ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از تندروی در تریبونهای مذهبی
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن
- 16 آبان 1405 - 15:08
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به اتحاد، همبستگی و حفظ انسجام اجتماعی نیاز دارد، تریبونهای عمومی مسئولیتی فراتر از بیان دیدگاههای شخصی بر عهده دارند. سخنرانان مذهبی و فعالان فرهنگی، بهویژه کسانی که مخاطبان گستردهای دارند، باید در انتخاب ادبیات و شیوه بیان مطالب دقت بیشتری به خرج دهند. نقد و مطالبهگری همواره لازم است، اما هر سخنی که به نام دفاع از ارزشها بیان میشود، لزوماً به تقویت جبهه حق نمیانجامد. گاهی یک داوری شتابزده یا ادبیات تند، بهجای آنکه موجب اصلاح شود، زمینه اختلاف و بدبینی میان مؤمنان را فراهم میکند.
اظهارات اخیر یکی از سخنرانان مذهبی درباره کسانی که در تجمعات شبانه حضور پیدا نمیکنند و نسبت دادن عنوان «فاسق» به آنان، از همین منظر قابل تأمل است. این اظهارات سبب تکدر خاطر بسیاری از مؤمنان و هیئتیها و همچنین نیروهای ارزشی و انقلابی شد و شوکی را در روزهای وحدت و همبستگی به جامعهی مذهبی وارد کرد و موج انتقادات تا این ساعت ادامه دارد. بیتردید حضور مردم در صحنههای اجتماعی و سیاسی، بهویژه در شرایط حساس، اهمیت دارد و نمیتوان نقش حضور و همراهی مردم را نادیده گرفت، اما آیا میتوان هر فردی را که به هر دلیل در این تجمعات شرکت نمیکند، او را فاسق خواند؟ آیا چنین ادبیاتی با سیره تربیتی اهلبیت علیهمالسلام در مواجهه با مؤمنان سازگار است؟ حتی اگر کسی در انجام یک وظیفه اجتماعی کوتاهی کرده باشد، آیا باید اصل پیوند ایمانی او را زیر سؤال برد؟
در روایات اهلبیت علیهمالسلام، میان نقد یک رفتار و طرد صاحب آن تفاوت روشنی وجود دارد. در روایتی از امام کاظم علیهالسلام درباره مردی از شیعیان پرسیده میشود که شراب مینوشد و مرتکب گناهان بزرگ میشود؛ آیا باید از او بیزاری جست؟ حضرت میفرماید: تَبَرَّءُوا مِنْ فِعْلِهِ وَلَا تَتَبَرَّءُوا مِنْهُ، أَحِبُّوهُ وَأَبْغِضُوا عَمَلَهُ؛ یعنی: «از کار او بیزاری بجویید، نه از خود او؛ او را دوست بدارید و عملش را دشمن بدارید.» در ادامه نیز بهجای اطلاق بیقیدوشرط عنوان «فاسق و فاجر» بر شخص، تعبیرهایی مانند «فاسقالعمل» و «خبیثالفعل» از سوی امام مطرح میشود؛ تازه این برای فردی است که مرتکب خوردن شراب شده است؛ هیئتیِ اصیل دستگاه امام حسین از این اقدامات نمیکند بلکه تبرا دارد.
نکته مهم این روایت، نادیده گرفتن گناه یا بیتفاوتی در برابر رفتار نادرست نیست؛ اتفاقاً امام میان شخص و عمل او تفکیک میکند تا امکان اصلاح از بین نرود. وقتی درباره کسی که مرتکب گناه بزرگی چون شرابخواری شده، چنین تفکیکی مورد تأکید قرار میگیرد، در داوری درباره فردی که در یک تجمع حاضر نشده است، به طریق اولی باید از شتابزدگی پرهیز کرد. عدم حضور در تجمعات غرورآفرین شبانه، بهتنهایی نه دلیل بیایمانی است، نه نشانه فقدان محبت به خدا و اهلبیت و نه مجوزی برای صدور حکم فسق. ممکن است فردی کوتاهی کرده باشد و لازم باشد او را به حضور و مشارکت دعوت کرد؛ اما دعوت به مشارکت با متهم کردن او به بیصداقتی در ایمان تفاوت دارد.
