به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، امروز دیگر نمیتوان از تربیت فرزندان سخن گفت، اما از رسانهها، تلفنهای هوشمند و جهان گسترده فضای مجازی غافل ماند. دنیایی که در آن، نوجوانان پیش از آنکه بسیاری از تجربههای زندگی را در دنیای واقعی به دست آورند، با انبوهی از اطلاعات، تصاویر، پیامها، الگوهای رفتاری و ارتباطات مجازی مواجه میشوند؛ جهانی که فرصتهای ارزشمندی برای یادگیری و رشد فراهم کرده، اما در کنار آن، خطرهایی را نیز پیش روی خانوادهها قرار داده است.
واقعیت این است که فرزندان امروز در محیطی رشد میکنند که بخش مهمی از روابط، سرگرمیها، یادگیریها و حتی شکلگیری هویت آنان تحت تأثیر رسانهها قرار دارد. در چنین شرایطی، صرفاً محدودکردن دسترسی به تلفن همراه یا هشدار دادن درباره خطرات فضای مجازی، نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای تربیتی خانوادهها باشد. آنچه بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، شناخت درست این فضا، آموزش مهارتهای مواجهه با آن و توانایی تشخیص فرصتها از تهدیدهاست.
اما در این میان، یک پرسش اساسی مطرح است: آیا والدین به همان اندازه که درباره درس، مدرسه، دوستان و آینده فرزندانشان دغدغه دارند، از دنیای رسانهای آنان نیز شناخت کافی دارند؟ آیا میدانند فرزندشان در فضای مجازی با چه محتواهایی مواجه میشود، چه ارتباطاتی برقرار میکند و در صورت روبهرو شدن با یک آسیب، تا چه اندازه میتواند بدون ترس از سرزنش، موضوع را با خانواده در میان بگذارد؟
پاسخ به این پرسشها، ضرورت حرکت از توصیههای کلی به سمت آموزشهای کاربردی را روشن میکند؛ آموزشهایی که به والدین کمک کند بهجای مواجهه صرفاً واکنشی با آسیبها، پیش از وقوع خطر آگاهی لازم را به دست آورند، نشانههای هشداردهنده را بشناسند و در موقعیتهای حساس، تصمیمهای سنجیدهتری بگیرند.
از همین منظر، کارگاههای سواد رسانهای ویژه والدین با هدف تغییر نگاه خانوادهها، افزایش آگاهی نسبت به فرصتها و تهدیدهای فضای مجازی، تقویت ارتباط میان والدین و فرزندان و آموزش شیوههای پیشگیری و مواجهه با آسیبهای رسانهای در مدارس سنندج دنبال میشود؛ برنامهای که قرار است بهجای ترساندن خانوادهها از فناوری، آنان را برای زندگی آگاهانهتر در کنار فرزندانشان آماده کند.
در ادامه این سلسله برنامهها، عصر امروز پنجمین کارگاه سواد رسانهای در دبیرستان پسرانه ملا برهان عالی سنندج برگزار شد؛ کارگاهی که به دلیل شرایط خاص دانشآموزان و تفاوت دغدغههای خانوادهها، با رویکردی متفاوت و در فضایی تعاملی برگزار شد تا والدین بتوانند پرسشهای خود را مستقیم مطرح کنند و برای مسائل واقعی زندگی خانوادگی پاسخ و راهکار بگیرند.

تصمیمی متفاوت؛ آموزش متناسب با پایه تحصیلی
یکی از ویژگیهای پنجمین کارگاه سواد رسانهای، توجه مدیریت و عوامل مدرسه به تفاوت نیازهای دانشآموزان در پایههای تحصیلی مختلف بود.
با توجه به اینکه آسیبها، دغدغهها و نوع مواجهه دانشآموزان با فضای مجازی در همه پایهها یکسان نیست، مدیریت مدرسه تصمیم گرفت برنامههای آموزشی بهصورت اختصاصی و پایهبهپایه برگزار شود تا مطالب ارائهشده با شرایط سنی دانشآموزان و نیازهای واقعی خانوادههای آنان تناسب بیشتری داشته باشد.
