میزگرد «آسباد»-2| تلویزیون دنبال بازگشت «خانه سبز» و «همسران» است؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار رادیو و تلویزیون
- 09 آبان 1405 - 11:36
خبرگزاری تسنیم ـ مجتبی برزگر: در بخش نخست میزگرد سریال «آسباد»، تمرکز امکانات هنری در تهران، دشواریهای تولید در شهرستانها و ضرورت توجه به استعدادهای بومی مورد بحث قرار گرفت. اما گفتوگو در بخش دوم به پرسشهای گستردهتری درباره مسئولیت اجتماعی تلویزیون، جایگاه سریالهای اجتماعی در جذب مخاطب و ضرورت بازگشت به تولیدات خانوادگی و هویتمحور رسید.
بهرنگ ملکمحمدی، مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم، در این بخش از تجربه ساخت مجموعههایی با موضوعات کمتر پرداختهشده گفت و به دفاع از جایگاه تلویزیون در فضای متنوع رسانهای امروز پرداخت؛ او معتقد بود نمیتوان با تکیه بر این تصور که مخاطب تلویزیون کاهش یافته، ظرفیت و کارکرد این رسانه را نادیده گرفت. بحث درباره آمار مخاطبان، تفاوت مأموریت تلویزیون و پلتفرمها و ضرورت توجه به اهداف فرهنگی و اجتماعی در کنار میزان بیننده، از محورهای این گفتوگو بود.
یکی دیگر از موضوعات مهم، جای خالی سریالهای خانوادگی و آثاری با شخصیتهای باورپذیر و متناسب با زندگی امروز بود؛ مجموعههایی از جنس «خانه سبز» و «همسران» که همچنان در حافظه مخاطبان تلویزیون جای دارند. در این میان، بحث به احیای مجموعههای موفق و دشواریهای بازتولید تجربههای ماندگار نیز کشیده شد.
در ادامه، نقش پژوهش، مشاوران اجتماعی و روانشناسان در انتخاب سوژه و شکلگیری فیلمنامههای تلویزیونی به بحث گذاشته شد؛ اینکه تصمیم برای ساخت یک سریال اجتماعی تا چه اندازه باید بر شناخت نیازهای واقعی جامعه و ذائقه مخاطب استوار باشد و سهم سلیقه مدیران و سازندگان در این میان چقدر است.
اما «آسباد» همچنان یک دغدغه محوری دیگر را دنبال میکند: حفظ هویت و میراث فرهنگی ایران. ملکمحمدی در این بخش با اشاره به موضوع باستانشناسی و خروج آثار تاریخی از کشور، بر ضرورت تکیه بر دانشجویان، متخصصان و نیروهای داخلی برای حفاظت از میراث فرهنگی تأکید کرد؛ موضوعی که در دل قصه این مجموعه نیز جایگاه ویژهای دارد.
در پایان نیز حسام خلیلنژاد از تجربهها و دشواریهای هنرمندانی گفت که در مقاطع سخت فعالیت حرفهای، فرصت حضور داشتهاند اما گاهی در دورههای بعد کمتر دیده شدهاند. محمدحسین غفرانی، تهیهکننده مجموعه، هم از دشواریهای تولید در بیش از 30 لوکیشن روستایی و همراهی مردم محلی گفت؛ مردمی که در بسیاری از صحنهها، فراتر از انتظار گروه تولید کنار عوامل ایستادند.
در بخش دوم میزگرد «آسباد»، درباره نسبت تلویزیون با مخاطب امروز، ضرورت بازسازی اعتماد به تولیدات نمایشی، جایگاه سریالهای خانوادگی و مسئولیت رسانه در پاسداشت هویت فرهنگی و تاریخی ایران بیشتر میخوانیم.
میراث فرهنگی ایران؛ چرا باید به نیروهای داخلی اعتمادکنیم؟
* آقای صفری، اگر مخاطب بعد از تماشای «آسباد» بخواهد فقط یک نکته را به خاطر بسپارد، دوست دارید آن نکته چه باشد؟
سیامک صفری، بازیگر: به نظرم باید به داد این مناطق برسیم. در شهرستانها و بهویژه مناطقی مثل سیستانوبلوچستان، استعدادهای فراوانی در حوزههای مختلف وجود دارد که باید به آنها توجه کرد و فرصت بروز و ظهور داد.
