سیل پرسش‌های والدین در مدرسه عفاف؛ وقتی خانواده‌ها تشنه آگاهی‌اند!

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، گاهی برای فهمیدن عمق یک مسئله اجتماعی، نیازی به آمارهای پیچیده و گزارش‌های رسمی نیست؛ کافی است چند ساعت در جمع خانواده‌هایی بنشینیم که با دغدغه آینده فرزندانشان، پرسش‌های بی‌پاسخ و نگرانی‌های پنهان خود را مطرح می‌کنند. خانواده‌هایی که شاید فرصت چندانی برای دسترسی به آموزش‌های تخصصی نداشته باشند، اما بیش از هر زمان دیگری به دانستن، آموختن و پیدا کردن راهی برای محافظت از فرزندانشان نیاز دارند.

امروز تربیت فرزند، تنها به مراقبت در محیط خانه، پیگیری وضعیت تحصیلی و نظارت بر رفت‌وآمدها محدود نمی‌شود. بخش مهمی از زندگی نوجوانان در فضایی جریان دارد که والدین همیشه به آن دسترسی یا شناخت کافی ندارند؛ دنیای تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های اینترنتی و ارتباطاتی که گاه بدون اطلاع خانواده‌ها شکل می‌گیرند و می‌توانند فرصت‌ها و تهدیدهای متفاوتی را پیش روی فرزندان قرار دهند.

در این میان، فاصله میان تجربه نسل والدین و زیست رسانه‌ای فرزندان، گاهی به یکی از چالش‌های جدی خانواده‌ها تبدیل می‌شود. پدر و مادری که با شیوه‌های سنتی تربیت آشنا هستند، امروز باید درباره الگوریتم‌ها، ارتباطات مجازی، حریم خصوصی، اخبار جعلی و تهدیدهای پنهان فضای دیجیتال نیز بدانند؛ موضوعاتی که ناآگاهی درباره آن‌ها ممکن است هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای خانواده‌ها به همراه داشته باشد.

اما مسئله فقط ناآشنایی با فناوری نیست؛ گاهی والدین می‌دانند فرزندشان در معرض آسیب قرار دارد، اما نمی‌دانند چگونه باید با او گفت‌وگو کنند، چگونه اعتمادش را حفظ کنند و در چه شرایطی باید مداخله کنند.

در چنین فضایی، کارگاه سواد رسانه‌ای و آسیب‌های فضای مجازی برای والدین دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه اول مدرسه عفاف سنندج برگزار شد؛ نشستی که قرار بود دو ساعت به طول بینجامد، اما استقبال خانواده‌ها، حجم پرسش‌ها و طرح دغدغه‌های واقعی، آن را به دو ساعت و نیم گفت‌وگو و آموزش تبدیل کرد.

از استقبال مدیر مدرسه تا والدین دغدغه‌مند

برای برگزاری کارگاه، ساعت مشخصی از قبل با مدرسه هماهنگ شده بود. پیش از آغاز برنامه، مدیر مدرسه برای یادآوری و اطمینان از حضور در زمان مقرر تماس گرفت و زمانی که به مقابل مدرسه رسیدیم، برنامه دقیقاً مطابق هماهنگی قبلی آغاز شد.

با ورود به حیاط مدرسه و سپس محل برگزاری کارگاه، با استقبال سرکار خانم خضری، مدیر مدرسه عفاف، که از مدیران دلسوز و دغدغه‌مند در حوزه مسائل تربیتی دانش‌آموزان بود، مواجه شدیم.

محل برگزاری جلسه نمازخانه مدرسه بود. وقتی وارد شدیم، پدران و مادران از قبل در جای خود نشسته بودند و معاون مدرسه در حال صحبت با آنان بود. پس از پایان صحبت‌های معاون، فرصت آغاز کارگاه فراهم شد.

آنچه در نخستین نگاه جلب توجه می‌کرد، چهره‌های صمیمی، پاک، دلسوز والدین و تجربه‌های زندگی بود که در نگاه و رفتارشان دیده می‌شد. این مدرسه در یکی از مناطق کم‌برخوردار سنندج قرار دارد و بخش قابل توجهی از خانواده‌های دانش‌آموزان نیز از همین بافت اجتماعی هستند؛ خانواده‌هایی با شرایط و امکانات متفاوت، اما با دغدغه‌ای مشترک: آینده فرزندانشان.

در چهره بسیاری از این پدران و مادران، می‌شد نگرانی و علاقه به فرزندان را هم‌زمان دید؛ والدینی که شاید با اصطلاحات تخصصی دنیای فناوری و رسانه آشنایی زیادی نداشتند، اما می‌خواستند بدانند در مواجهه با دنیای پیچیده امروز چگونه باید از فرزندانشان حمایت کنند.

وقتی هدف کارگاه، نگاه‌ها را تغییر داد

در آغاز کارگاه، تلاش شد پیش از ورود به مباحث تخصصی، هدف اصلی این آموزش برای والدین روشن شود؛ اینکه قرار نیست با مجموعه‌ای از توصیه‌های کلیشه‌ای، محدودیت‌های بیشتر یا هشدارهای تکراری روبه‌رو شوند.

