اعتراف احساسی ویل بوکستون درباره فرستاپن

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ویل بوکستون داستانی کمتر شنیده‌‌شده از مکس فرستاپن، قهرمان 4 دوره متوالی فرمول‌یک و راننده کنونی تیم ردبول اتریش را گفت؛ روایتی که به‌گفته‌ خودش چشمانش را اشکبار کرده است.

فرستاپن که به صراحت کلام و رک‌گویی شهرت دارد، در پیست مسابقه همچنان چهره‌ای بحث‌برانگیز و گاه تفرقه‌انگیز به‌شمار می‌آید؛ با این حال، روایت‌هایی که هر از گاه از بیرون پیست منتشر می‌شود، تصویری متفاوت و انسانی‌تر از این راننده‌ هلندی ارائه می‌دهد.

بوکستون از نخستین دیدارش با قهرمان چهار دوره‌ جهان در سال 2015 یاد می‌کند؛ زمانی که فرستاپن تازه قدم به دنیای فرمول‌یک گذاشته بود و نشانه‌های درخشش او آشکار شده بود. او همچنین به تجربه‌ مشترک‌شان در سری زمستانی فلوریدا اشاره می‌کند؛ جایی که با وجود آن‌که مسیر حرفه‌ای این دو در جهاتی کاملاً متفاوت پیش می‌رفت، فرصتی یافتند تا در پیست کنار یکدیگر رانندگی کنند.

این راننده و گزارشگر بریتانیایی که اکنون صدای مسابقات ایندی‌کار در شبکه فاکس است، از احترام عمیقی سخن می‌گوید که در دنیای موتور اسپورت نسبت به فرستاپن وجود دارد. او تأکید می‌کند چهره‌ای که از فرستاپن بیرون از پیست می‌شناسد، با آنچه در رقابت‌ها دیده می‌شود، تفاوتی چشمگیر دارد؛ چهره‌ای که به‌تعبیر خودش «واقعاً دوست‌داشتنی» است.

بوکستون در پادکست Up To Speed گفت: حتی رقبایش هم باید در روزی که او روی فرم است، کلاه از سر بردارند و اعتراف کنند که نمی‌توانند کارهایی را که مکس انجام می‌دهد، تکرار کنند. از همان سال‌های نوجوانی درباره‌اش صحبت می‌شد. تقریباً چنین به‌نظر می‌رسید که سرنوشتش از پیش نوشته شده است؛ این‌که به فرمول‌یک راه خواهد یافت و روزی قهرمان جهان خواهد شد اما انسانی که از نزدیک می‌بینید و ورای چهره رقابتی‌اش در پیست می‌شناسید، حقیقتاً فردی بسیار دوست‌داشتنی است.

 خاطره‌ای ماندگار برای ویل بوکستون
بوکستون سپس خاطره‌ای شخصی و عاطفی از فرستاپن را بازگو می‌کند؛ خاطره‌ای که به پدر فقیدش مربوط می‌شود، پدری که تنها 6 ماه پس از آن دیدار درگذشت.

او با احساسی آشکار روایت می‌کند: یکی از عزیزترین خاطراتم از مکس به سال 2014 بازمی‌گردد؛ زمانی که تازه از کارتینگ وارد رقابت‌های تک‌‌نفره شده بود. همان سال که نخستین حضورش در فرمول‌یک رقم خورد، والدینم برای تماشای گرندپری بلژیک به پیست آمده بودند. پدرم به‌‌شدت بیمار بود و حدود شش ماه بعد از آن ما را ترک کرد اما مکس هیچ اطلاعی از وضعیت او نداشت.

بوکستون خاطرنشان کرد: آن روز باران می‌بارید و ما برای در امان ماندن از باران به‌سمت مهمانسرای ردبول دویدیم، مکس آنجا بود، با دیدن والدینم گفت؛ "اوه، اینها پدر و مادر شما هستند؟"، گفتم؛ "بله، مادرم و پدرم". او خودش را معرفی کرد و سپس رو به پدرم گفت؛ "راستی، ویل هر آنچه می‌دانم به من یاد داده است."، چون ما آن روز در سال 2014 با هم مسابقه داده بودیم، این حرف کاملاً اغراق‌آمیز بود اما حرکتی بسیار مهربانانه و کاملاً غیرضروری، هیچ الزامی نداشت چنین جمله‌ای بگوید، پدرم فقط لبخند زد. او می‌توانست این خاطره را برای همه تعریف کند، تا زمانی که متأسفانه دیگر در میان ما نبود. مکس هرگز نخواهد دانست آن جمله چقدر برای ما معنا داشت، واقعاً حرکتی دوست‌داشتنی‌ بود.

انتهای پیام/+