در روایت دیگری، راوی از امام صادق علیهالسلام درباره گروهی میپرسد که به اهلبیت محبت دارند، اما همه باورهای او را نمیپذیرند. در این باره از خادم امام صادق نقل است سخن از گروهی به میان آمد و من گفتم: قربانت شوم، ما از آنان بیزاری میجوییم؛ چون به چیزهایی که ما معتقدیم، اعتقاد ندارند. امام صادق علیهالسلام فرمود: «آنها ما را دوست دارند؛ ولی چون عقیده شما را ندارند، از ایشان بیزاری می جویید؟» گفتم: بله. فرمود: «ما هم چیزهایی داریم که شما ندارید. پس سزاوار است که از شما بیزاری بجوییم؟!». گفتم: نه، قربانت شوم؛ فرمود: «و خدا هم چیزهایی دارد که ما نداریم. پس به نظر تو، خداوند، ما را دور انداخته است؟!» گفتم: نه، به خدا. فدایت شوم؛ چه کنیم؟ فرمود: «آنها را خودی بدانید و از ایشان بیزاری نجویید.» فَقَالَ یَتَوَلَّوْنَا وَ لَا یَقُولُونَ مَا تَقُولُونَ تَبْرَءُونَ مِنْهُمْ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَهُوَ ذَا عِنْدَنَا مَا لَیْسَ عِنْدَکُمْ فَیَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَبْرَأَ مِنْکُمْ قَالَ قُلْتُ لَا جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ وَ هُوَ ذَا عِنْدَ اللَّهِ مَا لَیْسَ عِنْدَنَا أَ فَتَرَاهُ اطَّرَحَنَا.
بعد ادامه دادند: «برخی از مسلمانان، تنها یک بهره [از ایمان] دارند، برخی دو بهره، برخی سه بهره، برخی چهار بهره، برخی پنج بهره، برخی شش بهره، و برخی هفت بهره. بنا بر این، نباید کسی را که یک بهره دارد، به آنچه در خور دارنده دو بهره است، وا داشت ...» إِنَّ مِنَ الْمُسْلِمِینَ مَنْ لَهُ سَهْمٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ سَهْمَانِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ أَرْبَعَةُ أَسْهُمٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ خَمْسَةُ أَسْهُمٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ سِتَّةُ أَسْهُمٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ سَبْعَةُ أَسْهُمٍ فَلَیْسَ یَنْبَغِی أَنْ یُحْمَلَ صَاحِبُ السَّهْمِ عَلَى مَا عَلَیْهِ صَاحِبُ السَّهْمَیْن...؛ این روایت در کنار دیگر تعالیم عترت، هشداری است به کسانی که گاه به دلیل تفاوت در سطح مشارکت یا برداشتهای دینی و اجتماعی، بهسرعت درباره دیگران داوری میکنند.
این سیره در روش گفتوگوی اهلبیت علیهمالسلام با مخالفان فکری نیز قابل مشاهده است. در مناظرات امام رضا علیهالسلام، با وجود اختلافهای جدی اعتقادی، استدلال و گفتوگو جای اهانت و تحقیر را میگیرد. این روش به معنای کنار گذاشتن مرزبندی اعتقادی نیست، بلکه نشان میدهد میتوان بر باور خود ایستاد، خطا را نقد کرد و در عین حال حرمت مخاطب را نگه داشت.
اگر چنین روشی در مواجهه با مخالفان فکری اهمیت دارد، رعایت آن در میان کسانی که خود را در جبهه انقلاب، دینداری و محبت اهلبیت تعریف میکنند، اهمیتی دوچندان خواهد داشت.
قرآن کریم نیز در ترسیم رابطه مؤمنان، از یکسو بر استواری در برابر دشمنان و از سوی دیگر بر مهربانی در میان خود تأکید میکند: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» (فتح، 29)؛ محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کافران استوار و در میان خود مهرباناند. این آیه مجوزی برای تقسیم جامعه به گروههای خودی و غیرخودی بر اساس سلیقه و میزان حضور در یک برنامه نیست. پیش از آنکه کسی را به دلیل غیبت از تجمع مؤمنانه از دایرهی مؤمنان خارج کنیم، باید از خود بپرسیم آیا چنین داوریای مستند به معیار شرعی است یا حاصل برداشت شخصی ما از وظیفه دیگران؟
البته تأکید بر مدارا و پرهیز از برچسبزنی نباید بهانهای برای بیتفاوتی در برابر مسئولیتهای اجتماعی باشد. اگر حضور در صحنهای ضرورت دارد، باید ضرورت آن را تبیین کرد، موانع حضور مردم را شناخت و با زبان اقناع و دعوت، زمینه مشارکت بیشتر را فراهم آورد. نقد کوتاهیها نیز باید متناسب با موضوع، مستند و منصفانه باشد. اما وقتی درباره گروهی از مردم، بدون شناخت شرایط و دلایلشان، حکم کلی صادر میشود و از غیبت آنان نتیجهای درباره صداقت در محبت به خدا و اهلبیت گرفته میشود، دیگر با یک مطالبهگری دقیق روبهرو نیستیم، بلکه با داوریای مواجهیم که ممکن است بیش از آنکه به حضور مردم کمک کند، آنان را دلزده و فاصلهها را بیشتر کند.
