سرنوشت این روزهای ترامپ و نتانیاهو؛ ماشهای که از 7 اکتبر چکانده شد
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 16 آبان 1405 - 18:51
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، ائتلاف جهانی راستهای افراطی به ترتیب سه شکست پیاپی طی چند هفته اخیر متحمل شده است؛ شکست فلاویو بولسونارو در انتخابات ریاست جمهوری برزیل و فرار از کشور، شکست نتانیاهو با از حد نصاب افتادن کرسی هایش در پارلمان و در نهایت، ناکامی بزرگ ترامپ در انتخابات میان دوره ای آمریکا که باعث از دست رفتن کنترل جمهوری خواهان بر مجلس نمایندگان و سنا شد تا نبض کنگره در اختیار دموکرات ها قرار گیرد و چند فرمانداری ایالت ها نیز از دست بروند.
آنچه در آمریکا رقم خورد، ناشی از شکست در جنگ با ایران بود و این قضیه مورد اجماع قرار دارد و علاوه بر مخالفان، جمهوری خواهان و شخص ترامپ و ونس، معاونش به صراحت بر آن صحه گذاشته اند.
با این وجود تحولات رخ داده، بدون در نظر گرفتن آنچه 7 اکتبر آفریند، قابل تفسیر کامل نیستند؛ برآمدن زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک تا حد زیادی مرهون مخالفت افکار عمومی با جنایت های نتانیاهو در غزه و حمایت مقامات آمریکایی از آن بود. همچنین پیروزی مخالفان جنایت های رژیم در رقابت های داخلی حزب دموکرات و در سپس راهیابی شان به کنگره، تاثیرات 7 اکتبر را نشان می دهند.
ماجرا از کجا شروع شد؟
عملیات 7 اکتبر در 2023 که جنگ طوفان الاقصی با آن کلید خورد، نقطه عطفی در تضعیف جنبههای مختلف زندگی و قدرت رژیم صهیونیستی، ساکنان و شخص بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر آن بود.
نتانیاهو 11 ماه قبل از این عملیات با رقم زدن نتیجه ای خیره کننده که به شکست انتخاباتی و شکستن ائتلاف اپوزسیون منجر شد، برای مادام العمر شدن حکومت و پادشاهی بر قبیله راستگرایان دارای اکثریت در جامعه رژیم آماده می شد که مردانی از غزه وی را از بهشت، به جهنم کشاندند.
در این یادداشت سعی شده تصویری واضح از روند طی شده، نمایش داده شود:
پنج انتخابات زودهنگام پی در پی و طوفان بیثباتی
رژیم صهیونیستی از اواخر سال 2018 دچار بیثباتی سیاسی شد که بر اثر آن ائتلاف دولتی فروپاشید و با انحلال پارلمان به سمت انتخابات زودهنگام رفت. این انتخاباتها برای 5 نوبت تکرار شدند.
1. آوریل 2019: بینتیجه ماند و به سمت انتخابات بعدی رفت.
2. سپتامبر 2019: بینتیجه ماند و به سمت انتخابات بعدی رفت.
3. مارس 2020: دولت وحدت ملی با نخستوزیری چرخشی میان نتانیاهو و گانتز که رهبری اپوزسیون را برعهده داشت، تشکیل شد اما این دولت ناهمگون بعد از 13 ماه فروپاشید.
4. مارس 2021: اپوزسیون موفق به برکناری نتانیاهو و تشکیل دولت شدند اما این دولت چند ویژگی نامطلوب داشت:
- ائتلاف میان احزاب چپ، میانه و راست بسیار ناهمگون بود.
- نخستوزیری چرخشی تداعی بیثباتی و سهمخواهی میکرد.
- بنت بهعنوان اولین نخستوزیر چرخشی، کرسی کمتری از لاپید به عنوان بزرگترین رهبر اپوزسیون داشت.
- دولت به شکل دولت اقلیت تشکیل شد زیرا اپوزسیون قادر به عبور از حد نصاب 61 کرسی لازم در پارلمان 120 عضوی رژیم نبودند و تنها با 60 رای مثبت و به این دلیل که 59 رای مخالف کمتر از آرای مثبت بود، توفیق یافتند.
5. نوامبر 2022: ائتلاف نتانیاهو با 64 کرسی، 3 کرسی بیش از حد نصاب 61 کرسی کسب کرد. در ادامه با بازگشت گیدعون سعر به ائتلاف نتانیاهو پس از مدتی جدایی، تعداد کرسیهای ائتلاف راست به 68 رسید.
سمتوسوی تحولات
رژیم صهیونیستی 4 سال را با بیثباتی سیاسی گذراند تا اینکه در پنجمین انتخابات در نوامبر 2022 به ثبات رسیده و این امر تقویت شد. 11 ماه بعد با عملیات 7 اکتبر وضعیت دگرگون گشت. دولت اضطراری با حضور اپوزسیون به شکلی نامعمول ایجاد شد که در آن تصمیمات کلان در کابینهای کوچکتر با حضور 5 نفر اتخاذ می شد؛ 3 عضو از ائتلاف نتانیاهو و 2 عضو از اپوزسیون که شامل گانتز و آیزنکوت میشد. باقی وزرا در کابینه اصلی سرجای خود قرار داشتند. در این شورا نخستوزیر، وزیر جنگ و گانتز بهعنوان وزیر بدون پست حق رای داشتند و آیزنکوت به همراه ران درمر وزیر امور استراتژیک، ناظر بودند.
