اقتصاد مقاومتی نیازمند وحدت ملی و امنیت پایدار است
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 03 فروردين 1405 - 16:37
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، انتخاب شعار سال 1405 از سوی مقام معظم رهبری با عنوان «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» نشاندهنده اهمیت بازآرایی و تقویت بنیانهای اقتصادی کشور در شرایط فشارهای بیرونی و چالشهای ساختاری است.در چنین شرایطی، نگاه کارشناسان و صاحبنظران دانشگاهی میتواند ابعاد مختلف این راهبرد را روشنتر کند و الزامات تحقق آن را مورد بررسی قرار دهد. سید حمید حسینی، عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی همدان و دبیر اندیشکده مسائل اجتماعی در جهان الحاقی، از جمله صاحبنظرانی است که اقتصاد مقاومتی را نه صرفاً یک شعار، بلکه قطبنمایی برای جهتدهی به سیاستهای اقتصادی کشور میداند.خبرنگار تسنیم در گفتوگویی با وی، به بررسی چرایی فاصله گرفتن از اهداف اقتصاد مقاومتی، نسبت این راهبرد با سرمایه اجتماعی و امنیت ملی و همچنین الزامات ایجاد ثبات در سیاستگذاری اقتصادی پرداخته است. متن کامل این گفتوگو در ادامه آمده است.
تسنیم: بیش از یک دهه از طرح جدی مفهوم «اقتصاد مقاومتی» در ادبیات رسمی کشور میگذرد، اما همچنان احساس میشود میان این مفهوم و واقعیت اقتصاد ایران فاصله وجود دارد. شما ریشه این فاصله را در چه میدانید؟
حسینی: وقتی از شعار سال حرف میزنیم نباید آن را مثل یک هدف کوتاهمدت یکساله ببینیم؛ شعار سال در حقیقت قطبنمای حرکت نظام حکمرانی است، یعنی میگوید جهتگیری کلی برنامهریزی و سیاستگذاری باید به کدام سمت باشد. ما با اقتصادی روبهرو هستیم که سالها تکمحور، متکی بر خامفروشی و وابسته به درآمدهای ناپایدار بوده و طبیعی است چنین اقتصادی، چه تحت فشار تحریم و چه بدون آن، ساختاراً نحیف و آسیبپذیر باشد. اقتصاد مقاومتی تلاشی است برای ساختن یک اقتصاد با تابآوری اجتماعی و اقتصادی بالا؛ اقتصادی که در برابر شوکهای بیرونی (چه تحریم، چه بحرانهای مالی جهانی) بهسرعت فرو نپاشد. اینکه پس از سالها هنوز این شعار تکرار میشود، لزوماً نشانه ناکامی نیست، بلکه نشان میدهد مسیر اصلاح ساختارها یک مسیر دههای است نه سالانه و ما هنوز در میانه راه هستیم، نه در پایان آن.واقعیت این است که پاسخ منفی است. در دورههای مختلف، میزان پایبندی به مبانی اقتصاد مقاومتی متفاوت بوده است. در برخی مقاطع، بهجای تقویت درونزایی اقتصاد و تکیه بر ظرفیتهای داخلی، نگاهِ مبتنی بر امید به بیرون و توافق با قدرتهای خارجی پررنگ شد؛ گویی تصور میشد با گشایشهای بیرونی، بدون اصلاح ساختارهای درونی، میتوان همه مشکلات را حل کرد. گذر زمان، مخصوصاً تجربههای تلخ دهه 90 و بخشی از دهه 80 نشان داد این تصور تا چه حد خوشبینانه و غیرواقعبینانه بوده است. اگر در همان سالها، سرمایه بیشتری بر بازتولید و بازسازی اقتصاد بر مدار مقاومت گذاشته میشد، امروز فشارها بر جامعه و معیشت مردم کمتر بود. بنابراین بخشی از فاصله موجود، ناشی از تعدد رویکردها و گاه عدم ثبات در عزم سیاسی برای اجرای کامل اقتصاد مقاومتی است.
