هشدار محافظه کاران به اردوغان؛ ملی گرایی ترکی در مقابل وحدت اسلامیست

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در ترکیه، بیش از هر زمان دیگری درباره ملی گرایی ترکی و نقش ترک‌ها در منطقه و جهان صحبت می‌شود. دلیل این امر را باید در تلاش‌های رجب طیب اردوغان و شریک سیاسی او دولت باغچلی، برای برجسته‌سازی اهمیت «سازمان دولت‌های ترک» جستجو کرد.

این تشکیلات که قبلاً صرفاً به عنوان یک نهاد فرهنگی و حاشیه‌ای کشورهای ترک زبان شناخته می‌شد، حالا در رسانه‌های نزدیک به حزب حاکم ترکیه، به عنوان نهاد بین‌المللی مهمی تبلیغ می‌شود که اساساً مدعای آن با واقعیت عینی این کشورها فاصله بسیاری دارد.

این گسست زمانی برجسته‌تر شد که دیدیم الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان به دنبال یک تنش و اختلاف سیاسی، دعوت اردوغان برای حضور در نشست سران کشورهای ترک در آنکارای پایتخت را به راحتی رد کرد.

با این حال، اردوغان امروز برای دیدار با علی اف به سوی قره باغ به راه افتاد و نشان داد که حفظ رابطه با علی اف را نه تنها به خاطر روابط دوجانبه بلکه به خاطر سرپا نگه داشتن خیمه سازمان دولت‌های ترک، مهم می‌داند.

ولی نکته جالب اینجاست که بسیاری از محافظه کاران ترکیه، دید مثبتی نسبت به این اقدامات اردوغان ندارند. یکی از این افراد، آیدین اونال، تحلیلگر مشهور روزنامه ینی شفق است.

او و بسیاری از تحلیلگران ترکیه‌ای نزدیک به خط اخوانی و سلفی، معتقدند که بهادادن به ملی گرایی ترکی خطرناک است و توصیه می‌کنند که بهتر است اردوغان و آکپارتی، به جای آن که شب و روز درباره وحدت کشورهای ترک زبان جنجال به راه بیاندازند، مانند سابق، به مفهوم بالاتری به نام وحدت اسلامی اهمیت دهند. 


‌‌‌‌آیدین اونال یک نویسنده و تحلیلگر عادی نیست. او مشاور اردوغان در دوران ارشد نخست‌وزیری، مشاور ارشد رئیس‌جمهور، نویسنده متن سخنرانی‌های اردوغان، دو دوره نماینده پارلمان بوده و حالا هم عضو یکی از مهمترین نهادهای علمی و تحقیقاتی ترکیه به نام TÜBİTAK است.

توصیه‌های او درباره خطرات جایگزینی وحدت ترکی به جای وحدت اسلامی را با هم مرور می‌کنیم:

وحدت ترک یا وحدت اسلامی؟

وقتی امپراتوری عثمانی در آستانه فروپاشی بود، بحث‌هایی درباره یک استراتژی دفاعی یا یک راه خروج، آغاز شد و چنین سوالی برجسته شد: «عثمانی‌گرایی، وحدت ترک یا وحدت اسلامی؟»

در روزگار اکنون، می‌توان گفت که چیز زیادی از «عثمانی‌گرایی» باقی نمانده است، اما بحث‌ها درباره وحدت ترک و وحدت اسلامی حتی 150 سال بعد نیز داغ است.

از سال 1850 به بعد، روسیه شروع به اشغال سرزمین‌های ترکیه در ترکستان و قفقاز کرد. تحت تأثیر روشنفکرانی که از این مناطق به امپراتوری عثمانی پناه می‌بردند و در بحبوحه بدبینی و ناامیدی ناشی از شکست بالکان، «رمانتیسیسم ترکی» در میان روشنفکران استانبول آغاز شد.

علی سووی، سلیمان حسن پاشا، احمد وفیق پاشا، احمد میتهات، اسماعیل گاسپیرالی، یوسف آقچورا، ضیا گوکالپ، عمر سیف‌الدین، آقااوغلو احمد و بسیاری دیگر استدلال می‌کردند که نجات امپراتوری عثمانی، تنها و تنها در وحدت ترک‌ها نهفته است.

