ارث شوم آمریکا برای عراق|2- سیاست فرقه‌ای و مقدمات بحران تروریسم

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، با وجود اعلام رسمی پایان حضور نظامی آمریکا در عراق بعد از نزدیک به 3 دهه تجاوز و اشغالگری در خاک این کشور، اما عراقی‌ها نمی‌توانند آثار ویرانگر و فاجعه بار حضور آمریکایی‌ها در کشورشان را فراموش کنند؛ به ویژه اینکه ابعاد و پیامدهای آن همچنان در همه سطوح زندگی آنها پیداست.

23 سال قبل، ایالات متحده با بهانه‌های واهی مربوط به سلاح‌های کشتار جمعی به عراق حمله کرد و همزمان با به راه انداختن یک جنگ نسل کشی وحشیانه، وعده‌های فراوانی به عراقی‌ها برای توجیه این تجاوز داد.

اهداف اعلام شده دولت جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، برای حمله به عراق، گذشته از توجیهات خود جنگ، ایجاد آزادی، امنیت، دموکراسی و رفاه برای عراق و مردم آن بود؛ اما واقعیت کاملاً متفاوت از وعده‌هایی بود که دولت آمریکا می‌داد و مردم عراق را ناامید کرد.

واقعیت آن است که با وجود سرنگونی رژیم دیکتاتوری صدام، آمریکا نه تنها به هیچ یک از وعده‌های اعلام شده خود در عراق عمل نکرد، بلکه حمله به این کشور مجموعه‌ای کاملاً جدید از مشکلات اساسی، به ویژه در مورد سیستم حکومتی، به وجود آورد.

حمله آمریکا به عراق علاوه بر تحمیل ساختارها و نهادهای ناکارآمد سیاسی و چند فرقه‌ای، ناامنی انسانی را تشدید کرد و چشم‌اندازهای توسعه پایدار اجتماعی-اقتصادی بلندمدت را از بین برد.

به عبارت دیگر، حمله ایالات متحده به عراق کاستی‌های ساختاری و موانع سیستماتیکی ایجاد کرد که توانایی مردم عراق برای گذار به دموکراسی را تضعیف کرد.

برجسته‌ترین توجیهی که ایالات متحده برای حمله به عراق ارائه داد، ترویج دموکراسی و صلح در خاورمیانه بود، اما این "دموکراسی" ادعایی به‌قیمت بیش از یک‌میلیون کشته و زخمی همراه شد و کشوری را به وجود آورد که در هرج‌ومرج فرقه‌ای و سیاسی فرو رفته بود.

این ما را به تاریخ قدرت‌های استعماری بازمی‌گرداند، که همیشه از شعارهایی مانند گسترش تمدن، دستیابی به توسعه، آموزش اصول لیبرالیسم به "مردم غیرسفیدپوست" و نجات آنها از چنگال عقب‌ماندگی استفاده کرده‌اند؛ در حالی که اهداف واقعی آنها غارت منابع، تحکیم هژمونی و تجزیه بیشتر مناطق از قبل تجزیه‌شده بود تا "خاورمیانه جدید" را که اسرائیل رؤیای آن را در سر می‌پروراند، تأسیس کنند.

در همین راستا قصد داریم روند دولت سازی در عراق بعد از آغاز تجاوز و اشغالگری آمریکا را بررسی کنیم.

انتخابات سال 2010 عراق

دومین انتخابات عراق در مارس 2010 برگزار شد و در این انتخابات بیش از 62 درصد مردم مشارکت داشتند و از میان 6529 نامزد، نمایندگان خود را انتخاب کردند.

تعداد کرسی‌های پارلمان در این دوره از انتخابات به 325 کرسی افزایش پیدا کرد. در این دوره شخصیت‌ها و احزاب اهل سنت با تجربیات و درس‌هایی که از انتخابات قبلی به دست آورده بودند تا حد زیادی بر تفرقه و اختلافات میان خود غلبه کرده و توانستند کرسی‌های بیشتری را به دست بگیرند.

