به گزارش خبرگزاری تسنیم از بجنورد، در جغرافیای شهری بجنورد، دوشنبه یا پنجشنبهبازارها همچنان ضربآهنگ زندگی بخشی از شهروندان را تعیین میکنند؛ فضاهایی که از نخستین ساعات صبح، خیابانهای شمالی شهر را به کانون رفتوآمد، گفتوگو و دادوستد تبدیل میکنند. در مقابل، پاساژهای مدرن در مرکز شهر و بلوارهای تازهساز، به پاتوق ثابت نسل جوان بدل شدهاند؛ فضاهایی که بیش از خرید، تجربهای متفاوت از حضور در شهر را بازنمایی میکنند.
این همزیستی، در ظاهر طبیعی به نظر میرسد، اما در لایههای عمیقتر، نشانه یک تقابل فرهنگی است؛ تقابلی میان سنتی که بر روابط انسانی و حافظه جمعی استوار است و مدرنیتهای که مصرف، نمایش و سرعت را محور قرار داده است.
پنجشنبهبازار بجنورد؛ حافظه تاریخی شهر در جریان زندگی روزمره
دوشنبهبازار بجنورد تنها یک بازار هفتگی نیست، بلکه بازماندهای زنده از ساختارهای سنتی تبادل در شمال شرق ایران است. این بازار ریشه در زمانی دارد که بجنورد، بهدلیل موقعیت ارتباطی خود، محل تلاقی روستاییان، عشایر و شهرنشینان برای مبادله کالا و خبر بود؛ کارکردی که هنوز هم، با وجود تغییرات شهری، حفظ شده است.
در این بازار، کالاها روی بساطهای ساده عرضه میشوند و خرید، فرآیندی اجتماعی است. چانهزنی میان خریدار و فروشنده نهتنها امری اقتصادی، بلکه شکلی از تعامل انسانی است که به شناخت متقابل و ایجاد اعتماد منجر میشود. همین روابط رودررو، پنجشنبهبازار را به فضایی متفاوت از فروشگاههای مدرن تبدیل کرده است.
حضور اقوام مختلف از ترکمنها با لباسهای محلی گرفته تا کردهای کرمانج و فارسزبانان، این بازار را به ویترینی از تنوع فرهنگی خراسان شمالی بدل کرده است. جامعهشناسان این نوع ارتباطات را مصداق «سرمایه اجتماعی» میدانند؛ سرمایهای که در فضاهای رسمی و مدرن بهسختی بازتولید میشود.
دوشنبهبازار همچنین نقش یک رسانه محلی غیررسمی را ایفا میکند. تبادل اخبار روستاها، قیمت محصولات کشاورزی، وضعیت دامداری و حتی مسائل خانوادگی، در لابهلای همین دادوستدها صورت میگیرد؛ نقشی که فراتر از کارکرد اقتصادی بازار است.
پاساژگردی در بجنورد؛ مصرف به مثابه نمایش اجتماعی
در سوی دیگر این تقابل، پاساژهای مدرن بجنورد قرار دارند که طی دو دهه اخیر رشد قابلتوجهی داشتهاند. مجتمعهای تجاری چندطبقه در خیابان طالقانی، میدان شهید و دیگر نقاط مرکزی شهر، الگوی تازهای از مصرف را به شهر تحمیل کردهاند؛ الگویی که مبتنی بر ویترین، برند و جذابیت بصری است.
در این فضاها، خرید الزاماً به معنای تأمین نیاز نیست. بسیاری از جوانان ساعتها در پاساژها پرسه میزنند، بدون آنکه خرید مشخصی انجام دهند. پاساژ به مکانی برای دیدهشدن، تعامل غیرمستقیم و تجربه نوعی هویت مدرن تبدیل شده است؛ هویتی که اغلب ریشه در تصاویر شبکههای اجتماعی و الگوهای جهانی دارد.
معماری بسته، نورپردازی مصنوعی، موسیقی زمینهای و تهویه دائمی، فضایی ایجاد کرده که مصرفکننده را از زمان و مکان واقعی جدا میکند. این همان چیزی است که منتقدان آن را «حباب مصرف» مینامند؛ فضایی کنترلشده که تجربه انسانی را به حداقل میرساند.
در چنین فضایی، روابط انسانی جای خود را به مناسبات سرد و کوتاهمدت میدهد. فروشنده و خریدار کمتر یکدیگر را میشناسند و تعامل، به حداقل ممکن تقلیل مییابد؛ تفاوتی بنیادین با منطق پنجشنبهبازار.
نسل معلق؛ زیست میان بازار سنتی و پاساژ مدرن
آنچه امروز در بجنورد دیده میشود، ظهور نسلی است که میان این دو الگوی مصرف و زیست شهری معلق مانده است. نوجوانان و جوانانی که صبح پنجشنبه همراه خانواده به بازار سنتی میروند و عصر همان روز، وقت خود را در کافهها و پاساژهای مدرن میگذرانند.
این دوگانگی رفتاری، بهتدریج به دوگانگی هویتی تبدیل میشود. از یکسو، پیوندهای خانوادگی و سنتی هنوز پررنگ است و از سوی دیگر، جذابیتهای مصرف مدرن و سبک زندگی جهانیشده، نقش پررنگی در شکلدهی سلیقهها ایفا میکند.
کارشناسان معتقدند مدیریت شهری نمیتواند یکی از این دو فضا را نادیده بگیرد. حذف پنجشنبهبازار به معنای تضعیف هویت بومی است و بیتوجهی به نیازهای نسل جدید نیز شکاف اجتماعی را عمیقتر میکند.
راهحل، به باور بسیاری از صاحبنظران، در ایجاد فضاهای ترکیبی نهفته است؛ فضاهایی که بتوانند روح تعامل اجتماعی بازارهای سنتی را با امکانات و جذابیتهای مدرن پیوند بزنند. تا آن زمان، بجنورد همچنان شهری خواهد بود که دو روایت متفاوت از «خوب زیستن» را همزمان در خود جای داده است.
انتهای پیام/311/.