هوش مصنوعی؛ ضلع سوم دانشگاه

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ ششمین پیش‌نشست دومین همایش ملی فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران؛ از جهان واقعی تا جهان مجازی با موضوع تحولات آموزش در عصر هوش مصنوعی؛ با تأکید بر تحولات نسلی با حضور حسن رضایی مدیرکل دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی و احمدرضا کاویار مدیر پژوهش دانشگاه بین‌المللی سوره به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در سالن دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد.

در ابتدای این نشست سید احمد عسکری عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دبیر این نشست با اشاره به آغاز سال تحصیلی جدید و تأثیر روزافزون هوش مصنوعی بر تحقیقات دانشگاهی، فعالیت‌های درسی و فرایندهای آموزشی، این پرسش مطرح شد که از هوش مصنوعی به مثابه یک ابزار آموزشی تا چه اندازه می‌توان بهره گرفت و در این میان چه مسئولیت‌های اخلاقی متوجه دانشگاه، استاد و دانشجو است. وی تأکید کرد که هوش مصنوعی دیگر موضوعی بیرون از فضای دانشگاه نیست و به بخشی از واقعیت محیط آکادمیک و حتی زندگی عمومی جامعه تبدیل شده است. بر همین اساس، مواجهه دانشگاه با این فناوری نمی‌تواند صرفاً به پذیرش یا رد آن محدود شود، بلکه لازم است نسبت میان فناوری، آموزش، اخلاق و تحولات نسلی با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.

عسکری اظهار داشت: تحولات فناوری همزمان با تغییرات نسلی، برداشت‌های متفاوتی از هوش مصنوعی ایجاد کرده است، که دیدگاه‌ها نسبت به این فناوری طیفی از خوش‌بینی تا بدبینی را دربرمی‌گیرد. در یک سوی این طیف، هوش مصنوعی به عنوان ظرفیتی برای تسهیل یادگیری، افزایش دسترسی به اطلاعات و تقویت توانایی‌های تحلیلی دیده می‌شود و در سوی دیگر، نگرانی‌هایی درباره تضعیف فرایند تفکر، کاهش استقلال ذهنی و کم‌رنگ شدن تفکر انتقادی نسل جدید مطرح است. بر همین اساس، یکی از پرسش‌های اساسی نشست این است که آیا هوش مصنوعی خطری برای فکر کردن و تفکر انتقادی نسل جدید به شمار می‌رود یا می‌تواند به توسعه تفکر و قدرت تحلیل گروه‌های سنی مختلف کمک کند. همچنین این پرسش مطرح شد که چگونه می‌توان ظرفیت‌های هوش مصنوعی را با هدف بهبود کیفیت آموزش برای گروه‌های مختلف نسلی همسو کرد؛ مسئله‌ای که به نظر می‌رسد پاسخ به آن، نیازمند بازنگری در شیوه‌های رایج آموزش و ارزیابی دانشگاهی است.

در ادامه این نشست، حسن رضایی مدیرکل دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، با بیان این­که هوش مصنوعی رابطه نسل‌ها با دانش را تغییر می‌دهد، به تغییر چهار حوزه اقتدار در فضای دانشگاه اشاره کرد و افزود: با ظهور هوش مصنوعی، یک ضلع سوم به رابطه استاد و دانشجو اضافه شده است. و دانشگاه در مواجهه با هوش مصنوعی هنوز دو حوزه اقتدار ارزیابی و نهادی را در اختیار دارد. این سخن از آن جهت اهمیت دارد که ورود هوش مصنوعی به محیط دانشگاه صرفاً یک تغییر فناورانه نیست، بلکه می‌تواند ساختار رابطه میان عناصر اصلی آموزش را نیز دستخوش تغییر کند.

رضایی در ادامه به تشریح شکاف استفاده از هوش مصنوعی در بستر شکاف دیجیتال و همچنین شکاف نسلی میان استادان و دانشجویان نسل Z و آلفا پرداخت و خاطر نشان کرد:  نحوه استفاده از هوش مصنوعی برای همه گروه‌های حاضر در دانشگاه یکسان نیست و تفاوت در تجربه زیسته، آشنایی با فناوری و شیوه مواجهه با محیط دیجیتال می‌تواند بر کیفیت و نوع استفاده از این ابزار اثر بگذارد.

مدیرکل دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم همچنین در تشریح مواجهه درست دانشگاه با هوش مصنوعی، بر ویژگی‌های دانشگاه نسل جدید تأکید کرد و اظهار داشت: در شرایط جدید، رابطه استاد و دانشجو دیگر رابطه‌ای دوطرفه و محدود به انتقال دانش نیست، بلکه هوش مصنوعی نیز به عنوان ضلع سوم این رابطه وارد شده است. از همین رو، دانشگاه در مواجهه با این وضعیت باید از ارزیابی صرف محصول نهایی عبور کند و فرایند نهایی دانشجو را مورد ارزیابی قرار دهد. همچنین تغییر در شیوه ارزیابی می‌تواند یکی از پاسخ‌های دانشگاه به شرایط جدیدی باشد که هوش مصنوعی در محیط‌های آموزشی و پژوهشی ایجاد کرده است. بر اساس این دیدگاه، مسئله اصلی دانشگاه صرفاً این نیست که دانشجو از هوش مصنوعی استفاده می‌کند یا خیر، بلکه پرسش مهم‌تر آن است که دانشجو چگونه از این فناوری استفاده می‌کند و چه میزان از فرایند تولید، تحلیل و صورت‌بندی یک مسئله را شخصاً طی می‌کند. در چنین شرایطی، ارزیابی یک محصول نهایی ممکن است نتواند میزان واقعی یادگیری یا توانایی تحلیلی دانشجو را نشان دهد و توجه به مسیر شکل‌گیری ایده و استدلال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

