برپایی پاتوقی برای دوباره‌جان‌گرفتن شهر +فیلم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، از چند قدم مانده به میدان امام خمینی(ره)، فضای شهر تغییر می‌کند؛ صداها، رنگ‌ها و حتی ریتم گذر زمان حال و هوای دیگری دارد. در روزهایی که شهر پس از یک دوره سخت نیاز به نشاط و همدلی بیشتری داشت، میدان تصمیم گرفته دوباره روشن شود؛ با همان پویایی همیشگی، اما گرم‌تر و صمیمی‌تر.

این‌بار نه برای یک مراسم رسمی و نه برای عبور روزمره؛ این‌بار برای پاتوق جوانان.

در ورودی میدان، غرفه‌ها مانند نوار رنگیِ فعالیت‌های مختلف در کنار هم چیده شده‌اند؛ هر غرفه دنیای کوچک خودش را دارد. یکی مشاوره ارائه می‌دهد، دیگری آموزش مهارتی دارد؛ یک غرفه هنر را زنده کرده و غرفه‌ای دیگر به سلامت و فعالیت‌های امدادی می‌پردازد.

 

 

هنگام ورود به مسیر اصلی پاتوق، نخستین نکته‌ای که توجه را جلب می‌کند، همه‌نسلی بودن فضاست. نوجوانان، جوانان، خانواده‌ها و کودکان هرکدام با هدفی آمده‌اند، اما در یک نقطه مشترک‌اند: اینکه شهر باید دوباره نفس راحت بکشد.

در غرفه مشاوره جوانان، چند صندلی ساده چیده شده و مربی با لحنی آرام از مسائل خانواده و آینده شغلی می‌گوید. چند قدم آن‌طرف‌تر، غرفه مهارت‌آموزی با ماکت‌های امداد و نجات شلوغ است؛ مربی شیوه انجام احیای قلبی را نشان می‌دهد و بچه‌ها با دقت نگاه می‌کنند.

غرفه نقاشی هم حسابی گرم است؛ رنگ‌ها روی میز پخش شده و دستان کوچک کودکان بی‌وقفه روی کاغذها می‌لغزد. خورشیدهای درخشان و لبخندهای کودکانه روی صفحه جان می‌گیرند؛ تصویرهایی ساده اما امیدبخش که میدان را به محل دوباره‌نفس‌کشیدن شادی تبدیل کرده‌اند.

در گوشه‌ای دیگر، صدای اجرای «عمو صفا» روی همهمه مردم می‌نشیند و جمعیت را به سمت خود می‌کشد.  
چاروسایی، معاون جوانان اداره‌کل ورزش و جوانان استان همدان، درباره اهداف این فضا توضیح می‌دهد و می‌گوید: بعد از آن روزهای سخت، لازم بود جوان‌ها دوباره به قلب شهر. برگردند، پاتوق را همین‌جا برپا کردیم؛ جایی برای جمع شدن، دیده شدن، یاد گرفتن و در کنار هم بودن.

میدان امام خمینی این روزها شبیه قلبی تازه‌تپنده است؛ غرفه‌ها تا شب روشن می‌مانند، مردم آزادانه قدم می‌زنند و شهر پس از دوره‌ای طولانی از سکوت دوباره صدا پیدا کرده است. صداهایی از جنس امید، از جنس کارهای کوچک اما ماندگار.

چراغ‌های میدان کم‌کم روشن می‌شود. جوانی که از کنارم رد می‌شود، آرام می‌گوید: دم همه گرم… شهر دوباره زنده شد.

و شاید همین پاتوق‌ها، همین غرفه‌های کوچک و همین جمع‌های خودمانی باشند که بار شهر را سبک‌تر می‌کنند.

انتهای پیام/