اینشورپولیتیک؛ حق بیمه، بازیگر خاموش تغییر آرا در ایالات متحده
- اخبار اقتصادی
- اخبار پول | ارز | بانک
- 16 آبان 1405 - 12:01
وحید نوبهار، کارشناس صنعت بیمه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم اظهار کرد: قیمتگذاری ریسک در صنعت بیمه توانسته به حلقه زنجیرهای تبدیل شود که از بازارهای مالی و تجارت بینالمللی آغاز شده و سرانجام به رفتار انتخاباتی شهروندان و تغییر ترکیب نهادهای سیاسی میرسد. تحولات سال 2026 آمریکا نمونه قابل تأملی از پیوند مذکور است بطوری که افزایش ریسک جنگ در خلیج همیشه فارس، رشد حقبیمه پوشش جنگی نفتکشها، اختلال در حملونقل نفت و افزایش هزینه انرژی به ورای صنعت بیمه نفوذکرد.
نوبهار افزود: آنچه رخ داد، زنجیرهای از انتقال هزینه ریسک ژئوپلیتیک به قیمت انرژی و سپس به هزینه زندگی خانوارهای ایالات متحده بود که بیمه حلقه مهم و خاموش آن به شمار میرفت.
این کارشناس صنعت بیمه با اشاره به آغاز زنجیره مذکور در بازار بیمه دریایی تصریح کرد: در پی تشدید جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل در سال 2026 و اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز، بازار بیمه دریایی با افزایش قابل توجه ریسک مواجه شد. تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است و حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایعشده از این مسیر عبور میکند. لذا بیمهگران پوششهای بیمه جنگ را با ارزیابی مجدد مواجه کردند.
وی ادامه داد: گزارش خدمات پژوهشی کنگره آمریکا (CRS) در 11 مارس 2026 حاکی از آن است که حقبیمه بیمه جنگی کشتیهای فعال در منطقه پس از آغاز درگیریها بهطور چشمگیری افزایش یافت و در برخی گزارشها، چهار تا پنج برابر نرخ پیشین برآورد شد. این گزارش همچنین به بند لغو 72 ساعته در برخی قراردادهای بیمه جنگی اشاره میکند که به بیمهگر اجازه میدهد در صورت وقوع درگیری، پوشش بیمهای را مورد بازنگری قرار دهد، لذا همان نرخ بالای حق بیمه هم به معنای مبلغ نهایی نبود. وقتی خطر حمله به نفتکشها افزایش مییابد، بیمهگر برای پذیرش همان سفر دریایی، قیمت بالاتری مطالبه میکند؛ گاهی نیز پوشش را محدود یا لغو میکند. لذا هزینه حمل نفت افزایش مییابد، برخی شرکتهای کشتیرانی سفرهای خود را به تعویق انداخته و بخشی از ظرفیت عرضه و انتقال نفت از بازار خارج میشود.
وی با تأکید بر نقش اقتصادی بیمه در تجارت بینالمللی اظهار کرد: بیمه در این وضعیت به یک متغیر اقتصادی اثرگذار بر جریان تجارت انرژی تبدیل میشود. افزایش حقبیمه جنگی، حتی بدون وقوع خسارت واقعی به یک نفتکش، میتواند هزینه اقتصادی حمل محموله را افزایش دهد؛ زیرا بازار، ریسک آینده را پیشاپیش در قیمت امروز محاسبه میکند. گزارش مؤسسه S&P Global در 9 مارس 2026 نیز از افزایش شدید نرخ بیمه جنگی نفتکشها و چهاربرابر شدن برخی نرخها خبر داده و تأکید کرده است که افزایش هزینه بیمه بهتنهایی نتوانسته نگرانی مالکان کشتیها درباره امنیت خدمه و عبور از تنگه هرمز را برطرف کند.
کارشناس صنعت بیمه در ادامه به انتقال هزینههای بیمهای به بازار انرژی اشاره کرد و گفت: حلقه بعدی آن، انتقال هزینههای افزایش ریسک به بازار انرژی بود. هنگامی که عبور نفتکشها از یک مسیر راهبردی با مخاطره بیشتری همراه میشود، هزینه بیمه، کرایه حمل، تأمین مالی محموله و زمان تحویل افزایش پیدا میکند. این هزینهها در کنار اختلال عرضه و انتظارات تورمی، به قیمت جهانی نفت و فرآوردههای نفتی فشار وارد میکنند.
نوبهار افزود: گزارشهای رویترز در مارس 2026 از افزایش شدید قیمت سوخت در آمریکا و تأثیر جنگ بر بازار نفت و فرآوردههای انرژی حکایت داشتند. در همان دوره، دولت دونالد ترامپ برای کاهش اختلال در تجارت دریایی، از ظرفیت شرکت تأمین مالی توسعه بینالمللی آمریکا (DFC) برای ارائه پوشش بیمه ریسک سیاسی و تضمینهای مالی در تجارت دریایی، بهویژه محمولههای انرژی، استفاده کرد. حتی امکان اسکورت نظامی نفتکشها نیز مطرح شد.
