راز مادری؛ واژه‌شناسی قرآنی «أمّ»

خبرگزاری تسنیم ـ مهدی رسولی*؛ در نگاه نخست و بر اساس درک عمومی و متداول، واژهٔ «مادر» تداعی‌کننده رابطه‌ای عاطفی، خانوادگی و زایشی میان والد و فرزند است. اما در متون بنیادین دینی و زبان دقیق قرآن کریم، مفاهیم فراتر از چارچوب‌های محدود روزمره به کار می‌روند. در زبان عربی، واژهٔ «اُمّ» (مادر) از ریشهٔ «أمَّ، یَؤُمُّ» مشتق شده است که در اصل لغت، به معنای قصد کردن، آهنگ چیزی را داشتن و به سوی هدفی حرکت کردن است. بر همین اساس، واژگانی نظیر «امام» پدید آمده‌اند؛ زیرا امام، پیشوا و مقصودی است که مؤمنان به سوی او گام برمی‌دارند و در مسیر زندگی از او الگو می‌گیرند. مادر را نیز از آن جهت در زبان عربی «اُمّ» نامیده‌اند که مأوا، پناهگاه و مقصد نهایی کودک است. هر فرزندی در تکاپوهای روزمره، پس از رویارویی با ترس‌ها و دشواری‌ها، سرانجام به آغوش مادر پناه می‌برد؛ بنابراین، مادر برای او پایان اضطراب و مقصد آرامش‌بخش حرکت به شمار می‌آید.

این دلالت دقیق واژه‌شناختی، روشنگر فهم آیه‌ای شگفت‌انگیز در سورهٔ قارعه است؛ آنجا که پروردگار دربارهٔ انسان‌های سبک‌بار از ایمان و عمل صالح می‌فرماید: «وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ * فَاُمُّهُ هاوِیَةٌ». این پرسش در نگاه اول پیش می‌آید که چرا قرآن کریم جهنم و آتش سوزان را «مادر» اهل شقاوت معرفی کرده است؟ علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان، با نگاهی بسیار عمیق به این تمثیل قرآنی توجه می‌دهد و می‌نویسد: «الظَّاهِرُ أَنَّ الْمُرَادَ بِهَاوِیَةَ جَهَنَّمُ وَ تَسْمِیَتُهَا بِهَاوِیَةٍ لِهَوِیِّ مَنْ اُلْقِیَ فِیهَا أَیْ سُقُوطِهِ إِلَى أَسْفَلِ سَافِلِینَ… وَ عَدَّ هَاوِیَةَ اُمّاً لِلدَّاخِلِ فِیهَا لِكَوْنِهَا مَأْوَاهُ وَ مَرْجِعَهُ الَّذِی یَرْجِعُ إِلَیْهِ كَمَا یَرْجِعُ الْوَلَدُ إِلَى اُمِّهِ»؛ جهنم از آن جهت مادرِ واردشوندگان نامیده شده که آتش مأوا، پناهگاه ابدی و مرجعی است که اهل شقاوت به آن بازمی‌گردند؛ درست همان‌گونه که کودک به سوی مادرش رجوع می‌کند.

استاد شهید مرتضی مطهری این حقیقت را با روایتی ناب و درس‌آموز از محضر استاد اخلاق و معرفت، آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، شرح می‌دهد. ایشان نقل می‌کند که آیت‌الله شاه‌آبادی، «اُمّ» را در این آیه به معنای «ما یَؤُمُّ الإنسان»؛ یعنی همان هدف، مقصد و غایت آدمی، تفسیر می‌کردند. بر مبنای این تبیین ژرف، عذاب قیامت نتیجهٔ تجسم عینی افکار، امیال و تصمیمات انسان در دنیاست. کسی که در سرتاسر زندگی مادی‌اش جز به شهوات، حسد، دنیاطلبی و تباهی نمی‌اندیشد و روحش با ارزش‌های معنوی پیوندی ندارد، با ارادهٔ خویش به سوی تاریکی گام برمی‌دارد. او در حقیقت جهنم را در دنیا قصد کرده و به همان مقصدی می‌رسد که پیوسته در طلب آن دویده است. چنین حرکتی به سوی قعر دوزخ، کاملاً منطبق بر روایتی مشهور از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که پس از شنیدن صدایی سهمگین در مدینه فرمودند: «این سنگ هفتاد سال در حرکت بود تا سرانجام به قعر جهنم رسید». این هبوط طولانی نشان می‌دهد که آدمی با دست خویش مقصدی را برمی‌گزیند و به سوی آن میل می‌کند؛ بنابراین، واژهٔ «اُمّ» در فرهنگ وحی، مستقیماً دلالت بر غایت، مقصد و جهت‌گیری حرکت وجودی دارد.

حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها)، قبلهٔ خاندان وحی

اگر این قاعدهٔ تفسیری و معنایی را اصل قرار دهیم، درگاه جدیدی برای شناخت جایگاه صدیقهٔ طاهره، فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، در نظام خلقت پیش روی ما گشوده می‌شود. القاب و اوصاف آن بانوی بی‌همتا، نه عناوین اعتباری یا القاب افتخاری از روی تعارف، بلکه بیانگر حقایق بنیادین تکوین است. وقتی ایشان را «سیدة نساء العالمین» و فراتر از آن «امّ العالمین» می‌نامیم، در پی توصیف جهت غایی و مقصد استکمالی آفرینش هستیم. مقام مادری حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نسبت به اهل‌بیت و کل جهان، صرفاً یک عنوان احساسی یا پیوند زایشی و خونی نیست؛ بلکه گویای مأوا بودن، قبله بودن و غایت بودن حقیقت فاطمی برای تمامی پویندگان طریق حق و کمالات انسانی است.