بهرنگ ملکمحمدی، مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم: میخواهم به نکتهای درباره اتفاقاتی که همزمان با تولید این مجموعه رخ داد اشاره کنم. در جریان ساخت «آسباد»، گروهی از دوستان در حوزه مسئولیت اجتماعی فعالیتهایی انجام میدادند؛ از کمک به خانوادههای کمبرخوردار گرفته تا پیگیری آزادی زندانیان نیازمند.
این فعالیتها فقط به یک اقدام مقطعی محدود نبود و در طول تولید ادامه داشت. برای من جالب بود که این روحیه در میان عوامل پروژه هم وجود داشت. آقای خلیلنژاد نیز از جمله افرادی بود که در این زمینه بسیار فعال بود.
سیامک صفری بازیگر: بله، من همیشه حسام (خلیلنژاد) را میدیدم که کیسههای خرید در دست دارد. از او میپرسیدم این همه خرید برای چیست؟ میگفت برای بچههای آن منطقه میخرم؛ کسانی که به بعضی از این امکانات دسترسی ندارند. این روحیه و توجه به مردم، یکی از اتفاقات خوب و انسانی در جریان تولید این مجموعه بود.
بهرنگ ملکمحمدی مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم: میخواهم به موضوع دیگری هم اشاره کنم که به نظرم یکی از محورهای مهم «آسباد» است؛ مسئله میراث فرهنگی و ضرورت حفاظت از آثار تاریخی ایران.
البته درباره بخشی از این موضوع، ادعاهایی وجود دارد که نیازمند بررسی تاریخی و مستند است، اما پرسش مهمی مطرح میشود: چگونه بسیاری از آثار تاریخی ایران سر از موزههای کشورهای دیگر درآوردهاند؟ برای نمونه، وقتی درباره موزه لوور و بخش مربوط به ایران صحبت میکنیم، این پرسش پیش میآید که این حجم از آثار تاریخی چگونه از کشور خارج شدهاند؟
در طول سالهای گذشته، کاوشگران خارجی برای مدتهای طولانی در ایران فعالیت کردهاند و بخشی از آثار تاریخی نیز از کشور خارج شده است. به اعتقاد من، امروز باید در حوزه کاوش، باستانشناسی و مرمت، بیش از گذشته به نیروهای متخصص داخلی اعتماد کنیم. یک دانشجوی جوان باستانشناسی در کشور ما، به دلیل تعلق و تعهدی که به میراث سرزمین خودش دارد، میتواند نقش مهمی در حفاظت از این آثار ایفا کند.
اتفاقاً یکی از ایدههای اصلی «آسباد» نیز همین است. دوست داشتم درباره معنای نام سریال هم از من سؤال میکردید. آسباد یکی از سازههای قدیمی و پیشرفته ایرانی برای بهرهگیری از نیروی باد و آسیابکردن غلات است. این سازهها در بخشهایی از شرق ایران، از سیستان و زابل تا مناطق خراسان و بیرجند، وجود داشتهاند و بخشی از دانش و هویت تاریخی این سرزمین را نشان میدهند.
ساخت دکور و بازسازی این سازهها هم کار سادهای نبود و گروه برای آن زحمت زیادی کشید.
نکته مهمتر برای من، حضور یک جوان علاقهمند به میراث فرهنگی در دل قصه است؛ کسی که در کنار جوانان دیگری مثل خانم کیخا تلاش میکند از هویت بومی منطقه دفاع کند. در این داستان، حفظ آثار تاریخی فقط یک موضوع اداری یا تخصصی نیست؛ بلکه به دغدغه مردم محلی، هویت منطقه و حتی باورها و روایتهای تاریخی آنها گره خورده است.
در بخشی از داستان نیز میبینیم که عدهای به دنبال خارجکردن آثار و اشیای تاریخی از منطقه هستند و مسیر ماجرا به همین مسئله مربوط میشود. در قسمتهای پایانی هم مخاطب با سرنوشت این ماجرا و تلاش برای جلوگیری از این اتفاق روبهرو خواهد شد.
