نظر رهبر شهید درباره «جاده جنگ»؛ کتابی که میگوید چه بودیم و چه شدیم
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 16 آبان 1405 - 09:02
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، منصور انوری، نویسنده نامآشنای ادبیات داستانی ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفت. او نویسندهای پرکار و صاحبسبک بود که عمر خود را وقف ادبیات، روایت تاریخ و بازآفرینی حماسههای این سرزمین کرد. رمان 12 جلدی «جاده جنگ» و آثاری چون «بر فراز آشیانه عنقا» و «از عشقآباد تا عشقآباد» بخشی از میراث ماندگار اوست. زندهیاد انوری در سالهای پایانی عمر، مشغول نگارش رمانی درباره عاشورا بود که به توصیه علامه جعفری بدان پرداخته بود؛ رمانی که به سرانجام رساندن و اتمام آن، آرزویش بود.
انوری در گفتوگویی درباره این خواسته دلش گفته بود: من یک بار از علامه جعفری- خدایش رحمت کناد- مطلبی را شنیدم. ایشان فرموده بود که حاضرم هر ثوابی که کردم، بدهم به کسی که بتواند رمانی برای عاشورا بنویسد. زمانی که این مطلب را از ایشان شنیدم، مشغول نوشتن رمان «گذرگاه» بودم. فکر میکردم وقتی این رمان را تمام کردم، به سراغ واقعه عاشورا خواهم رفت، اما همزمان به بیماری سفت و سختی درگیر شدم. امید دارم با عنایت اباعبدالله الحسین(ع) بتوانم کار را ادامه دهم. قصد دارم کاری عالی در این زمینه ارائه دهم که نه فقط مخاطب فارسیزبان که مخاطبان دیگر زبانها را نیز به خود جلب کند.
حسرت نوشتن از "عاشورا"
نوشتن از عاشورا کار سختی است. برای روایت کردن این واقعه در قالب رمان، آثار متعدد تحقیقی و پژوهشی را مطالعه کردم و در این مسیر از کمکها و راهنماییهای دکتر محمدرضا سنگری استفاده کردم، اما عاشورا حساسیت موضوعی دارد و خیلی نمیتوان حالت رمان به آن داد. عشق من عاشوراست. تمام آرزوی من در گروِ این است که بتوانم این کار را به سرانجام برسانم و اثری ارائه دهم که آرزوی علامه جعفری بود.
رمان 12 جلدی «جاده جنگ» از شاخصترین کارهای انوری در حوزه داستاننویسی است. نثر پخته به همراه فضاسازی و شخصیتپردازی قوی، سبب شده تا روایت نویسنده در این اثر به مثابه یک پرده سینما عمل کند، مخاطب با خواندن سطرهای داستان، میتواند خود را در فضای داستان احساس کند و خود را در معرکهای گمان کند که در دوره پهلوی اول ایران دچارش شده بود: اشغال و قحطی.
در دوره پهلوی، کشور را 10 دقیقهای تسلیم دشمن کردیم
انوری در گفتگویی درباره اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم، بخشی از این واقعه تلخ را نتیجه عملکرد فرماندهان میدان دانست و گفت: ما در جنگ جهانی دوم 10 دقیقهای مقاومت نکردیم، اما در جنگ تحمیلی مردانه ایستادیم. ما در تاریخ نمونهای را نداریم که حتی مردم در این زمان چند ساعت در مقابل اشغالگران ایستاده باشند. این نه تنها برای مردم عادی که حتی سربازان و حتی درجهداران ارتشی هم نایستادند.
به گفته او؛ تاریخ گواهی میدهد که درجهدارانی داشتیم که فاسد بودند و تنها برای نان و زندگی خودشان در آن لباس مانده بودند و در کشاکش جنگ فقط میخواستند جان خودشان را به در ببرند. به عنوان نمونه در وقایع شهر مشهد ثبت شده که سربازان سرگردان و آواره بودند، به دنبال رهبری بودند که آنها را هدایت کند، اما در همین زمان فرمانده لشکر وقت تمام وسایل زندگی خود حتی زغال خانهاش را بار ماشین کرد و به تهران رفت. این در حالی است که سربازان با وجود همه کمبودهای موجود آماده و حتی وفادار به ممکلت خود بودند. آنها پولی نداشتند به اوطان خود برگردند و حتی پولی نداشتند که نانی بخرند و بخورند، اما تعرضی به خانهها و مغازهها نکردند.
«جاده جنگ» میگوید چه بودیم و چه شدیم
این نویسنده افزود: در منابع تاریخیای ندیدم که این سربازان از حربه زور و اسلحه خود استفاده کنند و نانی بگیرند. سر خم میکردند و مانند دیگر مردم بودند. بسیاری از این افراد از بین رفتند و حتی به شهر و خانه خود نتوانستند بازگردند.
انتشار خبر درگذشت این نویسنده متعهد و اخلاقمدار، واکنشهایی در میان نویسندگان داشت. محمد حمزهزاده، نویسنده و مدیر اسبق انتشارات سوره مهر، در یادداشتی در صفحه شخصی خود درباره زندهیاد انوری نوشت:
منصور انوری، نویسنده ارجمند و نامدار کشورمان دار فانی را وداع گفت. چند نکته و خاطره از مرحوم منصور انوری و کتاب ماندگار جاده جنگ را به یادگار در این حساب مینویسم.