در این انتخابات ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی که بیشتر از اعراب سکولار شیعه و سنی تشکیل می‌شد با 91 کرسی در جایگاه نخست قرار گرفت. ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی با 89 کرسی در جایگاه دوم قرار گرفت.

ائتلاف ملی عراق که از جریان‌های مهم شیعیان عراق همچون مجلس اعلای اسلامی عراق و جریان صدر تشکیل می‌شد با 70 کرسی در جایگاه سوم قرار گرفت.

در این دوره از انتخابات کردها موقعیت چندانی کسب نکردند و حزب دموکرات و اتحادیه میهنی در مجموع با کسب 43 کرسی رتبه چهارم را از آن خود کردند.

حزب گوران یا تغییر که از تجدیدنظرطلبان کرد وابسته به اتحادیه میهنی تشکیل می‌شد با 8 کرسی، جبهه توافق ائتلاف اصلی اعراب سنی عراق با 6 کرسی، فهرست وحدت عراق به رهبری جواد بولانی، وزیر کشور وقت عراق با 4 کرسی، اتحاد اسلامی کردی با 4 کرسی و جامعه اسلامی کردی با 2 کرسی در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

نتیجه این انتخابات هم آن بود که جلال طالبانی و نوری المالکی مجدداً به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر انتخاب شدند و اسامه النجیفی هم رئیس پارلمان شد.

انتخابات 2014

سومین دوره از انتخابات پارلمانی عراق در 30 آوریل 2014 برگزار شد و در این انتخابات هم مانند انتخابات‌های قبلی، سه طیف شیعیان و اهل‌سنت و کُردها با ائتلاف‌های گوناگون با هم رقابت کردند.

تعداد کرسی‌ها در این دوره از انتخابات 328 مورد بود و به طور کلی 277 حزب و جریان شمار زیادی از شخصیت‌های مستقل هم برای کسب این کرسی‌ها در رقابت با یکدیگر بودند.

ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی نخست‌وزیر وقت ، ائتلاف شهروند به رهبری سید عمار حکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی، جریان صدر شامل ائتلاف آزادگان و گردهم‌آیی مشارکت ملی و جریان نخبگان سه جریان اصلی و با نفوذ شیعه بودند که در این انتخابات شرکت کردند.

سه جریان جداشده از ائتلاف العراقیه نیز جریان‌های اصلی اهل‌سنت را تشکیل می‌دادند: متحدان به رهبری اسامه نجیفی، عراقی عربی به رهبری صالح مطلک، ائتلاف ملی و هماهنگ عراق به رهبری ایاد علاوی.

از میان طیف کُرد نیز پنج جریان اصلی حضور داشتند: حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی رئیس منطقهٔ کردستان عراق، اتحادیه میهنی به رهبری جلال طالبانی، حزب گوران به رهبری نوشیروان مصطفی، اتحاد اسلامی به رهبری محمد فرج، جماعت اسلامی به رهبری علی باپیر.

نتایج این انتخابات تا حدی غیرمنتظره بود. لیست مقتدی صدر تحت عنوان «سائرون» بیشترین آرا و کرسی ‌های پارلمان را به خود اختصاص داد. پس از آن به ترتیب ائتلاف «الفتح» به رهبری هادی العامری و ائتلاف «النصر» به ریاست حیدر العبادی نخست وزیر این کشور، بیشترین آراء را کسب کردند.

ائتلاف‌های دولت قانون و جریان حکمت ملی عراق در جایگاه های بعدی قرار گرفته و رتبه‌ای بهتر از ششم و هفتم عاید ائتلاف الوطنیة ایاد علاوی و ائتلاف القرار العراقی اسامه النجیفی نشد.

میزان مشارکت عراقی ها در این انتخابات هم نسبت به انتخابات سال‌های پیش کاهش چشم گیری داشت. در این انتخابات تنها 44,52 درصد از واجدان شرایط به پای صندوق‌های رای رفتند، در حالی که میزان مشارکت در انتخابات گذشته کمتر از 60 درصد نبود.