به نظرم پیام اصلی این بخش از قصه روشن است: در حوزه میراث فرهنگی، باستانشناسی و مرمت باید به توان متخصصان داخلی تکیه کنیم. این میراث متعلق به مردم ایران است و حفاظت از آن مسئولیتی ملی محسوب میشود.
تلویزیون امروز کجا ایستاده است؟
* در گزارشی که درباره سریالهای موفق اجتماعی تلویزیون منتشر شد، بحثهای مختلفی درباره وضعیت این آثار مطرح شد؛ هم نقدهای مثبت و هم دیدگاههای منفی. میخواهم از شما بپرسم تلویزیون امروز از نظر تولید سریالهای اجتماعی در چه جایگاهی قرار دارد؟ آیا همچنان میتواند به موضوعات تازه و مسائل روز جامعه بپردازد؟
بهرنگ ملکمحمدی مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم: در چند سال گذشته تلاش کردهایم به سراغ موضوعاتی برویم که پیش از این کمتر در تلویزیون به آنها پرداخته شده بود. برای نمونه، در سریال «فریبا» برای نخستینبار به موضوع اینفلوئنسرها پرداختیم. در «ذهن زیبا» نیز سراغ زندگی یک دانشمند برجسته ایرانی، دکتر بهاروند، رفتیم.
ایشان چهره علمی مهمی هستند. در جوانی برای ادامه فعالیت علمی به استرالیا رفتند و با وجود دشواریهای فراوان، توانستند به دستاوردهای قابلتوجهی برسند. در آن مجموعه تلاش کردیم زندگی و مسیر علمی یک دانشمند ایرانی را به تصویر بکشیم؛ موضوعی که پیش از این کمتر در قالب یک سریال تلویزیونی روایت شده بود.
در حوزههای دیگر هم تجربههای متفاوتی داشتهایم. سریال «بیگانگان» به موضوعی خاص و کمتر پرداختهشده در مجموعههای اجتماعی پرداخت. در حوزه آثار حادثهای و امنیتی نیز «روشنایی شب» را داشتیم که به نظرم تصویری واقعی و قابلتوجه از موضوع داعش ارائه کرد.
«ساحره» هم از دیگر مجموعههایی بود که در ماه رمضان پخش شد و با واکنشهای مختلف مخاطبان همراه بود. در حوزه آثار ماورایی نیز تجربههایی داشتهایم و اکنون مجموعه «پرنده کوکی» را در دست تولید داریم که به موضوعی حساس و اجتماعی میپردازد.
به نظرم تلویزیون در سالهای اخیر تلاش کرده است موضوعات متنوعتری را وارد قصههای نمایشی کند و صرفاً به تکرار سوژههای گذشته بسنده نکند.
آیا تلویزیون واقعاً مخاطب ندارد؟
* با توجه به گسترش پلتفرمهای نمایش خانگی و تغییر الگوی تماشای مخاطبان، برخی معتقدند تلویزیون بخش مهمی از مخاطبان خود را از دست داده است. از سوی دیگر، آمارهای رسمی و نظرسنجیها نیز گاهی با برداشتهای عمومی از میزان مخاطب تلویزیون متفاوت به نظر میرسند. شما این وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
بهرنگ ملکمحمدی مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم: به نظرم باید ابتدا درباره یک پیشفرض صحبت کنیم؛ اینکه تلویزیون دیگر مخاطب ندارد. من این فرض را درست نمیدانم.
گاهی افرادی با اطمینان میگویند مخاطب تلویزیون از پلتفرمهای نمایش خانگی کمتر است، اما وقتی درباره آمار و ارقام صحبت میکنیم، باید اطلاعات دقیق و قابلمقایسهای داشته باشیم. پلتفرمها تعداد کاربران خود را اعلام میکنند و طبیعتاً این پرسش مطرح است که آیا همه این کاربران الزاماً یک سریال مشخص را تماشا میکنند؟ روشن است که چنین نیست.
از سوی دیگر، ما درباره میزان مخاطب تلویزیون نیز باید با اطلاعات دقیق صحبت کنیم. اینکه یک پلتفرم چند میلیون کاربر دارد، لزوماً به معنای آن نیست که همه آنها بیننده همه آثارش هستند. بنابراین مقایسه باید بر اساس معیارهای یکسان و آمار قابلاتکا انجام شود.