نتانیاهو موفق شد دوره 4 ساله پارلمان را به پایان ببرد، اما به نظر میرسد وضعیت به پیش از نوامبر 2022 بازگشته است؛ جایی که سه سناریو وجود دارد؛ بینتیجه ماندن و حرکت به سمت انتخابات زودهنگام، تشکیل دولت چرخشی با نخستوزیری نتانیاهو و سپس آیزنکوت و یا تشکیل دولت ناهمگون اپوزسیون در قالب ائتلاف با احزاب عرب فلسطینی.
برخی از تبعات 7 اکتبر به سرعت آشکار شدند اما برای روشن شدن بخشهای دیگری از ثمرات آن باید منتظر ماند. همانند انتخابات اخیر که 3 سال پس از عملیات 7 اکتبر، رژیم صهیونیستی به ساحل رسیده را بار دیگر به درون دریای طوفانی پرتاب کرد.
اگر 7 اکتبر نبود و یا حلوفصل میشد
برای آنکه تاثیر 7 اکتبر بر سرنوشت سیاسی نتانیاهو سنجیده شود، باید دید در فقدان این متغییر، وضعیت نخست وزیر رژیم چگونه بود. اگر 7 اکتبر به وقوع نمیپیوست و یا نتانیاهو میتوانست بر مشکلات ناشی از آن فائق آید آنگاه با تثبیت جایگاه خود به عنوان رهبر بیرقیب حزب لیکود و ائتلاف راست تثبیت می شد؛ بدون آنکه افرادی همانند نفتالی بنت و گیدعون صعر پیدا شوند که تشکیلاتی مستقل ایجاد کنند و یا همانند لیبرمن از ائتلاف جدا گردند.
اگر نتانیاهو بر ریل انتخابات نوامبر 2022 حرکت می کرد، به جای جذب افراد افراطی و مشهور که با داشتن جایگاه اجتماعی دردسر ساز بودند، می توانست چهرههای بوروکرات باتجربه را بدون جاهطلبیهای حزبی و کسب شهرت در حزب لیکود جای داده و ضمن کارآمدسازی، حزب را گوش بفرمان تر کند.
تقویت حزب لیکود همچنین وابستگی نتانیاهو برای ائتلاف با رهبران احزاب بسیار افراطی مانند ایتمار بن گویر را کاهش می داد و به جای آنکه تحت ناثیر آن ها قرار گرفته و آزار بیند، از موضع قدرت با این اشخاص و گروه ها روبه رو می شد.
بی بی چگونه رکب خورد؟
گفته میشود نتانیاهو از بهار سال 2023 به دنبال شروع بازی در غزه بود اما این اقدام را به مرور و با شیبی ملایم پیگیری میکرد و در حال انتقال لبه عملیاتی به این منطقه بود؛ هرچند تعداد نیروهای زمینی در اطراف غزه بالا نبودند اما در خصوص عملیات شناسایی و هوایی و تحرکات این منطقه در صدر قرار داشت.
عملیات در غزه و سپس جنوب لبنان دلایل متعددی داشت؛ نخست آنکه صبر رژِیم درحال اتمام بود و این قضیه برای آن ها باید در جایی به پایان می رسید. دوم کشف میادین نفت و گاز در مرزهای آبی غزه و لبنان بود که سالانه دهها میلیارد دلار درآمد که با توجه به حاشیه سود بسیار بالای انرژی، دهها میلیارد دلار سود خالص برای تل آویو داشتند. مساله سوم به حرکت برای نهایی کردن اوضاع منطقه پیش از استقرار کامل نظام چند قطبی که همراه با ظهور قدرت های منطقه ای بود باز میگشت. در این صورت اگر غزه و بخشی دیگر از نقاط دردسرساز علیه رژیم باقی میمانند، دیگر آمریکایی در راس نظام تک قطبی برای حمایت وجود نداشت و قدرت های منطقه ای غرب آسیا نیز از آن ها علیه تل آویو استفاده می کردند. حمله قطعی بود اما مقاومت لبنان ژنتیک تهاجم دشمن را تغییر داد.
عملیات 7 اکتبر و تغییر ژنتیک تهاجم برنامهریزی شده دشمن
این عملیات از جنبههای مختلفی قابل بررسی است اما مهمترین تاثیر آن، تغییر ژنتیک تهاجم برنامهریزی شده دشمن بود. رژیم صهیونیستی قرار بود با حمله ناگهانی به غزه و ترور فرماندهان شوک شدیدی وارد کرده و سپس با بمباران و عملیات زمینی کار آن را تمام کند.
