به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، علیاکبر عبدالاحدی مقدم، عضو هیأت علمی پژوهشکده حکمرانی اجتماعی و فرهنگی، در یادداشتی به موضوع گفتمان تمدن نوین اسلامی در اندیشه رهبر شهید پرداخت و نوشت: با عنایت و توجه رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای(ره) مفهوم «تمدن نوین اسلامی» به یکی از کلیدیترین کلانروایتهای فکری و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. از منظر ایشان مفهوم تمدن نوین اسلامی صرفاً یک شعار سیاسی یا آرمان انتزاعی نیست بلکه تلاشی برای بازتعریف نسبت اسلام، جامعه، قدرت، فرهنگ و پیشرفت در جهان معاصر به شمار میآید. از دیدگاه رهبر شهید «تمدن اسلامی» نه به عنوان یک خاطره تاریخی مربوط به گذشته مسلمانان بلکه به مثابه یک جریان زنده، پویا و آیندهساز مطرح میشود. جریانی که از تجربه تاریخی امت اسلامی الهام میگیرد و در پی ساختن الگویی جدید برای زیست انسانی در دوران جدید است.
در واقع تحلیل گفتمان «تمدن اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی» در بیانات رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که این دو مفهوم در اندیشه ایشان، دو مرحله منفصل از یکدیگر نیستند بلکه پیوستاری تاریخی و تکاملی را شکل میدهند. تمدن تاریخی اسلام، سرمایه و پشتوانه تمدن نوین است و تمدن نوین اسلامی بازتولید خلاقانه همان اصول در شرایط جدید جهانی محسوب میشود. به تعبیر دیگر، تمدن نوین اسلامی تلاش میکند میان «ریشه» و «روزآمدی» تعادل و هماهنگی ایجاد کند و در تلاش است تا در حالی که به اصول اساسی تفکر اسلامی وفادار است، هم مقتضیات جهان جدید را نیز درک کند.
ایمان؛ ستون اصلی تمدن
نخستین و مهمترین محور در این گفتمان نقش ایمان و معنویت است. برخلاف تمدن مدرن غربی که عمدتاً بر عقل ابزاری، مصرفگرایی و مادیگرایی بنا شده، تمدن اسلامی بر توحید، معنویت، اخلاق و تقوا تاکید دارد و این 4 موضوع بنیان اصلی جامعهسازی در تمدن اسلامی محسوب میشوند. در این نگاه پیشرفت صرفاً به معنای توسعه تکنولوژی یا رفاه اقتصادی نیست بلکه تعالی انسان و رشد اخلاقی جامعه نیز بخشی از مفهوم پیشرفت است. همین مسأله سبب میشود که تمدن نوین اسلامی، نوعی «نقد تمدنی» نسبت به غرب نیز در دل خود داشته باشد. نقدی که نمیخواهد دستاوردهای علمی و فناورانه غرب را انکار کند اما معتقد است تمدنی که فاقد معنویت، عدالت و اخلاق باشد در نهایت دچار بحران انسانی خواهد شد. بحران خانواده، تنهایی انسان مدرن، فروپاشی هویت، خشونت ساختاری و استعمار فرهنگی از جمله نشانههای این بحران تلقی میشوند.
علم و فناوری؛ ابزار اقتدار تمدنی
در اندیشه رهبر شهید و گفتمان تمدن نوین اسلامی، علم جایگاهی کاملاً راهبردی دارد. تمدن بدون تولید دانش و فناوری شکل نمیگیرد. به همین دلیل تأکید بر دانشگاه، پژوهش، نوآوری، علوم انسانی و فناوریهای نوین، بخش مهمی از پروژه تمدنی محسوب میشود. اما تفاوت مهم در گفتمان تمدنی رهبر شهید این است که علم در تمدن اسلامی باید در خدمت تعالی انسان قرار گیرد، نه برای سلطه بر انسان.
تمدن نوین اسلامی، علم را با هویت بومی و استقلال پیوند میزند. وابستگی علمی و فناورانه، نوعی وابستگی تمدنی تلقی میشود و جامعه اسلامی برای ساختن آینده خود ناگزیر از تولید قدرت علمی مستقل است. به همین دلیل، مسأله نخبگان، دانشگاهها و تربیت نسل جوان در چارچوب اندیشه رهبر شهید اهمیتی مضاعف پیدا میکند.