محور اصلی، تغییر نگاه والدین به دنیای رسانه، توانمندسازی آنان برای شناخت فضای مجازی و یادگیری شیوه صحیح مواجهه با استفاده فرزندان از تلفن همراه بود.

تأکید شد که سواد رسانه‌ای به معنای ممنوعیت استفاده از فناوری یا دور نگه‌داشتن کامل نوجوانان از فضای مجازی نیست؛ بلکه والدین باید یاد بگیرند چگونه این فضا را بشناسند، درباره آن با فرزندانشان گفت‌وگو کنند و با نظارت آگاهانه، زمینه استفاده ایمن و مسئولانه را فراهم آورند.

پس از توضیح اهداف کارگاه، از والدین خواسته شد جلسه را به یک سخنرانی یک‌طرفه تبدیل نکنند و هر پرسش، نگرانی یا تجربه‌ای دارند، بدون تعارف مطرح کنند.

همین دعوت کافی بود تا فضای جلسه از همان دقایق نخست تغییر کند.

هنوز زمان زیادی از آغاز آموزش نگذشته بود که پرسش‌ها یکی پس از دیگری مطرح شدند. والدین می‌خواستند درباره مسائل واقعی زندگی خود حرف بزنند؛ از رفتار فرزندان در فضای مجازی گرفته تا نحوه مدیریت تلفن همراه، شیوه برخورد با آسیب‌های احتمالی و چگونگی حفظ رابطه صمیمانه میان والدین و نوجوانان.

پرسش‌ها از دل زندگی خانواده‌ها

یکی از ویژگی‌های مهم این کارگاه، تفاوت پرسش‌ها و تجربه‌هایی بود که والدین مطرح می‌کردند. بسیاری از مسائل، نه پرسش‌های نظری و عمومی، بلکه دغدغه‌هایی بودند که خانواده‌ها در زندگی روزمره با آن مواجه شده بودند.

برخی از والدین درباره آسیب‌هایی که در رفتار یا ارتباطات مجازی فرزندانشان مشاهده کرده بودند، صحبت کردند و خواستار راهکارهایی برای مواجهه صحیح با این شرایط شدند.

در پاسخ به این دغدغه‌ها، تلاش شد متناسب با هر مسئله، راهکارهای کاربردی ارائه شود؛ از اهمیت گفت‌وگوی بدون تنش با نوجوانان و پرهیز از برخوردهای شتاب‌زده گرفته تا ضرورت شناخت محیط رسانه‌ای فرزندان، توجه به نشانه‌های رفتارهای پرخطر و ایجاد تعادل میان اعتماد و نظارت.

نکته مهم این بود که والدین احساس کنند برای بیان نگرانی‌هایشان قرار نیست مورد قضاوت قرار بگیرند. آنان باید بتوانند بدون ترس از سرزنش یا برچسب‌خوردن، مسائل خانوادگی و تربیتی خود را مطرح کنند و پاسخ‌هایی متناسب با شرایط واقعی زندگی‌شان دریافت کنند.

در این کارگاه تلاش شد به والدین یادآوری شود که برخوردهای صرفاً دستوری و محدودکننده، همیشه پاسخ مناسبی برای مسائل پیچیده فضای مجازی نیست. نوجوانی که احساس کند والدینش بدون شناخت دنیای او صرفاً قصد کنترلش را دارند، ممکن است بخشی از ارتباطات و فعالیت‌های مجازی خود را پنهان کند.

بنابراین، نقطه آغاز بسیاری از راهکارهای تربیتی، شناخت، گفت‌وگو، آموزش و ایجاد اعتماد متقابل است.

کارگاه تمام شد اما پرسش‌ها نه!

زمان اولیه کارگاه دو ساعت تعیین شده بود، اما حجم پرسش‌ها و مشارکت والدین باعث شد برنامه نیم ساعت بیشتر ادامه پیدا کند و باز هم ادامه داشت اما به‌خاطر کارگاه بعدی، محدودیت زمانی اعمال شد.

در طول جلسه، پرسش‌های متعددی مطرح شد و هر بار که تصور می‌شد بحث به پایان رسیده است، موضوع تازه‌ای از سوی یکی دیگر از والدین مطرح می‌شد.

این استقبال نشان می‌داد موضوع سواد رسانه‌ای برای این خانواده‌ها صرفاً یک عنوان آموزشی یا برنامه مناسبتی نیست؛ مسئله‌ای واقعی و مرتبط با زندگی روزمره آنان است.

حتی پس از پایان رسمی کارگاه نیز چند نفر از والدین همچنان پرسش‌هایی داشتند که به آن‌ها پاسخ داده شد. خانواده‌ها در پایان جلسه نیز بر ضرورت ادامه این آموزش‌ها تأکید کردند.

اما اتفاق مهم‌تر، درخواست آنان برای برگزاری مجدد کارگاه بود؛ این بار با حضور هم‌زمان پدران و مادران تا هر دو بتوانند در جریان آموزش‌ها قرار بگیرند و در محیط خانه با شناخت و نگاه مشترک‌تری با مسائل رسانه‌ای فرزندان مواجه شوند.

