پدر جوکوویچ: من بیش از همه به نواک ایمان داشتهام
- اخبار ورزشی
- اخبار ورزش جهان
- 05 اسفند 1404 - 15:40
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پدر قهرمان 24 دوره گرنداسلم در چند جمله به بنیاد پسرش گفت که از یادآوری نخستین لحظههای شکلگیری مسیر حرفهای نواک به شدت متأثر و هیجانزده شده است.
سفر نواک جوکوویچ به جایگاه کنونیاش هرگز آسان نبوده است. داستان کودکی و نوجوانی این قهرمان بزرگ شباهتی به مسیر معمولی سایر تنیسورها ندارد؛ جنگهای بالکان، فداکاریهای خانوادهاش، ورود به آکادمی نیکی پیلیچ در آلمان، نقش نجاتبخش یلنا گنچیچ در کشف و پرورش استعداد او و استعدادی که در میانه تنگنای اقتصادی راه خود را یافت و البته ایمانی خللناپذیر که از نواک، یکی از بزرگترین ورزشکاران تمام دوران را ساخت.
این ایمان به خود و توانایی عبور از دشواریها تصادفی پدید نیامده است. شاید در ژنها و در بافت خانوادگی آنها نهفته بود؛ خانوادهای که از نگاه بسیاری، گاه بیش از اندازه پرجسارت، پیشبین و حتی پرحرف به نظر میرسیدند اما هیچیک از این قضاوتها برای نزدیکان نواک اهمیتی نداشت؛ آنچه نیاز بود، حمایت بیقید و شرط بود، در روزهایی که نواک هنوز باید برای کسب احترام و شهرت در دنیای تنیس مبارزه میکرد.
سردجان جوکوویچ، پدر مغرور و سرسخت او همواره این را میدانست. او شاید احساسیترین عضو خانواده باشد؛ پدری که عشقش به نواک را در هر سفر و سخن آشکار کرده است. اکنون که نوله در آستانه 39 سالگی همچنان میدود، میجنگد و به قلههای تاریخی میرسد، سردجان با آرامشی بیشتر به سالهای پایانی دوران حرفهای پسرش مینگرد؛ با فرصتی برای بازتاب و مرور سفری که آن دو را از دشوارترین روزها گذر داد، روزهایی که بسیاری از مردم حتی شنیدن آن را نیز دشوار میدانند.
او در سخنرانی خود با یادآوری خاطرههای پرشمار و اذعان به اشتباهات پدرانه، بغض و هیجانش را پنهان نکرد. سردجان همان کسی بود که برای تأمین هزینههای سفرهای نواک به مسابقات وام میگرفت؛ کسی که برای آینده پسرش همه چیز را به خطر انداخت، در زمانی که خانوادهاش حتی برای گذران روزمره مشکل داشتند. سختی آن سالها گاهی در رفتار تند او با پسرش نمود پیدا میکرد؛ اعترافی صادقانه که او امروز در شبکههای اجتماعی بنیاد نوله بیان کرده است، روایتی بیپرده از تقصیرهای انسانی اما بدون پشیمانی از مسیر طیشده.
او میگوید: مطمئنم که در طول مسیر اشتباهاتی مرتکب شدم؛ بارها در دوران رشد او، هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان ورزشکار. با این حال، اگر به گذشته بازمیگشتم، هیچ چیز را تغییر نمیدادم. همه چیز را دقیقاً به همان شکل انجام میدادم. بدون آن سختیها، بدون آن پشتکار و بدون آن ایمان راسخ که همه چیز خوب پیش خواهد رفت، هیچکدام از این موفقیتها رخ نمیداد. من یقین داشتم او موفق میشود، حتی وقتی خودش باور نداشت. هیچکس به اندازه من به او ایمان نداشت؛ حتی خودش هم نداشت.
این روایت، صمیمی و در عین حال تکاندهنده است؛ تماشای مردی که با اندکی حس پشیمانی اما نگاهی سرشار از عشق، از پشت دوربین سخن میگوید. این گفتوگو پژواکی است از اشتباهات تربیتی و فشارهایی که پدران گاه ناخواسته بر فرزندان وارد میکنند اما در عین حال گواهی است بر قدرت استمرار، انضباط و ایمان در مسیر موفقیت.
کمتر نمونهای روشنتر از داستان مشترک سردجان و نواک میتوان یافت؛ سفری که هنوز فصلهای نانوشتهای دارد. هرچند خود سردجان سه ماه پیش گفته بود که نواک هفت یا هشت سال پیش به همه رؤیاهای ممکن دست یافته و بازنشستگی برایش گزینه بدی نخواهد بود اما شاید حقیقت این باشد که «نوله» بیش از هر کس دیگری به خود ایمان دارد و همین ایمان است که او را همچنان در اوج نگه میدارد.
انتهای پیام/