الگوی ملی خشک‌کاری برنج در چرام کلید خورد+فیلم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از چرام، برنج در فرهنگ کهگیلویه و بویراحمد، تنها یک محصول کشاورزی نیست؛ نماد فراوانی، آب و سفره‌ای است که نسل‌ها با آن خاطره دارند و اما تغییر اقلیم، کاهش بارندگی و افت سطح آب‌های زیرزمینی، این سنت دیرینه را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است؛ تهدیدی که اگر پاسخ مناسب به آن داده نشود، می‌تواند اساس معیشت بسیاری از خانوارهای روستایی استان را متزلزل کند. در چنین شرایطی، چرام با تجربه‌ای چندساله، مسیری را آزموده است که می‌تواند الگویی برای سایر مناطق کشور باشد.

از سال 1398، طرحی آزمایشی برای کشت خشک‌کاری برنج در چرام آغاز شد؛ طرحی که در نگاه نخست، تقریباً ناممکن به نظر می‌رسید. برنج، برخلاف گندم و جو، همواره با غرقاب و آب فراوان شناخته شده و کنار گذاشتن این باور، جسارتی فنی و مدیریتی می‌طلبید و نخستین سال‌های اجرای طرح، با چالش‌های ناشی از بارش‌های ناگهانی و نبود تجربه کافی همراه بود؛ بارش‌هایی که برنامه‌های آبیاری را بر هم می‌زد و نتیجه کار را غیرقابل پیش‌بینی می‌کرد.

با گذشت زمان و اصلاح روش‌ها، این طرح به مرحله ثبات رسیده است و آنچه در سال‌های نخست، تجربه‌ای پرریسک و نامطمئن بود، امروز به الگویی قابل تکرار تبدیل شده است. این ثبات، حاصل ترکیب دانش فنی، مشاوره کارشناسان و تجربه میدانی کشاورزان است؛ ترکیبی که نشان می‌دهد فناوری جدید می‌تواند در خدمت کشاورزی سنتی قرار گیرد، نه در تقابل با آن.

در روش خشک‌کاری، بذر برنج به جای غرقاب شدن در آب، با استفاده از ادوات ساده‌ای مستقیماً در دل خاک کاشته می‌شود. این تغییر به ظاهر کوچک، پیامدهای بزرگی دارد؛ زیرا مرحله حساس و پرمصرفِ خزانه‌گیری را از چرخه تولید حذف می‌کند و زمان‌بندی کشت را ساده‌تر و قابل مدیریت‌تر می‌سازد.

نکته قابل توجه در این تجربه، استفاده از ردیف‌کار گندم برای کشت برنج است. این دستگاه که کشاورزان منطقه با آن آشنایی کامل دارند، جایگزین مراحل سنتی و پرزحمت خزانه و نشاکاری شده است. به این ترتیب، نه نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در تجهیزات جدید است و نه کشاورز ناچار به یادگیری مهارتی کاملاً بیگانه می‌شود؛ همان ابزار آشنا، با کارکردی تازه.

اینجا زمین، نفس راحتی می‌کشد. دیگر خبری از رنج طاقت‌فرسای خزانه و نشاکاری نیست؛ کارهایی که در روش سنتی، روزها و هفته‌ها وقت و نیروی انسانی می‌گرفت و اغلب بر دوش زنان و مردان روستایی سنگینی می‌کرد. حذف این مراحل، علاوه بر صرفه‌جویی در هزینه، بخشی از فشار جسمی و زمانی بهره‌برداران را نیز کاهش داده است.

اما تغییر اصلی، در رگ‌های این مزرعه جریان دارد؛ آبیاری قطره‌ای جایگزین غرق‌آبی شده است. در روش سنتی، زمین تا ارتفاع قابل توجهی زیر آب می‌رفت و بخش بزرگی از این آب، پیش از رسیدن به ریشه، تبخیر یا به عمق خاک نفوذ می‌کرد. در روش جدید، آب به صورت هدفمند و مستقیم به پای بوته می‌رسد و هر قطره، کارکرد واقعی خود را پیدا می‌کند.

