احادیث «نهی از قیام» نباید به ابزار تضعیف جبهه داخلی تبدیل شود

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری:‌ در این روزها و بلکه سال‌های اخیر، عده‌ای از عالمان به ویژه «اخباری‌ها» با استناد به برخی روایات درباره نهی از قیام پیش از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه، تلاش می‌کنند مشروعیت حکومت را زیر سؤال ببرند و از این احادیث نتیجه بگیرند که هرگونه تشکیل حکومت در دوران غیبت باطل است. فارغ از صحت‌سنجی سند و متن این روایات و بررسی دلالت آنها و نیز فارغ از پذیرش یا انکار این دست از احادیث آل الله، یک پرسش مهم وجود دارد: آیا طرح چنین مباحثی در شرایط کنونی و در فضای عمومی جامعه، آن هم با چنین نتیجه‌گیری‌هایی، کار درستی است؟

حتی اگر فرض کنیم این روایات از نظر سند و دلالت معتبر باشند، باز هم باید میان بحث علمی و نحوه طرح آن در جامعه تفاوت قائل شد. بررسی روایات مربوط به قیام، حکومت و دوران غیبت، موضوعی تخصصی است که باید در محافل علمی و جمع‌های خصوصی و کارشناسی شیعیان دنبال شود. تبدیل این مباحث به ابزار جدال سیاسی در فضای عمومی، بدون توجه به شرایط و پیامدها، نه به فهم بهتر معارف اهل‌بیت کمک می‌کند و نه لزوماً نتیجه درستی به همراه دارد و نه به سیره و سنت عترت در حفظ جان و دمای مسلمین در برابر دشمنان ارتباط دارد.

نکته مهم‌تر، توجه به سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام در مواجهه با کسانی است که با برداشت یا تشخیص خود دست به قیام می‌زدند. حتی در مواردی که امامان با یک قیام همراهی نمی‌کردند یا آن را تأیید نمی‌کردند، لزوماً در برابر دشمنان به تخریب رهبر قیام نمی‌پرداختند.

میان نپذیرفتن یک حرکت و قرار گرفتن در جبهه مخالفان آن تفاوت وجود دارد. اهل‌بیت در بسیاری از موارد، ضمن حفظ موضع و تشخیص خود، حرمت و جایگاه کسانی را که در برابر حاکمان ستمگر ایستاده بودند، حفظ می‌کردند.

برای نمونه، در ماجرای حسین بن علی، معروف به شهید فخ، امام موسی کاظم علیه‌السلام با درخواست بیعت او همراهی نکرد. در روایتی که کلینی در کتاب الکافی نقل کرده است، امام به او فرمود: «یا ابن عمّ، لا تکلّفنی ما کلّف ابن عمّک عمّک أبا عبد الله، فیخرج منّی ما لا أرید، کما خرج من أبی عبد الله ما لم یکن یرید». یعنی «مرا در موقعیتی قرار نده که پسرعمویت، محمد بن عبدالله (مشهور به نفس زکیه)، عمویت امام صادق را در آن قرار داد؛ مبادا از من سخنی سر بزند که خود نمی‌خواهم.» اما نکته قابل توجه این است که امام پس از خداحافظی حسین فخ، به او فرمود: «یا ابن عمّ، إنّک مقتول فأجدّ الضراب»؛ یعنی ای پسرعمو، تو کشته خواهی شد؛ پس در نبرد سخت و استوار باش. این عبارت نشان می‌دهد که خودداری امام از همراهی با قیام، به معنای تخریب و تضعیف کسی نبود که در برابر حکومت عباسی ایستاده بود.

نمونه دیگر، رفتار امام صادق علیه‌السلام با زید بن علی است. درباره قیام زید گزارش‌های متفاوتی وجود دارد و نمی‌توان همه آنها را یکسان ارزیابی کرد؛ قدر مسلّم، عدم همراهی امام و صحابه‌ی ایشان با زید بود؛ با این حال، در روایتی آمده است که وقتی برخی نزد امام از زید بدگویی کردند، حضرت فرمود: «لا تفعل، رحم الله عمی زیداً»؛ یعنی «چنین نکن، خدا عمویم زید را رحمت کند.» امام رضا علیه‌السلام نیز بعدها در گفت‌وگو با مأمون، زید را از دانشمندان خاندان پیامبر معرفی کرد و فرمود او برای خدا خشمگین شد و با دشمنان خدا جنگید تا در راه خدا به شهادت رسید. این برخوردها نشان می‌دهد که حتی اگر درباره یک قیام اختلاف نظر وجود داشته باشد، نباید به تخریب شخصیتی که در برابر ظلم ایستاده است، تبدیل شود.