اولین انتخابات بعد از خروج اشغالگران آمریکایی

اما انتخابات سال 2014 عراق از دو نظر با انتخابات قبلی متفاوت بود. یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز این دوره از انتخابات با انتخابات‌های قبلی این بود که بعد از خروج اشغالگران آمریکایی که در سال 2011 خاک عراق را ترک کرده بودند برگزار شد.

در هر دو دوره پیشین (2005 و 2010) آمریکایی‌ها حضوری پررنگ و فعال در برگزاری انتخابات‌ها داشتند، اما آنها از سال 2011 با به سر آمدن موعد توافقنامه امنیتی دو جانبه، مجبور به خروج از عراق شدند و لذا این نخستین آزمون دولت عراق در برگزاری انتخابات پارلمانی بعد از خروج اشغالگران آمریکایی بود.

نکته دوم هم مربوط به فضای امنیتی عراق در سال 2014 است؛ جایی که این کشور انتخابات خود را در فضایی برگزار می‌کرد که تحت تاثیر بحران تروریسم در سوریه قرار داشت و گروه تروریستی- تکفیری داعش تحرکات خود را برای حمله به عراق آغاز کرده بود.

البته در اینجا نباید از مداخلات مخرب خارجی به سرکردگی آمریکا و مشارکت برخی کشورهای عربی در امور داخلی عراق که ناشی از هرج و مرج و چند دستگی در این کشور بعد از اشغالگری آمریکایی‌ها بود، غافل شویم.

فشار کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی برای به قدرت رساندن احزاب مورد نظر خود در عراق، با ایجاد تحریکات فرقه‌ای به ویژه اختلاف میان مولفه شیعه و اهل سنت همراه بود که علاوه بر ایجاد شکاف سیاسی در ورود تکفیری‌های داعش به خاک عراق نیز نقش داشت.

بنابراین در مجموع عراق از سال 2003 تا 2014 گرچه با روندی ظاهراً دموکراتیک مواجه بود، اما نتایج کاملاً مثبتی از این دموکراسی‌ حاصل نشد و دولت عراق در شاخص‌های بین‌المللی به دولتی ورشکسته تبدیل شد که بستر مناسب را برای فعالیت‌های تروریستی فراهم کرد.

در سایه این شرایط ، گروه تروریستی- تکفیری داعش، فضای آسانی برای ورود به عراق پیدا کرد. همزمان با آن برخی حکومت‌های منطقه از جمله عربستان سعودی، قطر و ترکیه با حمایت‌های مالی و لجستیک از داعش، تلاش می‌کردند حاکمیتی وابسته به خود در عراق روی کار بیاورند و به همین منظور به اختلافات و تنش‌های فرقه‌ای که تبدیل به یک ویژگی ثابت در این کشور شده بود، دامن می‌زدند.

نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحریک فضای داخلی عراق برای ورود داعش نیز مسئله پوشیده‌ای نیست و سرویس‌های جاسوسی سیا و موساد، برنامه سازمان یافته‌ای به این منظور طراحی کرده بودند.

تعدادی از جریان‌های سیاسی به ویژه جریان‌های اهل سنت نیز تحت تاثیر تحریکات فرقه‌ای از خارج و ناامیدی از تغییر در فضای داخلی، به سمت جریان‌های افراطی به ویژه در سایه تاثیر پذیری از بحران تروریسم در سوریه کشیده شدند و به تدریج زمینه ورود داعش به عراق فراهم شد.

البته در فصل‌های بعدی به چگونگی ظهور داعش در عراق و حمایت محور آمریکا از این گروه تروریستی- تکفیری خطرناک خواهیم پرداخت، اما به طور کلی انتخابات سال 2014 از نظر پراکندگی احزاب و جریان‌ها و ناامنی داخلی، شبیه به انتخابات سال 2005 بود؛ ضمن اینکه ناامیدی عراقی‌ها از دموکراسی واقعی در این کشور، شوق و رغبت آنها را برای شرکت در انتخابات بسیار کاهش داده بود و تنها 44 درصد در آن شرکت کردند.

در نهایت در نتیجه این انتخابات، حیدر عبادی به عنوان نخست وزیر و فواد معصوم فواد به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند.

ادامه دارد...