خبرگزاری تسنیم ـ داود فاضل فلاورجانی*؛ سالهاست در کشور ما موضوع شبکه ملی اطلاعات و اینترنت ملی مطرح میشود و هر زمان که فتنهای شکل میگیرد دشمن به شکل علنی در بستر فضای مجازی بیدر و پیکر ما سازماندهی و هدایت میکند تا جایی که مسئولین امنیتی به دلیل وابستگی مطلق شبکههای آشوب داخلی به اینترنت مجبور به قطع اتصال ما با شبکه آشوب خارج از کشور شده، اینترنت را ملی میکنند؛ بهگونهای که دسترسی تنها از طریق شبکههای داخلی مقدور باشد.
در روزهای اخیر نیز بسیاری از کسب و کارهایی مجازی که بر بستر خارجی فعالیت میکردند از مدار خارج شدند و فعالان بینالملل در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با مشکلات جدی عدم امکان ارتباط با خارج از کشور برخورد کردند؛ گذشته از اینکه بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و اساتید نیز با محدودیت مواجه شدند و منتظرند تا محدودیتها رفع شود و روز از نو، روزی از نو.
این داستان تازه نیست و تقریبا در همه ناآرامیهای اخیر از فتنه بنزینی سال 98 گرفته تا وقایع سال 1401 و بهخصوص جنگ 12 روزه دسترسی به اینترنت محدود شد و به قول بعضی اینترنت ملی شد! بسیاری از کسب و کارها آسیب دیدند. فضا به شکلی پیش رفته که هر موقع سخن از اینترنت ملی میشود، بسیاری از مردم یاد قطع ارتباط و بستن و مشکل و گرفتاری میافتند و از کره شمالی سخن میگویند!
سوگمندانه باید گفت بیعملی برخی مسئولان و عدم توجه به هشدارهای رهبری از سالها پیش، باعث شد چیزی که میتوانست به مؤلفه قدرت ما در عرصه جهانی تبدیل شود به نقطه ضعف و پاشنه آشیل ما تبدیل شود و عرصهای که از آن طریق می توانستیم به دشمن هجوم بریم تبدیل به چشم اسفندیار ما شده و دشمن دائما از آنجا به ما حمله میکند و تلفات میگیرد. اقتصاد ما را به هم میریزند. فرهنگ ما را نابود میکنند. سرداران ما را از ما میگیرند و وقتی کار به جای باریک میکشد مجبور میشوند ببندند و دوباره آغاز یک دور باطلِ قطع و وصل.
اما واقعیتِ اینترنت ملی چیست؟ آیا ملی شدن به معنی قطع ارتباط ما با جهان است؟ آیا استقلال به این معناست که بین خود و جهان دیوار بکشیم؟ واقعیت این است که از منظر کلان و راهبردی، ملی شدن در هر عرصهای دارای دو مؤلفه و مرحله اساسی است. مرحله اول، رفع وابستگی و ایجاد بستر داخلی لازم برای تامین نیازهای مردم است. تا این اتفاق نیفتد اساسا ملی شدن معنا ندارد زیرا کسی که نیاز دارد و نمیتواند آن را در عرصه داخل تهیه کند هرطور شده هرچند با دور زدن قانون راهش را پیدا میکند و نیازش را رفع میکند. اما مرحله دوم که به نوعی مهمتر از اول است؛ مرحله قوی شدن در آن عرصه تا جایی است که نه تنها به جهان نیازمند نباشیم بلکه جهان به ما نیاز پیدا کند. به عنوان مثال ما زمانی در عرصه نظامی وابسته بودیم اما چنان قوی شدیم که آمریکاییها مجبور شدند از پهپاد ما نمونهبرداری کنند.
متأسفانه در عرصه فضای مجازی حتی مؤلفه اول کاملاً محقق نشده و از این رو سخن از ملی شدن چندان معنا ندارد. یعنی اصلا اینترنت ما ملی نیست و مردم ما در بستر دشمنساخته تنفس میکنند. نشانهاش هم اینکه اگر ارتباط ما موقتا قطع شد، فریاد بسیاری از مردم به آسمان میرود. علاوه بر اینکه نمیتوانیم بر آن نظارت کنیم و دشمن آن را به بستر ترور ذهنی جوانان ما و ایجاد ناآرامی اقتصادی و جاسوسی تبدیل کرده است.
مرحله دیگر ملی شدن، قوی شدن تا حدی است که همانگونه که در فضای حقیقی اعمال حاکمیت میکنیم و کسی جرات تعرض به ما ندارد، در فضای مجازی نیز بتوانیم دشمن را تهدید کنیم و این فراتر از موضوع اینترنت و مربوط به همه دانشهاست. امروز کشوری مثل چین با شبکه ملی اطلاعات قدرتمند خود در عین حال اتصال با جهان به دشمن اجازه نفوذ نمیدهد و به شدت از اطلاعات راهبردی خود حفاظت میکند.
عمده مشکل مسئولین ناشی از عدم شناخت درست ماهیت فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو و مانند آن است که متأسفانه ما را به این وضعیت وابسته کرده است. در چنین شرایطی چارهای نیست جز اینکه کسب و کار و نیازهای جامعه را بر بستر ملی بنا کرد. ما در این فضا برای حفظ فرهنگ، دین، انقلاب و اقتصاد راهی جز قوی شدن نداریم والا باز هم دشمن از این نقطه به ما ضربه خواهد زد.
* عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی(ره)
انتهای پیام/