باب المندب؛ اهرم انصارالله برای تثبیت قدرت در معادلات منطقه‌ای

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، تحولات اخیر در دریای سرخ نشان می‌دهد که انصارالله در حال تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی یمن به اهرمی برای تثبیت قدرت سیاسی و تحمیل واقعیت جدید به بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. آنچه امروز در باب المندب جریان دارد، صرفا استفاده نظامی از یک موقعیت جغرافیایی یا ایجاد محدودیت برای کشتی‌های متعلق به کشورهای متخاصم نیست؛ بلکه بخشی از تلاش انصارالله برای تبدیل ظرفیت‌های میدانی خود به نفوذی پایدار در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه است. در واقع، این جنبش می‌کوشد جایگاه خود را از سطح یک بازیگر اصلی در تحولات داخلی یمن فراتر برده و به نیرویی تبدیل کند که تصمیمات و ملاحظات آن در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های تجارت جهانی قابل چشم پوشی نباشد.

گزارش اخیر وال استریت ژورنال درباره ارتباط گیری شرکت‌های کشتیرانی با انصارالله برای عبور از باب المندب، نشانه‌ای از این روند است. بر اساس این گزارش، مرکز هماهنگی عملیات بشردوستانه (HOCC) که از سوی انصارالله ایجاد شده، به کانال ارتباطی میان این جنبش و شرکت‌های کشتیرانی بین المللی تبدیل شده است. کشتی‌های متقاضی عبور می‌توانند درخواست‌های خود را به این مرکز ارسال کنند و پس از بررسی اطلاعات مربوط به شناور و اطمینان از عدم ارتباط آن با آمریکا، اسرائیل، انگلیس و عربستان، مجوز عبور دریافت کنند. گزارش وال استریت ژورنال همچنین از مواردی خبر می‌دهد که شرکت‌های کشتیرانی پیش از ورود کشتی‌های خود به منطقه، برای اطمینان از وضعیت عبور با این مرکز مکاتبه کرده‌اند.

اهمیت این تحول در شکل‌گیری یک سازوکار ارتباطی و عملیاتی است که از طریق آن، مواضع انصارالله مستقیما در محاسبات شرکت‌های فعال در صنعت کشتیرانی وارد می‌شود. این شرکت‌ها برای کاهش ریسک عبور از منطقه، اطلاعات کشتی‌های خود را ارائه می‌کنند و درباره شرایط تردد از نهادی وابسته به انصارالله استعلام می‌گیرند. به این ترتیب، تصمیمات این جنبش دیگر صرفا در میدان نبرد یا در چارچوب تحولات سیاسی یمن اثرگذار نیست، بلکه به بخشی از محاسبات عملیاتی فعالان اقتصادی و تجاری بین‌المللی تبدیل شده است.

این سازوکار در شرایطی شکل گرفته که انصارالله طی ماه‌های گذشته با پیشروی در مناطق ساحلی مشرف به باب‌المندب، موقعیت میدانی خود را در این منطقه تقویت کرده است. پیوند میان این موقعیت و ایجاد کانال ارتباطی با شرکت‌های کشتیرانی، به این جنبش امکان می‌دهد از ظرفیت جغرافیایی یمن فراتر از یک ابزار نظامی بهره برداری کند. باب‌المندب به دلیل قرار گرفتن در مسیر ارتباط دریایی میان آسیا، اروپا و آفریقا و نقش آن در انتقال انرژی و تجارت جهانی، از اهمیتی برخوردار است که هرگونه تحول در وضعیت آن می‌تواند بر محاسبات قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اثر بگذارد.

در کنار این تحول، گزارش وزارت حمل و نقل دولت صنعا درباره میزان تردد کشتی‌های تجاری از باب‌المندب در ماه اکتبر نیز قابل توجه است. این وزارتخانه اعلام کرده که طی ماه گذشته میلادی، 1083 کشتی تجاری از این آبراه عبور کرده‌اند. بر اساس آمار منتشر شده، 550 کشتی به سمت شمال و 533 کشتی به سمت جنوب حرکت کرده‌اند. همچنین در سه بازه زمانی ده روزه این ماه، به ترتیب 370، 373 و 340 عبور ثبت شده است. وزارت حمل و نقل صنعا با استناد به این آمار، از تداوم تردد دریایی و نبود توقف در عبور کشتی‌های تجاری خبر داده و امنیت عبور شناورهای بین المللی را به استثنای کشتی‌های متعلق به عربستان مورد تاکید قرار داده است.

