خون فرزند شهیدم حلال این انقلاب و کشور
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 19 اسفند 1404 - 10:14
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، از لبخندها و اشکهای حلقهزده در چشمها تا مشتهای گرهکرده و شعارهای حماسی مردم در بیعت با رهبر جوانشان همهچیز گویا بود، اما برای شنیدن روایتهای حضور، به سراغ چند نفر از حاضران رفتم.
در انتهای جمعیت، بانویی که دو فرزند جوان داشت، ظرفهای شلهزرد نذری را میان مردم توزیع میکرد. او میگفت از صبح همراه خانوادهاش مشغول آمادهکردن این نذری بوده است. به گفته او، این نذری با نیت سلامتی و موفقیت رهبر انقلاب آماده شده و قرار است میان مردم و بهویژه برای افطار مدافعان وطن توزیع شود.
چند قدم آنطرفتر مادری که کودک خردسالش را در آغوش داشت، از روزهای پرالتهاب اخیر سخن میگفت. او معتقد بود در روزهایی که اخبار حملات دشمنان و شرایط منطقه نگرانیهایی برای مردم ایجاد کرده بود، اعلام خبر انتخاب رهبر جدید برایش آرامشبخش بوده است. به گفته او، اگرچه نیروهای مسلح در دفاع از وطن خوش درخشیدند، اما این خبر «مرهمی بر دل داغدارش» بوده و باعث شده امید و آرامش دوباره به دلش بازگردد.
در میان جمعیت، حضور جوانان بسیار چشمگیر بود. گروههایی از دختران و پسران جوان با در دست داشتن پرچمها و پلاکاردها شعارهایی در حمایت از ولایت سر میدادند. یکی از دختران جوان حاضر در مراسم این انتخاب را شایسته توصیف میکرد و میگفت مردم با امید به آینده در این اجتماع حضور پیدا کردهاند.
در بخش دیگری از میدان، چند جوان پلاکارد بزرگی با زمینه سفید در دست داشتند که با جوهر قرمز روی آن نوشته شده بود «بیعت با امام خامنهای». مردم یکی پس از دیگری جلو میآمدند و با اثر انگشت خود پای این نوشته را امضا میکردند؛ صحنهای که حالوهوایی حماسی و نمادین به تجمع داده بود.
در میان جمعیت، پدری سالخورده که خود را پدر یک شهید معرفی میکرد نیز حضور داشت. او با چهرهای آرام گفت: «برای من هیچ چیز خوشحالکنندهتر از این نیست که فرزند امام شهیدم آیتالله خامنهای رهبری ایران اسلامی را بر عهده بگیرد. خون فرزند شهیدم حلال این انقلاب و این کشور.»
جلوتر که رفتم، یکی از دختران دانشجو که به گفته خود در تهران تحصیل میکند اما برای دیدار خانوادهاش به همدان آمده بود، گفت از این انتخاب بسیار خوشحال شده و وقتی میبیند دشمنان از این تصمیم ناراحت هستند، بیشتر مطمئن میشود که خبرگان رهبری در این انتخاب غیرتمندانه و مقتدرانه عمل کردهاند.
در میان جمعیت، یکی دیگر از حاضران با لبخند از تجربه شخصی خود میگفت که در میان برخی از اطرافیانش افرادی هستند که رسانههای معاند را دنبال میکنند و برایش آسان نبوده که بگوید قصد دارد در تجمع بیعت شرکت کند. او با خنده گفت: شاید برای بعضیها عجیب باشد، اما من با همه اینها آمدم؛ چون معتقدم در دفاع از ایران و رهبر مقتدرش نباید لکنت داشت.
نزدیک افطار بود و هوا هر لحظه سردتر میشد، دعای فرج از بلندگوها پخش میشد و همینطور که زمزمه میکردم «یا محمد یا علی، یا علی یا محمد» آخرین گفتوگویم را گرفتم.
کنار خیابان مردی میانسال با خودروی شخصیاش توقف کرد و رو به من، یک خانم جوان که کودکش را در آغوش داشت و پیرمردی که کنار خیابان ایستاده بود گفت: «به عشق رهبر بیاین بالا، سرده... یا علی.» ما را سوار کرد تا به مقصد برساند. در آن لحظه، از این همه همدلی و صمیمیت دلم گرم شد؛ گرمایی که شاید بهترین روایت از حالوهوای غروب امروز دارالمؤمنین و دارالمجاهدین همدان بود. پاینده ایران.
گزارش از: سمیرا گمار
انتهای پیام/