داستان لورا مولر در فرمول یک؛ رؤیایی که محقق شد!
- اخبار ورزشی
- اخبار ورزش جهان
- 08 اسفند 1404 - 13:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پنج سال پیش، این زن حتی نتوانست به تیمی در فرمول یک راه پیدا کند اما امروز نامش بر یکی از پیچهای یک گرندپری نقش بسته است.
این روایت، داستان اوجگیری برقآسای یک مهندس مسابقه در تیم هاس است؛ مسیری که به گفته مدیران این تیم، نه به جنسیت مربوط میشود و نه به هیچ «دستور کار» خاصی، بلکه تنها به شایستگی و عملکرد بازمیگردد.
در جریان گرندپری استرالیا، اتفاقی نمادین رخ میدهد؛ پیچ شماره 6 پیست آلبرت پارک ملبورن به نام دو زن تأثیرگذار در فرمول یک نامگذاری میشود؛ هانا اشمیتز، استراتژیست ارشد ردبول و لورا مولر، مهندس مسابقه تیم هاس. در حالی که اشمیتز طی سالهای اخیر به واسطه تصمیمهای تاکتیکی تعیینکنندهاش که پیروزیهای مهمی را برای مکس فرستاپن رقم زدهاند به شهرت گستردهای رسیده، لورا مولر، نخستین زن مهندس مسابقه در تاریخ فرمول یک، هنوز چهرهای نسبتاً ناشناختهتر است. با این حال، مسیر او کمتر از اشمیتز الهامبخش نیست.
این نامگذاری در چارچوب ابتکاری با عنوان «در گوشه او In Her Corner» انجام میشود که توسط شرکت برگزارکننده گرندپری استرالیا راهاندازی شده است. هدف این طرح، پاسداشت نقش زنان برجسته در دنیای موتور اسپورت است و امسال اشمیتز و مولر به عنوان چهرههای منتخب این پروژه معرفی شدهاند.
مسیر ورود لورا مولر به موتور اسپورت
علاقه لورا مولر به فرمول یک از کودکی شکل گرفت. او که در آلمان بزرگ شده بود، از هواداران پرشور میشائیل شوماخر محسوب میشد. هر چند در خیال کودکانهاش رؤیای رانندگی در مسابقات را میپروراند اما این رؤیا هرگز رنگ واقعیت به خود نگرفت؛ او حتی هرگز وارد دنیای کارتینگ هم نشد.
در نتیجه، لورا مسیر به ظاهر معمولیتری را در پیش گرفت. پس از پایان مدرسه همچنان نمیدانست دقیقاً چه میخواهد، تا اینکه یک سال فاصله از تحصیل به او فرصت داد تا علاقهاش را بازشناسی کند: خودروها و مسابقه. همین بازگشت به علاقه قدیمی مسیر زندگیاش را تغییر داد.
او در دانشگاه فنی مونیخ در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرد و موفق به دریافت مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد شد. این در حالی بود که در دوران مدرسه علاقه چندانی به فیزیک نشان نمیداد.
از سال دوم دانشگاه، مولر وارد فضای حرفهای شد و کارآموزی در تیمهای مسابقه را آغاز کرد. نخستین تجربهاش در تیم «فینیکس» رقم خورد، جایی که در بخش دادهها و به عنوان دستیار مهندس مسابقه فعالیت میکرد. پس از آن، به تدریج در رقابتهای مختلفی حضور یافت: فرمول رنو 2.0، مسابقات DTM، رقابتهای استقامت جهان (WEC) و سری لمانس اروپا.
در مقطعی، او با راننده آلمانی، سوفیا فلورش همکاری نزدیکی داشت و به عنوان مهندس مسابقه او در DTM فعالیت میکرد؛ یک همکاری کاملاً زنانه که در فضای مردسالار موتور اسپورت توجهها را به خود جلب کرد.
رؤیای فرمول یک و ورود به هاس
رویای حضور در فرمول یک همچنان با او بود. در سال 2021 برای نخستین بار به تیم هاس درخواست داد. در آن زمان، تیم تازه از بحران ناشی از همهگیری کرونا عبور کرده و در حال جذب نیرو بود. درخواستش در ابتدا رد شد اما او ناامید نشد.
سرانجام در اوایل سال 2022 پیشنهادی از سوی هاس دریافت کرد و به عنوان مهندس شبیهساز به این تیم پیوست؛ نقطه شروعی که به سرعت به سکوی پرتاب او تبدیل شد.
صعود درون تیم هاس
مولر در مدت کوتاهی توانست خود را ثابت کند. او به ترتیب به سمتهای مهندس سوم عملکر، سپس مهندس عملکرد و در نهایت عضوی از تیم مهندسی گرندپری ارتقاء یافت.