نتیجه این تغییر، کاهش چشمگیر 50 تا 60 درصدی مصرف آب در هر هکتار است. رقمی خیره‌کننده در اقلیمی که هر قطره‌اش حکم طلا را دارد. این صرفه‌جویی، تنها یک عدد در جدول آماری نیست؛ به معنای امکان ادامه کشت در سال‌های کم‌آب، گسترش سطح زیر کشت با همان منابع آبی و کاهش فشار بر سفره‌های زیرزمینی است.

معجزه صرفه‌جویی، همان پنجاه تا شصت درصد کاهش مصرف آب است؛ یعنی زندگی دوباره برای سفره‌های تهی زیرزمینی. در مناطقی که سال‌ها برداشت بی‌رویه، سطح آب زیرزمینی را به شدت پایین آورده و بسیاری از چاه‌ها را کم‌آب یا خشک کرده است، چنین کاهشی می‌تواند فرصتی برای بازسازی تدریجی این ذخایر حیاتی فراهم کند.

حاصل این پیوند علم و تجربه، برداشت پربرکت شش تن و 700 کیلوگرم برنج در هر هکتار است؛ رقمی که فریاد می‌زند با مهار علف‌های هرز، می‌توان حتی بر روی خشکسالی هم لبخند نشاند. این عملکرد، نشان می‌دهد کاهش مصرف آب لزوماً به معنای کاهش تولید نیست و می‌توان بهره‌وری را همزمان با صرفه‌جویی در منابع بالا برد.

یکی از حساس‌ترین نقاط این روش، مدیریت علف‌های هرز است. در کشت غرقابی، لایه آب تا حدی رشد علف‌های هرز را کنترل می‌کند؛ اما در خشک‌کاری، این سپر طبیعی وجود ندارد. تجربه چرام نشان می‌دهد که با برنامه‌ریزی دقیق، استفاده به‌موقع از علف‌کش‌های مناسب و بازدیدهای منظم کارشناسی، می‌توان این چالش را مهار کرد و از افت عملکرد جلوگیری کرد.

موفقیت این طرح، حاصل همکاری سه‌جانبه‌ای است که کمتر در پروژه‌های کشاورزی به این شکل کنار هم قرار می‌گیرند: کارشناسان و پژوهشگران، مدیران اجرایی و کشاورزان صاحب تجربه. هیچ‌یک از این سه ضلع به تنهایی نمی‌توانست این مسیر را به نتیجه برساند؛ آنچه رخ داد، ترجمه دانش فنی به زبان مزرعه و بازخورد تجربه میدانی به برنامه‌های پژوهشی بود.

تجربه چرام نشان داد که با اصلاح روش‌های کشت، می‌توان بین نیاز به آب و امنیت غذایی تعادل برقرار کرد. در شرایطی که کشور با محدودیت جدی منابع آبی روبه‌روست، هر هکتار برنجی که با نصف آب تولید شود، سهمی در حفظ خودکفایی و کاهش وابستگی به واردات دارد. این تعادل، دقیقاً همان نقطه‌ای است که سیاست‌گذاری کشاورزی باید بر آن متمرکز شود.

مسیر خشک‌کاری، با کمترین آسیب به محیط زیست، آینده کشاورزی استان را تغییر می‌دهد. حذف غرقاب، کاهش مصرف آب، کاهش رواناب و جلوگیری از شست‌وشوی خاک، همه مزایایی هستند که فراتر از اقتصاد مزرعه، به نفع محیط زیست و نسل‌های آینده است. این روش، کشاورزی را از یک فعالیت فشارآور بر منابع طبیعی، به فعالیتی سازگار با اقلیم تبدیل می‌کند.

به گزارش تسنیم، آنچه در چرام آغاز شد، امروز به مرحله‌ای رسیده که می‌تواند به سایر مناطق مستعد استان و حتی فراتر از آن تعمیم یابد. تحقق این چشم‌انداز، نیازمند آموزش مستمر کشاورزان، پشتیبانی فنی و اعتباری، تأمین ادوات مناسب و تقویت نظام ترویج کشاورزی است. اگر این مسیر با برنامه‌ریزی ادامه یابد، چرام می‌تواند نه فقط به عنوان یک تجربه محلی، بلکه به عنوان یک الگوی ملی در سازگاری کشاورزی با تغییر اقلیم شناخته شود.

گزارش از امیررضا برنگ پور

انتهای پیام/