گفتوگو| 13 آبان؛ حماسه تسخیر و تحقیر آمریکا
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 13 آبان 1405 - 12:16
خبرگزاری تسنیم؛ حماسه 13 آبان ماه سال 1358، در تاریخ انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه عطفی در مبارزه با استکبار جهانی ثبت شده است؛ در این روز، دانشجویان پیرو خط امام خمینی (ره) با اشغال سفارت آمریکا در تهران، صفحه ای جدید در تاریخ مبارزات ضد استعماری ایران گشودند. تسخیر لانه جاسوسی، فراتر از یک اقدام نمادین، انعکاسی از خشم و انزجار ملت ایران از سیاست های مداخله جویانه و سلطه گرانه آمریکا در ایران بود؛ سیاست هایی که ریشه در کودتای 28 مرداد 1332 و حمایت از رژیم پهلوی داشت. این اقدام جسورانه، نه تنها به افشای اسناد و مدارک محرمانه و جنایات پنهان آمریکا در ایران انجامید، بلکه به عنوان یک نماد از استقلال و خودباوری ملی ایران در برابر قدرت های بزرگ جهانی مطرح شد.
تسخیر لانه جاسوسی، اگرچه با واکنش های تند بین المللی و پیامدهای سیاسی متعددی همراه بود، اما به عنوان یک رویداد تأثیرگذار و حماسه ای بزرگ در شکل گیری هویت انقلابی ایران و الگویی برای جنبش های آزادی بخش در جهان به شمار می رود. حجت الاسلام دکتر عباسعلی مشکانی سبزواری، مدیرگروه فقه و مبانی اجتهاد مرکز تخصصی آخوند خراسانی (ره) در گفتوگو حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم به بررسی ابعاد مختلف این حماسه تاریخی پرداخت که در ذیل میآید.
تسنیم ـ این حرکت از سوی دانشجویان کدام دانشگاه بود و چه عواملی، زمینه شکل گیری آن را فراهم کرد؟
مقدمتاً دو نکته عرض می کنم؛ نکته اول اینکه سیزدهم آبان برای ما یادآور سه حادثه است؛ دو حادثه تلخ و یک حادثه شیرین. یکی سیزدهم آبان 1343 که مربوط به تبعید امام خمینی از ایران توسط آمریکایی ها به دلیل مخالفت ایشان با کاپیتولاسیون (لایحه ای برای حفظ امنیت مأموران آمریکایی در ایران و مصونیت قضایی آن ها) است و دیگری سیزدهم آبان 1357 و به خاک و خون کشیده شدن دانش آموزان در اعتراض به جنایات رژیم وابسته به آمریکا در ایران. حادثه شیرین هم سیزدهم آبان 1358 است که حماسه تسخیر لانه جاسوسی و شیطانی آمریکا توسط دانشجویان خط امام رقم خورد. از قضا در هر سه حادثه، یک طرف، آمریکای جنایتکار و ایادی اش قرار دارند و در طرف دیگر ملت مظلوم و ستمدیده ایران.
نکته دوم نیز مربوط به سابقه دشمنی آمریکای خونخوار و مستکبر با ملت ایران است؛ گاهی این طور جلوه داده می شود که دشمنی آمریکا با ملت ایران، ناشی از تسخیر لانه جاسوسی است، در حالی که قضیه، عکس است و تسخیر لانه جاسوسی، نتیجه دشمنی دیرینه آمریکا با ملت ایران است. دشمنی آمریکا با ملت ایران حداقل به قبل از 28 مرداد 1332 بر می گردد؛ زمانی که آمریکا علی رغم خواست ملت ایران، در ایران کودتا کرد و حکومت دکتر مصدق را سرنگون و شاهِ فراری را دوباره به کشور برگرداند. آغاز رسمی دشمنی از آن زمان بود و شروع دشمنی هم از طرف آمریکا بود. آمریکا برای در اختیار گرفتن ایران و منابع آن، تلاش کرد رژیم پهلوی را که با فشار ملت ایران از صحنه گریخته بود، دوباره بر سر کار بیاورد و این کار را از طریق کودتا علیه دولت وقت ایران انجام داد. از آن زمان جنایات آمریکا علیه ملت ایران شروع شد و تاکنون هم ادامه دارد و آخرین حماقت و خباثت آن ها علیه ملت ایران، جنگ 12 روزه و سپس جنگ 40 روزه (جنگ رمضان) بود که به ملت ایران تحمیل و خسارات عدیده ای از قبیل شهادت قائد شهید امام خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه، فرماندهان، مردم شریف و کودکان مظلوم میناب و دیگر جاهای کشور را متوجه ملت ایران کردند؛ البته به مدد الهی، پوزه کثیفشان به خاک مالیده شد و امروز شاهد سرفرازی ملت ایران و زبونی و بیچارگی آمریکا و سگ های دست آموز در منطقه هستیم. پس این ادعا که دشمنی آمریکا با ما از تسخیر لانه جاسوسی شروع شد، درست نیست.