نکته دوم این است که تلویزیون برای ساخت هر سریال، هدفگذاری مشخصی دارد. ما لزوماً «آسباد» را نساختیم که خیابانها خلوت شوند یا همه مخاطبان فقط پای تلویزیون بنشینند. این مجموعه اهداف فرهنگی و اجتماعی مشخصی دارد؛ از جمله معرفی ظرفیتهای سیستانوبلوچستان و توجه به فرهنگ و هویت این منطقه.
ضمن اینکه بخش قابلتوجهی از هنرمندانی که امروز در پلتفرمهای نمایش خانگی فعالیت میکنند، از نیروهای حرفهای تلویزیون بودهاند و همچنان هم با این رسانه همکاری دارند. بنابراین نمیتوان میان تلویزیون و شبکه نمایش خانگی یک مرزبندی مطلق ایجاد کرد.
نکته دیگر اینکه آیا تاکنون دیدهاید یک پلتفرم چندین سریال تولید کند، اما چون تعدادی از آنها مخاطب کمتری داشتهاند، همه آثارش را کنار بگذارد؟ چنین انتظاری از تلویزیون هم منطقی نیست.
فرض کنید تلویزیون در یک دوره 10 سریال تولید میکند؛ ممکن است دو مجموعه با استقبال بیشتری روبهرو شوند، چند مجموعه مخاطب متوسطی داشته باشند و برخی دیگر نیز با هدف معرفی هنرمندان تازه یا پرداختن به موضوعات خاص ساخته شده باشند. آیا باید همه این آثار را فقط با یک معیار سنجید؟
به نظرم یکی از مشکلات همین است که گاهی از تلویزیون انتظار میرود تمام تولیداتش به یک اندازه پربیننده باشند؛ درحالیکه هر مجموعه مأموریت و هدف مشخصی دارد.
من یک پرسش دارم: اگر تلویزیون مخاطب ندارد، پس چرا برخی افراد اینقدر دقیق درباره سریالهایش اظهارنظر و نقد میکنند؟ چگونه بازی یک بازیگر در «آسباد» را میبینند و درباره شخصیتها و جزئیات داستان نظر میدهند؟ همین واکنشها نشان میدهد که مخاطب وجود دارد و آثار تلویزیونی دیده میشوند.
برای مثال، درباره «آسباد» از دوستان و هنرمندان بومی شنیدهام که در زاهدان مردم چقدر با این مجموعه ارتباط گرفتهاند. بازیگرانی مثل آقای سلماننژاد و دیگر هنرمندان محلی نیز بعد از پخش سریال با واکنشهای مردم روبهرو شدهاند. این ارتباط با مخاطب، بهویژه در منطقهای که داستان در آن روایت میشود، اهمیت زیادی دارد.
نمونه دیگر، سریال «پایتخت» است. هنگام پخش این مجموعه، درباره کاهش مصرف اینترنت در زمان پخش آن صحبت شد. این اتفاق نشان میدهد که تلویزیون همچنان میتواند مخاطبان زیادی را پای یک اثر جمع کند.
البته نباید انتظار داشته باشیم تلویزیون امروز مانند دهه 60 باشد. آن زمان تعداد شبکهها محدود بود، اما امروز مخاطب با شبکههای متعدد تلویزیونی، پلتفرمهای نمایش خانگی و انواع رسانههای اینترنتی روبهروست. طبیعتاً الگوی تماشا تغییر کرده است.
بنابراین به نظرم باید به جای تکرار این گزاره که تلویزیون مخاطب ندارد، درباره کیفیت آثار، تنوع موضوعات، میزان ارتباط سریالها با جامعه و البته انتشار شفاف آمار مخاطبان صحبت کنیم.
