بالاخره پای زنان هم به دربی قرمز و آبی باز شد!
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
- 11 آبان 1405 - 12:48
به گزارش خبرگزاری تسنیم، نخستین دربی تاریخ فوتبال زنان ایران میان دو تیم پرسپولیس و استقلال در ششم آبان 1405 در ورزشگاه شهدای شهرقدس برگزار شد و با پیروزی 2 بر 1 سرخپوشان به پایان رسید. فاطمه رضایی و سمیه اسماعیلی گلهای پرسپولیس را زدند و نیلوفر عظیمی تکگل استقلال را به ثمر رساند. این دیدار در چارچوب هفته پنجم لیگ برتر فوتبال زنان برگزار شد و پرسپولیس با این نتیجه صدرنشینی خود را تثبیت کرد. محدثه ذلفی نیز با ارسال دو پاس گل، نقش مهمی در این پیروزی تاریخی داشت و فاطمه رضایی نام خود را بهعنوان نخستین گلزن تاریخ دربی زنان ثبت کرد.
زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده ریاستجمهوری، پیش از بازی در توئیتی نوشت: نخستین دربی تاریخ فوتبال زنان ایران، فقط یک مسابقه نیست؛ روایت رؤیاهایی است که به میدان آمدهاند و ارادهای که راه را برای نسلهای بعد هموار میکنند و فرصتی برای دیدن توانمندی، شایستگی و درخشش دختران ایران؛ دخترانی که با تلاش و امید، فصلی تازه در ورزش کشور رقم میزنند. این پیام با تصویر پوستر بازی همراه بود و بازتاب گستردهای یافت. معاون امور زنان و سخنگوی دولت نیز شخصاً در ورزشگاه حضور یافتند تا بر اهمیت نمادین این رویداد تأکید کنند.
بازی در حضور حدود 500 تماشاگر زن برگزار شد. مردان، حتی خبرنگاران و عکاسان، اجازه ورود نداشتند. مسابقه از جمعه به چهارشنبه منتقل شده بود و مسائل مربوط به پخش زنده و حضور تماشاگران حواشی ایجاد کرده بود. محدودیتهایی که از یک سو نشاندهنده تلاش برای حفظ چارچوبهای فرهنگی بود و از سوی دیگر، پرسشهایی درباره میزان واقعی دیده شدن این رویداد ایجاد کرد.
این رویداد را میتوان از دو زاویه نگاه کرد. از یک سو، دختران فوتبالیست ایرانی سالهاست در شرایط سخت تمرین میکنند، با محدودیتهای پوششی و امکانات ناکافی میجنگند و حالا برای اولین بار دو باشگاه پرطرفدار پایتخت را در یک رقابت رسمی روبهروی هم میبینند. تلاش آنها واقعی است و نباید نادیده گرفته شود. گل فاطمه رضایی به عنوان نخستین گل تاریخ این دربی، لحظهای تاریخی برای فوتبال زنان کشور است. این دختران با وجود همه موانع، پشتکار نشان دادهاند و شایسته احتراماند. فوتبال زنان ایران مسیر دشواری را طی کرده و هر گام رو به جلو، نتیجه زحمت افرادی است که کمتر دیده شدهاند.
از سوی دیگر، این پرسش مطرح میشود که چرا چنین رویدادی در کانون توجه رسمی قرار میگیرد، در حالی که مسائل بنیادینتری در حوزه زنان همچنان حلنشده باقی ماندهاند. اشتغال پایدار، امنیت اجتماعی، آموزش کیفی، سلامت روان، حمایت از زنان سرپرست خانوار و حفظ بنیان خانواده، موضوعاتی هستند که سالهاست در اسناد بالادستی و برنامههای توسعه تکرار میشوند، اما پیشرفت آنها کند و گاه نمادین است. وقتی معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری، که وظیفهاش پیگیری مسائل راهبردی زنان است، با چنین شور و شوقی به یک مسابقه فوتبال میپردازد، این احساس ایجاد میشود که نمادها بر عمق مسائل اولویت یافتهاند.
جامعه ایرانی هویت فرهنگی اصیل خود را از ترکیب دین، خانواده، حیا، عزتنفس و مسئولیت اجتماعی میگیرد. این هویت در طول تاریخ، زن را نه به عنوان ابژهی نمایش، بلکه به عنوان رکن تربیت نسل و حافظ ارزشها تعریف کرده است. زن در فرهنگ ایرانی-اسلامی جایگاه ویژهای دارد؛ جایگاهی که بر محور مادری، همسری و تأثیرگذاری عمیق اجتماعی استوار است. وقتی مسئولان به تدریج و با زبان پیشرفت، الگوهای غربیِ نمایش توانمندی جسمانی زنان را برجسته میکنند، بدون آنکه بستر فرهنگی و اخلاقی آن را بازتعریف کنند، فاصلهای میان ظاهر و باطن جامعه ایجاد میشود. این فاصله را نمیتوان صرفاً به توطئه دشمن نسبت داد؛ بخشی از آن محصول تصمیمگیریهای داخلی و اولویتبندیهای نادرست است.