بر همین اساس، کارگاه عصر امروز بهطور ویژه برای والدین دانشآموزان پایه دهم متوسطه دوم برگزار شد؛ مقطعی که نوجوانان در آن با تغییرات مهم فردی، اجتماعی و تحصیلی روبهرو هستند و شیوه ارتباط خانواده با آنان میتواند نقش مهمی در تصمیمها، رفتارها و نحوه مواجههشان با فضای مجازی داشته باشد.
این رویکرد نشان میدهد که آموزش سواد رسانهای زمانی اثربخشی بیشتری خواهد داشت که از نسخههای یکسان برای همه خانوادهها فاصله بگیرد و متناسب با سن فرزندان، نوع نیازها و دغدغههای والدین طراحی شود.

در ابتدای این برنامه، آقای مرادی، مدیر دبیرستان پسرانه ملا برهان عالی، سخنانی درباره اهمیت برگزاری این کارگاه و ضرورت توجه خانوادهها به مسائل تربیتی و رسانهای دانشآموزان بیان کرد و پس از آن، رامیار غفاری، مدرس کارگاه سواد رسانهای، برای ارائه مباحث آموزشی و گفتوگو با والدین دعوت شد.
از شنیدن مطالب تا ارائه راهکار؛ والدین این بار پرسشگر بودند
یکی از مهمترین تفاوتهای این کارگاه، تأکید بر مشارکت فعال والدین از همان دقایق ابتدایی بود.
رامیار غفاری مدرس کارگاه سواد رسانهای در آغاز سخنان خود از خانوادهها خواست که صرفاً شنونده مطالب نباشند و هر پرسش، نگرانی یا دغدغهای را که درباره فرزندانشان دارند، بدون تعارف مطرح کنند تا در جریان گفتوگو، موضوعات بررسی و راهکارهای متناسب با هر مسئله ارائه شود.

پیام مدرس کارگاه روشن بود؛ هدف از این جلسات صرفاً انتقال اطلاعات و بیان توصیههای عمومی نیست، بلکه قرار است مسئلهای مشترک میان خانوادهها شناسایی و برای مواجهه درست با آن راهکارهایی کاربردی ارائه شود.
این شیوه با استقبال والدین همراه شد و فضای کارگاه از همان ابتدا به سمت پرسش و پاسخ و گفتوگوی دوسویه پیش رفت؛ بهگونهای که مباحث آموزشی در کنار پرسشهای خانوادهها دنبال میشد و موضوعات مطرحشده، مسیر ادامه گفتوگو را نیز شکل میداد.
در چنین الگویی، والدین تنها مخاطب آموزش نیستند، بلکه با طرح تجربهها و پرسشهای خود، در فرایند یادگیری مشارکت میکنند. همین موضوع کمک میکند مسائل واقعی خانوادهها از پشت توصیههای کلی بیرون بیاید و فرصت بیشتری برای بررسی دقیقتر آنها فراهم شود.

سواد رسانهای یعنی چه؟ پرسشی ساده با پاسخی فراتر از شناخت فضای مجازی
نخستین محور آموزشی کارگاه با طرح یک پرسش آغاز شد: «سواد رسانهای یعنی چه؟»
از چند نفر از والدین خواسته شد برداشت خود را از این مفهوم بیان کنند و پس از شنیدن پاسخها، مدرس کارگاه به تشریح مفهوم سواد رسانهای پرداخت.
سواد رسانهای را نمیتوان صرفاً به توانایی استفاده از تلفن همراه، حضور در شبکههای اجتماعی یا شناخت چند نرمافزار محدود کرد. این مفهوم، مجموعهای از مهارتها برای دسترسی آگاهانه به پیامهای رسانهای، درک محتوای آنها، تحلیل و ارزیابی اعتبارشان و تصمیمگیری مسئولانه درباره پذیرش، استفاده یا بازنشر آنهاست.
به بیان سادهتر، فرد برخوردار از سواد رسانهای، هر آنچه را میبیند یا میشنود، بدون بررسی نمیپذیرد؛ درباره منبع پیام، هدف انتشار آن، صحت اطلاعات و تأثیر احتمالیاش بر خود و دیگران پرسش میکند و سپس درباره نحوه مواجهه با آن تصمیم میگیرد.
