شمع‌هایی که در میان هیاهوی چهارشنبه‌سوری برای ظهور روشن شد

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، شب چهارشنبه سوری در میان شلوغی خیابان‌های اطراف آرامگاه بوعلی ایستاده بودم؛ درست میان صف خودروها. رو به جمعیت و دوربینی که مقابلم بود، با اشاره به خیابان و مردمی که آمده بودند، می‌گفتم: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوح؛ مردم در خیابان‌ها ایستاده‌اند، زن و مرد، جوان و پیر، گویی فرشته‌هایی زمینی‌اند که برای پاسداری از ایران به صحنه آمده‌اند.»

در همین میان، دختر جوانی به سمتم آمد و پرچم ایران به دستم داد. گرفتن پرچم در آن لحظه کار مرسومی نبود، اما پرچم را محکم در دست گرفتم و با صدای بلند گفتم:  «الله‌اکبر… خدا از همه شما بزرگ‌تر است.»

چند قدم جلوتر به سمت زنانی رفتم که در کنار خیابان شعار می‌دادند. ناگهان نور کوچکی توجهم را جلب کرد؛  شمع.

نزدیک‌تر که شدم دیدم سفره‌ای سبز پهن کرده‌اند؛ سفره صلوات. چند زن آرام دور آن نشسته بودند و با نگاهی مهربان ذکر می‌گفتند و صلوات می‌فرستادند؛ برای سلامتی و برای ظهور امام زمان (عج).

پرسیدم: «از کجا آمده‌اید؟ از طرف نهادی هستید؟» لبخند زدند و گفتند: «نه… ما از علی‌آباد فرهنگیان آمده‌ایم؛ آمده‌ایم دعا کنیم برای ظهور صاحب این جهان و برای دفع نیروهای شیطانی که به خاک کشورمان حمله کرده‌اند.»

کنار سفره نشستم. یکی از شمع‌ها را روشن کردم و زیر لب گفتم: «المستغاث بک یا صاحب‌الزمان.»

آن لحظه با خود فکر کردم چه پیام بزرگی در این صحنه نهفته است؛ اینکه چند زن از آن سوی شهر، در میان اضطراب جنگ به خیابان بیایند، سفره صلوات پهن کنند و برای فرج دعا بخوانند.

دیشب فهمیدم گاهی پاسداری از ایران تنها با فریاد و شعار نیست؛ گاهی با شعله آرام یک شمع و چند صلوات، دل‌های یک شهر به آسمان گره می‌خورد.

خدایا، به حرمت این فرشتگان زمینی که برای دفاع از ایران برخاسته‌اند، آتش این جنگ را بر سرزمین عزیزمان سرد و سلامت بگردان.

انتهای پیام/