کالبدشکافی یک سناریوی جنگ ترکیبی از فشار اقتصادی تا آشوب خیابانی

خبرگزاری تسنیم، علی نورعلیپور - دشمنان انقلاب اسلامی پس از شکست‌های پی‌درپی در عرصه‌های نظامی و امنیتی امروز راهبردی متفاوت را در دستور کار قرار داده‌اند که از آن با عنوان «جنگ ترکیبی» یا «جنگ شناختی» یاد می‌شود، جنگی که در آن به جای اشغال سرزمین‌ها ذهن ملت‌ها هدف قرار می‌گیرد و به جای رویارویی مستقیم نظامی تلاش می‌شود اراده یک ملت از درون فرسوده شود، در این نبرد رسانه جای توپخانه را گرفته، عملیات روانی جای بمباران را پر کرده و فشار اقتصادی به ابزاری برای تضعیف سرمایه اجتماعی تبدیل شده است، از همین منظر است که اظهارات صریح مقامات بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کودک کش رژیم صهیونسیتی درباره «لیبی‌سازی ایران» را نباید تنها یک عملیات تبلیغاتی دانست بلکه باید آن را بخشی از راهبرد کلان دشمن برای القای ناامنی، ایجاد شکاف و زمینه‌سازی برای فشارهای چندلایه علیه جمهوری اسلامی ارزیابی کرد.

جنگ شناختی؛ مقدمه پروژه لیبی‌سازی ایران

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هیچ کشوری پیش از آنکه در میدان نظامی شکست بخورد در میدان افکار عمومی، اقتصاد، اعتماد اجتماعی و انسجام داخلی هدف قرار گرفته است، عراق، سوریه و لیبی نمونه‌های روشنی از این راهبرد هستند که در آنها ابتدا با ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، تشدید مشکلات اقتصادی، عملیات گسترده رسانه‌ای، فعال‌سازی شبکه‌های نفوذ و ایجاد ناامنی روانی، ساختار داخلی کشورها فرسوده شد و سپس فشارهای خارجی به اوج رسید، اگرچه جمهوری اسلامی ایران به دلیل پشتوانه مردمی، ساختار قدرتمند حاکمیتی و تجربه چهار دهه مقابله با توطئه‌ها تفاوت‌های بنیادینی با این کشورها دارد اما شناخت الگوهای دشمن برای جلوگیری از تکرار آنها یک ضرورت انکارناپذیر است.

امروز نشانه‌هایی مشاهده می‌شود که حکایت از تلاش دشمن برای هم‌افزایی چند بحران به صورت همزمان دارد، فشار اقتصادی، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، اختلاف‌افکنی میان مردم و مسئولان، تشدید دوگانه‌های سیاسی، ناامیدسازی جامعه و بهره‌گیری از شبکه‌های وابسته در فضای مجازی، همگی قطعات یک پازل هستند که در صورت همگرایی می‌توانند زمینه یک بحران چندبعدی را فراهم کنند، هدف اصلی این پروژه آن است که مردم احساس کنند همه راه‌های اصلاح بسته شده و تنها مسیر پیش رو تقابل و آشوب است، در حالی که این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دشمن برای ورود به مرحله بعدی طراحی کرده است.

از فشار اقتصادی تا آشوب خیابانی؛ نقشه فرسایش داخلی

در این میان برخی تحلیلگران معتقدند که بازه زمانی مرداد تا دی‌ماه می‌تواند از منظر امنیتی مورد توجه ویژه اتاق‌های فکر دشمن قرار گیرد، زیرا همزمانی برخی مناسبت‌های داخلی و منطقه‌ای ممکن است فرصت‌هایی برای اجرای عملیات روانی و امنیتی ایجاد کند، در این چارچوب احتمال داده می‌شود نخستین گام دشمن تلاش برای ایجاد خلأ در فضای عمومی و کاهش حضور نیروهای مردمی و جریان‌های فرهنگی در سطح شهرها باشد تا بستر لازم برای تحرک عناصر آشوب‌طلب فراهم شود.

از این رو حفظ آمادگی اجتماعی و استمرار فعالیت ظرفیت‌های فرهنگی و مردمی در شهرهای کشور، در کنار برگزاری باشکوه مراسم اربعین، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در گام بعدی، اقتصاد به میدان اصلی جنگ تبدیل خواهد شد، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است هرگاه تصمیمات اقتصادی بدون اقناع افکار عمومی و بدون پیوست رسانه‌ای مناسب اتخاذ شده، رسانه‌های معاند با تمام توان برای تبدیل مطالبات معیشتی به بحران امنیتی وارد میدان شده‌اند، از همین رو هرگونه تصمیم در حوزه قیمت انرژی، سوخت، برق و سایر کالاهای اساسی باید با نهایت دقت، تدبیر و ملاحظه شرایط اجتماعی اتخاذ شود تا دشمن نتواند از مشکلات واقعی مردم پلی برای تحقق اهداف خود بسازد.

