فیلیموسیت و تصاویر جنجالی؛ چه کسی پاسخگوی عبور از خطوط قرمز است؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار رادیو و تلویزیون
- 15 آبان 1405 - 07:35
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انتشار تصاویر و ویدئوهایی از برنامه «فیلیموسیت» در روزهای اخیر، پرسشها و واکنشهای متعددی را درباره حدود مسئولیت رسانههای نمایشخانگی و نظارت بر محتوای تولیدی آنها به وجود آورده است. تصاویری که برخی از آنها چنان عجیب و دور از چارچوبهای فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران به نظر میرسند که گویی این برنامه در جغرافیایی کاملاً متفاوت از ایران تولید شده است؛ نه در یک بستر رسانهای که با مجوز و در چارچوب قوانین کشور فعالیت میکند.
پرسش اساسی اینجاست: مسئولیت چنین اتفاقاتی بر عهده چه کسی است؟ پلتفرمی که بستر تولید و انتشار این برنامه را فراهم کرده، عوامل تولید آن یا نهادهایی که وظیفه نظارت بر فعالیت رسانههای نمایش خانگی را بر عهده دارند؟
اگر روزگاری میگفتیم هنر و هنرمند نباید صرفاً آینهای برای بازتاب واقعیتهای جامعه باشند، بلکه باید همچون چراغی مسیر زیباییها، خوبیها و حقیقت را روشن کنند، امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این رسالت توجه کرد. هنر قرار نیست صرفاً هر آنچه را در گوشهای از جامعه اتفاق میافتد، بدون توجه به مسئولیت اجتماعی و پیامدهای فرهنگی آن بازنمایی کند.
اما درباره «فیلیموسیت» این پرسش جدّی مطرح است که چگونه تصاویری با چنین مختصاتی از یک برنامه تولیدشده در بستر رسانهای مجاز کشور منتشر میشود؟ آیا پلتفرمی که با مجوز فعالیت میکند، در برابر محتوایی که تولید و عرضه میکند مسئولیتی ندارد؟ آیا نهادهای ناظر نباید درباره چارچوبهای محتوایی و نحوه نظارت بر چنین برنامههایی توضیح روشنی به افکار عمومی ارائه کنند؟
مسئله صرفاً انتشار چند تصویر جنجالی نیست؛ مسئله، مرز میان آزادی فعالیت هنری و مسئولیتپذیری رسانهای است. وقتی یک پلتفرم از امکانات و ظرفیتهای رسانهای کشور استفاده میکند، نمیتواند در برابر محتوای منتشرشده از سوی خود را فاقد مسئولیت بداند. همانطور که نهادهای نظارتی نیز نمیتوانند در برابر پرسشهای افکار عمومی سکوت کنند.
هنر و رسانه قرار بود زبان دردها، شادیها، شکستها و امیدهای مردم باشند؛ قرار بود در کنار مردم و برای مردم و سرزمینشان فعالیت کنند. اما اگر تولیدات رسانهای بهجای تقویت سرمایه اجتماعی، به بستری برای تشدید اختلافات و عادیسازی رفتارهای مناقشهبرانگیز تبدیل شوند، باید درباره مسیر و سیاستگذاری فرهنگی آنها تجدیدنظر کرد.
پرسش دیگر این است که چرا برخی تولیدات نمایش خانگی، در بازنمایی سبک زندگی و مناسبات اجتماعی، چنان فاصلهای با چارچوبهای فرهنگی جامعه پیدا میکنند که مخاطب احساس میکند با محصولی متعلق به یک فضای اجتماعی کاملاً متفاوت روبهروست؟ آیا سازندگان این آثار هیچ مسئولیتی در قبال جامعه مخاطبان خود ندارند؟ آیا صرف قرار گرفتن یک برنامه در قالب سرگرمی، میتواند پاسخگوی تمام انتقادها باشد؟
هدف از فیلمسازی و برنامهسازی چیست؟ روایت زندگی مردم، بازتاب دغدغههای واقعی جامعه، ایجاد امید و سرگرمی سالم یا صرفاً تولید تصاویر جنجالی برای جلب توجه و دیدهشدن بیشتر؟
البته مطالبه پاسخگویی به معنای پیشداوری درباره تمام عوامل تولید یا نادیده گرفتن ضرورت آزادی خلاقیت هنری نیست؛ اما آزادی خلاقیت نیز نمیتواند به معنای نادیده گرفتن مسئولیت حرفهای و ضوابط قانونی باشد.
این تصاویر در ادامه آمده است:
نویسنده: فاطمه خانیپور
انتهای پیام/