سینما چگونه می‌تواند جلوی ایران‌هراسی بایستد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ حبیب‌الله احمدیان پژوهشگر حوزه رسانه و شریف رضایی‌منش پژوهشگر حوزه علوم انسانی و اسلامی در  نشست علمی ظرفیت‌های سینمای ملی برای مقابله با اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی به بررسی نقش سینما در اصلاح تصویر ایران و اسلام در افکار عمومی جهان و ظرفیت­های روایت­های هنری برای مقابله با کلیشه‌­های رسانه­ای پرداخته­اند.

در ابتدای این نشست حبیب الله احمدیان پژوهشگر حوزه رسانه اظهار داشت: سینما در جهان معاصر تنها روایتگر واقعیت نیست، بلکه بخشی از واقعیت ذهنی انسان معاصر را نیز شکل می‌دهد. برای مثال مخاطبی که هیچ‌گاه ایران را ندیده، با جامعه ایرانی زندگی نکرده و تجربه مستقیمی از فرهنگ اسلامی ندارد بخش مهمی از تصور خود درباره ایران و اسلام را از طریق تصاویر و روایت‌هایی دریافت می‌کند که رسانه‌ها در برابر وی قرار می‌دهند. از همین منظر، اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی را نمی‌توان در گزاره‌های سیاسی یا اخبار رسانه‌ای جست‌وجو کرد، بلکه این دو پدیده در سطحی عمیق‌تر به مسئله بازنمایی ارتباط پیدا می‌کنند.

وی افزود: از این­رو، موضوع اصلی این است که چه کسی دیگری را روایت می‌کند، با چه زبانی وی را به تصویر می‌کشد و کدام بخش از واقعیت زندگی و فرهنگ یک جامعه را در معرض دید مخاطب قرار می‌دهد. بر همین اساس، سینمای ایران با مجموعه‌ای از ظرفیت‌های کمتر بالفعل‌شده مواجه است که می‌تواند آن را از یک تولیدکننده آثار سینمایی به یک کنشگر مؤثر فرهنگی در عرصه جهانی تبدیل کند.

احمدیان با اشاره به چگونگی شکل­گیری کلیشه­های اسلام هراسانه و ایران هراسانه بیان کرد: اسلام‌هراسی در بسیاری از موارد از جایی آغاز می‌شود که مسلمان پیش از آن­که یک انسان تلقی شود، به نشانه­­ای تبدیل می‌شود، که در برخی روایت‌های رسانه‌ایی با مفاهیمی همچون خشونت، افراط‌گرایی، عقب‌ماندگی یا تهدید پیوند می‌خورد. ایران‌هراسی نیز زمانی قدرت می‌گیرد که ایران از یک جامعه تاریخی، فرهنگی و انسانی به یک مسئله سیاسی و امنیتی تقلیل پیدا کند.

این پژوهشگر حوزه رسانه تصریح کرد: سینمای ایران دقیقاً در همین نقطه می‌تواند وارد میدان شود، زیرا سینما قادر است شخصیت مسلمان را از وضعیت یک نماد کلیشه‌ای خارج کرده و او را به انسانی دارای جهان درونی، دغدغه، احساس، انتخاب و تجربه تبدیل سازد. همچنین می­تواند ایران را از یک موضوع سیاسی به جهان انسانی و تمدنی بدل کند، و این ظرفیت یکی از مهم­ترین قابلیت­های سینمای ملی برای مواجهه با اسلام هراسی و ایران هراسی است.

وی با تاکید بر اهیمت تجربه زیسته در اثر گذاری سینما افزود: قدرت سینما در این میدان بیش از استدلال مستقیم، از تجربه زیسته ناشی می‌شود، چرا که ممکن است مخاطب در برابر یک سخنرانی سیاسی درباره ایران موضع داشته باشد، اما هنگامی که با شخصیت یک کودک ایرانی، مادر، معلم، دانشجو، هنرمند، کارگر یا یک خانواده ایرانی همراه می‌شود، وارد نوع دیگری از شناخت خواهد شد، شناختی که از مسیر مفهوم  شکل می‌گیرد.

