صدای همدان در قلب محفل جهانی« آخرین دیدار»
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 18 تير 1405 - 12:25
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان ، مصلی تهران در ایام بدرقه رهبر شهید، به صحنهای برای پیوند ناگسستنی کلام و عرفان بدل شد. در رویدادی بیسابقه که با عنوان «آخرین دیدار» برگزار گردید، شاعرانی از ایران و کشورهای همعقیده از جمله ترکیه، لبنان، پاکستان، افغانستان، عراق، سوریه، تونس و الجزایر گرد هم آمدند تا در قالب طولانیترین شعرخوانی جهان، در سوگ رهبر شهید و خانواده معظم ایشان، نغمهای از مقاومت و وفاداری سر دهند.
در میان این بحر متلاطم از احساس و حماسه، حضور نمایندگان فرهنگی استان همدان، رنگ و بویی متفاوت به این نشست داد. فاطمه نظامالاسلامی، مسئول محافل ادبی کتابخانههای عمومی استان همدان، با اجرایی تأثیرگذار، صدای سوگواران این استان را در این محفل بینالمللی طنینانداز کرد. وی با قرائت قطعهای که بر محوریت سوگ و وفا استوار بود، توانست نگاهها را به سوی ادبیات متعهد استان همدان معطوف سازد.
نظامالاسلامی در گفتگو با خبرنگار تسنیم در همدان، با نگاهی به پیوند میان حوادث معاصر و واقعه کربلا، این رویداد و حوادث اخیر را بازنمایی جدیدی از مظلومیت اهلبیت (ع) دانست. وی با اشاره به شهادت رهبر و همچنین شهدای مظلوم میناب، گفت: این حوادث ما را مستقیماً به صحنه کربلا میبرد؛ جایی که امام حسین (ع) با خانواده و فرزندان خود در آن معرکه حضور داشتند. حضور کودکان در میان این مصیبتها، دقیقاً یادآور مظلومیت فرزندان اهلبیت در کربلا است.
از کلام تا خون؛ پیوند هنر و مسئولیت
مسئول محافل ادبی همدان در تبیین سبک خود، بر اولویت انتقال حس بر تکنیکهای ادبی تأکید کرد و افزود: در لحظه خلق اثر، ابتدا بر انتقال آن حقیقت درونی تمرکز میکنم و سپس به وزن و قافیه میپردازم. در این ایام، داغ شهادت رهبر و شهدای میناب، نیروی محرکه قلم من هستند.
وی همچنین با اشاره به اهمیت حضور در این جمع 250 نفره، بر وظیفه فرهنگی خود تأکید کرد و گفت: به عنوان نماینده استان همدان، احساس کردم باید صدای دلشکسته مردم استانمان را به این جمع بینالمللی برسانم. ما در آن محفل، تنها یک کلام را با هم زمزمه کردیم: اینکه خداوند هرچه زودتر حق این خونهای عزیز را بگیرد و انتقام خون رهبر، خانواده ایشان و شهدای مظلوم میناب را از دشمنان بستاند.
در ادامه آنچه میخوانید سروده ای است که نظام الاسلامی در اختیار تسنیم قرار داد:
من مینشینم به راهت ، درجاده بی قراری
تا بار دیگر تو آقا، بر دیده ام پا گذاری
تنها نشانی که بینی،از داغ شبهای هجران
یک زخم دیرینه مانده برسینه،یک زخم کاری
کی می شود ای سراسر گل واژه های طراوت
بر دشتی از تشنگی ها،یک بار دیگر بباری
ای باغبان محبت،در انتظارم که شاید
در خاک این جان عاشق،گل های باور بکاری
از قطره بودن خجل شد، این چشم در چشمه جوشش
دل را ببر تا به دریا،ای لطف جوشان جاری
همواره مشتاق اینم، تا بار دیگر تو آقا
قالوالستی بگویی من هم بگویم
که آری!
انتهای پیام/