رضایی در همین چارچوب بر ضرورت بازاندیشی در شیوه‌های ارزیابی دانشگاهی تأکید کرد؛ چرا که در محیطی که ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند در تولید متن، تحلیل داده، جست‌وجوی اطلاعات و حتی ارائه پاسخ نقش داشته باشند، سنجش صرف نتیجه نهایی نمی‌تواند به تنهایی معیار دقیقی برای تشخیص میزان یادگیری باش

در ادامه این نشست احمدرضا کاویار مدیر پژوهش دانشگاه بین‌المللی سوره، به تشریح راهبردهای رسانه‌های نوین برای اقناع نسل Z در بحران‌های اجتماعی پرداخت و موضوعاتی از اعتماد دیجیتال تا اقناع هوشمند با هوش مصنوعی را مورد توجه قرار داد.

کاویار در این بخش با اشاره به ویژگی‌های نسل Z افزود: این نسل دارای ویژگی‌هایی همانند جست‌وجوی اطلاعات در چند منبع، مصرف ویدئوهای کوتاه، مشارکت در تولید محتوا و تجربه همزمان اعتماد و تردید است و در مناسبات نسلی، هوش مصنوعی بازی را عوض کرده است و مخاطب به کنشگر تبدیل شده است.

مدیر پژوهشگاه بین المللی سوره خاطر نشان کرد: تغییر موقعیت مخاطب در فضای رسانه‌ای جدید، یکی از نکات مهم در فهم تحولات نسلی است. مخاطب امروز صرفاً دریافت‌کننده پیام نیست، بلکه می‌تواند در تولید، بازنشر، تفسیر و حتی تغییر مسیر یک پیام نقش داشته باشد. همین وضعیت، رابطه میان رسانه و مخاطب را از الگوی سنتی دریافت پیام به رابطه‌ای پیچیده‌تر و تعاملی‌تر تبدیل کرده است. از همین رو، هم‌اکنون هوش مصنوعی نه به عنوان ابزار بلکه به عنوان همکار مورد توجه قرار می‌گیرد و در فضای دانشگاهی نیز در حوزه‌های پژوهش تا تحلیل و در حوزه‌های دیگر مانند ارتباطات بحران می‌توان از آن برای توسعه اکوسیستم اقناع هوشمند بهره گرفت. این نگاه، هوش مصنوعی را صرفاً یک فناوری برای انجام سریع‌تر برخی فعالیت‌ها نمی‌داند، بلکه آن را عاملی مؤثر بر نحوه شکل‌گیری ارتباط، تولید محتوا، پژوهش و مواجهه با مخاطب تلقی می‌کند. از این منظر، دانشگاه نیز ناگزیر است نسبت خود را با فناوری‌هایی که در حال تغییر شیوه تولید و مصرف دانش هستند، بازتعریف کند.

کاویار تصرح کرد: تحولات آموزش در عصر هوش مصنوعی را نمی‌توان جدا از تحولات نسلی بررسی کرد. تفاوت در شیوه دسترسی به اطلاعات، نوع مصرف رسانه‌ای، میزان آشنایی با فناوری و تغییر جایگاه مخاطب، همگی بر مناسبات آموزشی اثر می‌گذارند و دانشگاه را با پرسش‌های تازه‌ای درباره نقش استاد، دانشجو و خود دانش مواجه می‌کنند. در این میان، یکی از مسائل مهم، حفظ جایگاه تفکر در فرایند آموزش است. اگر هوش مصنوعی بتواند پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را با سرعت و سهولت بیشتری در اختیار دانشجو قرار دهد، ارزش آموزشی دانشگاه بیش از گذشته به توانایی طرح پرسش، تحلیل پاسخ، ارزیابی منابع و شکل‌دادن به استدلال وابسته خواهد شد. بنابراین، مسئله آموزش در عصر هوش مصنوعی تنها استفاده از یک فناوری تازه نیست، بلکه بازاندیشی در معنای یادگیری و شیوه سنجش آن است. از سوی دیگر، توجه به تفاوت‌های نسلی در استفاده از هوش مصنوعی نیز اهمیت دارد. استادان و دانشجویان ممکن است در یک محیط آموزشی مشترک حضور داشته باشند، اما تجربه متفاوتی از فناوری داشته باشند. این تفاوت می‌تواند هم منشأ شکاف باشد و هم فرصتی برای شکل‌گیری رابطه‌ای تازه میان تجربه استاد و توانمندی فناورانه دانشجو فراهم کند.

وی افزود: در چنین شرایطی، دانشگاه برای مواجهه با هوش مصنوعی نیازمند رویکردی است که نه بر حذف فناوری استوار باشد و نه بر پذیرش بی‌قید و شرط آن. آنچه در این نشست مورد تأکید قرار گرفت، ضرورت شناخت دقیق‌تر ظرفیت‌ها و پیامدهای این فناوری و بازتعریف برخی سازوکارهای آموزشی و پژوهشی متناسب با شرایط جدید بود.

کاویار در پایان خاطر نشان کرد: بر این اساس، هوش مصنوعی در آموزش همزمان یک فرصت و یک مسئله است، از آن جهت فرصت است که می‌تواند به پژوهش، تحلیل، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات کمک کند و مسئله، از آن جهت که شیوه‌های پیشین ارزیابی، رابطه استاد و دانشجو و حتی تعریف مخاطب را با چالش مواجه کرده است. بنابراین مسئولیت اخلاقی دانشگاه، استاد و دانشجو همزمان با گسترش فناوری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

انتهای پیام/