این مهارت برای والدین اهمیت دوچندانی دارد؛ زیرا آنان علاوه بر مدیریت رفتار رسانهای خود، باید بتوانند به فرزندانشان نیز بیاموزند که در برابر انبوه پیامها، تصاویر، اخبار و ارتباطات مجازی، منفعل نباشند و با نگاه انتقادی و مسئولانه عمل کنند.
از همین رو، بحث درباره تعریف سواد رسانهای، مقدمهای برای ورود به موضوعات کاربردیتر بود؛ موضوعاتی که در جریان پرسشهای والدین و گفتوگوی متقابل، به مسائل روزمره خانوادهها نزدیکتر شد.

وقتی پرسشها، تفاوت دغدغههای خانوادهها را آشکار کرد
از همان ابتدای سخنان مدرس، پرسشهای والدین نیز آغاز شد و در ادامه، مباحث آموزشی با طرح مسائل و گفتوگو درباره آنها پیش رفت.
در این کارگاه، پدران و مادران در کنار یکدیگر حضور داشتند و پرسشهای مطرحشده نشان میداد که خانوادهها با دغدغههای متنوعی درباره تربیت رسانهای فرزندان خود مواجهاند.
بررسی موضوعات مطرحشده در این نشست، از سطح قابل توجه آگاهی و حساسیت برخی والدین نسبت به مسائل تربیتی و رسانهای حکایت داشت؛ در عین حال، تفاوت پرسشها نشان میداد که با تغییر مقطع تحصیلی، نیازهای آموزشی خانوادهها نیز تغییر میکند و نمیتوان برای همه مدارس و پایهها، محتوایی یکسان در نظر گرفت.
بخشی از والدین با دغدغههای واقعی درباره فرزندانشان پرسشهایی را مطرح میکردند و به دنبال شناخت بهتر مسئله و یافتن راهکار بودند. در کنار این پرسشها، سؤالات دیگری نیز با هدف بررسی دقیقتر موضوعات و روشنشدن ابعاد مختلف مباحث مطرح شد که با مدیریت مدرس کارگاه پاسخ داده شد.
این تنوع پرسشها، اهمیت فضای تعاملی کارگاه را بیشتر آشکار کرد؛ زیرا در چنین فضایی، امکان بررسی موضوعات از زوایای مختلف فراهم میشود و خانوادهها میتوانند از تجربهها و پرسشهای یکدیگر نیز بهره ببرند.

محور اصلی کارگاه؛ تغییر نگاه والدین بهجای برخوردهای مقطعی
در جریان این کارگاه، بر این نکته تأکید شد که هدف اصلی برنامههای سواد رسانهای، صرفاً افزایش اطلاعات والدین درباره آسیبهای فضای مجازی نیست؛ بلکه باید به تغییر نگاه آنان نسبت به شیوه تربیت، نظارت و ارتباط با فرزندان منجر شود.
در مواجهه با مسائل رسانهای نوجوانان، برخوردهای شتابزده، محدودیتهای بدون گفتوگو یا واکنشهای مبتنی بر ترس، لزوماً به حل مسئله منجر نمیشود. در مقابل، شناخت شرایط فرزند، گفتوگوی صریح و محترمانه، آموزش مسئولیتپذیری و ایجاد فضای امن برای بیان مشکلات میتواند به والدین کمک کند تا نقش مؤثرتری در پیشگیری از آسیبها داشته باشند.
بر همین اساس، در این نشست، آسیبهای فضای مجازی و راهکارهای مواجهه با آنها تشریح شد و بر ضرورت شناخت نشانههای خطر، واکنش سنجیده در موقعیتهای حساس و انتخاب شیوه مناسب برخورد با فرزندان تأکید شد.
نکته محوری آن بود که والدین باید بتوانند میان نظارت مسئولانه و کنترل افراطی تفاوت قائل شوند؛ از یک سو نسبت به امنیت و سلامت فرزندانشان بیتفاوت نباشند و از سوی دیگر، با رفتارهایی که اعتماد متقابل را تضعیف میکند، مسیر گفتوگو را نبندند.
