مقاومت، مرگ خواهی نیست؛ پاسخ بیژن عبدالکریمی به نقدهای احمد زیدآبادی
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 13 آبان 1405 - 14:25
خبرگزاری تسنیم _ گروه فرهنگی: احمد زیدآبادی و بیژن عبدالکریمی در مناظره ای درباره ی سرنوشت جنگ و آینده ی ایران، بر سر یک پرسش بنیادین رودرروی هم ایستادند: مقاومت تا انتها یا مذاکره و توافق؟ زیدآبادی هشدار داد تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» کشور را به نابودی زیرساخت ها و از دست رفتن استقلال ملی می کشاند؛ عبدالکریمی در برابر، مذاکره بدون پشتوانه میدان را توهمی روانشناختی خواند و تاکید کرد «مقاومت برای توسعه، استقلال و زندگی است، نه مرگ خواهی».
هر دو طرف در این مناظره دوگانه مقاومت/ مذاکره را باطل دانستند، اما بر سر نسبیت میدان و دیپلماسی به توافق نرسیدند.
دوراهی تاریخی؛ حاکمیت ملی یا تجزیه و جنگ داخلی؟
بیژن عبدالکریمی ایران را در یکی از سرنوشتسازترین مراحل تاریخی خود دانست و گفت آینده کشور با آینده جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل پیوند خورده است. به گفته او دو امکان در برابر ماست: یا حاکمیت و استقلال ملی حفظ میشود و ایران به قدرت منطقهای و بازیگر فعال جهانی تبدیل میشود و در مسیر توسعه حقیقی و نوزایش تمدنی قرار میگیرد، یا کشور به سمت از دست رفتن حاکمیت ملی، خطر تجزیه، فرسایش سرزمینی و جنگ داخلی میرود. او نحوه ادامه جنگ، مدیریت جنگ و شیوه پایانبخشی به آن را یکی از مهمترین عوامل تعیین سرنوشت کشور خواند، هرچند یگانه عامل ندانست و به نقش عوامل اجتماعی، سیاسی، حاکمیتی و دیپلماتیک هم اشاره کرد.
زیدآبادی وضعیت کنونی را «نه جنگ و نه صلح» توصیف کرد که هیچکس آن را نمیخواهد و گفت این وضعیت قرار است به صلح منجر شود یا به جنگ. او هشدار داد تداوم این وضعیت، کشور را به سمت نابودی زیرساختها و از دست رفتن استقلال ملی میبرد و پرسید اگر رئیس مملکت با اختیار تام باشیم، برای حل مشکل کشور چه باید کرد.
مقاومت؛ استراتژی نجات است یا رمانتیسیسم سیاسی؟
زیدآبادی سیاست را نیازمند استراتژی دانست و گفت بدون استراتژی، همه حرفها شعاری و بیفایده است. او دوگانه مقاومت/مذاکره را «از اساس باطل» خواند و گفت در هیچ جای تاریخ نداریم که دولتی با دولت دیگر یا جنبشی با نیروی مخالفش اصل مذاکره را نفی کرده باشد و آن را به اتهاماتی مانند «بازی در زمین دشمن» یا «خیانت» تبدیل کند. او مقاومت مشروع در برابر تجاوز را پذیرفت و گفت به چهرههایش احترام میگذارد، اما بحث را بر سر استراتژی دانست.
عبدالکریمی تصویری را که مقاومت را «مازوخیست»، «بیمار جنگطلب» و «عاشق شهادت و بیگانه با زندگی» نشان میدهد، حرف مزخرف خواند و گفت مقاومت برای توسعه، استقلال، منافع اقتصادی مردم و زندگی است. او گفت دوستان اصلاحطلب مدعیاند جنگ دائمی و فروپاشی ایران را نمیخواهند، اما در عمل توهم سیاسی را به نام «رئالیسم سیاسی» به خورد ملت میدهند.
آیا دوگانه مقاومت و مذاکره از اساس باطل است؟
زیدآبادی ساخت دوگانه مقاومت/مذاکره را از اساس بیپایه دانست و گفت سیاست یعنی کشورداری و حفظ کشور؛ دیپلماسی همیشه بخشی از سیاست خارجی بوده و تنها ابزار دیپلماسی هم مذاکره است.
عبدالکریمی نیز دوگانه کاذب را رد کرد و گفت خودش آمده این دوگانه را بشکند. به گفته او دو قطب مذاکرهگرای مطلق و مقاومتگرای مطلق وجود ندارد و بحث بر سر این است که میان مذاکره و مقاومت چه نسبتی برقرار شود. او مذاکره را ابزاری در خدمت میدان دانست و گفت مقاومت نمیگوید مذاکره نکن، میگوید با دست پر سر میز مذاکره باش.
زیدآبادی با اشاره به اینکه آمریکا «پنجاه کشور» و «غول نظامی» است، گفت اگر بخواهیم قدرت را به اندازه آمریکا کنیم و بعد بجنگیم، این قدرت هرگز به اندازه آمریکا نمیشود و جنگ، قدرت را برابر نمیکند. او با یادآوری خسارات جنگ چهل روزه — از شهادت فرماندهان تا آسیب به بیش از سه هزار و پانصد شهروند و اصابت به دهها هزار هدف — گفت این تجربه نشان داد که ادامه رویارویی، قدرت کشور را افزایش نمیدهد.