همزمان با فشار اقتصادی، پروژه اختلاف‌افکنی سیاسی نیز با شدت بیشتری دنبال خواهد شد، رسانه‌های معاند تلاش خواهند کرد جریان انقلابی را در برابر مسئولان قرار دهند، نقدهای دلسوزانه را به تقابل خصمانه تبدیل کنند، اختلاف سلیقه‌ها را به شکاف‌های غیرقابل ترمیم بکشانند و فضای گفت‌وگوی منطقی را به میدان اتهام‌زنی و تخریب تبدیل سازند، حال آنکه مهم‌ترین سرمایه جمهوری اسلامی، وحدت ملی و همبستگی مردم با نظام اسلامی است و هر اقدامی که این سرمایه را تضعیف کند، خواسته یا ناخواسته در مسیر اهداف دشمن قرار خواهد گرفت.

یکی دیگر از ابعاد خطرناک این سناریو، بهره‌گیری از عملیات‌های تروریستی همراه با جنگ روایت‌هاست، در این الگو هدف صرفاً حذف یک شخصیت نیست بلکه مهم‌تر از آن مدیریت افکار عمومی پس از حادثه است، دشمن می‌کوشد با نسبت دادن حوادث به جریان‌های داخلی، جامعه را به سمت انتقام‌جویی، بی‌اعتمادی، نفرت و درگیری سوق دهد تا از هر حادثه یک بحران ملی بسازد و سرمایه اجتماعی کشور را هدف قرار دهد، این همان تکنیکی است که در بسیاری از پروژه‌های براندازی رنگی و جنگ‌های نیابتی به کار گرفته شده است.

پس از ایجاد شکاف داخلی، مرحله بعدی تشدید فشارهای خارجی خواهد بود، حملات سایبری، خرابکاری در زیرساخت‌های حیاتی، افزایش تحریم‌ها، عملیات ایذایی و حتی تهدیدات نظامی زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که کشور هدف پیش از آن دچار فرسایش داخلی شده باشد، به همین دلیل دشمن پیش از هر اقدامی تلاش می‌کند انسجام ملی را هدف قرار دهد زیرا به خوبی می‌داند ایرانِ متحد، مقتدر و برخوردار از پشتوانه مردمی، شکست‌ناپذیر است.

الگوی لیبی نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفت، ابتدا رسانه‌های غربی با بزرگ‌نمایی اختلافات، مشروعیت حاکمیت را هدف قرار دادند، سپس درگیری‌های داخلی را تشدید کردند، آنگاه با بهره‌گیری از فضای بی‌ثباتی، ناتو وارد میدان شد و زیرساخت‌های حیاتی این کشور را ویران کرد، نتیجه آن پروژه، کشوری بود که سال‌هاست از ثبات، امنیت و اقتدار ملی محروم مانده است، هرچند جمهوری اسلامی ایران از حیث ظرفیت‌های مردمی، ساختار سیاسی، قدرت دفاعی و جایگاه منطقه‌ای قابل مقایسه با لیبی نیست اما شناخت این تجربه تاریخی برای جلوگیری از هرگونه خطای محاسباتی ضروری است.

وحدت ملی؛ مهم‌ترین مانع در برابر سناریوهای دشمنان

امروز مهم‌ترین مأموریت مسئولان، حفظ سرمایه اجتماعی، پرهیز از تصمیمات تنش‌زا، تقویت اعتماد عمومی، شفافیت در اطلاع‌رسانی، حل مشکلات اقتصادی و جلوگیری از شکل‌گیری شکاف میان مردم و حاکمیت است، در کنار آن رسانه‌های انقلابی، نخبگان، دانشگاهیان، روحانیون و فعالان فرهنگی نیز وظیفه دارند با جهاد تبیین، افزایش سواد رسانه‌ای، افشای عملیات روانی دشمن و امیدآفرینی مستمر، جامعه را در برابر جنگ شناختی واکسینه کنند.

جبهه انقلاب نیز باید بیش از هر زمان دیگری بر عقلانیت، بصیرت، اخلاق سیاسی و انضباط کلامی تکیه کند، نقد دلسوزانه و مطالبه‌گری مسئولانه هرگز نباید به تخریب، نفرت‌پراکنی و دوقطبی‌سازی منجر شود، دشمن دقیقاً در کمین همین شکاف‌ها نشسته است تا اختلاف دیدگاه‌های داخلی را به ابزار ضربه زدن به اصل نظام اسلامی تبدیل کند، از این رو حفظ وحدت نیروهای انقلاب، تبعیت از رهنمودهای ولایت، تقویت امید و افزایش تاب‌آوری ملی، مهم‌ترین مؤلفه‌های عبور موفق از این مقطع حساس خواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران در طول بیش از چهار دهه گذشته از فتنه‌های بزرگ‌تر، جنگ تحمیلی، تروریسم سازمان‌یافته، شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و پیچیده‌ترین توطئه‌های اطلاعاتی با موفقیت عبور کرده است و امروز نیز با اتکا به ایمان مردم، رهبری حکیمانه، اقتدار نیروهای مسلح، هوشیاری دستگاه‌های امنیتی و وحدت ملی، هرگونه پروژه بی‌ثبات‌سازی را ناکام خواهد گذاشت.

بی‌تردید آینده این سرزمین را نه سناریوهای اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو، بلکه اراده ملت ایران، انسجام ملی، مقاومت هوشمندانه و تکیه بر فرهنگ عاشورا و رهنمودهای حکیمانه رهبران عظیم‌الشان این امت مبعوث شده رقم خواهد زد.

انتهای پیام/