و اما جریان حماسه تسخیر لانه جاسوسی؛ چنان که عرض کردم دشمنی آمریکا با ملت ایران، درازدامن بود و فقط در فقره مربوط به 13 آبان ها، شما حداقل دو جنایت بزرگ از طرف آمریکایی ها را شاهد هستید، به علاوه دیگر جنایات و ظلم ها. از ساعات اولیه پیروزی انقلاب هم این دشمنی ها چند ده برابر شد و توطئه چینی ها برای سرنگونی انقلاب اسلامی آغاز شد؛ ابتدا تدارک کودتا دیدند تا بتوانند حرکت مردم و انقلاب را خنثی کنند، اما به لطف خدا قضیه لو رفت و موفق نشدند. بعد رفتند سراغ انواع و اقسام طرح ها و تلاش ها؛ چه تلاش های سیاسی رسمی که سنای آمریکا از همان روزهای اول علیه جمهوری اسلامی، رسماً موضع گرفت و اعلام خصومت و تحریم کرد و چه تلاش های غیرعلنی و غیررسمی که در آن با عوامل و مزدورانشان در داخل کشور تماس گرفتند تا شاید بتوانند از حضور قومیت های مختلف برای ایجاد اختلاف در میان ملت استفاده کنند؛ مثلاً در جای جای کشور، مانند خوزستان، کردستان، گنبد، آذربایجان و… تحت عناوینی نظیر «خلق عرب»، «خلق کُرد»، «خلق ترکمن» و «خلق ترک» جریان های مخالف انقلاب اسلامی به راه انداختند، ولی الحمدلله در جملگی موارد، ملت و جوانان ایران توی دهنشان زدند.
بیشتر این اقدامات را در لانه فساد و جاسوسی خودشان که نام «سفارت» بر آن گذاشته بودند، انجام می دادند. از این رو دانشجویان خط امامی، با الهام از اعلام مواضع و سخنان امام خمینی رحمة الله علیه که در ماه ها و هفته های منتهی به 13 آبان طلاب و دانشجویان را به هوشیاری در برابر آمریکا فرا می خواندند، در اقدامی بزرگ و بی نظیر، تصمیم گرفتند این لانه فساد و توطئه و دشمنی علیه ملت و انقلاب ایران را تصرف کنند که در 13 آبان 1358 این حماسه رقم خورد و انقلاب دوم نامیده شد. اینکه می گوییم این حرکت، الهام گرفته از مواضع حضرت امام بود به این دلیل است که به طور مثال حضرت امام چند روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی (10 آبان 1358) طی پیامی خطاب به طلاب، دانشجویان و جوانان فرمودند: «دشمنان ما در هر فرصت، خصوصاً در این روز از هیچ توطئه ای دست بردار نیستند و با هر وسیله ممکن می خواهند آرامش را از ملت عزیز سلب کنند. بر دانش آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند».
حماسه سازان تسخیر لانه جاسوسی و تحقیر آمریکا
طراحی و اجرای این حماسه، از سوی تعدادی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در دانشگاه های اصلی کشور (تهران، صنعتی شریف، امیر کبیر [پلی تکنیک]، شهید بهشتی [دانشگاه ملی] و…) بود. از قضا اسناد کشف شده، بعد از تسخیر لانه جاسوسی هم پرده از برنامه ها و اقدامات بنیان برافکن دیگری برداشت که افزون بر آن چیزی بود که تصور می شد.
