به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، میدان شهدای ذهاب رشت که سالها شاهد رفت و آمد مردم و مسافران و هیاهوی شهر بوده در لحظه تحویل سال 1405 رنگ دیگری به خود گرفته بود.
هنوز دقایق زیادی تا اذان مغرب و آخرین افطار ماه رمضان سال 1404 باقی مانده بود، اما موج جمعیت از هر سو آرام آرام به سمت میدان شهدای ذهاب سرازیر میشد، خانوادهها، پیر و جوان، زن و مرد با بستههای افطاری و دلهایی لبریز از شوق و اندوه قدم به این میدان حماسه میگذاشتند.
حالشان دست خودشان نبود؛ انگار نیرویی پاهایشان را به اینجا کشانده بود. هرکس چیزی در دست داشت؛ ظرفی ساده از غذا، نان گرم، بستهبندی شامی و فلاسکهای چای در کنار سفرههای هفتسین کوچک که مزین به تصویرِ رهبر شهید و رهبر جدید بودند؛ جمعیت مومن با قلبهایی که در طول یک سال گذشته بارها شکسته و داغهای بزرگی را تاب آورده پا به این میدان گذاشتند.

سال 1404 برای این مردم سالی پر از اتفاقات تلخ و آزمون بود؛ سالی که گویی اندوه و مصیبتها دست در دست هم داده بودند تا کمرمان را بشکنند، سالی که همه داغها یکجا بر دلهایمان نشست اما نهایتاً از صبر و استقامت و ایمان این مردم، جهانیان شگفتزده شدند، داغها دلها را به هم نزدیکتر کرد، دستها را در هم گره زد و از دل اندوه، حماسههایی مردمی از جنس همدلی و ایستادگی خلق شد.
حالا اینجا در میدان شهدای ذهاب، چیزی به لحظه سال تحویل نمانده است که سفرههای ساده و پربرکت افطاری همدلی یکی پس از دیگری در میدان پهن میشد و خانوادهها کنار هم نشستهاند؛ نگاهها به ساعت دوخته شده بود و دلها به آسمان. هر دقیقه که میگذشت، سکوتِ میدان عمیقتر میشد؛ سکوتی که در دل خود هزاران دعا و نجوا را پنهان کرده بود.


چه رمضانی بود امسال..رمضانی آمیخته با اشک و امید، با صبر و ایستادگی و چه عید فطری که از راه میرسید؛ گویی بهار 1405 تصمیم گرفته بود نخستین قدمهایش را در کنار عید فطر و نوای «اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ» مسلمانان بردارد.
دقیقهها آرام آرام به زمان تحویل سال نزدیک میشد، نگاهم هنوز به جمعیتی بود که در میدان شهدای ذهاب حال و هوای متفاوتی داشتند.


دستهای دعا بالا رفته بود، در آن لحظات، همه با خدا حرف میزدند، از نگاهها میشد فهمید درد و دلهایشان را. ما در سالی که گذشت همه داغها را با هم دیدیم، قلبهایمان از شهادت امامِ امت شکست اما ارادهمان نشکست، قامت راست کردهایم و به خونخواهی ایستادهایم؛ امروز ندای قلبهایمان همان ندای حضرت زینب(س) است که پس از مصیبتهای بسیار فرمود "ما رأیتُ إلا جمیلاً" جز زیبایی چیزی ندیدم.

مردمی که از شنیدن پیام امام شهید محروم شده بودند با دلی آکنده از دلتنگی، گوش جان به پیام علمدار سوم انقلاب اسلامی سپردند، اشک در چشمانشان حلقه زده بود، اما در دلشان عزم و استقامتی تازه شکل گرفته بود. مردمی که نشان دادند حتی در اوج بحران میتوان ایستاد، میتوان امیدوار ماند و میتوان آینده را با ایمان ساخت و قطعاً پس از هر شبِ دشوار، سپیدهای روشن در راه است.
انتهای پیام/