یادداشت| تهدید خطرناک کلشسوزی در شالیزارهای لرستان!
- اخبار استانها
- اخبار لرستان
- 09 آبان 1405 - 08:57
به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، کلشسوزی مزارع برنج در لرستان، موضوعی فراتر از یک شیوه نادرست در مدیریت بقایای کشاورزی است؛ اقدامی که در صورت تداوم، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت خاک، کیفیت هوا، تنوع زیستی و آینده تولید محصولات کشاورزی به همراه داشته باشد. در شرایطی که حفاظت از منابع آب و خاک و حرکت به سمت کشاورزی پایدار از ضرورتهای بخش کشاورزی استان به شمار میرود، سوزاندن بقایای گیاهی نهتنها بخشی از سرمایه طبیعی مزارع را از بین میبرد، بلکه هزینههای زیستمحیطی و اقتصادی پنهانی را نیز به جامعه تحمیل میکند.
با وجود آنکه کلش برنج میتواند بهعنوان منبعی ارزشمند از مواد آلی و عناصر غذایی، دوباره به چرخه تولید بازگردد، همچنان در برخی مناطق برنجخیز لرستان با آتشزدن این بقایا مواجه هستیم؛ مسئلهای که ضرورت تغییر نگرش کشاورزان، ترویج روشهای علمی و حمایت دستگاههای متولی از راهکارهای جایگزین را دوچندان میکند. در همین راستا، دکتر رضا نامداری، مدرس و محقق مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی لرستان، در یادداشتی به بررسی پیامدهای کلشسوزی، دلایل گرایش کشاورزان به این اقدام و راهکارهای علمی مدیریت بقایای مزارع برنج پرداخته است که در ادامه میخوانید.
سوزاندن بقایای گیاهی پس از برداشت محصولات کشاورزی، بهویژه کلش مزارع برنج، یکی از چالشهای جدی در مدیریت پسماندهای کشاورزی و حفاظت از منابع پایه تولید به شمار میرود. این موضوع در برخی مناطق برنجخیز استان لرستان نیز بهعنوان یک رویه نادرست مدیریت مزرعه از سوی بهرهبرداران مشاهده میشود که در صورت تداوم، میتواند پیامدهای نامطلوبی بر حاصلخیزی خاک، کیفیت هوا، تنوع زیستی و پایداری نظامهای کشاورزی داشته باشد.
از منظر علمی، کلش برنج صرفاً یک پسماند کشاورزی نیست، بلکه منبعی ارزشمند از مواد آلی و عناصر غذایی است که میتواند در صورت مدیریت صحیح، نقش مؤثری در بهبود کیفیت خاک و حفظ ظرفیت تولید مزارع ایفا کند. سوزاندن این بقایا اگرچه ممکن است در کوتاهمدت راهکاری سریع و کمهزینه برای پاکسازی زمین و آمادهسازی آن برای کشت بعدی به نظر برسد، اما در واقع نوعی چشمپوشی از ظرفیتهای ارزشمند زیستی و اقتصادی بقایای گیاهی است.
پیامدهای کلشسوزی بر سلامت خاک
یکی از مهمترین آثار منفی آتشزدن کلش برنج، تخریب بخشی از حیات زیستی خاک است. خاک یک محیط زنده و پویاست که مجموعهای از میکروارگانیسمها و مواد آلی در آن، چرخه عناصر غذایی و فرآیندهای حیاتی را مدیریت میکنند. افزایش ناگهانی دمای سطح خاک در اثر آتشسوزی میتواند به جمعیت میکروارگانیسمهای مفید آسیب برساند و فعالیت زیستی خاک را مختل کند. همچنین بخشی از عناصر غذایی موجود در بقایای گیاهی، بهویژه نیتروژن و گوگرد، در اثر احتراق به شکل گاز وارد جو میشوند. این مسئله به معنای کاهش بخشی از ظرفیت تغذیهای و حاصلخیزی بالقوه خاک است.