سریال اجتماعی را بر اساس نیاز جامعه میسازیم یا سلیقه مدیران؟
* برای ساخت یک سریال اجتماعی، علاوه بر فیلمنامه و ایده اولیه، شناخت ذائقه مخاطب و نیازهای واقعی جامعه نیز اهمیت دارد. در این میان، پیمایشهای اجتماعی، نظر جامعهشناسان، روانشناسان و کارشناسان مسائل اجتماعی چه جایگاهی دارند؟ به بیان دیگر، تصمیم برای ساخت یک سریال اجتماعی بر چه اساسی گرفته میشود؛ نیاز واقعی جامعه، ذائقهسنجی مخاطبان یا سلیقه مدیران و سازندگان؟ آیا در گروه اجتماعی سیمافیلم از مطالعات و مشاورههای تخصصی استفاده میشود؟ اگر پاسخ مثبت است، این مطالعات چگونه به انتخاب سوژه، طراحی شخصیتها و شکل نهایی فیلمنامه راه پیدا میکنند؟
بهرنگ ملکمحمدی مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم: حتماً از مشاوران تخصصی استفاده میکنیم. فیلمنامههایی که در دفترهای تولید و نگارش آماده میشوند، در حوزههای مرتبط مشاور دارند و نویسندگان نیز در طول نگارش با این افراد در ارتباط هستند.
این ارتباط فقط به مرحله نگارش محدود نمیشود؛ در زمان تولید هم از نظرات مشاوران و ناظران استفاده میکنیم. برای مثال، در جریان ساخت «آسباد»، دوستان ما با تعدادی از افراد آگاه و مطلع در سیستانوبلوچستان در ارتباط بودند. این ارتباط با منطقه و کارشناسان محلی در طول تولید ادامه داشت.
در واقع، تلاش میکنیم ارتباط میان نویسنده، مشاور و گروه تولید قطع نشود؛ چون ممکن است در مرحله اجرا نکاتی مطرح شود که ضرورت بازنگری یا اصلاح بخشی از کار را ایجاد کند.
برای نمونه، شما میتوانید سریال «پرنده کوکی» را در نظر بگیرید که بهزودی پخش خواهد شد. این مجموعه به موضوعی میپردازد که جامعه با آن درگیر است و طبیعتاً برای پرداختن به چنین موضوعی، شناخت و مشورت تخصصی اهمیت زیادی دارد.
جای خالی «خانه سبز» و «همسران» در تلویزیون
* یکی از موضوعاتی که همچنان در میان مخاطبان تلویزیون مطرح میشود، جای خالی سریالهای خانوادگی گرم، باورپذیر و متناسب با زندگی امروز است؛ آثاری مانند «خانه سبز» و «همسران» که روابط انسانی و مسائل خانواده را با زبانی صمیمی روایت میکردند. آیا تلویزیون به چنین آثاری نیاز ندارد؟ آیا تولید مجموعههایی با این رویکرد در دستور کار سیمافیلم قرار دارد؟
بهرنگ ملکمحمدی مدیر گروه اجتماعی سیمافیلم: به نظرم باید توجه کنیم که احیای مجموعههای موفق و ساخت آثار دنبالهدار در تلویزیون در حال پیگیری است. برای نمونه، «آژانس دوستی» از جمله مجموعههایی است که در این زمینه مطرح شده و «کارآگاه علوی» نیز تجربه موفقی در ادامه مسیر خود داشته است.
البته ساخت چنین مجموعههایی به مقدمات و شرایط خاصی نیاز دارد. شما وقتی میخواهید یک سریال را ادامه دهید، باید بتوانید همان گروه و فضای قبلی را تا حد امکان حفظ کنید. برای مثال، اگر قرار باشد سال آینده فصل دیگری از «آسباد» ساخته شود، ممکن است بخشی از بازیگران و عوامل به دلایل مختلف در دسترس نباشند؛ شاید در پروژه دیگری مشغول باشند یا امکان همکاری نداشته باشند.
این مسئله درباره مجموعههای خانوادگی هم وجود دارد. ساخت چنین آثاری واقعاً ضروری است، اما باید مقدمات و شرایط تولید آنها فراهم شود. ما هم در حال پیگیری و آمادهسازی زمینههای لازم برای این نوع تولیدات هستیم.
درباره بازگشت دقیق «خانه سبز» نیز در حال حاضر اطلاعات مشخصی ندارم، اما اصل موضوع احیای مجموعههای موفق و تولید آثار خانوادگی همچنان اهمیت دارد.
