یادداشت| جدال ریسک‌های سیاسی و ارزندگی در بورس

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بازار سهام در هفته‌های اخیر با وضعیتی روبه‌رو شده که در نگاه نخست متناقض به نظر می‌رسد. از یک سو، گزارش‌های عملکرد شش‌ماهه شرکت‌ها از افزایش سودآوری و بهبود فعالیت برخی بنگاه‌های بورسی حکایت دارد و از سوی دیگر، شاخص‌های سهامی در مسیر اصلاح قرار گرفته‌اند و خروج نقدینگی حقیقی همچنان ادامه دارد. این تقابل نشان می‌دهد که در شرایط فعلی، صرف برخورداری شرکت‌ها از عملکرد مالی مطلوب برای ایجاد انگیزه کافی در سرمایه‌گذاران جهت ورود به بازار سهام کفایت نمی‌کند.

آمار معاملات نخستین روز هفته جاری نیز تصویری از این وضعیت ارائه می‌دهد؛ جایی که شاخص کل بورس با افت 1.62 درصدی به 7 میلیون و 838 هزار واحد رسید و به کمترین سطح خود از 13 مهرماه عقب‌نشینی کرد. شاخص هم‌وزن نیز 0.58 درصد کاهش یافت. هم‌زمان، حدود 5 هزار میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام خارج شد و مجموع خروج نقدینگی از زمان ثبت قله شاخص در 21 مهرماه به حدود 32 هزار میلیارد تومان رسید. شاخص کل در مقایسه با قله 8 میلیون و 460 هزار واحدی مهرماه نیز حدود 7.3 درصد کاهش ارتفاع داشته است.

این تحولات در شرایطی رخ داده که داده‌های بنیادی شرکت‌ها از وضعیت متفاوتی حکایت دارند. بر اساس آمارهای مطرح‌شده درباره عملکرد شرکت‌های بورسی، حدود 700 نماد در مجموع 2 هزار همت سود خالص شناسایی کرده‌اند که نسبت به دوره مشابه سال گذشته 135 درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین سود خالص شرکت‌ها در تابستان به بیش از هزار و 200 همت رسیده که در مقایسه با تابستان سال قبل 197 درصد رشد داشته است. این رقم نسبت به فصل بهار نیز دست‌کم 61 درصد افزایش یافته است.

با وجود چنین عملکردی، بازار سهام نتوانسته است از ظرفیت گزارش‌های مالی برای حفظ روند صعودی استفاده کند. به نظر می‌رسد افزایش وزن ریسک‌های سیاسی در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران، موجب شده است انتظارات مربوط به آینده بر ارزیابی عملکرد گذشته شرکت‌ها غلبه کند. در واقع، سرمایه‌گذار علاوه بر بررسی میزان سودآوری یک بنگاه، ناگزیر است احتمال تغییر شرایط اقتصادی، نرخ ارز، سیاست‌های دولت و تحولات سیاسی را نیز در محاسبات خود لحاظ کند.

ارزندگی سهام در سایه نااطمینانی

در این خصوص کارشناسان معتقدند بازار سرمایه در حال حاضر با تقابل میان ریسک‌های سیاسی و وضعیت بنیادی شرکت‌ها مواجه است.؛ و گزارش‌های شش‌ماهه و اطلاعات تولید و فروش شرکت‌ها عملکرد مطلوبی را نشان می‌دهند؛ به‌طوری‌که نسبت قیمت به درآمد بازار از محدوده 10 به حوالی 7 کاهش یافته و ارزش دلاری بازار نیز به کمتر از 100 میلیارد دلار رسیده است.

همچنین سرمایه‌گذاران در شرایط فعلی وزن بیشتری به ریسک‌های سیاسی و ابهامات پیش‌رو می‌دهند، و این موضوع باعث شده است حتی انتشار گزارش‌های مطلوب نیز نتواند به محرک قدرتمندی برای افزایش تقاضا تبدیل شود.

از سوی دیگر، در کنار عوامل سیاسی، برخی متغیرهای داخلی نیز بر رفتار معامله‌گران اثرگذارند. احتمال افزایش نرخ بهره، مداخلات سیاستگذار و بخشنامه‌های مبهم، به‌ویژه مقرراتی که می‌توانند بر سودآوری صنایع اثر بگذارند، از جمله عواملی هستند که بر انتظارات سرمایه‌گذاران سایه انداخته‌اند. همچنین کاهش قیمت جهانی طلا و نقره بر عملکرد صندوق‌های مبتنی بر این فلزات اثر گذاشته است.

حمایت‌های شاخص و چشم‌انداز معاملات

همچنین از منظر تکنیکال، محدوده 7 میلیون و 800 هزار واحد به‌عنوان یکی از سطوح حمایتی شاخص کل مورد توجه قرار گرفته است، و در صورت از دست رفتن این محدوده، سطوح 7 میلیون و 500 هزار و 7 میلیون و 200 هزار واحد می‌توانند حمایت‌های بعدی شاخص باشند. البته بازگشت بازار سهام از این سطوح نیز به تحولات سیاسی و انتشار اخبار اثرگذار وابستگی دارد.

در مجموع، آینده بورس را نمی‌توان فعلا با اتکا به رشد سودآوری شرکت‌ها یا روند نزولی شاخص‌ها ارزیابی کرد؛ و آنچه در مقطع کنونی اهمیت بیشتری دارد، میزان پایداری سود شرکت‌ها، ثبات متغیرهای اقتصادی، کاهش نااطمینانی‌های سیاسی و تغییر جهت جریان نقدینگی است. افزون بر این اگرچه کاهش نسبت قیمت به درآمد و رشد سودآوری می‌تواند از منظر بنیادی جذابیت سهام را افزایش دهد، اما تا زمانی که چشم‌انداز آینده برای سرمایه‌گذاران روشن‌تر نشود، بازگشت تقاضای موثر با محدودیت مواجه خواهد بود. به این ترتیب، آزمون اصلی بورس در روزهای پیش‌رو، نه فقط انتشار گزارش‌های بهتر، بلکه توانایی بازار سهام در تبدیل این عملکرد بنیادی به اعتماد و تقاضای پایدار خواهد بود.

انتهای پیام/