روایت دندانپزشک همدانی که لبخند را به محرومان برمیگرداند
- اخبار استانها
- اخبار همدان
- 12 بهمن 1404 - 09:07
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، در روزگاری که هزینههای درمان، بهویژه در حوزه دندانپزشکی، به یکی از دغدغههای جدی خانوادهها تبدیل شده و بسیاری از مردم، حتی در دهکهای متوسط جامعه، ناچارند سلامت دهان و دندان را از فهرست اولویتهای زندگی خود حذف کنند، هنوز پزشکانی هستند که درمان را نه صرفاً یک حرفه، بلکه یک مسئولیت انسانی میدانند. پزشکانی که مطب، یونیت، تعرفه و زمان کاری برایشان پایان تعهد نیست؛ بلکه آغاز راهی است برای دیدن انسانهایی که درد دارند، اما صدایشان کمتر شنیده میشود.
محدثه شکریپور، متخصص دندانپزشکی ترمیمی و زیبایی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان، از جمله پزشکانی است که سالهاست مسیر حرفهای خود را با باورهای عمیق ایمانی، وجدان حرفهای و دغدغه اجتماعی گره زده است. او نهتنها در جایگاه دانشگاهی و درمانی خود فعال بوده، بلکه بیش از یک دهه از زندگیاش را صرف فعالیتهای جهادی فرهنگی و درمانی کرده است؛ فعالیتهایی که از دل تجربههای دانشجویی آغاز شده و امروز به تأسیس گروه جهادی «حنان» در دانشکده دندانپزشکی همدان انجامیده است.
برای او، دندانپزشکی تنها ترمیم یک دندان پوسیده یا درمان یک درد مزمن نیست؛ بلکه بازگرداندن اعتمادبهنفس، کرامت انسانی و لبخندی است که سالها پشت دست پنهان شده است. در این گفتوگوی تفصیلی، خانم شکریپور از چرایی ورودش به مسیر جهاد درمانی، چالشهای سخت این راه، محدودیتهای ساختاری نظام سلامت، نقش خانواده در همراهی با یک زن پزشک فعال اجتماعی و همچنین رؤیای گسترش عدالت درمانی در حوزه دندانپزشکی سخن گفت؛ روایتی صادقانه از پزشکی که درمان را عبادت میداند.
تسنیم: ابتدا خودتان را معرفی کنید و از سابقه فعالیتهای جهادیتان بگویید.
شکری پور: بنده محدثه شکریپور هستم، متخصص دندانپزشکی ترمیمی و زیبایی و حدود 12 سال است که عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان هستم. سابقه فعالیتهای جهادی ما تقریباً از سال 1395 آغاز شد؛ در ابتدا بیشتر کارهای جهادی فرهنگی در سطح شهر انجام میدادیم و برنامههای متعددی را با گروهی که همراه ما بودند برگزار کردیم. در حوزه درمانی، از سالهای 1400 و 1401 بهصورت جدیتر وارد کار جهادی دندانپزشکی شدم و مسئولیت این بخش را برعهده گرفتم، هرچند از همان دوران دانشجویی نیز در اردوهای جهادی بهعنوان شرکتکننده حضور داشتم.
تولد یک گروه جهادی از دل دانشگاه
تسنیم: شکلگیری گروه جهادی «حنان» چگونه اتفاق افتاد؟
شکری پور: از سال 1401 گروه جهادی «حنان» را در دانشکده دندانپزشکی تأسیس کردیم. ما با تعدادی از دندانپزشکان شهر و بهویژه دانشجویان سال آخر و ترم 10 در ارتباط بودیم که اتفاقاً همین دانشجویان، از مؤسسان و دغدغهمندان اصلی این گروه بودند. مواجهه من با مفهوم موافقت و دغدغه اجتماعی در دندانپزشکی، به همان روزهای آغازین فعالیت بالینیام برمیگردد؛ زمانی که در دوران دانشجویی و شروع کار در کلینیک، بارها پیش میآمد که خودمان هزینه درمان بیماران را پرداخت میکردیم، چون حتی هزینههای پایین درمان در دانشکده هم برای برخی بیماران سنگین بود.