از سوی دیگر، حذف پوشش بقایای گیاهی از سطح زمین، خاک را در برابر فرسایش آبی و بادی آسیبپذیرتر میکند و میتواند موجب کاهش حفظ رطوبت، افزایش نوسانات دمایی سطح خاک و تشدید تخریب ساختار آن شود. این مسائل در شرایط اقلیمی لرستان و با توجه به اهمیت حفاظت از منابع آب و خاک، از اهمیت دوچندان برخوردار است.
کلشسوزی علاوه بر آسیب به خاک، یکی از منابع تولید آلایندههای جوی در مناطق کشاورزی محسوب میشود. احتراق بقایای برنج موجب انتشار ذرات معلق، CO و ترکیبات حاصل از احتراق ناقص میشود. این آلایندهها میتوانند کیفیت هوای مناطق روستایی و سکونتگاههای شهری اطراف مزارع را کاهش دهند و برای گروههای حساس، بهویژه کودکان، سالمندان و افراد مبتلا به بیماریهای تنفسی و قلبی، مخاطرات جدی ایجاد کنند.
همچنین انتشار گازهای مخرب در اثر سوزاندن بقایای گیاهی، از دیگر پیامدهای این اقدام است که با اهداف کشاورزی پایدار و کاهش آثار تغییر اقلیم مغایرت دارد. نباید فراموش کرد که آتشزدن بقایای مزارع در شرایط وزش باد، احتمال گسترش آتش به پوشش گیاهی طبیعی مجاور، باغات، مراتع و سایر اراضی کشاورزی را نیز افزایش میدهد.
چرا کشاورزان به کلشسوزی روی میآورند؟
برای مقابله مؤثر با این پدیده، صرفاً نباید به جنبههای بازدارنده و قانونی موضوع توجه کرد، بلکه لازم است دلایل اقتصادی و فنی رفتار کشاورزان نیز مورد بررسی قرار گیرد. محدودیت زمانی برای آمادهسازی زمین، هزینه بالای جمعآوری و انتقال بقایا، کمبود ماشینآلات مناسب، نگرانی از افزایش آفات و بیماریها و آگاهی ناکافی از روشهای مدیریت بقایای گیاهی، از جمله عواملی هستند که ممکن است کشاورزان را به سمت کلش سوزی سوق دهند.
بنابراین، برخورد با این مسئله نیازمند رویکردی علمی، آموزشی، اقتصادی- اجتماعی و مشارکتی است. نمیتوان از کشاورز انتظار داشت که بدون دسترسی به تجهیزات، دانش فنی و راهکارهای جایگزین مقرونبهصرفه، بهراحتی از یک روش سنتی فاصله بگیرد.
به اعتقاد اینجانب، مدیریت صحیح کلش برنج باید بهعنوان بخشی از برنامه جامع مدیریت حاصلخیزی خاک و کشاورزی پایدار در استان مورد توجه قرار گیرد. در این راستا، راهکارهای زیر قابل توصیه است:
1. خرد کردن و بازگرداندن بقایای گیاهی به خاک: استفاده از خردکنهای مناسب و مخلوط کردن بقایا با خاک، در صورت مدیریت صحیح و رعایت زمانبندی مناسب، میتواند به افزایش ماده آلی و بهبود ویژگیهای فیزیکی و زیستی خاک کمک کند.
2. استفاده از بقایای برنج در تولید کمپوست و صنایع: تبدیل کلش و سایر بقایای گیاهی به کود آلی از طریق فرآیند کمپوستسازی، یکی از راهکارهای ارزشمند برای بازیافت مواد آلی و تولید نهادههای مفید کشاورزی است. همچنین کاربرد کلش در صنایع جهت بستهبندی نیز از جمله موارد مصرف میباشد.
3. تولید ورمیکمپوست: بخشی از بقایای گیاهی، پس از آمادهسازی و فرآوری مناسب، قابلیت استفاده در سامانههای تولید ورمیکمپوست را دارد.