شعار «از دریای آدریاتیک تا دیوار بزرگ چین» در این دوره پدیدار شد. ضیا گوکالپ در این سال‌ها چنین سرودی را بر سر زبان‌ها انداخت: «وطن برای ترک‌ها نه ترکیه است و نه ترکستان / وطن کشوری بزرگ و جاودانه است: توران».

هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 فروپاشید، کشورهای ترک یکی پس از دیگری در صحنه تاریخ ظاهر شدند. بزرگترین مانع برای «اتحادیه ترک» برداشته شده بود؛ رویای بزرگ اکنون می‌توانست به واقعیت تبدیل شود. اما آنطور که انتظار می‌رفت اتفاق نیفتاد.

مردم ترک و مسلمان ترکستان و قفقاز تا حد زیادی ارزش‌های خود را در طول یک قرن و نیم ظلم و ستم روسیه و شوروی از دست داده بودند.

علاوه بر این، سایه روسیه به طور کامل از این مناطق ناپدید نشده بود. حالا بیش از 30 سال گذشته است: اتحاد، اتحادیه، وحدت در جهان ترک هنوز بسیار دور از دسترس است. ساز و کارهای ایجاد شده به نتایج مطلوب نمی‌رسند.

اساساً، مسئله فقط اشغال روسیه نیست. پیش از اشغال روسیه، برای هزاران سال، جهان ترک همواره در حال درگیری، نزاع و جنگ با یکدیگر بوده است. تاریخ آسیای میانه، تاریخ جنگ ترک‌ها با یکدیگر است.

هون‌ها، گوک‌ترک‌ها، قارلوق‌ها، قراخانی‌ها، غزنوی‌ها، اوغوزها، خوارزمشاهیان و شیروانشاهان یکدیگر را قتل عام می‌کردند. در غرب، دولت‌های سلجوقی و عثمانی مجبور شدند به جای جنگ با صلیبیون، از سرزمین‌های خود در برابر ترک‌ها دفاع کنند، حمله تیمور و دوره آشفتگی پس از آن را تجربه کردند و در جنگ با غزنویان، آق‌قویونلوها، قرا قویونلوها، صفویان، مملوکان، نادرشاه، قاجارها و بسیاری دیگر، رودخانه‌هایی از خون بر زمین ریختند.

گفته می‌شود: «یک ترک دوستی جز یک ترک دیگر ندارد»؛ با این حال، در عمل، در صحنه تاریخ، واقعیت این است که «یک ترک دشمنی جز یک ترک دیگر ندارد.»

وقتی نتوانستند کسی را برای جنگیدن پیدا کنند، کشورهای ترک بین خود تفرقه انداختند، با یکدیگر جنگیدند و با شورش‌های داخلی دست و پنجه نرم کردند. این روزها بار دیگر با عدم امکان «اتحاد ترک» مواجه هستیم.

در سال‌های پایانی امپراتوری عثمانی، «وحدت اسلامی» مانند «وحدت ترک» به عنوان یک مکانیسم دفاعی ظهور کرد. با این حال، وحدت اسلامی یک «سیب سرخ» (یک هدف نمادین) ریشه‌دارتر، امکان‌پذیرتر، عملی‌تر و بسیار بنیادی‌تر از وحدت ترک است.

بالاتر از همه، خود اسلام آرمان «برادری» است. به عنوان مثال، امروزه، اتحادها و ارزش‌های مشترکی که ترکیه با پاکستان اردو، سوریه عرب، بوسنیایی‌ها در بوسنی و هرزگووین، چرکس‌ها، آفریقای مسلمان و از همه مهم‌تر، کردها ایجاد کرده، بسیار بیشتر از اتحادها و ارزش‌های مشترکی است که با برادران ترک خود به اشتراک می‌گذارد. 

بگذارید این را هم اضافه کنیم: دشمنان ترک‌ها و مسلمانان، هرگز از ملی‌گرایی قومی نترسیده‌اند، حتی آن را تشویق هم کرده‌اند. بسیاری از جمله ارنست رنان، این ادعا را پخش کرده‌اند که اسلام مانع پیشرفت است و اهمیتِ ترک بودن را برای مقابله با عرب و فارس برجسته کرده‌اند.