قائد شهید امام خامنه ای عزیز (قدس الله نفسه الزکیه) در این زمینه اشارت خوبی دارند: «بعد از آنکه جوان های ما رفتند و این مرکز را تسخیر کردند و با زحمت زیاد توانستند کاغذهایی را که خرد شده بود، مدارکی را که در کاغذخردکن ریخته شده بود، گردآوری کنند، جمع کنند، به هم بچسبانند و به صورت کتاب دربیاورند، آن وقت معلوم شد که چه توطئه هایی هم در طول این مدت در داخل سفارت آمریکا وجود داشته. این کتاب ها حدود هفتاد جلد است؛ شماها خوانده اید این ها را؟ چرا هیچ نشانی از مضامین برگزیده این کتاب ها در مجموعه مدارس ما، دبیرستان های ما، دانشگاه های ما نیست؟ چرا؟ این یکی از اعتراض های من است. وزیر جدید محترم آموزش وپرورش اینجا در جلسه هستند؛ چرا این ها را داخل کتاب های درسی قرار نمی دهید؟ چرا نمی گذارید نسل جوان ما، نسل جدید ما بفهمد و بداند که آمریکا با اینجا چه کرده است و چه توطئه هایی زیر سر داشته؟ حرکت دانشجویان برای تسخیر سفارت، واکنش به این همه خباثت بود که پیروزمندانه اتفاق افتاد؛ یعنی جلوی تحرک ابرقدرتِ پرروی زیاده خواه آمریکا را در داخل کشور گرفت؛ انقلاب یعنی این…» (12/8/1395)
حضرت امام نیز پس از این حماسه، بارها از آن حمایت کردند و برای نمونه در نخستین سخنرانی خود پس از این حماسه در تاریخ 14 آبان 58، ضمن تأیید اقدام دانشجویان، آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیده و به سفارت آمریکا لقب «لانه جاسوسی» دادند. امام خمینی در موضع گیری بعدی خود در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان و گروه فنی اعزامی به پاکستان در تاریخ 16/8/58 طی بیاناتی مجدداً و به صورت رسمی دانشجویان را مورد تأیید قرار داده و اشغال سفارت آمریکا را عکس العمل طبیعی ملت ایران دانستند و آن را حرکتی خودجوش و مردمی معرفی کردند.
تسنیم ـ چرا امام خمینی تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان را «انقلاب دوم» نامیدند و حتی آن را فراتر از انقلاب اول دانستند؟
در انقلاب اول، پای استبداد از کشور قطع شده بود؛ استبدادی که خیمه شب بازی یک سری کشورهای استعمارگر بود و در انقلاب اول بساط آن و بازیگرانش از کشور برچیده شد، اما کماکان طراحان و حامیان این خیمه شب بازی که استعمارگران خارجی بودند، در کشور حضور داشتند و مشغول توطئه و برنامه ریزی برای نابود کردن انقلاب بودند. در انقلاب دوم (تسخیر لانه جاسوسی)، پا و ریشه استعمارگران نیز از کشور بریده و کنده و چشم فتنه کور شد. در انقلاب اول، شاخ و برگ زده شده بود، اما در حماسه تسخیر لانه جاسوسی، ریشه فساد کنده و از کشور بیرون انداخته شد؛ لذا حضرت امام بر این حماسه، نام انقلاب دوم نهادند و آن را مهم تر از انقلاب اول خواندند.
به تعبیر عامیانه، آمریکای بعد از حماسه تسخیر، دیگر آن آمریکای سابق نشد؛ شکست بزرگی را متحمل شد و اقدامات بعدی اش برای لاپوشانی این شکست، او را مفتضح تر کرد. در واقع حماسه تسخیر، مقدمه تحقیر آمریکا در منطقه و جهان و تزلزل قدرت او شد و به حول و قوه الهی، حماقت اخیر این مستکبر، زمینه نابودی کاملش را فراهم کرده است. به طور مشخص در آن زمان، برای اولین بار در دو سال پشت سر هم آمریکا دو شکست اساسی از ملت ایران خورد و در دو جنگ 12 روزه و 40 روزه اخیر نیز، بار دیگر تودهنی محکمی از ملت رشید ایران خورد و این پیروزی ها الگویی شد برای ملت های دیگر جهت مقابله با استعمار آمریکا و آغازی بود بر تحقیر آمریکا و تسخیر قدرت او در جهان و مقدمه ای برای نابودی اش؛ این مهم، نشانگر اهمیت حماسه تسخیر و انقلاب دوم است.