گام بعدی لبنان بود. رژیم صهیونیستی از اشراف و نفوذ خود برای اجرای انفجار پیجرها و ترور رهبران استفاده کرد. عمق نفوذ، اشراف و آمادگی دشمن به میزانی بود که حتی هوشیاری ناشی از یکسال جنگ مانع اجرای طرحهای دشمن نشد.
دشمن پس از 7 اکتبر طرح خود را پیاده کرد اما جنگ مخلوطی از شکستها و موفقیتهایش شد و در نهایت نتایج پیشبینی شده را به بار نیاورد.
درباره تغییر ژنتیک حمله برنامهریزی شده دشمن که عملیات پیشدستانه 7 اکتبر باعث آن شد، نکات ذیل حائز اهمیتاند:
1. دشمن به جای شروع جنگ با غافلگیری مقاومت، خود غافلگیر شد.
2. دشمن نبرد مرحلهای را مدنظر قرار داشت اما در همان ابتدا با ورود لبنان، یمن، عراق و سپس ایران به جبهه پشتیبانی غزه، با پیشدستی جبههها و وحدت ساحات روبهرو شد. دشمن علیرغم این وقایع پس از مدتی جداسازی جبههها را با حربههای مختلف پیش برد اما درهرحال زمان گذشته بود.
3. جنگ تعادل رژیم صهیونیستی و تصمیمگیریهایش را تحتتاثیر قرار داد. در خصوص پیجرها، یواف گالانت وزیر جنگ وقت رژیم بعدها افشا کرد قرار بود پیجرها در روز 11 اکتبر منفجر شوند -5 روز پس از آغاز جنگ- زیرا دشمن نگران حمله ناگهانی حزبالله بود. وجود کارت پیجرها در دستان رژیم صهیونیستی از یکسو نشانهای از طرح جنگی وسیع دشمن بود اما حرکت به فعالسازی آن پس از 5 روز از عملیات 7 اکتبر شاهدی بر برهم خوردن تعادل طرح دشمن و هیجانزدگی برای استفاده از این برگ برنده است. تل آویو این کارت را یکسال بعد استفاده کرد. برهم خوردن تعادل دشمن توطئهگر و مجهز نکته مهمی است و تاثیراتش را در کاهش نتایج کارتهای تل آویو نشان داد.
4. عملیات رژیم قرار بود ضمن غافلگیرانه بودن، پرسرعت انجام شده و این شوکها پیاپی وارد شوند. دشمن بعدها نیز کارتهای شوکآور خود را رو کرد اما به دلیل طولانی شدن جنگ، محور قادر به هضم و احیای خود شد درحالیکه اگر آنها طبق برنامهریزی پیشین دشمن در مدت کوتاهی رو میشدند، انطباق با وضعیت برای مقاومت سخت میشد.
فریب بازیگر مکار
نتانیاهو بازیگری مکار است و موفق شده دوجین از سیاستمداران، نظامیان و عناصر اطلاعاتی را دور زده و تقریبا به مدت دو دهه حاکم سرزمین های اشغالی باشد. او گیدعون سعر را به زیر چتر خود بازگرداند و با مانورهای سیاسی کاری کرد که بنی گانتز که رهبری اپوزسیون را در دست داشت در سیاست فعلا به خط پایان برسد. علی رغم ظرفیت بالای نتانیاهو برای مدیریت سناریوهای بقا، او در یک «تله اطلاعاتی و شناختی» گرفتار شد. به دام انداختن فردی که به مدت چند دهه به محاسبه گری دقیق خود مشهور بود، کاری آسان به حساب نمیآید. 7 اکتبر نتانیاهو را در « بازی دومینو و تصمیمات شتابزده »، انداخت که نخست وزیر مجبور شد پیاپی تصمیمات شتاب زده با تبعات ناشناخته بگیرد.
تله 7 اکتبر به نوعی بر روی شخصیت شناسی بازیگری میدان نبرد هم سوار شد. نقطهعطف این مهندسی معکوس، شناخت دقیق روانشناسی نتانیاهو بود؛ ترکیبی از خودشیفتگی (باور به شکستناپذیری و استثنایی بودن) و ترس عمیق از از دست دادن قدرت. این ترکیب، او را مستعد خطاهای محاسباتی در بحرانیترین لحظات کرد.
تیر نهایی در 60 روزه
در 60 روز پیش از انتخابات انتشار اسناد و روایتهای مستند از نقش نتانیاهو در فاجعه 7 اکتبر و تحمیل شکست اطلاعاتی به ساختار امنیتی اسرائیل، کارکرد ابزارهای سیاسی او را به طور کامل تغییر داد. نتانیاهو می خواست از انتخابات برای تثبیت قدرت استفاده کند اما مخالفان با تیغ بران انتقادات از عملکرد وی در 7 اکتبر، وضعیت را برای او بغرنج تر ساختند.
همچنین اگر نتانیاهو از بحران آفرینی های جنگ و صدور بحران به سیاست خارجی برای تامین سناریوهای بقای خود استفاده می کرد، با جنگ های چند سال اخیر این کارت سوخته و کارایی اش را از دست داده است.
نویسنده: محمدامین ایمانجانی، کارشناس رسانه
انتهای پیام/