عروسکها گریه کردند برای کودکان میناب
- اخبار استانها
- اخبار اردبیل
- 23 فروردين 1405 - 09:48
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، «من اؤلدوم آنام قالدی...» این نجوای عروسکهای آیینی در خانه موزه ساوالان ایگیدلری بود؛ جایی که دانشآموزان آذربایجان با چشمانی خیس، همدلی خود را با شهدای کوچک مدرسه میناب فریاد زدند و نشان دادند در «جنگ مکتبی» دشمن، کوچکترین سربازان ایران نیز روایتگر بیداریاند.
جنگ پدیده شوم انسان در روی کره خاکیست که زاییده و تولد افکار شر و شیطانی انسانهایی است که قدرت را نمیتوانند مهارشده و خردمندانه در راستای پیشرفت و معرفت راستین بشر به کار ببرند و هر آیینه تسلیم خواستههای نفسانی خود میشوند و میخواهند به وسیله جنگ همهچیز و همهکس را در خط منفعت شخصی خودشان تنظیم کنند. از این روست که در آیینها و مذاهب بزرگ، انسان را به تزکیه نفس و در علوم پایه و انسانی مدرن، انسان را به اخلاقمدار بودم توصیه میکنند.
حال انسان مدرن با تمام ادعاهایی که در تسخیر طبیعت و جهان خاکی دارد، نتوانسته به تسخیر نفس خویش مسلط باشد و این همان بلا و مصیبتی است که انسان در جامعه امروزی سر یکدیگر میآورد و جالب اینجاست که خودش هم گریبانگیر این ناملایمتها میشود.
انسان حاضر و جامعههای مدرن امروز قرار بود علم جامعهشناسی و انسانشناسی و... را در اختیار پیشرفت و سعادت بشر قرار دهند که عملا اتفاقی درخور حاصل نشد که هیچ، بلکه در قبضه قدرت استعمار و امپریالیسم آمریکایی قرار گرفت و شد آنچه نباید میشد... امروز حمله به ایران زاییده همین نامهارشدنیهای قدرتهای ماتریالیستی غرب دررأس آن آمریکا و اسرائیل است.
این جمله نباید اشتباهات و کمکاستیهای دولت و نظام ایران را پیرایش و آرایش کند، همه عیبها و کاستیها در مسیر پیشرفت مردم ایران به قوت خود باقیست و باید در مجال پساجنگ تحمیلی به خاطر پیشرفت کشور عزیزمان بدانها پرداخت.
برگردیم به بحث قدرتهای کثیف که در مکتب ایرانی و اسلامی بدان قدرت غیرالهی و شیطانی و اهریمنی هم میگوییم. این قدرت نامتقارن و ناموزون امروز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران را به جنگ تمدنی یا به عقیده و نظر بنده (جنگ مکتبی) تبدیل کرده است. چرا جنگ مکتبی، مسئله این است؟
اگر این جنگ مکتبی نبود و شبیه جنگهای تجاوزگرانه آمریکا به افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، ونزوئلا و... بود، اولا همپیمانان غربی و شرقی آمریکا وارد این نبرد میشدند.
ثانیا سازمان بینالملل و ناتو(البته در مورد این سازمانها هم باید اصلاحات اساسی صورت گیرد) هم وارد عمل میشدند.
ثالثا دامن زدن به ترور شخصیتها، فرماندهان، ترور مکتب و مکتبخانه(مدرسه میناب) و به عبارتی ترور ایدئولوژی یک مکتب بدون هیچ فلسفه و توجیه بینالمللی در این وسعت انجانم نمیگرفت.
با این مقدمه نچندان کودکانه، عروسک بهترین دوست تنهاییها و خلوت دنیای کودکی است، اگر از تک تک بچههای مدرسه شجره طیبه میناب میپرسیدی بهترین و رازنگهدارترین رفیقت کیست یقینا جواب بیشترشان عروسکهایی بود که در خانه داشتند و دنیای کودکی تنها دنیای پاکی است که رویاهای زیبا در آنجا مجال نفس کشیدن دارند، آنجا کسی به کس دیگر زور نمیگوید، آنجا خبری از جنگ و هواپیما و موشک نیست، آنجا ابرقهرمانان کودکان معصوم هستند و آنجا کسی نمیمیرد و کسی حق ندارد دیگری را بکشد.
در دنیای عروسکها هر چه هست فقط و فقط زندگی و امید به آینده زیباست، شاید برای اولین بار در دنیا است که عروسکهای بچههای آذربایجان ایران عزیزمان در خانه موزه ساوالان ایگیدلری جمع میشوند تا از شهدای مدرسه میناب حمایت کنند هر چند که هنوز این عروسکهای آیینی باورشان نشده که در دنیای آدم بزرگها حتی اجازه کشتن معصومترین کودکان را هم دارند.
از همه چیز جالبتر اینکه شعار این تجمع عروسکی، جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران این بود:
من اؤلدوم آنام قالدی
اودوما یانان قالدی
نه دونیادان کام آلدیم
نه ده نیشانام قالدی
ترجمه: «من شهید شدم و مادرم با دنیایی از غصه تنها ماند» «مادرم در آتش فراق من ماند» « نه از دنیا کامی گرفتم » « و نه از من نشانی باقی ماند».
این کار ارزشمند به همت دانشآموزان مدرسه فاطمه روستای آلوارس شهرستان سرعین رقم خورده است.
عروسکهای بچههای آذربایجان به سوگ شهدای مدرسه میناب نشستند و شعری خواندند از «نشانی که نماند» و گریستند.
یادداشت: عمار احمدی پژوهشگر علوم انسان شناسی و مردم شناسی
انتهای پیام/