امروزه، این ملی‌گرایی یا سنتز ترکی-اسلامی نیست، بلکه «ترکیسم» یا «نژادپرستی ترکی» است که چیزی بیش از تلاشی برای حذف ترک مسلمان و بنابراین ترک از صحنه تاریخ نیست. راه نجات برای مسلمانان، و در واقع برای تمام بشریت، وحدت اسلامی است. هر چیز دیگری، همانطور که این روزها به وضوح می‌بینیم، یک رویای واهی است. 


چرا هشدار اونال مهم است؟

همچنان که اشاره شد، آیدین اونال از چهره‌های مهم در اتاق فکرهای نزدیک به حزب عدالت و توسعه است و انتشار این تحلیل در روزنامه ینی شفق به عنوان یک جریده مهم نزدیک به آکپارتی و نزدیک به گفتمان اخوانی و سلفی، نشان می‌دهد که بخشی از محافظه کاران ترکیه، با اندیشه‌های جدید ملی گرایی راست افراطی مورد تایید اردوغان – باغچلی، مخالف هستند.

این یادداشت را می‌توان نوعی هشدار ایدئولوژیک از درون اردوگاه محافظه‌کار و اسلام‌گرای نزدیک به اردوغان درباره غلبه تدریجی گفتمان پان‌ترکیستی بر هویت سیاسی و راهبرد منطقه‌ای ترکیه دانست.

آیدین اونال ضمن تداعی اختلافات و جنگ‌های تاریخی ترک – ترک، به این اشاره کرده که اتحاد اسلامی، در مقایسه با اتحاد ترک‌ها، ریشه‌دارتر، واقع‌بینانه‌تر و عملی‌تر است. از نظر او، اشتراکات دینی و ظرفیت همبستگی میان این جوامع، در بسیاری موارد از پیوندهای قومی و زبانی با دیگر ملت‌های ترک بیشتر است.

در همین حال، یوسف کاپلان از دیگر چهره‌های شناخته‌شده جریان فکری اسلام‌گرای ترکیه نیز در روزنامه ینی شفق، اتحاد اسلامی را افق راهبردی ترکیه معرفی می‌کند.

استدلال او این است که ترکیه نباید آینده خود را به وابستگی به آمریکا، اروپا، روسیه یا چین گره بزند. باید قدرت اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و تمدنی خود را افزایش دهد تا بتواند در شکل‌دهی به یک نظم اسلامی نقش ایفا کند.

او همچنین از تجربه عبدالحمید دوم و پروژه دی 8 مرحوم نجم‌الدین اربکان به‌عنوان بخشی از سنت فکری اتحاد اسلامی یاد می‌کند.

در پایان باید گفت: نویسندگان و اندیشمندانی مانند آیدین اونال، یوسف کاپلان، خیرالدین کارامان، یاسین آکتای و رسول توسون، برخلاف صاحب نظرانی که ترکیه را به عنوان قلب تپنده جغرافیای موسوم به «جهان ترک» معرفی کرده و خواهان تقویت مفاهیم مشترک نژادی و تباری کشورهای ترک زبان هستند، سراغ گستره‌های دیگری از مفهوم وحدت رفته‌اند.

آنان نقطه مقابل «ترکیه مرکزِ جهانِ ترک» هستند و از ایده «ترکیه به‌مثابه مرکز جهان اسلام» دفاع می‌کنند. صد البته نقطه انحرافی در دیدگاه این دسته از اندیشمندان نیز، این است که معتقد به نوعی از هژمون برای ترکیه هستند که به جای الزامات وحدت‌آور هویت تمدنی اسلامی، دغدغه‌های دیگری مانند ترس از قدرت ایران و عربستان دارد و لذا تأکید بر امت اسلامی و همبستگی دینی را در توسعه روابط با کشورهای عربی، پاکستان و آفریقا و همچنین احیای ظرفیت‌های تاریخی و تمدنی عثمانی، جستجو می‌کند. 
انتهای پیام/