در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی، از مراحل سه گانه «ایجاد، استقرار و توسعه»، حماسه تسخیر لانه جاسوسی، اقدامی بنیادین و مهم در مرحله استقرار انقلاب اسلامی به شمار می رود. در واقع قطع دست اجانب از کشور و نفی سبیل کفار بر کشور اسلامی بر اساس قاعده نفی سبیل، یکی از مهم ترین اقدامات در مرحله استقرار و تثبیت انقلاب اسلامی است.
تسنیم - این واقعه در دوران پس از انقلاب و طی چند دهه اخیر چگونه بر ذهنیت و هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانیان اثرگذار بوده است؟
حماسه تسخیر لانه جاسوسی، تاثیرات و پیامدهای مختلف ملی و بین المللی در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… داشت؛ مسأله، مسأله کوچکی نبود؛ پای تسخیر و تحقیر ابرقدرت ادعایی جهان در میان بود و طبیعتاً پیامدهای مختلفی چه در بعد ایجابی و چه در بُعد سلبی داشت. اولین اثر این حماسه، تقویت هویت ملی، اعتماد به نفس ملی و خودباوری ایرانیان بود. این حماسه چنان که گفته شد، مقدمه کوتاه شدن دست و پای آمریکا و ایادی اش از ایران و مایه پیدا کردن حس شیرین استقلال ایران و ایرانی بعد از چند دهه از اجانب و غربی ها بود. وابستگی پهلوی ها به غرب، ایران و ایرانی و هویت ایرانی را تحقیر کرده و خودباوری را از آنان سلب کرده بود، در حدی که مسئولان و نخبگان طاغوتی معتقد بودند ما در حد ساختن آفتابه و لولهنگ و آبگوشت بزباش هستیم (هنوز هم ادامه این جریان را در کشور می بینیم)، اما تسخیر لانه جاسوسی و تحقیر آمریکا، اولاً سیلی محکمی بر چهره ظالم و ستمکاران عالم بود و ثانیاً روحیه ظلم ستیزی را در ایرانیان تقویت کرد و مردم احساس کردند که می توانند با چالش ها و مشکلات به طور مؤثری مقابله کنند. در واقع تغییرات ناشی از حماسه تسخیر لانه جاسوسی، سبب شکل گیری یک هویت ملی جدید شد که بر پایه مقاومت و مبارزه با استکبار بنا شده بود.
اثر دیگر این حماسه، نهادینه شدن فرهنگ مقاومت و مبارزه با استکبار در فرهنگ عمومی ایرانیان بود؛ تسخیر لانه جاسوسی به نمادی از مقاومت در برابر استکبار جهانی تبدیل شد. این موضوع در ادبیات و فرهنگ عمومی ایران بازتاب پیدا کرد و باعث شکل گیری فرهنگی جدید در مواجهه با قدرت های استکباری خارجی گردید. اعتماد به نفس و مقاومت خیره کننده ملت ایران در 8 ماه اخیر پس از شهادت قائد شهید، از اثرات و نفحات همان حادثه عظیم است.
افزایش حس ملی گرایی و وطن دوستی از دیگر آثار مهم این حماسه بود. تسخیر سفارت آمریکا، احساسات ضدآمریکایی و ملی گرایی را در میان ایرانیان تقویت کرد؛ این اقدام به عنوان یک واکنش به دخالت های تاریخی آمریکا در امور ایران (به ویژه کودتای 28 مرداد 1332) تعبیر شد و اثرات بنیادین آن را امروز با تمام وجود می بینیم و حس می کنیم. آگاهی جمعی و بیداری اسلامی اثر دیگر این حماسه است؛ تسخیر سفارت به عنوان یک نقطه عطف در بیداری اسلامی و آگاهی جمعی مردم ایران تلقی شد. این اقدام نشان دهنده احساس مسئولیت اسلامی و ملی در برابر تهدیدات خارجی بود و به خصوص در هشت ماه اخیر، این آگاهی جمعی و بیداری ملی و اسلامی مردم و ملت ایران، تمام جهان را انگشت به دهان کرده است.