به نظر من، اقتصاد مقاومتی در خلأ شکل نمیگیرد؛ یعنی شما نمیتوانید از اقتصادی مقاوم صحبت کنید، اما از وحدت ملی و امنیت ملی غافل باشید. اگر بخواهم ساده بگویم، اقتصاد مقاومتی حداقل دو بال اصلی دارد؛ بال اول، سرمایه اجتماعی و حس جمعی است؛ اینکه مردم حول ارزشهای مشترک، هویت ملی، نظام سیاسی و سبک زندگی اسلامی ایرانی احساس تعلق و تفاهم داشته باشند. بال دوم، امنیت ملی است که خود دو وجه دارد؛ امنیت داخلی یعنی وجود قواعد و قوانین قابل اعتماد، ثبات نسبی در بازارهایی مثل ارز، و امکان پیشبینی مسیر رشد و توسعه. امنیت خارجی هم یعنی احترام به حق و حقوق ایران در عرصه بینالملل؛ اینکه هیچ قدرتی نتواند با تهدید و فشار، منافع حیاتی کشور را به بازی بگیرد. تجربه 21–22 روزه جنگ تحمیلی سوم نشان داد جمهوری اسلامی در حوزه امنیت ملی اهل شوخی و سهلانگاری نیست و میتواند از حقوق خود دفاع کند. اگر این دو بال یعنی وحدت و امنیت تضعیف شوند، اقتصاد مقاومتی روی کاغذ میماند و در عمل توان پرواز نخواهد داشت.
تسنیم: در ادامه همین بحث، نقش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را در کارآمدی اقتصاد چگونه ارزیابی میکنید؟
حسینی: سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد و همدلی میان مردم با یکدیگر و با حاکمیت، مهمترین پشتوانه اجرای سیاستهای سخت اقتصادی است. شما وقتی میخواهید اصلاحات ساختاری انجام دهید – از اصلاح نظام بانکی گرفته تا ساماندادن به یارانهها و بودجه – حتماً دورهای از سختی و فشار را تجربه خواهید کرد. اگر مردم باور نکنند که این سختی برای یک آینده بهتر و عادلانهتر است، طبیعی است با کوچکترین تکانه، دچار ناامیدی و حتی اعتراض میشوند؛ جایی که دشمنان هم سعی میکنند روی همین زخم دست بگذارند و «عفونت اجتماعی» ایجاد کنند. بخش بزرگی از ناهنجاریها و بیثباتیهای اجتماعی سال گذشته ریشه اقتصادی داشت و دقیقاً روی همین بیاعتمادی و نگرانیها سوار شد. بنابراین، هر سیاست اقتصادی مقاومتی که سرمایه اجتماعی را تضعیف کند یا نتواند آن را تقویت کند، در بلندمدت محکوم به شکست است. ما باید بتوانیم به مردم نشان دهیم که این مسیر، اگرچه سخت، اما به سمت اقتصادی پایدار، عادلانه و متکی بر واقعیتهای ایران میرود.ما در ساختار اقتصادی کشور چند گلوگاه جدی داریم که اساساً برای اقتصاد مقاومتی طراحی نشدهاند و در عمل در برابر آن مقاومت میکنند. نمونه بارز آن نظام بانکی است. نظام بانکی ما هنوز آماده همراهی با تولید، مهار تورم و هدایت صحیح نقدینگی نیست. در سال گذشته، بخش مهمی از تورمی که مردم لمس کردند، ناشی از خلق پول بیضابطه توسط برخی بانکها بود که حتی کار به جایی رسید که موضوع انحلال آنها مطرح شد. اگر بانکی میتواند با یک تصمیم درونسازمانی، حجم عظیمی از نقدینگی را به اقتصاد تزریق کند، طبیعی است که تورم مزمن و بیثباتی بهوجود میآید. به همین دلیل، من معتقدم اصلاح جدی نظام بانکی، قطع بنگاهداری بانکها و محدود کردن اثر منفی آنها بر تورم از مهمترین اولویتهای اقتصاد مقاومتی در سالهای پیش روست. بدون این اصلاح، هر شعاری در حوزه حمایت از تولید و مهار تورم، ناقص و کماثر میماند.