فوتبال زنان فینفسه امری مذموم نیست. ورزش برای سلامت جسم و روح مفید است و دختران ایرانی حق دارند در چارچوب موازین شرعی و عرفی جامعه خود فعالیت کنند. بسیاری از این دختران با حجاب و رعایت موازین شرعی در میدان حضور یافتهاند و این خود نشانهای از تلاش برای تطبیق ورزش با ارزشهای بومی است. اما تبدیل یک مسابقه به روایت رؤیاها و فصل تازه ورزش کشور در حالی که هنوز بسیاری از دختران جوان با مشکلات معیشتی، محدودیتهای شغلی و فشارهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند، نوعی جابهجایی در اولویتهاست. پیشرفت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که زیرساختهای فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی تقویت شوند، نه آنکه تنها ویترینهای ورزشی پررنگ شوند.
تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که توسعه ورزش زنان بدون توجه به بافت فرهنگی جامعه، اغلب به سمت تجاریسازی و نمایش میرود. در بسیاری از جوامع غربی، ورزش زنان به سرعت با مباحثی همچون برابری مطلق جنسیتی، تجاریسازی بدن و فاصله گرفتن از نقشهای سنتی خانواده گره خورده است. در ایران نیز خطر این وجود دارد که به جای تقویت هویت زن مسلمان ایرانی، الگوهایی وارد شود که در بلندمدت با ارزشهای بومی در تعارض قرار گیرند. مسئولان اگر واقعاً دغدغه توانمندسازی دارند، باید همزمان با حمایت از ورزش، بر تقویت نهاد خانواده، افزایش مشارکت واقعی زنان در اقتصاد مولد و حفظ حریمهای اخلاقی تأکید کنند.
حضور محدود تماشاگران زن و ممنوعیت حضور مردان نیز خود نشانهای از تناقض است. از یک سو شعار دیده شدن و درخشش میدهیم و از سوی دیگر چارچوبهایی وضع میکنیم که رویداد را تقریباً خصوصی نگه میدارد. این دوگانگی باعث میشود نه پیشرفت واقعی شکل بگیرد و نه هویت فرهنگی بهدرستی پاسداری شود. اگر هدف نمایش توانمندی دختران است، چرا این نمایش در شرایطی برگزار میشود که بخش قابل توجهی از جامعه امکان مشاهده مستقیم آن را ندارد؟ و اگر هدف حفظ حریمهاست، چرا اینقدر بر جنبه نمادین و رسانهای آن تأکید میشود؟
مسئله اصلی شاید این باشد که ما هنوز تعریف روشنی از پیشرفت زنان نداریم. آیا پیشرفت به معنای نزدیک شدن به الگوهای غربی است یا به معنای تقویت جایگاه زن در چارچوب هویت ایرانی-اسلامی؟ تا زمانی که این پرسش اساسی بیپاسخ بماند، هر رویدادی ، حتی اگر به ظاهر مثبت باشد ، میتواند به ابزاری برای جابهجایی آرام ارزشها تبدیل شود. جامعه ما در دهههای اخیر شاهد تغییرات فرهنگی تدریجی بوده است؛ تغییراتی که گاه از سوی نهادهای رسمی نیز تقویت شدهاند. وقتی از کودتای فرهنگی سخن میگوییم و برخی ناراحت میشوند، شاید علتش همین باشد که بخشی از این تغییرات، محصول تصمیمگیریهای داخلی است، نه صرفاً توطئه بیرونی.
زنان ایرانی ظرفیتهای عظیمی دارند. آنها در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نقشآفرینی کردهاند و میتوانند همچنان این نقش را گسترش دهند. اما این گسترش باید بر پایه هویت اصیل باشد، نه بر پایه الگوهای وارداتی که ریشه در فرهنگ دیگری دارند. فوتبال و ورزش میتواند بخشی از این مسیر باشد، به شرط آنکه در خدمت تقویت شخصیت، سلامت و اعتمادبهنفس قرار گیرد، نه آنکه به ابزاری برای نمایش و رقابت با استانداردهای بیگانه تبدیل شود.
در نهایت، دختران فوتبالیست پرسپولیس و استقلال شایسته تقدیرند. آنها با تلاش خود تاریخ ساختند و لحظهای بهیادماندنی برای فوتبال زنان ایران رقم زدند. اما جامعه و مسئولان باید مراقب باشند که این تاریخسازی به قیمت فراموشی مسائل عمیقتر تمام نشود. پیشرفت واقعی زمانی رخ میدهد که توپ فوتبال در کنار ریشههای فرهنگی و خانوادگی حرکت کند، نه آنکه جایگزین آنها شود. اگر قرار است فصل تازهای رقم بخورد، بهتر است این فصل با بازتعریف اولویتها و بازگشت به هویت اصیل آغاز شود، نه صرفاً با برگزاری یک دربی.
مسئولان حوزه زنان اگر واقعاً دغدغه نسلهای آینده را دارند، باید بیش از آنکه بر نمادها تمرکز کنند، بر حل مسائل بنیادین بکوشند. اشتغال پایدار برای زنان، حمایت واقعی از مادران، تقویت بنیان خانواده، ارتقای کیفیت آموزش و ایجاد امنیت اجتماعی، موضوعاتی هستند که تأثیرشان بسیار عمیقتر از یک مسابقه فوتبال است. توپ را میتوان به میدان آورد، اما ریشهها را نباید در حاشیه رها کرد.
انتهای پیام/