در شرایطی که حفظ همبستگی اجتماعی و تقویت اعتماد میان نیروهای متدین ضرورت دارد، سخنرانان مذهبی باید بیش از دیگران مراقب پیامدهای کلام خود باشند. اختلافنظر و نقد درونگروهی، اگر به اصلاح و حل مسئله بینجامد، میتواند مفید باشد؛ اما دامن زدن به اختلاف در جبههای که به همدلی و همکاری نیاز دارد، بدون آنکه دستاورد روشنی در پی داشته باشد، چه سودی خواهد داشت؟ تریبون دینی باید محل تبیین مسئولیتها، دعوت به خیر و تقویت پیوندهای ایمانی باشد.
بازگشت به سیره عترت، به معنای تعطیل کردن نقد نیست، به معنای درست نقد کردن است. میتوان از مردم دعوت کرد در صحنههای مهم اجتماعی حضور داشته باشند، میتوان درباره کمکاریها هشدار داد و میتوان بر ضرورت دفاع از ارزشها تأکید کرد؛ اما هیچیک از این اهداف، ما را از رعایت انصاف و حرمت مؤمنان بینیاز نمیکند. بهتر است پیش از نسبت دادن فسق و بیصداقتی به دیگران، سیره امامان را معیار قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که اصلاح، با شناخت شرایط و حفظ امکان بازگشت و همراهی افراد آسانتر میشود، نه اینکه موضعی بگیریم که دیگر امیدی برای بازگشت سایر مؤمنان باقی نگذاریم و همان امیدی هم که داشتیم، به نا امیدی منجر شود. در روزگار نیاز به وحدت، زبان سخنرانان باید بیش از هر چیز به تقویت همدلی و مسئولیتپذیری کمک کند؛ زیرا دفاع از ارزشها هنگامی اثرگذارتر خواهد بود که با اخلاق اهلبیت علیهمالسلام همراه باشد.
نکته دیگر آنکه نباید ظرفیت اجتماعی هیئتها و تکایای مذهبی را فراموش کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که همین هیئتها، با وجود تفاوت در گرایشهای فکری و حتی در مواردی داشتن رویکردی معارض با تفکر انقلابی، در رخدادهای سخت اجتماعی همچون سیل، زلزله، کرونا و جنگ، از نخستین گروههای حاضر در میدان خدمترسانی به مردم بودهاند. این حقیقت گویای آن است که قشر هیئتی ظرفیت بالاتری جهت جذب به سایر ارزشها را واجدند. اتفاقاً امروز بیش از هر زمان دیگری به حفظ این لایه از مؤمنان، تقویت پیوندهای مشترک و جذب حداکثری آنان نیاز داریم؛ مسیری که باید با همان روش اهلبیتی، یعنی محبت، مدارا، گفتوگو، اقناع و پرهیز از طرد و تحقیر دنبال شود. هدف باید نزدیکتر کردن دلها و افزایش همراهیها باشد، نه تنگتر کردن دایره خودیها.
از سوی دیگر، امر به معروف و نهی از منکر نیز با وجود اهمیت و جایگاه شرعی آن، دارای شرایط و ضوابطی است که باید مورد توجه قرار گیرد. حتی در مواردی که شرایط این فریضه احراز شده باشد، شیوه تذکر و دعوت به اصلاح باید با حکمت، لطافت و ملایمت همراه باشد. هدف از امر به معروف، اصلاح رفتار و نزدیک کردن دلها به ارزشهای دینی است، نه راندن افراد از دایره ایمان و ایجاد فاصله میان مؤمنان.
امید که این سخنرانان مذهبی که عمری را در دفاع از حریم نظام و انقلاب سپری کردند، توفیقات روزافزون بیابند و با پذیرش نقدهای دلسوزانه، در اصلاح برخی شیوههای بیان و تقویت ادبیات وحدتبخش بکوشند. نقدپذیری و بازنگری در شیوه گفتار، نه از جایگاه این عزیزان میکاهد و نه از خدمات گذشته آنان؛ بلکه میتواند بر اثرگذاری و اعتماد عمومی به کلامشان بیفزاید.
انتهایپیام/