انتشار منظم این آمار را باید در چارچوب تلاش دولت صنعا برای نمایش ظرفیت‌های مدیریتی و اجرایی خود در باب‌المندب ارزیابی کرد. اعلام تعداد کشتی‌های عبوری و تفکیک مسیر حرکت آنها، صرفا اطلاع رسانی درباره وضعیت تردد نیست؛ بلکه نشان می دهد که انصارالله می‌خواهد توانایی رصد و اثرگذاری بر تحولات این گذرگاه را نیز به عنوان بخشی از ظرفیت حکمرانی خود به نمایش بگذارد. در این میان، تداوم عبور کشتی‌های تجاری نیز با سیاست اعلام شده انصارالله منافاتی ندارد. هدف، توقف عمومی تردد دریایی نیست، بلکه ایجاد تمایز میان کشتی‌های متعلق به طرف‌های هدف و سایر شناورها و اعمال محدودیت‌های هدفمند علیه طرف‌های متخاصم است. بنابراین، عبور بیش از هزار کشتی در یک ماه را نمی‌توان به معنای بی اثر بودن سیاست دریایی انصارالله دانست؛ همان طور که این آمار به تنهایی میزان اثرگذاری محدودیت‌ها بر تجارت و انتقال انرژی را مشخص نمی‌کند.

از منظر سیاسی، این تحولات در امتداد تلاش چندساله انصارالله برای تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت اصلی در یمن قرار دارد. ائتلاف سعودی و حامیان غربی آن طی سال‌های گذشته کوشیده‌اند با فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی، موقعیت دولت مستقر در صنعا را تضعیف کنند و مانع از تثبیت نظم سیاسی جدید در یمن شوند. با این حال، انصارالله نه تنها توانسته است موقعیت خود را حفظ کند، بلکه اکنون از ظرفیت‌های جغرافیایی و راهبردی کشور برای افزایش وزن خود در معادلات فراتر از مرزهای یمن بهره می‌گیرد. مکاتبه شرکت‌های بین المللی با HOCC در این چارچوب اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که حتی بازیگران اقتصادی نیز در تصمیم گیری‌های خود ناچارند واقعیت حضور و نقش انصارالله در این منطقه را لحاظ کنند.

اهمیت این روند زمانی بیشتر آشکار می‌شود که آن را در کنار جایگاه ایران در تنگه هرمز قرار دهیم. ایران با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی تعیین کننده در خلیج فارس، از ظرفیت تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین مولفه‌های قدرت و بازدارندگی خود در برابر فشارهای خارجی بهره می‌گیرد. اکنون در سوی دیگر شبه جزیره عربستان، انصارالله نیز در حال استفاده از موقعیت راهبردی یمن در باب‌المندب برای ارتقای جایگاه سیاسی و منطقه‌ای خود است. قرار گرفتن این دو آبراه در یک معادله سیاسی و امنیتی، ظرفیت‌های مکملی برای اثرگذاری بر مسیرهای اصلی انتقال انرژی و تجارت جهانی ایجاد می‌کند و محاسبات قدرت‌های فرامنطقه‌ای و کشورهای وابسته به نظم امنیتی پیشین را با چالش مواجه می‌سازد.

از این منظر، تحولات باب المندب را نمی‌توان صرفا در چارچوب منازعه انصارالله با عربستان یا رویارویی این جنبش با آمریکا و اسرائیل تحلیل کرد. مسئله اصلی، شکل‌گیری واقعیتی جدید در توزیع قدرت منطقه‌ای است؛ واقعیتی که در آن بازیگران مقاومت با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های میدانی خود، به دنبال افزایش قدرت چانه زنی و بازتعریف جایگاهشان در معادلات منطقه‌ای هستند. در چنین شرایطی، تلاش انصارالله برای تثبیت موقعیت خود در باب المندب، بخشی از روند گسترده‌تر تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا محسوب می‌شود.

باب المندب برای انصارالله صرفا یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه اهرمی برای تثبیت موقعیت سیاسی خود در یمن و ارتقای آن به سطح یک بازیگر اثرگذار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است. گزارش وال استریت ژورنال درباره مکاتبات شرکت‌های کشتیرانی با HOCC و آمار وزارت حمل و نقل صنعا درباره عبور بیش از هزار کشتی تجاری در ماه اکتبر، دو نشانه از ابعاد این روند هستند.

 

همزمانی این تحولات با نقش تعیین کننده ایران در تنگه هرمز، از آغاز مرحله‌ای جدید در معادلات قدرت خاورمیانه حکایت دارد؛ مرحله‌ای که در آن، گذرگاه‌های راهبردی دریایی بیش از گذشته به ابزار تثبیت قدرت و تغییر موازنه‌های منطقه‌ای تبدیل شده‌اند.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/