احمدیان تصریح کرد: از مهم‌ترین ویژگی‌های سینما این است که می‌تواند دیگری را از یک فاصله دور به تجربه‌ای نزدیک تبدیل کند و میان مخاطب و موضوعی که پیش‌تر درباره آن قضاوت کرده است، رابطه‌ای عاطفی و انسانی شکل دهد. در چنین شرایطی، مخاطب به جای مواجهه با تصویری انتزاعی از ایران یا اسلام، با انسان‌هایی مواجه می‌شود که مانند هر انسان دیگری با مسئله زندگی، انتخاب، خانواده، اخلاق، شکست، امید و آینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

وی با اشاره به ظرفیت سینمای ایران افزود: ایران در حوزه سینما سرمایه‌ای کم‌نظیر در اختیار دارد، به طوری که تجربه چند دهه سینمای پس از انقلاب نشان داده است که بسیاری از آثار ماندگار ایرانی، بدون آن­که مستقیماً درصدد دفاع تبلیغاتی از ایران باشند، توانسته‌اند تصویری انسانی از جامعه ایرانی به جهان ارائه کنند. همچنین اعتبار بخشی از سینمای ایران در جهان نیز از همین مسیر شکل گرفته است یعنی توانایی تبدیل یک تجربه بومی به مسئله‌ای انسانی موثر هستند.

این پژوهشگر حوزه رسانه در پایان سخنان خود اظهار داشت: موضوعاتی همچون کودک، خانواده، مرگ، اخلاق، انتخاب، فقر، عشق، تنهایی، مسئولیت و رابطه انسان با دیگری، مرزی جغرافیایی نمی­شناسند. بنابراین، سینمای ایران هنگامی که چنین مضامینی را از دل فرهنگ و تجربه ایرانی روایت می­کند، بدون آن­که الزاما شعار مستقیمی درباره ایران مطرح کند، امکان شناخت این کشور را برای مخاطبان دیگر فراهم آورد.

در ادامه این نشست شریف رضایی­منش، پژوهشگر حوزه علوم انسانی با اشاره به ظرفیت سینما در دیپلماسی فرهنگی اظهار داشت: ظرفیت سینما را باید فراتر از مفهوم رایج دیپلماسی فرهنگی مورد توجه قرار داد، زیرا دیپلماسی فرهنگی معمولاً با پیام، مذاکره و نمایندگی سروکار دارد، در حالی که سینما با تجربه کار می‌کند. برای مثال، یک فیلم موفق ایرانی می‌تواند مخاطب را برای مدتی وارد جهان زندگی ایرانی کند؛ اتفاقی که یک کمپین رسمی فرهنگی لزوماً قادر به انجام آن نیست.

وی افزود: اگر این ورود به جهان ایرانی از مسیر یک اثر هنری و روایت قدرتمند اتفاق بیفتد، می‌تواند مقاومت‌های اولیه مخاطب را کاهش دهد، زیرا مخاطب احساس نمی‌کند در برابر یک پیام سیاسی یا یک تلاش مستقیم برای اقناع قرار گرفته است. از همین منظر، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های سینمای ایران برای مقابله با اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی، قدرت عبور از سیاست به انسان است.

رضایی منش خاطر نشان کرد: سینمای ضعیف معمولاً تلاش می‌کند ایران را توضیح دهد، در حالی که سینمای قدرتمند اجازه می‌دهد ایران دیده و تجربه شود، چرا که اگر فیلمساز بخواهد در تمام طول فیلم ثابت کند که ایرانیان مردمی صلح‌طلب، با فرهنگ و مهمان‌نواز هستند، ممکن است نتیجه کار به یک بیانیه تصویری تبدیل شود. اما اگر فیلم داستان انسان‌هایی را روایت کند که در یک موقعیت اخلاقی، خانوادگی یا اجتماعی با انتخابی دشوار مواجه هستند و مخاطب بدون آن­که به شکل مستقیم تحت فشار پیام قرار گیرد، با بخشی از واقعیت فرهنگی و انسانی ایران مواجه خواهد شد.

این پژوهشگر علوم انسانی و اسلامی تصریح کرد: یکی از خطرهای جدی در سیاست‌گذاری فرهنگی، تبدیل سینما به کارخانه تولید پاسخ است، به خاطر این­که  هرگاه یک رخداد سیاسی اتفاق می‌افتد، انتظار می‌رود سینما هم بلافاصله فیلمی برای پاسخ‌گویی تولید کند، و همین امر سینما را از یک نهاد خلاق به یک رسانه واکنشی تبدیل می­کند.

وی ادامه داد: مقابله پایدار با اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی به فیلم‌های واکنشی محدود نمی‌شود، بلکه به جریانی مستمر از تولید آثار باکیفیت نیاز دارد. نهادی که قصد دارد از سینما به‌عنوان یک قدرت فرهنگی استفاده کند، باید پیش از هر چیز فیلمنامه‌نویس، پژوهشگر، کارگردان و تهیه‌کننده را تقویت کند و تنها به تعیین موضوع فیلم اکتفا نکند.

