چرا ایران به چرخه «مذاکره–جنگ–آتش‌بس» اعتماد ندارد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، چگونگی پایان دادن به جنگ تحمیل شده علیه ایران، گرچه از سوی هیات حاکمه آمریکا به بحرانی ناگفته تبدیل شده است اما ایران این پایان را نه به شیوه‌ای که کاخ سفید تعیین می‌کند که با تاکید بر خواسته‌های مشروع خود می‌خواهد.

«در حال مذاکره با ایران هستیم» این جمله بار دیگر در نشست‌های خبری، توییت‌ها و اظهارات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در حال تکرار است، بی آنکه ما به ازای عینی در میدان واقعیت داشته باشد.

 برای بسیاری این پرسش مطرح است که ترامپ از کدام مذاکره سخن می‌گوید، وقتی مقام‌های ایران از وزارت خارجه و دولت تا مجلس و قوه مقننه، به صراحت شکل گیری رسمی مذاکرات را رد کرده و تنها تبادل پیام از سوی میانجیگران را تایید می‌کنند که امری معمول در جنگ به حساب می‌آید.

برای ایران و حتی شاید جهان، دیپلماسی و مذاکره اعلامی و اعمالی از سوی رئیس‌جمهور و دولت آمریکا، به گواه همه یک سال گذشته شمسی، چیزی جز دروغ و فریب نبوده و با هر بار آغاز مذاکره‌ای برای رسیدن به یک راه‌حل، ترامپ به تشویق و تهییج «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم اسرائیل، دور تازه‌ای از حملات به ایران را آغاز کرده است.

مجموع اظهارات و اقدامات مقامات ایران از زمان اوجگیری ادعاهای مذاکراتی ترامپ حکایت از آن دارد که تهران به اندازه لازم و کافی در یک سال گذشته به این چرخه مذاکره- جنگ- آتش‌بس- مذاکره، فرصت داده است و این بار بیش از هر زمان دیگری برای شکستن این دور تسلسل بیهوده، مصمم خواهد بود تکرار چرخه اشاره شده نه فقط برای ایران بلکه برای همه کشورهای منطقه و جهان تبعاتی غیرقابل انکار دارد

ایران اما برای رسیدن به یک تصمیم برای پایان دادن به جنگ، اساسا سیگنال‌های درستی از سوی آمریکا دریافت نمی‌کند و کاملا مطمئن است که اعزام نیروهای زمینی به منطقه برای حمله به تمامیت ارضی خود، در میانه ادعاهای مذاکراتی؛ همان تله‌ای است که ترامپ ناشیانه بر سر راه تهران تدارک دیده اما واقعیت آن است که برای تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ایران، در شرایط کنونی هیچ موضوع دیگری جز رصد تحرکات آمریکا و شرکایش در منطقه وجود ندارد.

ترامپ در حال حاضر مدعی از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای است، ادعایی که در عالم واقع چندان درست به نظر نمی‌رسد از آن رو که تهران اساسا در پی ساخت سلاح هسته‌ای نبوده و نیست و پیش از هر دو جنگ تحمیل شده در بهار و زمستان 1404 نیز برای شفاف سازی درباره برنامه هسته ای خود اعلام آمادگی کرده بود.

ایران یک ماه گذشته از جنگ تحمیل شده، نشان داد که توان دفاع از خود را به خوبی دارد و این کشور مستقل در تنهای استراتژیک خود هم قادر به تامین امنیت برای مردمان خود است جامعه ایران هم نشان دادند به رغم تمام انتقادات و شرایط سخت غیرقابل انکار در کشور، در این شرایط جنگ و درگیری در کنار مدافعان خود قرار می‌گیرند نه مهاجمان به خود.

آنچه از نوع پاسخ ایران به درخواست‌های مذاکراتی آمریکا قابل ارزیابی است؛ حکایت از آن دارد که تهران در این پاسخ بیش از هر موضوع دیگری بر بازدارندگی پایدار تاکید دارد و توقف موقت و یا حتی توافق موقت را راهکار مسئله خود نمی‌داند.

در سطح منطقه‌ هم تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهایی فراتر از تقابل دوجانبه داشته باشد کشورهای منطقه که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در معرض تبعات این تنش‌ها قرار دارند، به‌خوبی می‌دانند که بی‌ثباتی مداوم، امنیت و اقتصاد آنها را تهدید می‌کند. از این منظر، رویکرد ایران برای پایان قطعی جنگ، می‌تواند در صورت تحقق، به الگویی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای تبدیل شود.

در نهایت، آنچه بیش از همه در این معادله اهمیت دارد، تغییر در محاسبات طرف مقابل است تا زمانی که هزینه‌های اقدام نظامی علیه ایران به‌طور ملموس افزایش نیابد، احتمال تکرار سناریوهای مشابه وجود خواهد داشت. 

بنابراین، تاکید تهران بر «درس‌آموزی دشمن» را باید نه یک شعار، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای تثبیت امنیت ملی و جلوگیری از چرخه‌های فرسایشی در آینده تحلیل و تفسیر کرد.

انتهای پیام/