درخواست والدین برای برگزاری کارگاه دوم

پس از پایان جلسه، زمانی که از نمازخانه خارج شدیم، مدیر مدرسه نیز به جمع ما پیوست و از بازخوردهایی گفت که بلافاصله پس از کارگاه از والدین دریافت کرده بود.

خانم خضری توضیح داد که از والدینی که جلسه را ترک می‌کردند، درباره کیفیت و میزان رضایتشان از کارگاه سؤال کرده و تقریباً همه از محتوای ارائه‌شده استقبال کرده و خواستار تکرار آن شده بودند.

این بازخورد برای مدرسه نیز قابل توجه بود؛ چراکه نشان می‌داد خانواده‌ها نه‌تنها با اصل برگزاری چنین برنامه‌هایی موافق‌اند، بلکه برای ادامه آموزش و حضور در جلسات بعدی انگیزه دارند.

موضوع به همین‌جا ختم نشد. عصر همان روز، مدیر مدرسه مجدداً تماس گرفت و از درخواست‌های متعدد والدین برای برگزاری جلسه بعدی خبر داد.

به گفته وی، به دلیل حجم استقبال و درخواست خانواده‌ها، هماهنگی‌های اولیه برای برگزاری دومین کارگاه انجام شده است تا این بار نیز با حضور والدین زن و مرد و با فرصت بیشتر، مباحث آموزشی دنبال شود.

به این ترتیب، هنوز نخستین کارگاه به پایان نرسیده بود که درخواست برای جلسه دوم مطرح و هماهنگی آن آغاز شد؛ اتفاقی که نشان می‌دهد آموزش‌های کاربردی، وقتی به نیاز واقعی خانواده‌ها پاسخ می‌دهند، می‌توانند خود به مطالبه‌ای از سوی مخاطبان تبدیل شوند.

اما آنچه پس از خروج از مدرسه عفاف در ذهن باقی ماند، صرفاً رضایت والدین یا هماهنگی برای برگزاری کارگاه دوم نبود.

سیل پرسش‌ها، روایت آسیب‌هایی که برخی خانواده‌ها با آن مواجه بودند و نگرانی‌هایی که پدران و مادران درباره آینده فرزندانشان مطرح کردند، ذهن را به یک مسئله جدی مشغول می‌کرد: خانواده‌های ما تا چه اندازه برای مواجهه با دنیای رسانه‌ای امروز آموزش دیده‌اند؟

واقعیت این است که بسیاری از والدین در شرایطی قرار گرفته‌اند که فرزندانشان زودتر و گسترده‌تر از خود آنان با فناوری‌های ارتباطی آشنا شده‌اند. نوجوانان در فضایی فعالیت می‌کنند که والدین ممکن است شناخت کافی از قواعد، تهدیدها و سازوکارهای آن نداشته باشند.

در چنین شرایطی، نمی‌توان از خانواده انتظار داشت بدون آموزش و آگاهی، به‌تنهایی از پس تمام مسائل و آسیب‌های این فضا برآید.

به‌ویژه خانواده‌های مناطق کم‌برخوردار که ممکن است دسترسی محدودتری به برنامه‌های آموزشی مستمر و تخصصی داشته باشند، نیازمند توجه جدی‌تر و فرصت‌های بیشتری برای یادگیری هستند.

کارگاه مدرسه عفاف بار دیگر نشان داد که نیاز به سواد رسانه‌ای، محدود به یک گروه خاص یا خانواده‌های برخوردار نیست؛ این آموزش ضرورتی فراگیر است و باید به تمام محلات و مدارس راه پیدا کند.

کارگاه سواد رسانه‌ای والدین دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه اول مدرسه عفاف سنندج، سیزدهمین ایستگاه از پروژه سواد رسانه‌ای مدارس و خانواده‌های سنندج بود؛ پروژه‌ای که تلاش دارد آموزش را از کلاس‌های درس فراتر ببرد و به خانواده‌ها، والدین و گروه‌های مختلف اجتماعی برساند.

در این مسیر، آنچه اهمیت دارد صرفاً افزایش تعداد کارگاه‌ها نیست؛ بلکه ایجاد فرصتی برای شنیده‌شدن دغدغه‌ها، پاسخ به پرسش‌های واقعی و توانمندسازی خانواده‌ها برای مواجهه آگاهانه با مسائل جدید است.

شاید مهم‌ترین پیام این نشست همین باشد: خانواده‌ها برای آموختن آماده‌اند؛ کافی است آموزش به زبان قابل فهم، در دسترس و متناسب با نیازهای واقعی آنان ارائه شود.

سواد رسانه‌ای زمانی به یک ضرورت اجتماعی پاسخ می‌دهد که هیچ خانواده‌ای، به‌ویژه خانواده‌های کم‌برخوردار، در مواجهه با آسیب‌های دنیای دیجیتال تنها نماند.

گاهی یک کارگاه دو ساعته، تنها آغاز مسیری است که خانواده‌ها مدت‌ها منتظر آن بوده‌اند.

انتهای پیام/