تجهیزات خاک می‌خورند؛ بیماران ام‌اس در انتظار توانبخشی دولتی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، بیماران مبتلا به ام‌اس در همدان، روزهایشان پر از نبرد با بیماری است؛ نبردی که تنها با دارو تمام نمی‌شود و نیازمند توانبخشی و کاردرمانی است. بسیاری از آن‌ها هر روز تلاش می‌کنند قدم بردارند، دستانشان را حرکت دهند و زندگی روزمره‌شان را مدیریت کنند، اما پشت درهای بسته بیمارستان بعثت، تجهیزات آماده‌اند ولی کسی نیست که دست یاری بدهد. برای این بیماران، هر روزِ بدون درمان، یعنی از دست رفتن استقلال، افزایش رنج و تضعیف امید.

در بخشی از بیمارستان دولتی بعثت، تجهیزات آماده‌اند اما دستی برای یاری نیست. جایی در دل بیمارستان بعثت همدان، اتاقی هست با دستگاه‌هایی که می‌توانند دست لرزان را آرام‌تر کنند، گام‌های ناپایدار را استوارتر سازند و امید را به عضلات خسته برگردانند. اما آن اتاق، روایتِ سکوت است؛ چون نیرو، پرستار و کاردرمانگر نیست.

بر اساس آمارهای رسمی انجمن بیماران مبتلا به ام اس، هزاران بیمار مبتلا به این بیماری در استان زندگی می‌کنند؛ بیمارانی که بیماری‌شان تنها یک اختلال عصبی نیست، یک سبک زندگی است. ام‌اس یعنی جنگی فرسایشی میان عصب و ایمنی؛ یعنی هر روز برخاستن با تردید از اینکه امروز پاها فرمان می‌برند یا نه. در چنین میدانی، توانبخشی و کاردرمانی نه یک خدمت لوکس که بخشی از درمان است؛ همان‌قدر ضروری که دارو.

اما مسئله اینجاست که خدمات توانبخشی دولتی با تعرفه دولتی در همدان تقریباً در دسترس نیست. بخش خصوصی هست، اما با هزینه‌هایی که برای بسیاری از بیماران، رؤیایی دور است. ام‌اس بیماری جوانان است؛ بسیاری از مبتلایان در سنین کار و تولیدند. وقتی توانبخشی به‌موقع نباشد، ناتوانی تشدید می‌شود، خانه‌نشینی آغاز می‌شود و هزینه‌های اجتماعی چند برابر می‌گردد. آن‌گاه نه‌فقط یک فرد، که یک خانواده زمین‌گیر می‌شود.

تجهیزات هست، اما اراده نیست

تناقض تلخ آنجاست که تجهیزات در بیمارستان بعثت موجود است؛ دستگاه‌ها خریداری شده‌اند، فضا مهیاست، اما چرخ این بخش نمی‌چرخد. چرا؟ چون نیروی انسانی تأمین نشده است. دستگاه بی‌کاردرمانگر، همان‌قدر بی‌فایده است که نسخه بی‌دارو.

این مسئله تنها یک مطالبه صنفی نیست؛ یک مطالبه انسانی است. در شهری که برای پروژه‌های عمرانی و افتتاح‌های پرزرق‌وبرق خبرها نوشته می‌شود، آیا نمی‌توان برای راه‌اندازی یک بخش توانبخشی، اراده‌ای جدی‌تر به خرج داد؟ هزینه جذب چند نیروی متخصص، در برابر هزینه‌های سنگین ناتوانی پیش‌رونده بیماران، چه نسبتی دارد؟

توانبخشی؛ حفظ استقلال و زندگی

توانبخشی برای بیمار ام‌اس یعنی حفظ استقلال؛ یعنی بتواند قاشق را خودش در دست بگیرد، چند پله را بدون ترس بالا برود، فرزندش را در آغوش بگیرد. این‌ها آمار نیستند، زندگی‌اند. اگر این خدمات با تعرفه دولتی در دسترس نباشد، عدالت در سلامت تنها یک شعار خواهد بود.

مسئولان پاسخ دهند

مسئولان دانشگاه علوم پزشکی، مدیران بیمارستان و متولیان سلامت استان باید پاسخ دهند: وقتی تجهیزات هست، چرا اراده برای به‌کارگیری نیرو نیست؟ چه مانعی میان خرید دستگاه و استخدام متخصص ایستاده است؟ و این تعلل تا کی باید ادامه یابد؟

ام‌اس بیماری خاموشی است؛ فریاد ندارد، اما درد دارد. بیمارانش شاید نتوانند ساعت‌ها در صف مطالبه بایستند، شاید صدایشان به بلندی برخی گروه‌ها نباشد، اما رنج‌شان واقعی است. همدان می‌تواند پیشگام باشد؛ می‌تواند با راه‌اندازی همین بخش نیمه‌جان، نشان دهد که سلامت، اولویت است نه شعار.

 این یادداشت نه تهدید است و نه گلایه بلکه یک دعوت است. دعوت به دیدن آن اتاقِ خاموش در بعثت، به شنیدن صدای آهسته بیمارانی که تنها یک مطالبه دارند: اجازه دهید توانِ باقیمانده‌مان را حفظ کنیم.

شاید روشن شدن چراغ آن بخش، کوچک‌ترین افتتاح سال باشد؛ اما برای بیماران ام‌اس همدان، بزرگ‌ترین خبر زندگی‌شان خواهد بود.

یادداشت از فائزه محمدی

انتهای پیام/