تسنیم: در کنار اصلاح نظام بانکی، وضعیت سرمایههای مردمی نیز موضوع مهمی است. چه تغییری در این حوزه برای تحقق اقتصاد مقاومتی ضروری میدانید؟
حسینی: امروز بخش قابل توجهی از سرمایه مالی مردم در قالب طلا، سکه و ارز در خانهها و گاوصندوقها حبس شده است. این یعنی نقدینگیای که میتواند موتور تولید و اشتغال باشد، تبدیل شده به داراییهای راکدی که صرفاً کارکرد حفاظتی و سفتهبازانه دارد. اگر قرار است اقتصاد مقاومتی محقق شود، باید هم مردم، هم بانکها و هم حاکمیت به یک فهم مشترک برسند که: ممکن است در کوتاهمدت، سودهای فردی و زودگذر کاهش پیدا کند، اما در میانمدت و بلندمدت، رونق کسبوکار، اشتغال و ثبات اقتصادی، امنیت بیشتری برای زندگی همه ایجاد میکند. لازمه این تغییر، فقط نصیحت اخلاقی نیست؛ باید زیرساختهای حقوقی، مالیاتی، بانکی و سرمایهگذاری بهگونهای اصلاح شود که نگهداشتن سرمایه در طلا و ارز، کمتر جذاب و هدایت آن به سمت تولید، شفافیت و نوآوری، جذابتر و امنتر باشد.در این حوزه اقدامات مثبتی انجام شده، از جمله برخی تسهیلگریها در مجوزهای کسبوکار در دولت شهید رئیسی؛ اما واقعیت این است که هنوز هم در بسیاری از موارد، مسیر سرمایهگذاری و تولید در کشور طولانی، پیچیده و همراه با نااطمینانی است. ثبت شرکت، اخذ موافقت اصولی، دریافت مجوزهای مختلف و عبور از بروکراسیهای اداری، در بعضی موارد آنقدر زمانبر است که سرمایهگذار را دلسرد میکند. در حالیکه در بسیاری از کشورها، ثبت شرکت و شروع رسمی یک کسبوکار در چند روز ممکن است. برای تحقق اقتصاد مقاومتی، باید همه قوا و نهادهای حاکمیتی به یک تفاهم مشترک برسند و نقش خود را در قالب تسهیلگر تولید و حذفکننده موانع سرمایهگذاری تعریف کنند. کشف و حذف آن دسته از گلوگاههایی که زمینه فساد، رانت و ناامیدی بخش خصوصی را فراهم میکند، از ضروریات این مسیر است. به نظر من، یکی از اصلاحات مهمی که باید اتفاق بیفتد این است که دولت و نهادهای حاکمیتی، خود را از رقابت با بخش خصوصی خارج کنند. اقتصاد مقاومتی زمانی معنا پیدا میکند که میدان اصلی فعالیت اقتصادی، در اختیار بخش خصوصی سالم، توانمند و شفاف باشد و دولت نقش سیاستگذار، ناظر و حامی را ایفا کند، نه رقیب قدرتمندی که با امکانات و رانتهای خود، فعالان واقعی بازار را به حاشیه میراند. این به معنای رها کردن اصل «عدالت اجتماعی» نیست؛ بلکه یعنی دولت با تعریف قواعد بازی عادلانه، فضا را برای ابتکار و خلاقیت بخش خصوصی فراهم کند و از رقابت ناسالم با او دست بردارد. هر جا دولت در نقش رقیب ظاهر شده، هم خودش آسیب دیده و هم بخش خصوصی و در نهایت اقتصاد ملی هزینه آن را پرداخته است.
تسنیم: برخی منتقدان، اقتصاد مقاومتی را مترادف با بستهشدن اقتصاد ایران و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی میدانند. پاسخ شما به این برداشت چیست؟
حسینی: این برداشت، برداشتی سطحی و نادرست از اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی به هیچوجه به معنای ایزولهکردن جامعه از اقتصاد جهانی نیست. هیچ کشوری در دنیای امروز نمیتواند کاملاً جدا از شبکه مبادلات، سرمایهگذاری و فناوریهای جهانی زندگی کند. معنای واقعی اقتصاد مقاومتی این است که ساختارهایی در اقتصاد طراحی کنیم که تلاطمهای جهانی نتواند ما را از پا دربیاورد؛ یعنی وابستگیهای حیاتی را کاهش دهیم، زنجیرههای ارزش را متنوع کنیم، و آنقدر انعطاف و تابآوری در درون اقتصاد ایجاد کنیم که با هر تهدید، دچار فروپاشی نشویم. بنابراین، اقتصاد مقاومتی به معنای تعامل هوشمند، عزتمند و مبتنی بر منافع ملی با جهان است، نه انزوا و خودبسندگی مطلق. نگرانی من این است که بخشی از زخمهای اقتصادی سالهای گذشته (که خودش را در ناهنجاریهای اجتماعی و شکافهای روانی نشان داد) اگر جدی گرفته نشود، دوباره زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم کند؛ همانطور که اشاره کردم، دشمن روی زخم ناامیدی و نابرابری مینشیند و آن را عفونی میکند. در عین حال، امید من به این است که تغییر نگاهی که در پیام اخیر رهبری نسبت به اقتصاد مقاومتی، امنیت و انسجام اجتماعی دیده میشود، تبدیل به یک بازنگری واقعی در جهتگیری اقتصادی شود؛ بهسمت اقتصادی مبتنی بر ایرانی بودن، مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی کشور و در نهایت مبتنی بر آموزههای اقتصاد اسلامی. ما در حوزه امنیت ملی نشان دادهایم که میتوانیم با تکیه بر ظرفیتهای خود، به قدرت و افتخار برسیم؛ امید من این است که در حوزه اقتصاد نیز، با همین جدیت و استمرار، به جایگاهی برسیم که نهتنها فشارهای بیرونی را خنثی کند، بلکه الگویی برای جهان اسلام و کشورهای مستقل باشد.
گفتوگو از سمیرا گمار
انتهای پیام/