روایت خاطره نخستین سفر شهید آیتالله خامنهای به همدان در دهه 40
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 14 تير 1405 - 08:34
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، 22 سال قبل بود 15 تیرماه سال 1383 خبر آمد خبری در راه است، همدان خود را برای دیداری خاص آماده میکرد شادمانی خاصی در چهره مردم همدان پیدا بود هر کس به طریقی برای خوش آمدگویی آماده میشد.
سفری 5 روزه از 15 الی 19 تیرماه سال 1383 که با استقبال پر شکوه مردم همدان همراه بود، در در سومین روز از این سفر تاریخی رهبر شهید امت آیت الله سید علی خامنهای در دیدار با جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاههای استان همدان خاطره نخستین سفر خود به همدان را اینگونه روایت کردند: امروز که خودم را آماده میکردم اینجا بیایم، نکتهای به یادم آمد؛ دیدم بد نیست آن را به شما عرض کنم؛ و آن این است که اولین سفر من به همدان در سالهای دههی 40 اتفاقاً برای شرکت در یک جلسهی مربوط به جوانان بود.
ایشان که در آن سالهای دهه 40 حدود 25 سال سن داشتند افزودند: من تا آن وقت همدان نیامده بودم. همین آقای آقامحمدی(مرحوم آیت الله غیاث الدین طه محمدی) - که الان اینجا هستند - آن وقت یک جوان شاید20 سالهای بودند. ایشان به تهران آمد و بنده را پیدا کرد؛ من هم آن موقع تصادفاً در تهران بودم. گفت ما در همدان یک مشت جوان هستیم، شما بیایید برای ما سخنرانی کنید. حالا چه کسی بنده را به ایشان معرفی کرده بود، من دیگر نمیدانم. پرسیدم وقتی به همدان آمدم، کجا بروم؛ آدرسی به من دادند و گفتند اینجا بیایید.
رهبر شهید معظم انقلاب ادامه دادند: من در روز معین رفتم. حتّی پول کرایهی ماشین هم به ما ندادند! رفتم بلیت اتوبوس گرفتم. عصر بود که راه افتادم. پنج شش ساعتی شد تا به همدان رسیدم. شب بود. آدرس را دستم گرفتم و شروع کردم به پرسوجو. ما را به خیابانی راهنمایی کردند که از یک میدان منشعب میشد؛ همین میدانی که پنج شش خیابان دور و بر آن هست. وارد کوچهای شدیم که منزل آقای سیدکاظم اکرمی در آنجا بود؛ همین آقای اکرمیای که وزیر و نماینده بودند و الان هم بحمداللَّه در تهران استاد دانشگاه هستند.
رهبر شهید افزودند: ایشان هم جوان بود، البته سنش بیشتر از آقای آقامحمدی بود. ایشان معلم سادهای بود در همدان. منتظر من بودند. معلوم شد شب، محل پذیرایی ما، خانهی آقای اکرمی است. فردای آن روز بنده را به مسجد کوچکی بردند که حدود بیست، سی نفر جوان در آنجا حضور داشتند و همه دانشآموز. وقتی این جوانِ عزیزِ دانشآموز اینجا صحبت میکردند، من به یاد آن جلسه افتادم و آن صحنه جلوی چشمم مجسم شد. آنها در سنین ایشان بودند. صندلی گذاشته بودند و من رفتم بحث گرمِ گیرایِ جذابی برای آنها انجام دادم.
یک ساعت و خردهای برایشان صحبت کردم. وقتی پا شدم بروم، این جوانها من را رها نمیکردند؛ میگفتند باید باز هم بنشینیم حرف بزنیم. چون در شبستان نماز جماعت برگزار میشد و بنا بود امام جماعت بیاید، اینها با دستپاچگی میز و نیمکتها را جمع کردند و بنده را به اتاقک بالای شبستان بردند. من دیگر زمان نمیشناختم؛ شروع کردم با این جوانها مبالغی صحبت کردن. این اولِ آشنایی من با همدان است. چند نفر از آن جوانها را که من میشناسم، امروز جزو برجستگان و فعالان کشور عزیز ما و نظام جمهوری اسلامی هستند.
این خاطره، فراتر از یک روایت شخصی، نشاندهندهی پیوند دیرینهی رهبر شهید با مردم همدان است:
ارتباط دیرینه رهبری با مردم از سالها پیش از انقلاب
تواضع و سادهزیستی؛ از کرایهی اتوبوس تا شبمانی در خانهی یک معلم
اعتماد به جوانان و اهمیت دادن به استعدادهای آنان، حتی در جمع 30 نفره
تداوم تأثیرگذاری؛ جوانانی که امروز از برجستگان کشورند
و امروز، پس از بیش از نیمقرن، آن جوان دانشآموز همدانی، اگر پای درسهای رهبر شهید در تیرماه 1383 هم نشسته باشد، درک میکند که آن دیدار ساده، سرآغاز پیوندی شد که تا همیشه در تاریخ این خطّه ماندگار ماند.
انتهای پیام/