عبدالکریمی با تأکید بر اینکه «هیچ کشوری فاقد قدرت نیست و هیچ کشوری هم قدرت مطلق نیست»، پرسید نتیجه اجرایی این حرف چیست و کارت بازی ایران پای میز مذاکره کدام است. او پرسید چرا در گفتمان مذاکرهگرا، اهمیت تنگه هرمز و پیشروی دستان ایران تا دریای مدیترانه و بابالمندب دیده نمیشود.؟
برق، آب، بنزین؛ آیا زدن زیرساخت ها یک فاجعه نظامی است؟
زیدآبادی هشدار داد اگر منابع برق را بزنند، برق چیزی نیست که فردا بتوان منبع دیگری برایش ساخت و حداقلش ماهها طول میکشد؛ در بیبرقی کامل، مردم در آپارتمانها محبوس میشوند، پمپ آب کار نمیکند، بنزین از بین میرود و مردم نه امکان جابهجایی دارند و نه آب و برق. او این وضعیت را «فاجعه تمامعیار انسانی» خواند و گفت تنها دو گروه در میان ایرانیان نسبت به زدن زیرساختها بیتفاوت بودند: بخشی از سلطنتطلبها و براندازها.
عبدالکریمی گفت هرکسی میداند جنگ هزینه دارد، اما آنچه مردم را عصبانی میکند، هزینه جنگ نیست، تقسیم ناعادلانه هزینههاست؛ عدهای جان میدهند و در میادیناند، عدهای کارمندند و تورم دو رقمی لهشان میکند و عدهای در همین شرایط ثروت انباشت میکنند. او گفت اینکه امروز ایران غزه نیست و با وجود تورم دو رقمی زندگی جاری است و مردم جابهجایی جمعیت ندیدهاند، بخشی از نتیجه مقاومت است.
«با دست پر بر سر میز مذاکره باش»، مذاکره بدون قدرت چه معنایی دارد؟
عبدالکریمی میز مذاکره بدون قدرت را «یک امر روانشناختی» خواند؛ جایی که برویم، بخندیم و شیرینی بگذاریم تا مشکلات حل شود. او رابطه ایران و آمریکا را رابطهای ساختاری و حاصل مناسبات نظام سلطه دانست، نه امری جریانی، و گفت نفس مذاکره ساختار تهدید و پایگاههای آمریکایی را تغییر نمیدهد.
زیدآبادی گفت هیچ کشوری در دنیای امروز فاقد قدرت نیست و هیچ کشوری هم صاحب همه قدرتها نیست؛ ایران با وسعت، جغرافیا، جمعیت و امکاناتش چیزی برای گفتن پای میز مذاکره دارد و نشستن پشت میز مذاکره به معنای ضعف نیست.
برجام، آتش بس پاکستان، مصدق؛ تضمینی اجرای توافق را چه کسی می دهد؟
عبدالکریمی پرسید: چه تضمینی وجود دارد که آمریکا و اسرائیل به تعهداتشان عمل کنند؟ و گفت مردم حافظه تاریخی تلخی از زمان مصدق تا برجام و آتشبس پاکستان دارند که با چند برچسب حذف نمیشود.
زیدآبادی گفت تضمین مطلق در دنیا وجود ندارد و هیچکس نمیتواند چنین تضمینی بدهد؛ روزانه دهها و صدها توافق بین کشورها امضا میشود که هیچکدام قابل اعتماد مطلق نیستند و هر آن ممکن است به هم بزنند، اما نمیتوان روابط خارجی را بر این اساس بنا کرد. او گفت در مذاکره، منافع دوجانبه و مشترک تعیینکننده است، نه تضمین مطلق.
بیژن عبدالکریمی اصلاحطلبان و چهرههایی مثل زیدآبادی را متهم کرد که دست و پای مقاومت را قطع میکنند، سبب استمرار جنگ و جریتر شدن طرف مقابل میشوند، اجازه شکلگیری روابط با چین و روسیه را ندادند و روابط با دیگر کشورها را تخریب کردند؛ از نگاه او همینها عامل از بین رفتن زیرساختها هستند.
احمد زیدآبادی این تفکیک مطلق میان دستگاه دیپلماسی و بدنه دفاعی را منطقی ندانست و گفت کسی که رفته مذاکره کرده خودش از سپاهیان بوده و خود را بخشی از جریان مقاومت میداند و هیچ اصلاحطلبی در آن مذاکرات حضور نداشته است. او گفت شورای عالی امنیت ملی که همه فرماندهان در آن هستند به این تفاهمنامه رأی دادند و متهم کردن توافق، متهم کردن همان فرماندهان است.
تورم از مقاومت است یا الیگاریشی؟
زیدآبادی ریشه مشکلات اقتصادی را در سیاستهای حکمرانی و مدیریت دانست و گفت مقاومت ربطی به تورم و معیشت ندارد؛ در دورههای مختلف، از دوره شاه تا دولتهای گوناگون، وضع مردم در سایه تحریم و سیاستهای اقتصادی شکل گرفته است. او گفت مردم به طور غریزی میدانند جنگ، آتش به مال و دارایی و ثروت و میراث کشور میزند.
عبدالکریمی گفت کل مشکلات اقتصادی با بیست میلیارد دلار حل میشود و بین صد و هفتاد تا دویست میلیارد دلار از کشور خارج شده و برنگشته است؛ از نگاه او اینها محصول الیگارشی و اقتصاد سیاسی است و قوه مجریه با سیاستهای اقتصادیاش که ترکیبی از الیگارشهاست، در این وضعیت سهیم است. او گفت در چنین ساختاری یقیناً شکست خواهیم خورد و باید در برابر آمریکاییها کوتاه بیاییم، مگر اینکه یک گفتمان فهیم در میان گفتمان انقلاب شکل بگیرد که سوژه مدرن و شکاف فرهنگی را درک کند و با اقتصاد سیاسی جامعهمحور، تورم را کنترل و تضاد طبقاتی را کم کند.
انتهای پیام/