تسنیم: این دغدغه از کجا در ذهن شما شکل گرفت؟
شکری پور: من دوره عمومی دندانپزشکی را در دانشگاه شهید بهشتی تهران گذراندم. با وجود اینکه آنجا هزینهها نسبتاً کمتر بود، باز هم بیمارانی بودند که توان پرداخت نداشتند. همان زمان این مسئله همیشه در ذهن من بود که بسیاری از مردم، به دلیل گرانی درمان پزشکی حتی در ارزانترین مراکز، دچار پوسیدگیهای شدید دندانی و مشکلات دهان و دندان هستند. در حالی که دندان، ورودی اصلی بدن انسان است و در گوارش، تغذیه و سلامت کلی نقش بسیار مهمی دارد، اما متأسفانه برای بسیاری از افراد، درمان دندانپزشکی اصلاً در اولویتهای زندگی قرار نمیگیرد و سالها با درد و مشکل زندگی میکنند.
تسنیم: چه شد که تصمیم گرفتید فعالیت جهادی را بهصورت متمرکز در شهر خودتان دنبال کنید؟
شکری پور: بنده چند سالی است که مطب دارم و پیش از آن هم در کلینیک تخصصی دانشکده بعدازظهرها فعالیت میکردم. صبحها هم که بهعنوان هیئت علمی در دانشکده حضور داریم. از طرفی، بسیاری از اردوهای جهادی که به من پیشنهاد میشد، خارج از شهر یا استان و در مسیرهای دور بود. خیلی زود ازدواج کردم و خداوند به ما فرزند عطا کرد؛ بنابراین بهعنوان یک مادر، امکان حضور در اردوهای دوردست برایم فراهم نبود. همین موضوع باعث شد به این نتیجه برسم که باید یک کار جهادی درمانی را در شهر خودمان، همدان، راهاندازی کنیم.
جهاد درمانی؛ برآمده از باور قلبی
تسنیم: آیا این تصمیم حاصل یک تجربه تلخ بود یا یک باور درونی؟
شکری پور: در اصل، این تصمیم بیش از هر چیز حاصل یک باور درونی است. باور به اینکه وظیفه ما در این دنیا فقط گذران شب و روز و تأمین هزینههای شخصی نیست. ما برای بندگی به این دنیا آمدهایم و به نظر من، هیچ بندگیای بالاتر از گرهگشایی از کار بندگان خدا نیست.
اینکه بتوانیم لبخندی بر لب کسی بنشانیم که خودش توانش را ندارد، به نظرم از ارزشمندترین کارها نزد خداوند است. من عمیقاً باور دارم که در روز قیامت، بسیاری از داشتههای ما حاصل همین خدمتهاست.
تسنیم: این نگاه ایمانی چه تأثیری بر وجدان حرفهای شما داشته است؟
شکری پور: ایمان، وجدان حرفهای و مسئولیت اجتماعی را در انسان ایجاد میکند. وقتی باور داشته باشیم که خداوند نعمتی مثل علم، مهارت یا موقعیت اجتماعی بیش از دیگران به ما داده، شکر واقعی آن این است که به بهترین شکل از آن استفاده کنیم. در قرآن آمده که در اموال ما حقی برای فقرا، مساکین و نیازمندان وجود دارد. این حق فقط به خمس و زکات محدود نمیشود؛ بلکه شامل استفاده از دانش، هنر و تخصص ما هم میشود.
از نقد اردوهای سیار تا ایجاد مرکز درمانی ثابت
تسنیم: تجربه حضور شما در مناطق محروم چه نکاتی را برایتان روشن کرد؟
شکری پور: من در دوران دانشجویی به مناطق محروم جنوب کشور میرفتم، اما بعد از ازدواج بیشتر فعالیتهایم محدود به روستاهای محروم همدان شد. وقتی از نزدیک شرایط را دیدم، متوجه شدم که خدمات سیار دندانپزشکی مثل یونیتهای پرتابل در بسیاری موارد پاسخگوی نیاز واقعی بیماران نیستند. در برخی روستاها، نهایت کاری که میشود انجام داد، کشیدن دندان است؛ در حالی که بسیاری از بیماران نیاز به عصبکشی، ترمیمهای اساسی و درمانهای چندمرحلهای دارند.