هنرمندانی که در روزهای سخت کنار تلویزیون بودند، فراموش نشوند
در پایان جمعبندی دارید بفرمایید؛ آقای خلیلنژاد از شما شروع کنیم.
حسام خلیلنژاد بازیگر: میخواهم نکتهای را خطاب به مدیران و مسئولان فرهنگی مطرح کنم. در سال 1401، همزمان با اتفاقات آن دوره، ما در فضای باز برج میلاد نمایشی درباره حاج قاسم اجرا میکردیم. من در آن اجرا با انوش معظمی و مالک هتپورسراج همکاری داشتم.
در همان روزها اتفاقات سختی رخ داد و فضای کاری هم شرایط خاصی داشت. خاطرم هست پیش از اجرا، در جریان تمرینها، با یکی از دوستان درباره شرایط آن روزها صحبت میکردیم. این تجربهها باعث شد به موضوعی فکر کنم که هنوز هم برایم اهمیت دارد.
برخی هنرمندان در سختترین شرایط کنار کار و مجموعههای فرهنگی بودند؛ زمانی که خیلیها حاضر به حضور و همکاری نبودند، آنها ایستادند و کار کردند. اما گاهی وقتی شرایط بهتر و مسیر فعالیت هموارتر میشود، همین افراد کمتر دیده میشوند و فرصتها به سمت گروه دیگری میرود.
حرف من این است که نباید هنرمندانی را که در روزهای دشوار کنار این مجموعهها و فعالیتهای فرهنگی بودند، فراموش کنیم. بسیاری از آنها ظرفیت و تواناییهای زیادی دارند و شایسته است فرصتهای بیشتری برای ادامه فعالیت حرفهای پیدا کنند.
در مجموع، حضور در «آسباد» برای من تجربه بسیار خوبی بود. من سیستانوبلوچستان را واقعاً عاشقانه دوست دارم و امیدوارم برای مردم این منطقه بهترین اتفاقها رقم بخورد.
مردم روستا در تولید «آسباد» همراه ما بودند
* آقای غفرانی، تولید «آسباد» در بیش از 30 لوکیشن روستایی و در منطقهای با فاصله زیاد از مرکز، طبیعتاً دشواریهای زیادی داشته است. مهمترین تجربه شما از این همکاری چه بود؟
محمدحسین غفرانی، تهیهکننده: ابتدا از همه دوستانی که در این میزگرد حضور داشتند و شما که فرصت این گفتوگو را فراهم کردید، تشکر میکنم.
تولید «آسباد» پروژه دشواری بود و طبیعتاً با مشکلات و سختیهای خاص خودش همراه شد؛ بهویژه از نظر مسیرهای طولانی، تعدد لوکیشنها و جابهجایی گروه. بااینحال، برای من تجربه بسیار جذابی بود. حتی سختیهای کار هم در مجموع برایم دلچسب بود.
ما فقط در بخش روستاها به بیش از 30 لوکیشن رفتیم. در بسیاری از این مناطق، جمعیت روستاها چندان زیاد نبود؛ گاهی یک روستا فقط 15 یا 20 خانوار داشت. بااینحال، مردم همان روستاها با تمام توان به ما کمک میکردند.
برای نمونه، صحنه تشییع جنازه شیردلخان را به خاطر بیاورید. برای اجرای آن صحنه به تعداد زیادی هنرور نیاز داشتیم و فکر میکنم حدود 300 نفر باید در آن حضور پیدا میکردند. فراهمکردن چنین جمعیتی در روستاهایی با آن تعداد خانوار کار سادهای نبود.
اما مردم با وجود همه محدودیتها کنار ما بودند. حتی گاهی علاوه بر حضور در صحنه، به گروه تولید غذا میدادند و از عوامل پذیرایی میکردند. این همراهی برای ما بسیار ارزشمند بود.
واقعیت این است که تولید در چنین مناطقی فقط به امکانات فنی و تجهیزات وابسته نیست؛ همراهی مردم محلی هم نقش تعیینکنندهای دارد. ما در طول این پروژه این همراهی را بهخوبی تجربه کردیم و از همه مردم روستاهایی که میزبان گروه بودند، صمیمانه تشکر میکنم.
انتهای پیام/