نظر رهبر شهید درباره «جاده جنگ»
خاطره اول: سال 86 نمایشگاهی در مصلای تهران برگزار شده بود و دستگاههای فرهنگی در غرفههایی، نمونههایی از دستاوردهای خود را ارائه کرده بودند. امام شهید نیز از نمایشگاه بازدید کردند. در غرفه حوزهی هنری، علاوه بر محصولات دیگر، چند جلد از ماکت اولیه کتاب جاده جنگ را که تا آن زمان آماده شده بود، برای اولین بار خدمت حضرت آقا معرفی کردیم. کتابها مورد توجه ایشان قرار گرفتند و آقا با اشتیاق صفحات اول جلد اول را تورق کردند و یک پاراگراف را هم خواندند و گفتند : «به نظر نثر روان و پالودهای دارد.» بعد کتاب را به آقای دکتر حداد عادل دادند و گفتند: «ببینید نظر شما هم این است؟» و دکتر حداد هم خواندند و تأیید کردند. خامی کردم و عرض کردم: «کتاب مفصلی است و آقای انوری خلاصهای از رمان را هم فرستادهاند که اگر صلاح میدانید بخوانید.»
آقا محکم و صریح فرمودند: «من خلاصه نمیخوانم. اهل خلاصه خواندن نیستم. همهاش را میخوانم!»
که البته بعدها خواندند و در ملاقاتی حضوری با ایشان، تعریفی از کتاب و توان نویسندگی آقای انوری داشتند و تا سالها چندین بار از آقای محسن مؤمنی شریف احوال ایشان را جویا میشدند.
خاطره دوم: ما در انتشارات سورهی مهر، آقای انوری را با رمان جادهی جنگ شناختیم و تا مدتها و حتی تا همین امروز، اثر ایشان بلندترین اثر داستانی ایرانی دربارهی تاریخ معاصر ایران است. داستان از وقایع شهریور 1320 و ماجرای عدم ایستادگی ارتش ایران در مقابل مهاجمان شروع میشود.
کتاب را برای طراحی جلد به هنرمند عزیز آقای مجید کاشانی دادیم و ایشان طرح جلد معروف چاپ رقعی را طراحی و عکاسی و اجرا کردند که در همان نگاه اول، طعنهای به بیعملی ارتش شاهنشاهی در مقابل دشمنان بود: یک لباس نظامی که به جای پوشیده شدن بر تن یک سرباز، به دیوار آویخته است. آقای انوری در دیدارها و پیگیریهای بعدی اعلام کردند که از ابتدا این تصویر را نمیپسندیدند و ترجیح میدادند یک دورنما از جاده و چند اسبسوار طراحی شود. حتی یادم هست که روی برگهای، اتودی از تصویر مورد نظرشان را هم زده بودند. بخش هنری انتشارات چنین تلقیای نداشت و البته در میانهی راه هم بودیم و طبعاً طراحی منظره و دورنما از دستور کار خارج شد.
منصور انوری یک نویسنده ذاتی و فطری بود که نوشتن و قلم زدن برایش مثل نفس کشیدن بود؛ تلاشی برای آن نمیکرد و مثل برخی نویسندگان نبود که نوشتن را شبیه جان کندن و عرقریزان روح میدانند و آخر هر روز کلمات نوشته شده را میشمارند. قلم منصور انوری خستگیناپذیر بود و از نوشتن نمیترسید و کم نمیآورد. همانطور که استادمان محمدرضا سرشار گفته است، انوری در ردیف بهترین نویسندگان قرون 18 و 19 میلادی بود که دنیا در سالیان بعد کمتر نمونههایی از آنها به خود دید.
خدایش رحمت کند و اجر جهادش را به بالاترین بها بدهد انشاءالله.
انجمن قلم ایران نیز در پیامی درگذشت این نویسنده را تسلیت گفت: منصور انوری، نویسندهی عظیمترین رمان تاریخ ادبیات معاصر و عنقای بلندپرواز داستان انقلاب از آشیانهی زمینی خویش به قاف جاودانگی پرکشید.
او عمری به دور از هیاهو و شهرت طلبی به آفرینش ادبی پرداخت و توانست گوهرهایی گرانسنگ همچون جاده جنگ را به ادبیات انقلاب پیشکش کند.
رهبر شهید انقلاب از هنرنمایی این نویسنده در به تصویرکشیدن دقیقِ حساسترین صحنههای داستانی تمجید کرده بودند.
رمانهای او جولانگاه توامان قدرت و عفت قلم بود. شیفتگی او به اسلام و انقلاب و دلدادگی او به خاندان پاک پیامبر در تمام آثارش جلوهای بارز داشت. او در واپسین سالهای زندگی دست به نگارش اثری عظیم درباره حماسهی عاشورا زد که با هزار دریغ ناتمام ماند.
انجمن قلم ایران درگذشت این نویسندهی نامدار را به خانواده او و نیز به جامعهی ادبیات انقلاب تسلیت میگوید و از خداوند برای آن روح بلند، خواهان بخشایش و آرامش است.
انتهای پیام/