رضایی‌منش با اشاره به ضرورت توجه به عرضه بین‌المللی آثار سینمایی اظهار داشت: یکی از تناقض‌های موجود در سینمای ایران این است که ممکن است یک اثر از ظرفیت بالای هنری و فرهنگی برخوردار باشد، اما به دلیل ضعف در ترجمه، بازاریابی، شبکه‌سازی، توزیع و ارتباط با مخاطب خارجی، امکان اثرگذاری گسترده پیدا نکند. بنابراین، سیاست فرهنگی در این زمینه باید علاوه بر تولید، برای توزیع، عرضه و دسترسی به آثار نیز برنامه داشته باشد تا بخشی از روح، تجربه و مسائل جامعه ایرانی به زبانی قابل گفت‌وگو با جهان تبدیل شود. از این­رو، چنین فیلمی ممکن است درباره یک خانواده، یک کودک، یک شهر یا حتی یک مسئله کاملاً شخصی باشد، اما اگر بتواند از امر خاص به امر انسانی برسد، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای معرفی ایران تبدیل شود.

این پژوهشگر علوم انسانی و اسلامی با تأکید بر ضرورت پرهیز از ارائه تصویر غیرواقعی از جامعه ایران خاطرنشان کرد: سینمای ایران برای مقابله با ایران‌هراسی نباید به تولید تصویری کاملاً مثبت و بدون نقص از ایران پناه ببرد، چراکه اگر این تصویر مثبت غیرواقعی باشد، خود می‌تواند به کلیشه‌ای تازه تبدیل شود. قدرت سینما در صداقت آن است و جامعه‌ای که ضعف‌ها، تناقض‌ها و مسائل خود را نیز به تصویر می‌کشد، برای مخاطب باورپذیرتر خواهد بود. از همین­رو، ایران را نمی‌توان با حذف همه مشکلاتش به جهان معرفی کرد، بلکه باید جامعه‌ای را به تصویر کشید که در آن مسئله، اختلاف، امید، شکست، اصلاح و تلاش برای بهتر شدن در کنار یکدیگر وجود دارند. چنین تصویری به‌مراتب معتبرتر از تصویری آرمانی و بی‌نقص خواهد بود و می‌تواند اعتماد مخاطب را افزایش دهد. بر این اساس، مقابله سینمایی با ایران‌هراسی در واقع دفاع صرف از ایران نیست، بلکه آشکار کردن پیچیدگی‌های آن است.

رضایی‌منش خاطرنشان کرد: از این منظر، ظرفیت اصلی سینمای ایران برای مقابله با اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی تنها با افزایش بودجه یا تولید تعداد بیشتری فیلم به دست نمی‌آید، بلکه این ظرفیت در توانایی سینما برای تبدیل تفاوت به شناخت و بیگانگی به تجربه مشترک انسانی نهفته است.

این پژوهشگر علوم انسانی و اسلامی تاکید کرد: ایران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهان بیش از آن­که به فیلم‌هایی نیاز داشته باشد که دائماً بگویند ما آن‌گونه که شما تصور می‌کنید نیستیم، به فیلم‌هایی نیاز دارد که مخاطب پس از تماشای آن­ها دیگر نتواند ایران را تنها با همان کلیشه‌های قبلی تصور کند، چرا که اگر سینمای ایران بتواند انسان ایرانی را در پیچیدگی واقعی خود، فرهنگ ایرانی را در پویایی معاصر و اسلام را در ساحت اخلاقی و انسانی آن روایت کند، آن­گاه سینما از یک ابزار تبلیغاتی فراتر خواهد رفت و به یک قدرت معرفتی تبدیل خواهد شد. از این­رو، در چنین وضعیتی سینمای ایران نه در مقام پاسخ‌گو به سینمای غرب، بلکه در مقام صاحب روایت وارد میدان خواهد شد و این نقطه، مرز عبور از مقابله به  رقابت روایی است، رقابتی که در آن پیروزی با بلندتر بودن صدا حاصل نمی‌شود.

رضایی منش در پایان این نشست تأکید کرد؛ مسئله امروز سینمای ایران تنها این نیست که چگونه تصویر منفی ساخته‌شده از ایران و اسلام را اصلاح کند، بلکه مسئله بزرگ‌تر آن است که چگونه آن‌قدر تصویرهای انسانی، عمیق و معتبر از ایران و جهان اسلام تولید کند که یک تصویر واحد دیگر نتواند نماینده تمام حقیقت باشد. بنابراین، سینمای ایران برای مقابله با اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی بیش از هر چیز به اعتماد به ظرفیت روایت خود دارد، ظرفیتی که اگر با کیفیت هنری، استقلال خلاق، پژوهش، شناخت مخاطب جهانی و یک نظام حرفه‌ای برای عرضه آثار همراه شود، می‌تواند از پرده سینما فراتر رود و در ساختن تصویری تازه از ایران و اسلام در ذهن جهان سهمی تعیین‌کننده ایفا کند.

انتهای پیام/