این نگاه، بهویژه در دوره نوجوانی اهمیت دارد؛ دورهای که فرزندان بیش از گذشته به استقلال فردی نیاز پیدا میکنند، اما همچنان برای تصمیمگیری آگاهانه، تشخیص خطر و عبور از موقعیتهای دشوار به راهنمایی خانواده نیازمندند.
یک دیدار غیرمنتظره؛ وقتی مدرس کارگاه دوباره شاگرد شد
در میان پرسشها و گفتوگوهای این کارگاه، اتفاقی شخصی و تأثیرگذار نیز رخ داد؛ دیداری که برای مدرس کارگاه، حالوهوای متفاوتی به این برنامه بخشید.
در میان والدین حاضر در جلسه، معلم دوران راهنمایی او حضور داشت؛ معلمی که سالها پیش در روزهای مدرسه، بخشی از مسیر یادگیری و شکلگیری شخصیتش را همراهی کرده بود.
شناختن معلم قدیمی، برای لحظاتی فضای ذهنی مدرس کارگاه را از مباحث آموزشی امروز به خاطرات سالهای دانشآموزی برد؛ روزهایی که جایگاه معلم، محبتهای او و تجربههای آن دوران، بخشی از خاطرات ماندگار زندگی هر دانشآموز را میسازد.
رامیار غفاری با مشاهده معلم سابق خود، ضمن کسب اجازه، به احترام او خم شد و برای دستبوسیاش رفت؛ لحظهای سرشار از احساس که در میانه یک برنامه آموزشی، معنایی فراتر از یک دیدار معمولی پیدا کرد.
معلم، اگرچه نشانههای گذر زمان را در سپیدی موهایش با خود داشت، اما محبت و مهربانیاش برای شاگرد سابقش همچنان زنده و آشنا بود. آن دیدار، خاطرات سالهای مدرسه و روزهایی را زنده کرد که معلم با رفتار و کلام خود در زندگی شاگردانش اثر میگذاشت.
مدرس کارگاه با یادآوری آن لحظات گفت که سخنگفتن در حضور معلم سابقش برایش دشوار شده بود؛ زیرا در آن لحظه، با وجود قرارگرفتن در جایگاه مدرس، همچنان خود را شاگردی میدید که در محضر معلمش ایستاده است.
او با احساس شرمندگی از سخنگفتن در جایگاه امروز خود در حضور معلم قدیمیاش، این موقعیت را بهنوعی زیره به کرمان بردن توصیف کرد؛ اما پاسخ معلم، رنگ دیگری به این دیدار بخشید.
معلم سابق با ابراز خوشحالی از دیدن شاگردش در چنین جایگاهی، نشان داد که برای یک معلم، دیدن رشد و پیشرفت دانشآموزانش میتواند از شیرینترین لحظات زندگی حرفهای باشد.
این دیدار، یادآور حقیقتی ساده اما عمیق بود: پشت بسیاری از مسیرهای موفقیت، معلمانی ایستادهاند که شاید سالها از کلاس درسشان گذشته باشد، اما اثر محبت، آموزش و راهنمایی آنان همچنان در زندگی شاگردان باقی مانده است.
شاید زیباترین بخش این خاطره آن بود که در میانه کارگاهی با موضوع آگاهی، تربیت و مسئولیتپذیری، رابطهای دوباره جان گرفت که خود نمونهای از تأثیر ماندگار آموزش بود؛ رابطهای که در آن، جایگاه حرفهای امروز نتوانست احترام و احساس شاگردی دیروز را کمرنگ کند.

استقبال والدین و درخواست برای تداوم کارگاهها
در بخش پایانی برنامه، پرسش و پاسخها ادامه یافت و موضوعات مطرحشده با مدیریت مدرس کارگاه مورد بررسی قرار گرفت. تلاش شد ضمن پاسخگویی به دغدغههای خانوادهها، راهکارهای مواجهه با آسیبهای رسانهای و شیوه برخورد مناسب با فرزندان نیز تبیین شود.