حجت‌های پروردگار و معصومان پاک نیز در سراسر بیانات معرفتی خود، با افتخار و ادب از این پیوند قدسی سخن به میان آورده و جایگاه والای ایشان را ستوده‌اند. در سخن معروف معصوم آمده است: «نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ اُمُّنَا فَاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْنَا»؛ ما حجت‌های خداییم بر خلق و مادرمان فاطمه، حجت خدا بر ماست. همراه شدن صفت والای «امّنا» با مقام بی‌بدیل «حجت بودن بر ائمه»، به‌روشنی گواهی می‌دهد که وجود ایشان مقصد و قبلهٔ معنوی سیر تکاملی خودِ اولیای الهی است. امامان معصوم در تمام مراحل امامت، هدایت امت و سیر در مدارج بندگی، حقیقت مادر پاک خویش را الگوی کمال، منشأ پیوند با فیض الهی و نقطهٔ نهایی مرجعیت می‌بینند؛ حقیقتی که امامت به سوی آن معطوف است و شأن مادری او، افقی فراتر از مراتب ظاهری امامت را به تصویر می‌کشد.

این جایگاه ممتاز تکوینی در ساختار هدایت الهی، در بیانات پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز به تصویر کشیده شده است؛ چنان‌که در روایتی معتبر از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است: «عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَظَرَ إِلَى الْأَرْضِ ثَالِثَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا أَحَدَ عَشَرَ إِمَاماً… وَ اُمُّهُمْ فَاطِمَةُ ابْنَتِی»؛ همانا خدای عزوجل نظری دیگر به زمین افکند و از میان آن یازده پیشوا و امام برگزید و مادرِ تمام آنان دخترم فاطمه است. گزینش یازده امام در پرتو عنوان «امّهم فاطمة»، گویای آن است که تداوم رشتهٔ ولایت و سررشتهٔ هدایت باطن هستی، بر محور مادریِ وجود زهرای مرضیه استوار گشته است؛ مادری که ظرف تحقق امامت و غایت مسیر سلسلهٔ هادیان به شمار می‌آید.

همین شأن و منزلت استثنایی را در کلام امام جعفر صادق (علیه‌السلام) به هنگام تلاوت آیهٔ «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» می‌بینیم؛ آنجا که بر انتساب به این حقیقت نوری تأکید کرده و با عبارتی سرشار از بالندگی می‌فرمایند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: أَنْتُمْ - وَ اللَّهِ - عَلَى دِینِ اللَّهِ، ثُمَّ تَلَا: یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ؛ ثُمَّ قَالَ: عَلِیٌّ إِمَامُنَا، وَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إِمَامُنَا، كَمْ مِنْ إِمَامٍ یَجِیءُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَلْعَنُ أَصْحَابَهُ وَ یَلْعَنُونَهُ، وَ نَحْنُ ذُرِّیَّةُ مُحَمَّدٍ وَ اُمُّنَا فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ». امام در پیوند با مسئلهٔ امامت و سرنوشت انسان‌ها در رستاخیز، فخر و نقطهٔ اتکای این سلسلهٔ نورانی را به مادرشان نسبت می‌دهند؛ گویی در ترازوی داوری محشر، مادری فاطمه (سلام‌الله‌علیها) عیار نجات و نشانهٔ پیوستگی به صراط مستقیم الهی است.

بر همین اساس، راز لقب شگفت‌انگیز «اُمّ أبیها» (مادرِ پدرش) که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به دختر گرانقدرشان عطا فرمودند، آشکار می‌شود. در ساختار عادی حیات، فرزند متولد از پدر است؛ اما در نظام معنایی وحی، فاطمه برای رسول‌الله «اُمّ»؛ یعنی غایت، پناه و ثمرهٔ وجودی، به شمار می‌آید. دختری که برای پدرش نقش مادر را ایفا می‌کند، نقطهٔ آرامش، مأوای تنهایی‌ها در سختی‌های رسالت و تجسم عینی آن حیات طیبه‌ای است که پیامبر برای تحققش مبعوث گشت. رسالت از قلب رسول خدا آغاز شد، اما بقا، طراوت و غایت آن در چشمهٔ کوثر فاطمی به ثمر نشست. از این رو، او نه فقط ام‌الائمه، بلکه مأوا و مقصد نهایی تمام مظاهر توحید و مجاهدت‌های نبوی است.

پرتوی از حقیقت فاطمی در حدیث شریف «لولاک»

این منظومهٔ فکری و واژه‌شناختی، راه را برای فهم معنای دقیق حدیث مشهور قدسی «لولاک» هموار می‌سازد؛ آنجا که پروردگار خطاب به رسول خویش می‌فرماید: «یَا أَحْمَدُ! لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ، وَ لَوْلَا عَلِیٌّ لَمَا خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلَا فَاطِمَةُ لَمَا خَلَقْتُكُمَا». چه بسا در بادی امر، این پرسش کلامی رخ بنماید که چگونه خلقت اشرف کاینات، یعنی پیامبر خاتم و امیرالمؤمنین (علیهماالسلام)، در گرو وجود زهرای مرضیه دانسته شده است. بر این پایه، مباحث پیش‌گفته پیرامون معنای «اُمّ» و ارتباط آن با مقام حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها)، مویدی دلالی بر متن این حدیث شریف است و نشان می‌دهد که مفاد آن با مبانی محکم قرآن و روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در کمال هماهنگی و انطباق قرار دارد.

*طلبه درس خارج حوزه علمیه قم

انتهای پیام/