آیائو کوماتسو، مدیر تیم هاس درباره او میگوید: لورا ابتدا برای کار روی شبیهساز به ما پیوست، سپس وارد کارهای مربوط به مسابقه شد. در سالهای اخیر ما مهندسان عملکرد را به صورت چرخشی به کار گرفتهایم. وقتی بحث انتخاب مهندس مسابقه مطرح شد، او علاقهاش را نشان داد. در ارتباط رادیویی بسیار واضح و آرام صحبت میکند. وقتی متوجه شدم استبان اوکون به تیم میپیوندد، احساس کردم این دو نفر میتوانند ترکیب بسیار موفقی باشند. او فوقالعاده سختکوش است.
وقتی از کوماتسو درباره انگیزه احتمالی تیم برای ایجاد یک نقطه عطف تاریخی با انتخاب نخستین زن مهندس مسابقه در فرمول یک پرسیده شد، پاسخ او روشن و صریح بود: این موضوع اصلاً مطرح نیست. ما کسی را به خاطر جنسیتش انتخاب نمیکنیم. ملیت و جنسیت برای ما اهمیتی ندارد؛ تنها معیار، عملکرد است. اینکه چگونه در تیم جا میافتید و چگونه میتوانید بهترین نتیجه را ارائه دهید.
او در ادامه به ویژگی برجسته مولر اشاره میکند؛ برخی افراد وقتی به یک پاسخ میرسند، کار را تمام شده میدانند اما لورا وقتی به یک پاسخ میرسد، میداند که 10 پرسش دیگر هنوز بیپاسخ مانده است. این عزم و کنجکاوی اوست که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داده.
همکاری با استبان اوکون
اگرچه نخستین فصل حضور استبان اوکون در هاس چندان موفق نبود اما عملکرد مولر مورد انتقاد قرار نگرفت. برعکس، هر دو از همکاری با یکدیگر رضایت کامل دارند.
اوکون میگوید؛ کار کردن با لورا عالی است. او تجربه زیادی در دستههای مختلف دارد، از جمله DTM که من هم در آن حضور داشتهام. چیزی که واقعاً مرا تحت تأثیر قرار میدهد، میزان تلاش اوست؛ او اصلاً به ساعت نگاه نمیکند.
او خاطرهای از گرندپری سوزوکا نقل میکند؛ آنجا روز بسیار سختی داشتیم با جلسات متعدد، چون سرعتمان رضایتبخش نبود. لورا تمام روز حتی یک ساندویچ هم نخورده بود! حدود ساعت هفت یا هشت شب گفت: فکر کنم بروم چیزی بخورم. باورم نمیشد، تمام روز را بدون غذا، فقط مشغول کار بود.
نگاه لورا به نقش خود
مولر نیز از همکاری با اوکون رضایت دارد: کار کردن با استبان بسیار لذتبخش است. شخصیتهای ما شباهت زیادی دارد و خیلی سریع با هم هماهنگ شدیم. برای او، سازگاری با محیط جدید مهم بود و برای من، پذیرفتن نقش تازه. البته باید به سبک ارتباطی یکدیگر هم عادت میکردیم. طبیعی است که گاهی سوءتفاهمهایی پیش بیاید اما هیچکدام جدی نیست.
او درباره ترجیحات فنی رانندهاش توضیح میدهد؛ مانند بسیاری از رانندگان، استبان خودرویی میخواهد که هم چابک باشد و هم پایدار. کمفرمانی بیش از هر چیز او را آزار میدهد. از نظر ارتباط رادیویی، تجربه بالای او کمک بزرگی است؛ چون نیاز به توضیحات پیچیده کمتر میشود. در این شرایط، باید پیامها را کوتاه و دقیق منتقل کرد.
مولر بر اهمیت اعتماد متقابل تأکید میکند: ما به یکدیگر اعتماد داریم. استبان بسیار شوخطبعتر از چیزی است که مردم تصور میکنند. او گاهی محتاط است، در حالی که من ریسکپذیرترم. وقتی کنار پیست دوچرخهسواری میکنیم، گاهی کارهای دیوانهواری انجام میدهم و او نگران میشود که آسیب ببینم اما در نهایت به آن میخندیم.
مسیر لورا مولر روایتی از پشتکار، شجاعت در پیگیری رؤیاها و شکستن مرزهای نانوشته است؛ مسیری که از یک درخواست رد شده آغاز شد و امروز نام او را بر یکی از پیچهای فرمول یک ماندگار کرده است.
انتهای پیام/