تسنیم ـ این واقعه چه درسهایی برای نسل های آینده دارد؟
درس اول این حماسه، استکبارستیزی و مقابله با قلدری زورگویان عالم است؛ اگر در مقابل استبداد خارجی و استکبار کوتاه بیاییم، همه دارایی های مادی و معنوی ما را به تاراج می برد. با بریده شدن پای آمریکا از ایران، ایران مسیر پیشرفت و استقلال و آزادی را به معنای واقعی کلمه در پیش گرفت. استمرار این پایداری در دوره اخیر نیز ان شاء الله باعث بریده شدن پای آمریکا از منطقه غرب آسیا و آزادی ملت های مظلوم این منطقه از رقیت مستکبران عالم خواهد شد. درس دیگر این حماسه، ضرورت مقابله با خط سازش و تقویت خط مقاومت است. با توجه به مخالفت های دولت موقت (که متشکل از لیبرال ها و جریان سازی بودند) با تسخیر لانه جاسوسی، اگر به خط سازش میدان دهیم، تمام دستاوردهای انقلاب را پیش پای آمریکا و غرب نابود می کنند؛ چنان که تجربه بیش از نیم قرن ملت ایران، به وضوح گویای این مهم است؛ در همین قضایای اخیر، هر جا میدان برای جریان سازش هموار شد، دستاوردهای میدان، پیش پای دشمن ذبح شد. اگر به جریان سازش و غرب زده ها مجال داده شود، ملت ایران و تمام هستی و سرمایه های کشور را دودستی تقدیم آمریکا خواهند کرد.
تسنیم ـ اگر نکته ای در این زمینه باقی مانده است، بفرمایید.
در مورد حماسه تسخیر و تحقیر آمریکا باید کارهای زیادی انجام دهیم؛ به عنوان نمونه تولیدات علمی و هنری در زمینه فرهنگ سازی تسخیر لانه جاسوسی کار مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. با توجه به تاکیدهای مکرر قائد شهید امام خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه، در زمینه وارد کردن محتوای مربوط به اسناد لانه جاسوسی در کتب درسی و نشر آن ها در قالب های مختلف هنری (فیلم، داستان و…) لازم است کاری دقیق و فنی در این زمینه انجام پذیرد. موسسات و نهادهای فرهنگی و آموزشی نقشی مهم در این زمینه دارند (اعم از تلخیص اسناد لانه جاسوسی در قالب درسنامه تاریخ انقلاب، نگارش رمان و ارائه جالب خاطرات عاملان و حاضران در قضیه و…). کار مهم دیگر در این زمینه، دست گرفتن روایت حادثه در عرصه بین الملل است. دو قصه و روایت در مورد این اقدام راهبردی وجود دارد: آمریکایی ها قضیه را این طور در دنیا مطرح می کنند که آمریکا مثل همه کشورهای دیگر در داخل تهران سفارتخانه ای داشت و عده ای از روی بی تربیتی و بی اعتنایی به موازین بین المللی، ریختند و این سفارتخانه را که خانه آمریکایی ها بود، تسخیر و دیپلمات ها را دستگیر کردند. روشن است که این روایت، دروغ محض است. آنچه اتفاق افتاد، حماسه ای بود در راستای حمایت از استقلال و امنیت کشور اسلامی و کوتاه کردن دست اجانب و خون خوارانی که سال های سال، همچون اختاپوس بر کشور و منابع آن سیطره پیدا کرده بودند و هر طور که دلشان می خواست با ملت ایران رفتار می کردند. بعد از انقلاب هم دنبال سرنگون کردن و خنثی کردن انقلاب ملت ایران بودند، انقلابی که ملت ایران برای آن خون ها داده بودند و زجرها و محرومیت ها متحمل شده بودند. حماسه تسخیر، حماسه بزرگ ملت و جوانان ایران برای کوتاه کردن دست دشمن و ایادی اش از سرزمین ایران اسلامی بود.
نکته آخر هم اینکه؛ حماسه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حرکت کوچکی نبود؛ ما باید این جریان را به عنوان آغازینگاه تحقیر و تسخیر آمریکا در منطقه و جهان جلوه دهیم. ملت ایران با حماسه تسخیر، به معنای واقعی کلمه، آمریکا را تحقیر کرد و بعد از آن بود که ادبیات «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» در فرهنگ ایرانی باب شد. حماسه تسخیر و تحقیر آمریکا، هنر ملت حماسی و شجاع ایران بود که سردمدار شکستن سیطره و هژمون آمریکا در منطقه و جهان هستند.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/