تسنیم: راهکاری که به آن رسیدید چه بود؟
شکری پور: به این نتیجه رسیدم که باید یک مرکز مجهز در شهر داشته باشیم و در روستاها فقط غربالگری و آموزش بهداشت دهان و دندان انجام شود. سپس بیماران را با وسیلهای که تأمین میکنیم، به شهر بیاوریم تا درمان اصولی و کامل برایشان انجام شود. حتی در برنامههایمان هست که در آینده، چنین مراکزی در شهرستانهایی مثل ملایر و نهاوند هم ایجاد شود.
محدودیتها؛ از بودجه تا نیروی انسانی
تسنیم: مهمترین موانع پیشروی این مسیر چیست؟
شکری پور: اولین مانع، هزینههاست. تجهیزات، مواد دندانپزشکی و امکانات بسیار گران شدهاند. دوم، محدودیت نیروی انسانی است؛ بسیاری از نیروهای ما دانشجویان سال آخر هستند و بعد از فارغالتحصیلی، به دلیل مشغله کاری، حضورشان سختتر میشود.حمایتها هم بسیار محدود بوده؛ بیشتر کمکها از سوی دانشگاه انجام شده و حمایتهای سازمانی بسیار کم بوده است.
تسنیم: آیا پیش آمده به دلیل این محدودیتها، درمان بیماری ناتمام بماند؟
شکری پور: بله، متأسفانه. گاهی بیمار از روستای دور میآید، اما متخصص مربوطه آن روز حضور ندارد یا درمان نیاز به مراجعات مکرر دارد که برای بیمار امکانپذیر نیست. اینها واقعاً دردناکترین بخشهای کار است.
خانواده؛ همراهان خاموش جهاد درمانی
تستیم: خانواده شما چقدر در این مسیر همراه هستند؟
شکری پور: خدا را شکر میکنم که همسرم در این مسیر همراهی بسیار خوبی با من داشته است؛ بهویژه در فعالیتهای جهادی، که شاید اگر حمایت و همراهی ایشان نبود، من عملاً امکان ادامه این مسیر را نداشتم. در کار حرفهای روزمره، مطب و فعالیتهای دانشگاهی، گاهی حتی توصیه میکنند که حجم کارم را کمتر کنم، اما در کارهای جهادی واقعاً همیشه پشتم ایستادهاند و مشوق من بودهاند. این همراهی، بهخصوص برای یک زن که همزمان مسئولیت خانواده و فرزندان را هم برعهده دارد، نعمت بسیار بزرگی است.
البته این مسیر بدون چالش هم نیست. فرزندانم گاهی از اینکه در روزهای تعطیل یا زمانهایی که میتوانم کنارشان باشم، درگیر اردوهای جهادی هستم، دلگیر میشوند. طبیعی هم هست؛ بچهها بیش از هر چیز به حضور مادر نیاز دارند. من سعی میکنم با آنها حرف بزنم، برایشان از آدمهایی بگویم که با یک کار کوچک ما، چقدر خوشحال میشوند؛ از بیمارانی که سالها درد کشیدهاند، از کودکانی که با یک معاینه ساده ذوق میکنند و از دعاهایی که بدرقه راه ما میشود.
از طرفی، چون ما یک مجموعه خیریه و مردمی دیگر هم داریم و در برخی برنامهها، فرزندانم همراه ما حضور پیدا میکنند، آنها از نزدیک شرایط خانوادههای محروم را میبینند؛ بچههایی شبیه خودشان که امکانات بسیار کمتری دارند. همین مشاهده عینی، خیلی وقتها بهتر از هر توضیحی آنها را قانع میکند و باعث میشود با این مسیر همراه شوند. خوشبختانه با بالا رفتن سنشان، این درک و همراهی بیشتر هم شده است.
قطعاً برای یک زن، جمعکردن نقش همسر، مادر، عضو هیئت علمی و فعال جهادی کار سادهای نیست. شاید اگر من یک آقا بودم، بسیاری از این فشارها کمتر بود؛ چرا که جامعه انتظار متفاوتی از نقش پدر دارد. با این حال، من هیچوقت حاضر نیستم حس مادر بودن را با هیچ چیزی عوض کنم. تلاش میکنم حتی با وجود خستگی و فرسودگی جسمی، زمانهای باکیفیت و واقعی را برای فرزندانم کنار بگذارم. این چالش، واقعیتی است که تقریباً همه زنانی که در مسیرهای اجتماعی و حرفهای طولانیمدت فعالیت میکنند، با آن مواجهاند.