مردم؛ بازیگران اصلی تمدن
یکی از مهمترین ویژگیهای این گفتمان، مردممحور بودن آن است. تمدن با دستور و بخشنامه ساخته نمیشود. هیچ جامعهای بدون حضور مردم، مشارکت عمومی و سرمایه اجتماعی قادر به ایجاد تمدن پایدار نیست. بنابراین در چارچوب فکری رهبر شهید، مردم صرفاً مخاطب حکومت نیستند، بلکه بازیگران اصلی فرآیند تمدنسازیاند. نقش جوانان، نخبگان، گروههای اجتماعی، روحانیت و نیروهای فرهنگی در این مسیر برجسته است. به ویژه نسل جوان به عنوان موتور تحول تمدنی معرفی میشود؛ نسلی که باید هم دارای ایمان و هویت باشد و هم توان علمی و مهارتی لازم برای ساخت آینده را پیدا کند. به همین دلیل، آموزش، تربیت، رسانه و فرهنگ عمومی در پروژه تمدن نوین اسلامی رهبر شهید جایگاه اساسی دارند.
سبک زندگی؛ میدان واقعی تمدن
به جرأت میتوان گفت مهمترین بخش تمدن نوین اسلامی، مسأله «سبک زندگی» است. باید توجه داشت که تمدن فقط در سطح قدرت سیاسی یا فناوری معنا پیدا نمیکند بلکه در شیوه زیست مردم متجلی میشود. خانواده، نوع مصرف، روابط اجتماعی، اخلاق عمومی، تربیت فرزند، الگوی تفریح، رسانه، پوشش، معماری و حتی نحوه استفاده از فضای مجازی همگی بخشی از میدان تمدنی هستند.
اگر جامعهای در حوزه سبک زندگی دچار تقلید کامل از الگوهای غربی شود حتی با وجود پیشرفت علمی نیز نمیتواند صاحب تمدن مستقل باشد. از اینرو گفتمان تمدن نوین اسلامی تلاش میکند میان پیشرفت مادی و هویت فرهنگی توازن برقرار کند؛ نه بازگشت منفعلانه به گذشته را میپذیرد و نه تسلیم کامل در برابر الگوی غربی را.
تمدن نوین اسلامی؛ پروژهای بلندمدت
از دیدگاه رهبر شهید تمدنسازی فرآیندی کوتاهمدت و شعاری نیست. این پروژه نیازمند صبر تاریخی، برنامهریزی مستمر و حرکت تدریجی است. از منظر ایشان هدفگذاری تمدن نوین اسلامی صرفاً بر ایران تمرکز ندارد بلکه افق آن امت اسلامی و حتی ارائه الگویی جدید برای جهان معاصر است.
در نگاه ایشان تمدن اسلامی میتواند الگویی ارائه دهد که در آن عدالت، معنویت، استقلال، رفاه، امنیت و پیشرفت علمی در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند؛ الگویی که نه گرفتار مادیگرایی غرب باشد و نه دچار انفعال و عقبماندگی.
امروز مفهوم تمدن نوین اسلامی بیش از هر زمان دیگری به یک مسأله واقعی تبدیل شده است. تحولات جهانی، بحرانهای اخلاقی و هویتی غرب، جنگ روایتها، رقابتهای ژئوپلیتیکی و تغییرات سریع فناوری همگی نشان میدهند که جهان در حال ورود به دورهای جدید است. در چنین شرایطی، مسأله اصلی فقط «بقا» نیست؛ بلکه «ساختن آینده» است. در حقیقت گفتمان تمدن نوین اسلامی که از سوی رهبر شهید مطرح شد، تلاشی است برای پاسخ به این پرسش بنیادین: چگونه میتوان جامعهای ساخت که هم پیشرفته باشد و هم معنوی، هم قدرتمند باشد و هم اخلاقی، هم مستقل باشد و هم الهامبخش؟
پاسخ به این پرسش، صرفاً در سطح نظری باقی نمیماند؛ بلکه نیازمند بازسازی فرهنگ، آموزش، علم، رسانه، اقتصاد و سبک زندگی است. به همین دلیل، تمدن نوین اسلامی را باید مهمترین پروژه فکری و اجتماعی جهان اسلام در دوران معاصر دانست که توسط رهبر شهید مطرح شد و برخی از متخصات آن نیز توسط ایشان تبیین شده است. البته باید توجه کرد آینده این پروژه وابسته به میزان مشارکت مردم، توان نخبگان و قدرت جامعه در تبدیل آرمانها به واقعیت است.
انتهای پیام/