4. استفاده در تولید انرژی و محصولات زیستی: با فراهم شدن زیرساختهای فنی و اقتصادی، میتوان از کلش برنج در تولید سوخت زیستی، انرژی و برخی فرآوردههای صنعتی استفاده کرد.
5. مدیریت اصولی آفات و بیماریها: یکی از نگرانیهای کشاورزان درباره باقی ماندن کلش در مزرعه، احتمال انتقال عوامل بیماریزا و افزایش آفات است. این موضوع باید از طریق پایش مزرعه، شناسایی عوامل خسارتزا، تناوب زراعی و مدیریت تلفیقی آفات و بیماریها کنترل شود؛ نه از طریق سوزاندن بیضابطه بقایا.
البته باید توجه داشت که بازگرداندن کلش برنج به خاک نیز نیازمند مدیریت علمی است؛ زیرا نسبت کربن به نیتروژن بالا در بقایای تازه برنج میتواند در کوتاهمدت موجب تثبیت موقت نیتروژن و کاهش دسترسی گیاه به این عنصر شود. بنابراین، تنظیم زمان اختلاط بقایا با خاک، مدیریت نیتروژن و استفاده از روشهای مناسب تسریع تجزیه، اهمیت زیادی دارد.
ضرورت برنامهریزی استانی و نقش مراکز تحقیقاتی
مقابله با کلشسوزی در لرستان باید از سطح توصیههای فردی فراتر رفته و به یک برنامه اجرایی مشترک میان سازمان جهاد کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان، مدیریتهای جهاد کشاورزی شهرستانها، دهیاریها، تشکلهای کشاورزی و بهرهبرداران با همراهی و همکاری اداره کل حفاظت محیط زیست تبدیل شود. در این زمینه، اجرای مزارع الگویی مدیریت بقایای برنج، برگزاری کارگاههای آموزشی در مناطق برنجخیز، فراهم کردن امکان دسترسی به ماشینآلات خردکن و جمعآوری کلش و حمایت از واحدهای کوچک تولید کمپوست میتواند نقش مؤثری در تغییر رفتار کشاورزان داشته باشد.
همچنین پیشنهاد میشود برای هر منطقه برنجخیز استان، متناسب با شرایط خاک، اقلیم، نوع رقم، تناوب زراعی و امکانات کشاورزان، دستورالعمل اختصاصی مدیریت بقایای برنج تدوین شود. نسخه واحد برای تمام مزارع لزوماً کارآمد نخواهد بود.
کلش برنج نباید بهعنوان زبالهای مزاحم و فاقد ارزش تلقی شود؛ بلکه این بقایا بخشی از سرمایه زیستی مزرعه هستند که با مدیریت صحیح میتوانند دوباره به چرخه تولید بازگردند. کلشسوزی شاید در کوتاهمدت مسئله پاکسازی زمین را حل کند، اما در بلندمدت میتواند هزینههای پنهانی از جمله کاهش کیفیت خاک، افت تنوع زیستی، آلودگی هوا و افزایش آسیبپذیری نظام کشاورزی را به همراه داشته باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، کشاورزی لرستان به سمت بهرهگیری از دانش روز، حفاظت از منابع پایه و حرکت به سوی تولید پایدار نیاز دارد. تغییر نگرش از «سوزاندن بقایا» به «بازیافت و مدیریت بقایا» باید به یک فرهنگ فراگیر در جامعه کشاورزی تبدیل شود. به باور من، حفظ خاک برای نسلهای آینده، از مزرعه امروز آغاز میشود. هر هکتار زمینی که در آن از آتشزدن بقایای گیاهی جلوگیری و مواد آلی بهدرستی مدیریت شود، گامی در جهت حفاظت از سرمایههای طبیعی استان و تضمین امنیت غذایی نسلهای آینده خواهد بود.
انتهای پیام/