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی افزایش قیمت انرژی در آمریکا تصریح کرد: هزینههای بحران موصوف به پمپهای بنزین، مزارع، کامیونها، صنایع و سبد مصرفی خانوارها رسید. قیمت سوخت در آمریکا برخلاف بسیاری از هزینههای اقتصادی که افزایش آنها بهتدریج در بودجه خانوار نمایان میشود، هر روز در معرض دید مصرفکننده قرار دارد. افزایش قیمت گازوئیل نیز از طریق هزینه ماشینآلات کشاورزی، حملونقل جادهای، توزیع کالا و تولید مواد غذایی به سایر بخشهای اقتصاد منتقل میشود.
این کارشناس صنعت بیمه افزود: فلذا افزایش قیمت سوخت فقط مساله رانندگان نبود؛ کشاورز، کامیوندار، تولیدکننده و مصرفکننده کالاهای اساسی نیز اثر آن را احساس میکردند. در واقع، افزایش هزینه انرژی به یک فشار عمومی اقتصادی تبدیل شد که دامنه آن از بازار حملونقل تا هزینه گرمایش منازل و تولید محصولات کشاورزی گسترش یافت.
این کارشناس ادامه داد: گزارش رویترز در پنجم نوامبر 2026 درباره نتایج انتخابات به نقش قیمتهای بالای بنزین و گازوئیل در رفتار انتخاباتی شهروندان اشاره میکند. براساس نظرسنجیهای خروجی، نزدیک به 90 درصد رأیدهندگان هزینه زندگی را عامل مهم یا بسیار مهم در تصمیم انتخاباتی خود دانسته بودند. افزایش هزینه سوخت و نهادههای تولید نیز در بین کشاورزان و ساکنان مناطق روستایی به یکی از موضوعات اصلی نارضایتی تبدیل شده بود.
این پژوهشگر بیمه تأکید کرد: البته نمیتوان همه نتایج مذکور را به افزایش قیمت نفت یا حقبیمه نفتکشها نسبت داد. نارضایتی از هزینه مسکن، تورم، سیاستهای تجاری، عملکرد دولت و جنگ ایران نیز در شکلگیری نتیجه انتخابات نقش داشتند. آنچه اهمیت دارد، پیوند بین شوک انرژی و تشدید فشار معیشتی در فضایی بود که رأیدهندگان عملکرد دولت مستقر را در معرض ارزیابی قرار میدادند.
نوبهار در ادامه با معرفی اصطلاح اینشورپولیتیک (Insurpolitics) برای توصیف پدیده مذکور گفت: آنچه این تجربه را از یک رویداد معمول اقتصادی متمایز میکند، نقش صنعت بیمه در انتقال و توزیع آثار ریسک ژئوپلیتیک است. در این ماجرا، ابتدا تهدیدات نظامی به افزایش احتمال خسارت در حملونقل دریایی منجر شد؛ سپس بیمهگران با افزایش نرخ حقبیمه و محدودیت ظرفیت پوشش، هزینه ریسک را به بازار کشتیرانی منتقل کردند. این هزینه در کنار اختلال عرضه، به بازار انرژی رسید و سرانجام از مسیر تورم و افزایش هزینه زندگی، به یکی از متغیرهای مؤثر بر رفتار انتخاباتی تبدیل شد.
وی افزود: اینشورپولیتیک اصطلاح پیشنهادی برای بررسی اثر متقابل سازوکارهای بیمهای، قیمتگذاری ریسک، سیاست عمومی و تحولات قدرت سیاسی است. نکته مهم آن است که قیمت بیمه همواره یک شاخص فنی و محدود به محاسبات اکچوئری نیست. در بیمههای دریایی، انرژی، اعتبار و حتی درمان، تغییرات نرخ حقبیمه بر هزینه فعالیت اقتصادی، قیمت کالاها و قدرت خرید خانوارها اثرگذار خواهدبود. لذا کاوش آثار افزایش نرخ بیمه باید در سطح بالاتر از صورتهای مالی شرکتهای بیمه گر انجام شود.
وی در پایان گفت: انتخابات 2026 آمریکا یک نکته مهم را برجسته کرد که گاهی پیامد قیمتگذاری یک ریسک در صنعت بیمه خود را به اقتصاد بین المللی، سیاست عمومی و حتی ترکیب نهادهای تصمیمگیر برخی کشورها برساند.لذا باید گفت صنعت بیمه از فعالیت اقتصادی تخصصی به موضوع اقتصاد سیاسی تبدیل شده و نقطه تلاقی بیمه، انرژی و قدرت سیاسی را میتوان به «اینشورپولیتیک» نامگذاری کرد.
انتهای پیام/