اینجا باید به یک تفاوت مهم توجه کرد: فرق است میان حدیث و سیره. حدیث، یک نقل مشخص از سخن یا رفتار معصوم است که باید سند، متن، شرایط صدور و دلالت آن بررسی شود. اما سیره، مجموعه رفتارها و مواضع اهل‌بیت در موقعیت‌های مختلف است. نمی‌توان یک روایت را جدا از مجموعه سیره‌ی امامان برداشت کرد و بر اساس آن برای همه شرایط و زمان‌ها حکم کلی صادر کرد. چه‌بسا یک حدیث در شرایط خاصی بیان شده باشد، اما سیره همان امام در موقعیتی دیگر، ابعاد دیگری از موضوع را روشن کند. فهم درست معارف اهل‌بیت نیازمند کنار هم قرار دادن این دو یعنی حدیث و سیره است، نه اینکه یک روایت را انتخاب کنیم و سایر رفتارهای ائمه را نادیده بگیریم.

از همین رو، حتی اگر کسی با استناد به برخی احادیث معتقد باشد که قیام و تشکیل حکومت پیش از ظهور با محدودیت‌ها و ملاحظاتی روبه‌روست، نمی‌تواند از این مسئله نتیجه بگیرد که باید در برابر دشمنان اسلام و جامعه اسلامی سکوت کرد یا جبهه داخلی را تضعیف کرد. باید از این کج‌فهمی از سیره رها شد و از خداوند توفیق فهم جامع‌تری طلب کرد. 

میان بحث نظری درباره شرایط حکومت در عصر غیبت و موضع عملی در برابر دشمنی که به دنبال ضربه‌زدن به کشور و جامعه است، تفاوت وجود دارد. نمی‌توان با یک بحث روایی، تمام مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی را کنار گذاشت. 

طرح این احادیث در فضای عمومی، آن هم در شرایطی که کشور با تهدیدها و فشارهای خارجی روبه‌روست، آسیب‌های جدی به همراه دارد:

1. نخست اینکه ممکن است به جامعه چنین القاء کند که اساساً هیچ حکومت دینی در دوران غیبت مشروعیت ندارد و در نتیجه، مردم نسبت به هرگونه دفاع از ساختار سیاسی و اجتماعی خود دچار تردید شوند.

2. دوم اینکه چنین مباحثی می‌تواند به اختلاف میان نیروهای مذهبی و انقلابی دامن بزند و به جای تمرکز بر تهدید اصلی، انرژی جامعه را صرف منازعات داخلی کند.

3. آسیب دیگر آن است که دشمنان می‌توانند همین بحث‌ها را دستمایه تبلیغات خود قرار دهند و از زبان برخی جریان‌های مذهبی، علیه باورهای دینی و ساختار سیاسی جامعه بهره ببرند.

البته این به معنای ممنوعیت نقد یا بستن راه پژوهش نیست، بلکه سخن بر سر مسئولیت در انتخاب زمان، مکان و شیوه طرح یک بحث است. اهل بیت با اینکه قیام‌های عصر خویش را تأیید نکردند و تا می‌توانستند ایشان را باز می‌داشتند،‌ اما همواره در بین عوام‌الناس و پادشاهان، از ایشان تمجید می‌کردند. حتی این ستایش‌ها، عده‌ای از عالمان را به شبهه انداخت که گویی اهل بیت قیام سادات را هم تأیید فرمودند. 

 باید میان پژوهش علمی درباره روایات آخرالزمان و موضع‌گیری سیاسی در شرایط حساس امروز مرز گذاشت. اگر کسی درباره اعتبار احادیث نهی از قیام، مفهوم حکومت در عصر غیبت یا حدود مشروعیت آن پرسشی دارد، می‌تواند آن را در فضای علمی و در جمع‌های تخصصی مطرح کند. اما تبدیل این مباحث به شعارهای عمومی و استفاده از آنها برای تخریب جبهه داخلی، نه با روش علمی سازگار است و نه با درس‌هایی که از سیره اهل‌بیت می‌توان گرفت. اهل‌بیت حتی آنجا که با یک قیام همراه نمی‌شدند، لزوماً در صف تخریب قیام‌کنندگان قرار نمی‌گرفتند؛ این درس مهمی است که نباید در میان منازعات سیاسی فراموش شود.

انتهای‌پیام/