رد‌پای استعمار در تاریخ معاصر ایران/ از انحراف مشروطه تا ظهور رضاخان‌!

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی، در نشست علمی مکتب استعمارشناسی ایرانی؛ بازخوانی و تبیین ابعاد فکری و تاریخی استعمار در تاریخ معاصر ایران که صبح امروز در خانه مشروطیت اصفهان برگزار شد، با تأکید بر ضرورت شناخت ماهیت استعمار و شیوه‌های نفوذ قدرت‌های خارجی اظهار داشت: شناخت بومی و ضد استعماری، قدرت تصمیم‌گیری کشور را افزایش می‌دهد، سیاست‌های ملی را شفاف‌تر می‌کند و مانع از قرار گرفتن ایران در موضع انفعال می‌شود. کشور برای حفظ استقلال خود باید بتواند مناسبات بین‌المللی و تحولات سیاسی جهان را بر اساس منافع ملی و با تکیه بر قدرت تحلیل مستقل بررسی کند.

وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی دو تحول اساسی در ایران ایجاد کرد، افزود: اولین تحول، خارج کردن اسلام از حاشیه زندگی مردم و بازگرداندن آن به متن جامعه بود و تحول دوم به ایستادگی در برابر سلطه و نفوذ خارجی بازمی‌گردد. با این حال، شناخت استعمار به‌اندازه دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است.

رئیس پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: ایران به شکل مستقیم مستعمره نبوده، اما همین مسئله باعث شده شناخت عمومی از ماهیت استعمار و روش‌های اعمال سلطه خارجی در جامعه به‌اندازه کافی شکل نگیرد. در دوران پهلوی و حکومت‌های غرب‌گرا، کشور در موقعیتی پیرامونی و وابسته به غرب قرار داشت، اما انقلاب اسلامی این وضعیت را تغییر داد و ایران را از آن جایگاه خارج کرد.

نجفی تصریح کرد: تغییر موقعیت ایران و تلاش برای خارج شدن از مدار سلطه، از عوامل اصلی تقابل قدرت‌های استعمارگر با جمهوری اسلامی است. کشوری که در حوزه فناوری، صنعت و توان دفاعی به دنبال اتکا به ظرفیت‌های داخلی است، باید در عرصه فکری و شناختی نیز استقلال داشته باشد و بتواند روابط خود با جهان خارج را بر مبنای منافع ملی تعریف کند.

نفوذ در افکار عمومی؛ چهره جدید استعمار

وی با تقسیم‌بندی استعمار به سه دوره کهنه، نو و فرانو یا سایبری بیان کرد: در شکل جدید استعمار، ذهن و افکار جوامع به یکی از عرصه‌های اصلی نفوذ تبدیل شده است. قدرت‌های سلطه‌گر از طریق حضور در شبکه‌های اجتماعی و تأثیرگذاری بر ذهن مردم می‌توانند با هزینه کمتری اهداف خود را دنبال کنند، اما این به معنای کنار گذاشتن روش‌های سنتی نیست و استعمارگران همچنان از شیوه‌های قدیمی نیز استفاده می‌کنند.

رئیس پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی با تأکید بر ضرورت بازخوانی تاریخ ایران از منظر مستقل و ضد استعماری گفت: تاریخ کشور و شخصیت‌های تأثیرگذار آن نباید صرفاً از دریچه روایت استعمارگران بررسی شود؛ بلکه باید با نگاهی بومی و مستقل به گذشته بازگشت تا ابعاد نفوذ و سلطه خارجی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بهتر شناخته شود.

نجفی با اشاره به تجربه نهضت مشروطه اظهار داشت: در جریان این نهضت، حساسیت نسبت به حضور و نفوذ بیگانگان کاهش یافت و در مقطعی مردم به سفارت انگلیس مراجعه کردند. این اتفاق نشان می‌دهد که چگونه یک حرکت سیاسی و اجتماعی می‌تواند از مسیر اصلی خود منحرف شود.

وی انحراف مشروطه را از زمینه‌های بازگشت استبداد و روی کار آمدن رضاخان و شکل‌گیری حکومت پهلوی دانست و افزود: بررسی این مقطع تاریخی باید با توجه به نقش قدرت‌های خارجی و شیوه‌های نفوذ آن‌ها انجام شود؛ چراکه بدون شناخت این مداخلات نمی‌توان تصویر کاملی از تحولات سیاسی ایران به دست آورد.

تقابل تاریخی غرب با ایران و ضرورت روایت مستقل

نجفی با اشاره به پیشینه تاریخی تقابل غرب با ایران و جهان اسلام خاطرنشان کرد: رویارویی ایران و یونان، تقابل غرب مسیحی با اسلام، جنگ‌های صلیبی و فتح قسطنطنیه در سال 1453 میلادی، بخش‌هایی از سابقه این مواجهه تاریخی هستند. در دوره جدید نیز پس از قراردادهای گلستان و ترکمانچای، شکل تازه‌ای از تقابل قدرت‌های غربی با ایران آغاز شد که حدود 220 سال سابقه دارد.

وی با تأکید بر پیوند انقلاب اسلامی با گذشته تاریخی ایران بیان کرد: انقلاب اسلامی وارث تاریخ ایرانی، اسلامی و شرقی است و نمی‌تواند خود را از این پیشینه جدا بداند. شناخت این گذشته تاریخی به درک بهتر جایگاه ایران در تحولات تاریخی و مناسبات جهانی کمک می‌کند.

رئیس پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به سخنی از امام خمینی(ره) درباره منشأ خارجی برخی جریان‌ها و تفکرات گفت: گاهی یک اندیشه یا جریان از خارج مرزها شکل می‌گیرد و پس از عبور از چند واسطه به جامعه می‌رسد؛ درحالی‌که حتی واسطه‌های انتقال آن نیز ممکن است از منشأ خارجی و هدف اصلی آن آگاهی نداشته باشند. ازاین‌رو، شناخت ریشه‌های فکری و سیاسی جریان‌ها اهمیت زیادی دارد.

نجفی با بیان اینکه قدرت‌های سلطه‌گر زمانی از فشار و تهدید دست می‌کشند که به ناتوانی خود در تحمیل خواسته‌هایشان پی ببرند، افزود: اعتمادسازی یک‌طرفه در برابر قدرت‌هایی که رفتار متجاوزانه دارند، با جایگاه ایران تناسب ندارد و ادبیات سیاسی کشور نیز باید متناسب با ظرفیت‌ها و جایگاه انقلاب اسلامی باشد.

وی با اشاره به شکل‌گیری جریان‌های نقد استعمار در دانشگاه‌های غربی تصریح کرد: در برخی محیط‌های دانشگاهی غرب، جریان‌هایی برای نقد روایت‌های استعماری شکل گرفته‌اند و انقلاب اسلامی نیز می‌تواند با تکیه بر ظرفیت‌های فکری و تاریخی خود، جریان علمی پیشرفته و بومی در حوزه مطالعات پسااستعماری ایجاد کند.

رئیس پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی در پایان، استعمارشناسی ایرانی را به قطب‌نما تشبیه کرد و گفت: برای شناخت درست مسیر تاریخی و سیاسی کشور باید دوگانه‌های کاذب را کنار گذاشت و دوگانه‌های اصلی مانند خدمت و خیانت و استقلال و وابستگی را شناخت. جامعه باید بتواند جایگاه خود را در این دوگانه‌ها تشخیص دهد و در جهت درست تاریخ حرکت کند.

انتهای پیام/170/.