به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،مدرنیته،به عنوان مجموعهای از تحولات عمیق فکری، اجتماعی وتکنولوژیکی،تأثیرات گستردهای بر ساختارها و سیاستهای جوامع مختلف داشته است.ایران نیز به عنوان بخشی از جهان در حال گذار، از این پدیده مستثنی نبوده و مواجهه با آن، رویکردهای متفاوتی را در سیاستهای حکمرانی و اقتصادی رقم زده است. این تغییرات دیالکتیکی را می توان در شکل گیری دولت، ملت مدرن، مفهوم حقوق شهروندی، ایدئولوژیک شدن سیاست، بروکراسی مدرن، صنعتی شدن و توسعه، اقتصاد بازار و سرمایه داری و... تعریف کرد که در ایران بخشهایی از جامعه و نخبگان، تلاش کردهاند تا مفاهیم و ابزارهای مدرنیته را برای توسعه و پیشرفت کشور به کار گیرند، در حالی که بخشهای دیگر، نسبت به پیامدهای احتمالی آن (مانند سکولاریسم، فردگرایی افراطی و...) بدبین بودهاند یا تلاش کردهاند تا آن را با سنتها و ارزشهای بومی تلفیق کنند.
موضوع مقاومت امامین انقلاب در برابر نفوذ تفکر مدرنیته در ایران، یکی از ابعاد کلیدی تحلیل اندیشه و سیره سیاسی-اجتماعی در خصوص ایستادگی آنها در برابر برخی جنبههای مدرنیته می باشد که ریشه در جهانبینی و برداشت خاص آنها از اسلام و جامعه اسلامی دارد. اندیشه ی اسلامی حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با مدرنیته را می توان به: اصالت دین و جامعه بجای فردگرایی، نقد سکولاریسم و مخالفت با تجدد ظاهری و غرب زدگی و مهمتر از همه استقلال در مقابل با وابستگی تشریح و ارائه کرد. همین اندیشه را امام شهید، حضرت امام خامنه ای(ره) نیز ادامه داده و ابعاد آن را توسعه بخشیدهاند. ایشان با درک عمیقتری از ظرافتهای نفوذ مدرنیته، بر مقاومت فعال با ریشه های فکری و انحرافی مدرنیته تأکید داشتند. معظم له به مفاهیمی از جمله: تهاجم فرهنگی و نفوذ، هویت اسلامی ایرانی، نقد لیبرالیسم و اومانیسم، رویکرد انقلاب نرم جریان مدرنیته و... پرداختند.
در مطالعه تفکر و اندیشه ی امامین انقلاب اسلامی به استقلال ایران و در ادامه اقتصاد مقاومتی توجه ویژه گردیده که بجای مدلهای صرفاً سرمایهدارانه و نئولیبرال مدرن، بر توانمندی داخلی، خودکفایی و عدم وابستگی به بازارهای جهانی و الگوهای غربی استوار است. آنچه می توان از اندیشه های ناب امامین انقلاب در خصوص نوع مواجهه یا نفوذ جریان مدرنیته برداشت کرد و در حکمرانی ایرانی اسلامی بکار برد، بشرح زیر می باشد. بنظر تحقق کامل و بازتعریف برخی از این محورها در پساجنگ می تواند ایرانی پیشرفته در حوزه های مختلف با الگوی حکمرانی اسلامی را در سایه رهبری معظم انقلاب با دلسوزی و دغدغه مندی نخبگان جامعه بهمراه داشته باشد:
الف) بازخوانی و بازتفسیر اسلام در پرتو نیازهای روز:
1. اجتهاد پویا و روشمند با درک دقیق از متون دینی و پرهیز از جمود فکری و تقلید صرف
2. تفکیک دین از برداشت های بشری (تعارض برداشتهای سنتی یا متحجرانه از دین با واقعیتهای مدرن)
ب) مواجهه عقلانی با مدرنیته:
مدرنیته صرفاً یک پدیده منفی نیست. دستاوردهای آن در حوزه علم، تکنولوژی، حقوق بشر (در معنای عام)، و نظامهای اجتماعی میتواند مورد استفاده قرار گیرد. اما باید بتوان مؤلفههای آسیبزای آن (مانند نسبیگرایی مطلق، فردگرایی افراطی، مادیگرایی، سکولاریسم تحمیلی) را شناخت و در برابر آنها مقاومت کرد. خود مدرنیته نیز دچار بحرانها و انتقاداتی است. شناخت این انتقادات (مثلاً بحران هویت، فروپاشی معنا، مشکلات زیستمحیطی ناشی از تکنولوژی بیحد و حصر و...) میتواند به ما در مواجهه هوشمندانهتر با آن کمک کند.
ج) تقویت هویت اسلامی و بومی:
1. ترویج معارف عمیق دینی از سنین کودکی و در سطوح مختلف زندگی
2. تاکید بر عقلانیت اسلامی مبتنی بر مبانی وحیانی و اخلاقی
3. تقویت هویت اسلامی ایرانی با ترکیبی از ارزشهای عمیق دینی و میراث غنی فرهنگی ایرانی
د) اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی:
1. اجرای احکام اسلامی متناسب با زمان در نظام قانون گذاری و قضایی
2. تولید علم دینی و بومی در حوزههای مختلف (فلسفه، جامعهشناسی، اقتصاد، علوم انسانی) بر مبنای پارادایمهای اسلامی و متناسب با نیازهای جامعه، میتواند به کاهش وابستگی به علوم وارداتی مدرن کمک کند.
3. مقاومت در برابر نفوذ و تهاجم فرهنگی و هوشیاری در برابر تلاشهای سازمانیافته برای ترویج تفکرات غربی و مدرن متضاد با ارزشهای اسلامی
در نتیجه ما باید بدنبال "اسلام ناب در عصر مدرنیته" و انتشار آن به دیگر نظام های سیاسی جهان برای ایجاد حکمرانی اسلامی جهانی در زمان ظهور منجی عالم بشریت(عج) می باشیم. اسلام ناب در عصر مدرنیته یعنی توانایی حفظ اصالتها، پاسخگویی به نیازها، و ارائه الگویی الهی و انسانی در جهان امروز، بدون تسلیم شدن به آنچه در تضاد با جوهر دین است. این امر نیازمند تلاش علمی، فرهنگی، و اجتماعی مستمر و آگاهانه تمام نخبگان جامعه با اندیشه ورزی ژرف می باشد. به اذن الله
یادداشت از امیر فریدنیا کنشگر سیاسی اجتماعی
انتهای پیام/282