختگی اقتدار قانونی با رحمت اسلامی است و گواهی میدهد که مجازات بدون نگاه اصلاحی و فرآیندهای حمایتی راه به سرمنزل مقصود نمیبرد این تجربه غنی چراغ راه متولیان نظام عدالت کیفری است تا با اتکا به ظرفیتهای بیپایان مردم و خیرین، همواره عدالت را در تراز تعالیم عالیه اسلام و با چهرهای آکنده از انسانیت، رأفت و مسئولیتپذیری اجتماعی متجلی سازند.
انتهای پیام/