در پایان، تعدادی از والدین با مراجعه به مدرس کارگاه، رضایت خود را از محتوای برنامه و شیوه تعاملی آن اعلام کردند و خواستار برگزاری مستمر چنین جلساتی شدند.
این درخواست، نشان میدهد که برای بخشی از خانوادهها، فرصت گفتوگوی مستقیم درباره مسائل تربیتی و رسانهای، ضرورتی جدی است؛ فرصتی که میتواند به شناخت بهتر مشکلات، افزایش آگاهی و شکلگیری ارتباط مؤثرتر میان خانواده و مدرسه کمک کند.
تداوم این برنامهها، بهویژه با توجه به تفاوت نیازهای دانشآموزان در پایههای مختلف، میتواند زمینه طراحی آموزشهای هدفمندتر را فراهم کند؛ آموزشهایی که بهجای تکرار توصیههای عمومی، بر مسائل واقعی خانوادهها متمرکز باشند و امکان پیگیری و ارزیابی نتایج آنها نیز وجود داشته باشد.
خانواده آگاه، نخستین سنگر پیشگیری از آسیبهای رسانهای
پنجمین کارگاه سواد رسانهای در دبیرستان پسرانه ملا برهان عالی سنندج، بار دیگر نشان داد که آموزش خانوادهها درباره فضای مجازی، زمانی اثربخشتر خواهد بود که از قالب سخنرانی یکطرفه خارج شود و به گفتوگویی واقعی درباره دغدغههای والدین و فرزندان تبدیل شود.
تصمیم مدیریت مدرسه برای برگزاری برنامه بهصورت پایهبهپایه، توجه به تفاوت نیازهای دانشآموزان را برجسته کرد؛ رویکردی که میتواند در طراحی برنامههای بعدی نیز مورد توجه قرار گیرد. هرچه آموزشها به شرایط سنی و مسائل واقعی خانوادهها نزدیکتر باشند، امکان استفاده عملی از آموختهها افزایش مییابد.
از سوی دیگر، استقبال والدین از طرح پرسشها و درخواست برای تداوم کارگاهها، اهمیت استمرار آموزش را یادآور میشود. سواد رسانهای مهارتی نیست که با یک جلسه بهطور کامل شکل بگیرد؛ این مهارت به آموزش مستمر، تمرین، گفتوگو و بازنگری در رفتارهای روزمره نیاز دارد.
بااینحال، مهمترین دستاورد چنین کارگاههایی باید فراتر از افزایش اطلاعات باشد؛ تغییر در رفتار خانوادهها و کیفیت رابطه آنان با فرزندان. اگر والدین پس از این جلسات بتوانند پیش از قضاوت، بیشتر گفتوگو کنند؛ پیش از محدودکردن، مسئله را بشناسند؛ و بهجای واکنشهای شتابزده، راهکارهای آگاهانهتری به کار بگیرند، میتوان امیدوار بود که آموزشها به زندگی واقعی خانوادهها راه یافته است.
در این مسیر، مدرسه، خانواده و نهادهای تخصصی هرکدام مسئولیتی دارند. مدرسه باید زمینه آموزش و گفتوگو را فراهم کند، خانواده باید آموختهها را در ارتباط روزمره با فرزندان به کار گیرد و نهادهای تخصصی نیز باید در موضوعاتی که به امنیت و آسیبهای فضای مجازی مربوط میشود، پشتیبانی و راهنمایی لازم را ارائه دهند.
پنجمین کارگاه سواد رسانهای در سنندج، در کنار مباحث آموزشی و پرسشهای خانوادهها، خاطره دیدار یک شاگرد با معلم قدیمیاش را نیز در خود جای داد؛ دیداری که یادآوری کرد اثر آموزش، گاه سالها پس از پایان کلاس درس ادامه مییابد.
هدف نهایی سواد رسانهای نیز همین است: ساختن نسلی آگاهتر، خانوادههایی توانمندتر و رابطههایی عمیقتر؛ تا فرزندان در مواجهه با پیچیدگیهای جهان رسانهای امروز، بهجای تنهایی و ترس، از آگاهی، اعتماد و همراهی خانواده برخوردار باشند.
انتهای پیام/