در نهایت، اگر امروز توانستهام در این مسیر بمانم، بخش بزرگی از آن را مدیون صبر، همراهی و درک خانوادهام هستم؛ خانوادهای که شاید کمتر دیده میشوند، اما ستون اصلی ادامه این راهاند.
تسنیم: ارزیابی شما از جایگاه دندانپزشکی در نظام سلامت چیست؟
شکری پور: واقعیت این است که بیمهها تقریباً هیچ حمایتی از دندانپزشکی نمیکنند. اگر پوشش بیمهای مناسبی وجود داشت، بسیاری از مشکلات دهان و دندان حل میشد.
امروز حتی خانوادههای متوسط هم دندانپزشکی را از سبد هزینههایشان حذف میکنند. این یک زنگ خطر جدی برای سلامت جامعه است.
تسنیم: شیرینترین خاطره شما از این فعالیتهای جهادی چیست؟
شکریپور: یکی از خاطراتی که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود، مربوط به خانم جوانی است که دندانهای جلویی فک بالایش بهشدت تخریب شده بود. این مسئله نهتنها از نظر درمانی، بلکه از نظر روحی و روانی او را بهشدت آزار میداد. وقتی با او صحبت میکردیم، متوجه شدیم سالهاست نمیتواند با خیال راحت بخندد؛ همیشه هنگام صحبت یا خندیدن، ناخودآگاه دستش را جلوی دهانش میگیرد تا کسی دندانهایش را نبیند.
بعد از اینکه درمان کامل شد و از روی یونیت بلند شد، جلوی آینه ایستاد، لبخند زد و با بغض گفت: سالهاست که اینطوری نخندیده بودم. آن لحظه فقط یک درمان دندانپزشکی نبود؛ بازگشت عزتنفس، آرامش و حس ارزشمندی بود. دعای خیری که آن خانم با چشمانی پر از اشک برای من کرد، بهقدری عمیق و صادقانه بود که تمام خستگی جسمی و فرسودگی روحی آن روزها را از تنم بیرون برد. واقعاً این لحظات، بزرگترین پاداش برای کسی است که در این مسیر قدم گذاشته است.
تسنیم: سخن پایانی شما و پیامتان به دندانپزشکان و پزشکان جوان چیست؟
شکری پور: فلسفه کاری من در یک جمله خلاصه میشود، مهم این نیست که چقدر در این دنیا زندگی میکنیم یا چه جایگاهی داریم؛ مهم این است که چه نامی از خودمان باقی میگذاریم و با چه کارنامهای در پیشگاه خداوند میایستیم. من عمیقاً باور دارم که این دنیا بسیار کوتاه و گذراست و آنچه میماند، اثر کارهای ما بر زندگی دیگران است.
درمان رایگان یا جهادی، فقط حذف هزینه نیست؛ بلکه نوع برخورد، احترام، حفظ کرامت انسانی و نگاه برابر به بیمار است. من همیشه به همکاران و دانشجویانم تأکید میکنم که برخوردشان با بیماران محروم باید حتی محترمانهتر از بیماران عادی باشد. این مردم ولینعمت ما هستند و اگر قرار است دندان یا دردشان ترمیم شود، باید روح و عزتنفسشان هم ترمیم شود.
اگر حتی تعداد کمی از دانشجویانی که در این اردوها حضور پیدا میکنند، بعد از فارغالتحصیلی این مسیر را ادامه دهند، برای من بزرگترین موفقیت است. چون باور دارم اگر این نگاه در نسل جدید پزشکان نهادینه شود، جامعهای سالمتر، انسانیتر و امیدوارتر خواهیم داشت؛ جامعهای که در آن، درمان فقط یک خدمت نیست، بلکه نشانهای از بندگی و مسئولیت اجتماعی است.
مصاحبه از فائزه محمدی
انتهای پیام/